آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • معرفت نفس
  • لطافت نفس و مراتب حکمت در سیر انفسی انسان

لطافت نفس و مراتب حکمت در سیر انفسی انسان

این محتوا به بررسی نقش لطافت نفس، اعتدال مزاج، و مراتب حکمت در سیر انفسی انسان می‌پردازد. انسان ذاتاً «حکمت‌ شناس» و «حکمت ‌پذیر» است؛ یعنی میل ذاتی به شناخت قواعد و رموز عالم دارد. حکمت‌ها همان رمزنامهٔ عالم الهی‌اند و از راه تعقل و اندیشیدن، نه از راه اخلاق و احکام، حاصل می‌شوند. اساس سلوک انفسی انسان، دستیابی به این حکمت‌ها از طریق تفکر مداوم است.

از دیدگاه صدرایی، حرکت جوهری انسان موجب تلطیف نفس و نطفه می‌شود؛ با این لطافت، انسان مظهر اسم لطیف الهی می‌گردد. تجلی این اسم سبب پیدایش «علم جَفر» است، همان‌ گونه که اسم خبیر منشأ «علم رَمل» می‌شود. این دو اسم الهی لطیف و خبیر  هم ‌افق و هم‌ راستا هستند؛ لطافت نفس زمینه تجلی علوم باطنی و کشف رموز غیبی را فراهم می‌کند.

تفاوت مرتبه‌های عالم : 

عالم ملک، آینهٔ ملکوت است؛ ملکوت، آینهٔ جبروت؛ و جبروت، آینهٔ عالم الهی. هر نازله‌ای نمایانگر مرتبهٔ بالاتر است؛ از این ‌رو همهٔ عالم، «آیت حق» و «حکایت حق» است. انسان با حواس ظاهری از عالم مُلک، و با قوهٔ خیال از عالم ملکوت تصویر می‌گیرد. خیال واسطه میان عالم مثال و بدن است و با «روح بخاری» مرتبط می‌شود. این روح بخاری از خون متصاعد می‌شود و هرچه لطیف ‌تر باشد، ارتباط خیال و بدن قوی‌تر و دریافت‌های غیبی روشن ‌تر است. انبیاء الهی به سبب لطیف‌ ترین روح بخاری، لطیف ‌ترین قوهٔ خیال و تمثلات نورانی را دارا هستند.

لطافت روح بخاری منشأ لطافت مزاج و قوهٔ خیال است؛ و اعتدال مزاج موجب دریافت‌های حکمی و سلوک انفسی کامل می‌گردد. از همین اعتدال بود که معراج رسول الله شکل گرفت و به مثابه شرح اطوار سبعهٔ انسان شد؛ هر مرحلهٔ وجودی انسان با آزمون‌ها و آتش‌های خاص خود همراه است، چنان ‌که ورود حضرت ابراهیم به آتش نماد گذر از یک مرتبهٔ وجودی انفسی بود.

در پایان، رابطهٔ اسماء الهی تشریح می‌شود: 

اسم لطیف پنج بار و اسم خبیر چهل ‌و‌پنج بار در قرآن آمده است؛ اسم خبیر علم به جزئیات دارد و علیم علم به کلیات. تکرار اسم خبیر، انسان را به امور غیبی و جزئیات عالم آگاه می‌سازد. ترکیب و امتزاج اسم خبیر و لطیف سبب گشایش به عالم غیب می‌شود. از این ‌رو لطافت غذا و اعتدال بدن انسان شرط لطافت روح بخاری است که به نوبهٔ خود عاملی برای دریافت حکمت‌های الهی در سیر انفسی انسان می‌گردد.

آغاز محتوا:

  •  ذات انسان و میل درونی به حکمت:

انسان ذاتاً حکمت ‌شناس و حکمت ‌پذیر است؛ نفس ناطقهٔ انسانی میل به شناخت حکمت دارد و در واقع، این تمایل در ذات او نهاده شده است. حکمت‌ها قواعد عالم و رموز هستی‌اند؛ رمزنامهٔ عالم الهی همان حکمت‌های الهی است. 

این حکمت‌ها از راه احکام و اخلاق به دست نمی‌آیند، بلکه از طریق تعقل و اندیشیدن حاصل می‌گردند. از همین رو، تأکید فراوان بر تفکر دائم شده است تا انسان از راه اندیشه به حکمت‌ها برسد، و این حکمت‌ها مبنای سلوک انفسی انسان‌اند.

  •  حرکت جوهری و تلطیف نفس:

در اثر حرکت جوهری، نفس و نطفه متعادل و تلطیف می‌شوند و انسان مظهر اسم لطیف الهی می‌گردد. 

از این مظهریت، علم جَفر می‌روید؛ علم جفر در حقیقت از تقارن با اسم لطیف سرچشمه می‌گیرد. تکرار اسم لطیف سبب رویش علم جَفر می‌شود، همان ‌گونه که تکرار اسم خبیر منشأ پیدایش علم رَمل است. اسم‌های خبیر و لطیف هم‌افق و هم‌راستا هستند.

  • نطفه و آمادگی برای علوم باطنی:

حرکت جوهری زمینهٔ تلطیف نطفه را فراهم می‌کند؛ نطفه به هنگام لطافت، مظهر اسم لطیف الهی می‌شود. هنگامی که نفس انسان مظهر اسم لطیف می‌گردد، علم جفر از آن زایش می‌یابد. نفس انسان در این حالت، مزرعه و بستر آمادگی برای جذب علم جفر است؛ همان‌گونه که حکمت برای انسان «تحیّر» می‌آورد و تعجب مقدمهٔ آن است. 

تحیّر، وصف کمالی نفس است و یکی از منازل سلوکی در مسیر انفسی انسان به شمار می‌رود.

  •  مراتب عالم: ملک، ملکوت، جبروت و عالم الهی:

عالم مُلک، اساس عالم ملکوت است و ملکوت حکایتگر جبروت و آینهٔ آن. جبروت نیز آینهٔ عالم الهی است؛ هر مرتبهٔ نازله، آیت و نمایشِ مرتبهٔ عالی‌تر است و هر نازله به اندازهٔ وسعت خود حقیقت بالاتر را نشان می‌دهد. از این ‌رو، سراسر هستی آیت و آینهٔ حق است و حکایتگر از اوست.

  •  قوهٔ خیال و رابطهٔ آن با روح بخاری:

انسان با حواس ظاهری از عالم مُلک عکسبرداری می‌کند و با قوهٔ خیال از عالم ملکوت تصاویر می‌گیرد. قوهٔ خیال حقایق مثال مطلق را در خود تنزل می‌دهد و در مخازن نفس نگهداری می‌کند؛ همچنین معقولات عالم غیب را در صورت مثالی در نفس متجلی می‌سازد.

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: روح در بدن همچون آب در گل است؛ و مقصود، روح بخاری است. نفس ناطقهٔ انسانی، روح بخاری‌ای دارد که جسمیت و مادیت لطیف دارد؛ از خون، بخاری ظریف و رقیق متصاعد می‌شود. هرچه این روح بخاری لطیف‌تر باشد، ارتباط میان خیال و بدن بهتر و قوی‌تر است، زیرا قوهٔ خیال مستقیماً با روح بخاری در ارتباط است.

  •  لطافت روح بخاری و مرتبهٔ انسانی پیامبران:

انبیاء الهی لطیف ‌ترین روح بخاری را دارند، و از این ‌رو، لطیف ‌ترین خیال و تمثلات نورانی را دارا هستند. خواب‌های آنان بهترین خواب‌هاست، زیرا خیالشان از لطافت کامل برخوردار است. 

لطافت روح بخاری از لطافت غذاهای انسان سرچشمه می‌گیرد؛ هرچه غذا لطیف ‌تر باشد، روح بخاری لطیف ‌تر خواهد بود. این لطافت سبب اعتدال مزاج می‌شود، و هرچه مزاج معتدل‌تر باشد، ارتباط میان نفس و بدن قوی‌تر، و دریافت‌های حکمی و ملکوتی افزون‌تر خواهد شد.

  •  اعتدال مزاج و سیر انفسی رسول الله:

لطافت روح بخاری موجب اعتدال مزاج می‌شود. نتیجهٔ اعتدال مزاج، همان معراج رسول الله است که شرح اطوار سبعهٔ انسان می‌باشد؛ معراج در حقیقت سفر انفسی پیامبر است. 

هر مرحلهٔ انسانی اقتضائات خاصی دارد؛ انسان در مسیر سیر انفسی باید سختی‌ها و تلخی‌های آن مراحل را تحمل کند تا مراتب سبعه را طی نماید. به همین سان، ورود حضرت ابراهیم (ع) در آتش نماد گذر از یکی از مراتب وجودی بود؛ داخل شدن در آتش جسمانی، تبلور عبور از آتش انفسی است.

  •  اسماء الهی و ارتباط آن‌ها با علوم باطنی:

اسم لطیف در آیات قرآن پنج بار آمده است، و اسم خبیر که علم به جزئیات دارد، چهل ‌و ‌پنج بار تکرار شده است؛ در حالی‌که اسم علیم، علم به کلیات را بیان می‌کند. 

امور پنهان با اسم خبیر آشکار می‌شوند و تکرار این اسم، انسان را به شناخت امور غیبی و جزئیات عالم می‌رساند. در لغت نیز «خبیر» به معنای ظریف، نازک ‌کار و هوشمند است. امتزاج اسم خبیر با اسم لطیف سبب ورود انسان به عالم غیب می‌گردد؛ خداوند از همین رو «لطیف خبیر» خوانده شده است.

علم جفر از تجلیات اسم لطیف است و علم رمل از تجلیات اسم خبیر؛ این دو علم همانند این دو اسم الهی در یک راستا و امتزاج با یکدیگرند.

  •  نتیجه سلوک انفسی در لطافت نفس:

بنابراین هرچه غذا لطیف ‌تر و مزاج معتدل‌ تر باشد، روح بخاری لطیف ‌تر می‌شود؛ در نتیجه، قوهٔ خیال لطیف ‌تر و نفس ناطقهٔ انسان قدرت پذیرش حقایق غیبی را بیشتر پیدا می‌کند. این لطافت موجب افزایش دریافت‌های معنوی و حکمی انسان در مسیر سیر انفسی خواهد بود.