خلاصه محتوا:
این محتوا شرحی عرفانی-حکمی از فرایند آفرینش، تجلی اسماء الهی، نسبت ظاهر و باطن، تنزل مراتب وجود، و جایگاه عالم ماده ارائه میکند. اصل موضوع از مقام احدیت آغاز میشود؛ مرتبهای که باطنیترین ساحت وجود است. بر اساس حبّ ذاتی الهی، اشیاء از کمون ذات خارج میشوند و به مقام واحدیت تنزل مییابند. واحدیت همان جایی است که اسماء الهی و اعیان ثابته ظهور پیدا میکنند و توجه ایجادی حق از آنجا آغاز میشود.
در ادامه توضیح داده می شود که کل آفرینش بر اساس دو اسم «الظاهر» و «الباطن» تحقق مییابد. مظاهر باطنی (عقول و مجردات) غلبهی اسم باطن دارند و مظاهر مادی غلبهی اسم ظاهر. موجود مثالی نیز میان این دو قرار دارد: مظهر ظاهر است به غلبه و مظهر باطن است به مغلوبیت.
حرکت ایجادی عالم، حرکتی از باطن به ظاهر است؛ از علم به عین، از معقول به محسوس. وقتی عالم به پایینترین درجهی ظهور (ماده) میرسد، افول آغاز میشود. افول یعنی پایان یافتن سلطنت اسم ظاهر و آغاز بازگشت به بساطت و وحدت. این افول، آغاز حرکت بقا است؛ حرکتی از کثرت به سوی تجرد و وحدت که نهایتاً به ظهور کامل اسم باطن میانجامد.
در ادامه، تفاوت دیدگاه مادیون، حکما و عرفا دربارهی علیت بیان میشود. مادیون، سببیت را فقط به امور مادی نسبت میدهند. حکما، رابطه طولی میان حق، مجردات و ماده برقرار میکنند. اما عرفا، مسبب بالذات را تنها خدا میدانند و همهی موجودات را صرفاً مجاری و مظاهر فعل حق معرفی میکنند.
آغاز محتوا:
مقدمه:
این محتوا در ارتباط با فرایند ایجاد عالم و چگونگی ظهور و بروز عالم هستی، و نحوهی تنزل مراتب وجود و آفرینش موجودات. فرایند چنین است که از باطنیترین ساحت عالم هستی، یعنی مقام احدیت که باطنیترین مرتبه وجود است، بر اساس حبّ ذاتی الهی هر شیء از کُمون ذات خارج میشود و به مقام واحدیت تنزل مییابد.
- نزول از احدیت به واحدیت و پیدایش اعیان ثابته:
حبّ ذاتی الهی از احدیت ظهور میکند و به واحدیت تنزل مییابد. همین حبّ ذاتی باعث ظهور اسماء و صفات و پیدایش اعیان ثابته الهی میشود. نظر خداوند برای آفرینش عالم از مقام واحدیت آغاز میشود؛ زیرا توجه ایجادی حق از آنجا است. خداوند برای ایجاد عالم به مقام واحدیت توجه میکند.
- شکلگیری اسماء ظاهر و باطن و پیدایش اشیاء:
در این مرتبه، اسم ظاهر و اسم باطن پدیدار میشود و آدم بر اساس این دو اسم شکل میگیرد. با تنزل این دو اسم از واحدیت، اعیان ثابته و سپس مظاهر اسم ظاهر و اسم باطن تحقق مییابد. سهم مظهریت هر اسم نیز بر این اساس تعیین میشود.
در آفرینش همه اشیاء، دو اسم ظاهر و باطن بهطور صحیح و واقعی دخالت دارند. هر شیء هم مظهر اسم ظاهر است و هم مظهر اسم باطن. با تجلی اسم باطن، مظاهر باطنی و غیبی آغاز میشود، و با تجلی اسم ظاهر، مظاهر ظاهری و مادی پدید میآید.
- درجات ظهور و نسبت میان باطن و ظاهر:
هر درجهای از باطن، درجهای از ظاهر نیز دارد. مجرد عقلی مظهر اسم باطن است به غلبه و مظهر اسم ظاهر است به مغلوبیت. موجودات مثالی نیز چنیناند، با این تفاوت که اسم ظاهر در آنها غلبه دارد و اسم باطن به مغلوبیت است.
اما موجود مادی فقط مظهر غالبِ اسم ظاهر است و اسم باطن در او در نهایت خفا و پوشیدگی است؛ هرچند حضور دارد و با هر ظهوری یک بطونی همراه است.
- نسبت جسم و روح در موجود مادی:
موجودات مادی که دارای جسم و روح هستند، جسم آنان مظهر اسم ظاهر و روح آنان مظهر اسم باطن است. استعدادهای روحی نیز مظهر اسم باطن است. بنابراین درجات ظهور و بطن همان درجات اسم ظاهر و اسم باطن است.
- حرکت ایجادی از احدیت تا ماده:
حرکت ایجادی عالم از احدیت آغاز میشود؛ حرکتی غیبی و معنوی که با دو اسم ظاهر و باطن همراه است. این حرکت، حرکتی از باطن به ظاهر، از علم به عین، از معقول به محسوس است. اسم باطن و اسم ظاهر با هم نازل میشوند تا فرایند تحقق عالم شکل گیرد.
این حرکت معنوی در اسماء الهی در عالم ماده پایان مییابد؛ یعنی باطن به ظاهر میآید و «اوّل» به «آخر» ملحق میشود.
- اوج تجلی باطن و اوج تجلی ظاهر:
مظهر کامل اسم باطن، موجود مجرد عقلی است که شدیدترین درجه بطن را داراست. ظهور آن از احدیت آغاز و در مجردات عقلی به اوج میرسد.
مظهر کامل اسم ظاهر، موجود مادی است که شدیدترین درجه ظهور ظاهری را دارد.
- آغاز افول عالم ماده و حرکت به سوی بقا:
وقتی اشیاء مادی به بالاترین درجه ظهور مادی میرسند، افول آغاز میشود؛ یعنی سلطنت اسم ظاهر روبه پایان میرود. مانند سیبی که وقتی به کمال میرسد و از درخت جدا میشود، افول آن آغاز شده است؛ زیرا همه استعدادهایش شکوفا شده.
سلطنت اسم ظاهر که رو به افول میرود، سلطنت اسم باطن آغاز میشود. افول یک شیء آغاز ابقاء آن است. با افول، حرکت رجوع به بقا و بطون شروع میشود. هرچه موجود به سمت تجرد پیش میرود، به سمت وحدت، بساطت و بقا حرکت میکند.
- بیان دیدگاه مادیون، حکما و عرفا درباره علیت:
مادیون سبب را فقط به اشیای مادی نسبت میدهند و سَبَبیت مجردات و خدا را نفی میکنند.
حکما سببیت را هم به اشیاء، هم به مجردات و هم به خدا نسبت میدهند، اما در رابطه طولی.
اما عرفا، مسبب بالذات را خداوند میدانند و مخلوقات را صرفاً مجاری و مظاهر میشمارند. نسبت دادن سببیت به اشیاء در نظر آنان فقط در حد مجاز و بالعرض است.
- نتیجه نهایی درباره ظهور حق در اشیاء:
عرفا اشیاء را آینه و مظهر حق میدانند که تجلیات و آثار خداوند را ظاهر میکنند، نه مستقل از او. اثرگذاری حقیقی فقط از جانب خداوند است.