خلاصه محتوا:
اسماء الهی تجلیات ذات حق، حالات و صفات ذاتی او هستند؛ اموری که از متن ذات الهی میجوشند و بر آن حمل میشوند، و نه عوارض مفارق. اسماء الهی از جهت کلیت، جزئیت، شمول و سیطره بر یکدیگر یکسان نیستند و میان آنها روابطی چون احاطه، محیط بودن، سلطنت، ریاست و مرعوسیت برقرار است.
اسم رحمان بر همه اسماء جمالی احاطه دارد و مادر آنها است؛ اسم مالک و قهار سلطان اسماء جلالی است. اسم «الله» جامع همه اسماء جمالی و جلالی، و سلطان مطلق همه اسماء است. صفات سلبی، صفات جلالی و صفات ثبوتی، صفات جمالیاند. «ربّ» همه اسماء، همان اسم الله است.
اسماء کلی تنها چهار یا پنج یا نهایتاً هفت اسماند، اما اسماء جزئی بینهایتاند. اسم کلی اسمی است که ظرفیت وجودی و احاطی بیشتری داشته باشد؛ همچون رحمان و الله. اسماء جزئی زیرمجموعه هر اسم کلی قرار میگیرند. برخی حکما همه اسماء را تحت اسماء اربعه «اول، آخر، ظاهر، باطن» طبقهبندی میکنند. اسماء دارای جهت ایجادی تحت «الاول» قرار میگیرند، اسماء دارای جهت قبض و بازگشت، تحت «الآخر»، اسماء ظهور تحت «الظاهر» و اسماء بطون تحت «الباطن». اسماء ازلی تحت «الاول» و اسماء ابدی تحت «الآخر» واقع میشوند. ظهور هر اسم از ظاهر و بطون هر اسم از باطن است.
اشیاء از اسماء اول و آخر و ظاهر و باطن خالی نیستند، زیرا هر چیز یا ظهور دارد یا بطون، یا ایجاد دارد یا اعاده. پس همه اشیاء مظاهر این چهار اسم کلیاند.
در ادامه، به «اسماء سبعه» اشاره میشود: حیات، علم، اراده، قدرت، کلام، سمع و بصر. این اسماء نسبت به یکدیگر تقدم رتبی دارند و مادر آنها اسم «حی» است؛ علم از حیات ناشی میشود، و بعد اراده، سپس قدرت، سپس کلام و پس از آن سمع و بصر. اسماء سبعه نیز همگی از اسم جامع الله ریشه میگیرند.
اسماء ذاتی مانند صمد، غنی، قیوم و واجبالوجود، از جهت نزدیکی به مرتبه احدیت، رتبهای بالاتر از اسماء صفاتی دارند. اسم الله بر همه اسماء ذاتی احاطه دارد.
مراتب اسماء درجات متناسب با قوّه قیومیه دارند. اتصال به اسماء الهی مایه قیومیت، سریان و ولایت کلیه است. حضور اسماء در اشیاء یا به صورت «میّت» (مرتبه پایینتر) یا «سریان» (مرتبه بالاتر و باطنی) است. هیچ اسمی ظلم در مظاهر ایجاد نمیکند، زیرا تجلی ظلمی وجود ندارد و عدل در همه اسماء ظهور دارد.
الهویت الهی سه مرتبه دارد: ذاتی، صفاتی و فعلی. «و فی السما إله و فی الارض إله» اشاره به الوهیت فعلی است؛ «لا اله الا هو» به الوهیت ذاتی و «و لله الاسماء الحسنی» به الوهیت صفاتی. هر شیء مظهر اسماء الهی است و به همین جهت میتواند همه عوالم را در خویش بیابد. هر ظهور شیء، راهی به توحید و صراط مستقیم تکوینی است.
آغاز محتوا:
- مباحث کلیت و جزئیت و روابط اسماء الهی:
اسماء الهی تجلیات ذات الهی هستند؛ احوال الهی، حالات الهی و صفات الهی هستند و از اعراض ذاتی الهی می باشند، یعنی از ذات الهی میجوشند و بر ذات الهی حمل میشوند و جزو اعراض مفارق یا اعراض لازم نیستند. اینها اعراض ذاتی الهیاند؛ یعنی احوالات ذاتیاند که عارض بر ذات الهی میشوند و در حقیقت از متن ذات حق میجوشند و سِعه ذات حق را نشان میدهند.
- عدم تساوی اسماء الهی از نظر شمول و کلیت:
اسماء الهی به لحاظ کلیت و جزئیت و شمول و سِعه یکسان نیستند. به همین جهت رابطهایی مانند محیط بودن، محاط بودن، رئیس بودن و مرعوس بودن میان آنها برقرار است. برای مثال، اسم رحمان بر همه اسماء جمالی احاطه دارد؛ یعنی مادر اسماء جمالی و سلطان اسماء جمالی، اسم رحمان است. اسم مالک و قهار بر همه اسماء جلال احاطه دارد، پس سلطان اسماء جلال، اسم مالک و قهار است. اسم الله بر همه اسماء جلالی و جمالی احاطه دارد؛ هم بر اسماء جلالی و هم بر اسماء جمالی احاطه کامل دارد و جامع همه اسماء است. بنابراین سلطان تمام اسماء الهی، اسم جامع الله است که اسم اعظم است.
- صفات سلبی و ثبوتی و نقش اسم الله:
صفات سلبی، صفات جلالی و صفات ثبوتی، صفات جمالی هستند. ربّ تمام اسماء الهی، اسم الله است و سلطان تمام اسماء الهی، همان اسم جامع الله است. کلیترین اسم، الله است و جامعترین اسم، الله است. سلسله مقام واحد اسم جامع الله است که از آن به «الله وصفی» تعبیر میکنیم.
- اسماء کلیه و اسماء جزئیه:
اسماء کلیه اربعه که امهات اسماء معروفاند، یعنی «اول، آخر، ظاهر، باطن»، از اسم الله ناشی میشوند. اسماء سبعه نیز از اسم الله ناشی میشوند، مانند علم، قدرت، اراده، سمع، بصر، کلام و حیات. تمام اینها از اسم جامع الله ناشی میگردند. پس تمام اسماء کلیه اربعه و تمام اسماء سبعه و تمام اسماء تنزیهی، تشبیهی، کلی و جزئی، جلالی و جمالی و اسماء انشائی و ظهوری و بطونی، همه به اسم جامع الله بازمیگردند.
اسماء جزئی اسمائیاند که تحت احاطه اسم کلی قرار دارند. مانند اسم حکیم که تحت اسم علیم است. اسمی که اشتمال وجودی بیشتری داشته باشد و اسماء دیگر را در برگیرد، اسم کلی نامیده میشود؛ مانند رحمان، الله و ربّ. اسماء کلی چهار، پنج یا هفت مورد بیشتر نیستند، اما اسماء جزئی نامتناهی و نامحدودند. پس هر اسم کلی دارای سلسلهای از زیرمجموعههاست که آنها را پوشش میدهد. بنابراین اسماء نسبت به یکدیگر رابطه احاطی و محیطی دارند، رابطه پوششی دارند و نیز رابطه ریاست و مرعوسی دارند. برخی اسماء سلطان اسماء دیگر هستند، مانند اسم عزیز که سلطان اسماء فعلیه است یا اسم قیوم که سلطان اسماء فعل است.
- طبقه بندی اسماء بر اساس اسماء اربعه:
برخی معتقدند همه اسماء تحت اسماء اربعه مندرج هستند؛ یعنی تحت اسماء «اول، آخر، ظاهر، باطن». برای مثال اسمائی که جهت ایجادی دارند، مانند خالق، مُبدع، فاطر، منشئ، مرشد و موجد، همه تحت اسم «الاول» هستند. اسمائی که جنبه قبض و بازگشت دارند، تحت اسم «الآخر» قرار میگیرند. اسمائی که جهت ظهوری دارند مانند علیم و قادر تحت اسم «الظاهر» هستند. اسمائی که جهت بطونی دارند مانند سُبوح، قدوس، ساتر و خفی، همه تحت اسم «الباطن» هستند. اسمائی که ازلیاند، تحت اسم «الاول» قرار میگیرند و اسمائی که ابدیاند تحت اسم «الآخر». هر اسمی که ازلی است، حتماً ابدی است، اما عکس آن چنین نیست. ازلیت اسماء از اسم «الاول» است و ابدیت اسماء از اسم «الآخر». ظهور هر اسمی از اسم «الظاهر» و بطون هر اسمی از اسم «الباطن» است.
- ملازمه اشیاء با اسماء اربعه:
اشیاء از اسماء اول، آخر، ظاهر و باطن خالی نیستند، زیرا یا جهت ظهوری دارند یا جهت بطونی، یا جهت ایجادی دارند یا جهت اعادهای. پس همه اشیاء مظهر اسماء اربعه «اول، آخر، ظاهر و باطن» هستند.
- اسماء سبعه و ترتیب آنها:
اُمَهات اسماء دیگر، اسماء سبعه هستند و این اسماء نسبت به هم تقدم دارند، مانند حیات، اراده، قدرت، سمع، بصر و کلام. مادر تمام اسماء سبعه، اسم حیات است. اسم «حی» بر تمام اسماء سبعه تقدم دارد. از حیات، علم و اراده ناشی میشود. علم و اراده منشأ قدرت و سپس کلام هستند و پس از کلام، سمع و بصر قرار دارند. بنابراین اسم «حی» مادر اسماء سبعه است و تمام آنها از او ریشه میگیرند. این اسماء، اسماء عاماند و منشأ اسماء دیگر. تا حیات نباشد، علم نیست؛ تا علم و اراده و قدرت نباشد، کلام نیست؛ و تا کلام نباشد، سمع و بصر نیست.
- اسماء ذاتی و نسبت آنها با اسم الله:
اسماء ذاتی مانند صمد، غنی، قیوم و واجبالوجود رتبهای بالاتر از اسماء صفاتی دارند، زیرا به مرتبه احدیت نزدیک ترند. اسم الله، اسم جامع است که بر همه اسماء ذاتی احاطه دارد. پس اسماء الهی درجات دارند و درجات آنها درجات مَعیَت قیومیه است. اتصال با اسماء الله، قیومیت میآورد؛ اتصال با اسماء الله، سریان میآورد؛ اتصال با اسماء الله، ولایت کلیه ایجاد میکند. قیومیت با اشیاء، سریان با اشیاء و میت با اشیاء تحقق مییابد. اتصال با اسماء الله، اتحاد با اشیاء و غیب به اشیاء میآورد و سریان مرتبهای بالاتر از مَعیَت است، زیرا حضور در باطن و قلب و احاطه بر قلب است.
- احکام تجلی اسماء خدا در مظاهر:
اسماء الهی از شریف ترین معارف توحیدی هستند و هیچ اسمی ظلمی به مظاهر نمیکند. در هر اسمی عدل الهی ظهور دارد. ما تجلی ظلمی نداریم و «اسم عدل» در تمام اسماء الهی ساری و جاری است. خداوند بر تمام اشیاء حضور دارد و حضور او به هویت اوست.
- مراتب سهگانه الوهیت:
«و فی السما إله و فی الارض إله» یعنی الوهیت فعلی که در مقام فعل ظاهر میشود. «لا اله الا هو» الوهیت ذاتی است. «و لله الاسماء الحسنی» الوهیت صفاتی است. پس الوهیت سه مرتبه دارد: ذاتی، صفاتی و فعلی. ظهور خداوند به مظاهر، ظهور الوهیت است و بنابراین هر شیء جامع اسماء الهی است، زیرا در هر شیء، خداوند به خود حضور و ظهور دارد؛ پس به الوهیت تجلی دارد.
- اشیاء و صراط مستقیم تکوینی:
هنگامی که هر شیء تجلی الوهیت حق باشد، میتواند تمام عوالم را در خود بیابد. هر شیء از هر جهتی که ظهور کند، همان راه توحید است و همان صراط مستقیم تکوینی.