آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

عبودیت، جوهره سیر انسان در آفاق و انفس

خلاصه محتوا:

محور اصلی این محتوا، تبیین عبودیت به‌عنوان جوهره و کلید هرگونه سیر معنوی انسان است. سیر انسان چه در آفاق و چه در انفس بدون عبودیت اصلاً تحقق نمی‌یابد. عبودیت، نه یک حالت ظاهری یا صرفاً انجام دستور، بلکه پذیرش کامل اراده الهی و تبعیت وجودی از حق تعالی است؛ و همین تبعیت، منشأ حرکت، ادراک و تعالی می‌شود.

در این بیان، عبودیت به‌عنوان کُد سیر معرفی می‌شود؛ یعنی همان حقیقتی که خداوند به واسطه آن، بنده را با خود سیر می‌دهد. قاعده‌ی محوری «العبودیه جوهرٌ کنهها الربوبیه» توضیح داده می‌شود؛ به این معنا که در عمق بندگی، ربوبیت نهفته است و انسان از طریق عبودیت به مراتب ربانی، توحیدی و ولایی دست می‌یابد.

میان سیر آفاقی و سیر انفسی تفکیک روشنی می باشد. سیر آفاقی، ناظر به احاطه انسان بر ماده، زمان و مکان است؛ مانند طیّ‌الارض، طیّ‌السماء، طیّ‌البحر و امثال آن که همه از آثار احاطه وجودی ناشی از تجرد روح‌اند. در مقابل، سیر انفسی به معنای حرکت در ساحات مجرد نفس، عقل، خیال و روح است و نتیجه آن، دریافت‌های معرفتی، شهود مقامات توحیدی و فهم حقایق وجودی است. در ادامه، نقش قوای ادراکی به‌ویژه عقل و خیال به‌عنوان ابزارهای سیر انفسی تبیین می‌شود. خداوند این قوا را در انسان قرار داده تا در پرتو عبودیت، امکان سیر ادراکی و وجودی برای او فراهم شود. عبودیت موجب فعال‌شدن این قوا و حرکت آن‌ها در ساحت مجردات می‌شود.

شریعت، به‌عنوان برنامه و دستورالعمل سیر معرفی می‌شود؛ برنامه‌ای که هم سیر آفاقی و هم سیر انفسی را سامان می‌دهد. احکام الهی نه محدودیت، بلکه ابزار حرکت روح‌اند و باید با نگاه «سیری» فهم شوند، نه صرفاً تکلیفی. از دیگر نکات کلیدی، این است که سیر روحانی امری قالبی و یک ‌شکل نیست؛ بلکه متناسب با ساختار وجودی هر انسان، قوای ادراکی، ملکات، نحوه وجود روح و استعدادهای او شکل می‌گیرد. ارواح دارای توقف وجودی نیستند و همواره در سیر و حرکت‌اند؛ یا به‌سوی تعالی توحیدی، یا در مسیر انحطاط.

در بُعد قرآنی، توجه خداوند به عنوان «عبد» برجسته می‌شود؛ از جمله آیه‌ی «یا عبادی الذین اسرفوا لا تقنطوا من رحمه الله» که نشان می‌دهد بنده، هرگز از رحمت الهی مأیوس نمی‌شود. همچنین تأکید می‌شود که عبودیت، راه وصول به نبوت، رسالت، ولایت، امامت و در نهایت توحید و ربوبیت است و هیچ مسیر جایگزینی برای وصول به کمالات غیبی و معنوی وجود ندارد.

جمع‌بندی محتوا این است که تمام مراتب سیر، احاطه، کشف، وجدان، معرفت و تعالی انسان چه در عالم ماده و چه در عالم مجردات ریشه در عبودیت دارد و بدون تحقق بندگی حقیقی، هیچ‌یک از این مقامات حاصل نخواهد شد.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

این محتوا در ارتباط با عبودیت است؛ عبودیتی که به‌عنوان کلید و راز سیر عبد معرفی می‌گردد. آنچه در روایات با عنوان «اسرا بِعبد» مطرح شده است، به این معناست که خداوند، بنده‌ی خود را با عبودیتش سیر می‌دهد. یعنی اساس و پایه‌ی هرگونه سیر، عبودیت است. کلید سیر انسان، عبودیت اوست؛ کد سیر انسان، همان عبودیت اوست. قاعده‌ی اساسی این است که «العبودیه جوهرٌ کنهها الربوبیه». عبودیت سبب می‌شود که انسان به ربوبیت برسد. عمق بندگی، ربوبیت است و حقیقت عبودیت، چیزی جز وصول به توحید نیست. در واقع، انسان به‌واسطه عبودیت، امکان سیر پیدا می‌کند؛ چه سیر آفاقی و چه سیر انفسی.

  • اقسام سیر: آفاقی و انفسی:

سیر آفاقی، سیر در عالم خارج است و سیر انفسی، سیر در درون انسان. سیر در معقولات، سیر به‌وسیله عقل است. سیر در عالم خیال، سیر به‌واسطه قوه خیال است. خداوند خود انسان را به‌وسیله خیال به سیر درمی‌آورد و این همان سیر انفسی است. همچنین سیر دادن عقل در عالم عقل، سیر انفسی محسوب می‌شود. سیر دادن روح نیز از اقسام سیر انفسی است. تمام این مراتب سیر، بر پایه عبودیت و بندگی شکل می‌گیرند. خداوند باید این سیر را به بنده عطا کند، زیرا سیر بدون اذن و افاضه الهی تحقق نمی‌یابد.

  • طریق و برنامه سیر:

سیر، نیازمند طریق است. طریق سیر، عقل و خیال هستند. سیر نیازمند برنامه است و آن برنامه، شریعت است. شریعت، دستورالعمل سیر آفاقی و سیر انفسی را در اختیار انسان قرار می‌دهد. سیر آفاقی، سیر در زمان و مکان است و به معنای احاطه بر زمان و مکان می‌باشد. سیر انفسی نیز سیر در مجردات است. هر دو نوع سیر، تنها از مسیر عبودیت و بندگی تحقق می‌پذیرند.

  • ویژگی‌های اساسی سیر حقیقی:

در سیر صحیح، چند ویژگی اساسی وجود دارد. نخست آنکه سیر باید طبق برنامه انجام گیرد، نه به‌صورت رها و بی‌ضابطه. دوم آنکه در سیر، احاطه حاصل می‌شود؛ احاطه بر زمان، احاطه بر مکان و احاطه بر مجردات. سوم آنکه سیر، دارای پیام معرفتی است و همواره رهاورد معرفتی و توحیدی دارد. سیر، کشف و فهم و دریافت ایجاد می‌کند. چهارم آنکه در سیر، رسیدن به مقامات توحیدی رخ می‌دهد که از جنس وجدان و یافتن است، نه صرف دانستن. آنچه به عنوان «سیر در شب» یا «اسرا بعبد» مطرح می‌شود، همین است که خداوند، بنده را به‌واسطه عبودیتش با خود سیر می‌دهد. اگر انسان عبودیت نداشته باشد، چنین سیری اصلاً تحقق پیدا نمی‌کند.

  • نسبت عبودیت با ادراک و حرکت معنوی:

سیر، یک حرکت معنوی است. حرکت معنوی، حرکتی مجرد است. ادراک نیز نوعی حرکت است و دریافت حقایق، خود سیر محسوب می‌شود. عبودیت سبب سیر ادراکی می‌گردد و انسان را به دریافت حقایق وجودی و ایجادی می‌رساند.

عبودیت به معنای تبعیت از خواست الهی و پذیرش اراده خداوند است. هنگامی که بنده تابع حق می‌شود، خداوند بنده را سیر می‌دهد و او را با خود همراه می‌سازد. بنابراین، سیر انفسی می‌تواند هم سیر ادراکی باشد و هم سیر وجودی؛ یعنی هم فهم حقایق و هم دریافت مقامات غیبی.

  • عبودیت و پذیرش برنامه الهی:

عبودیت به معنای پذیرش برنامه‌های الهی است. انسان در عبودیت، برنامه‌هایی را که خداوند مقرر کرده می‌پذیرد و بر اساس آن‌ها حرکت می‌کند. ادراک سیر، از همین پذیرش ناشی می‌شود. این سیر، خارج از حقیقت وجود نیست و بیرون از عالم هستی اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه در درون انسان و در بطن روح و وجود او تحقق می‌یابد. عبودیت، عامل سیر ادراکی و روحانی انسان است.

  • تناسب سیر با ساختار وجودی انسان:

یکی از نکات اساسی در بحث سیر این است که سیر روحانی، یک قالب مشخص و واحد برای همه ندارد. سیر، متناسب با ساختار وجودی هر انسان شکل می‌گیرد؛ متناسب با قوای ادراکی، نحوه وجود روح، ملکات و حقیقت وجود او. فهم حقایق عالم، خود نوعی سیر علمی است و دریافت مقامات معنوی نیز سیر محسوب می‌شود. از همین رو، ارواح دارای استعداد سیر هستند و توقف وجودی ندارند، بلکه همواره در حال حرکت و سیر به‌سوی تعالی توحیدی‌اند.

  • عبودیت در قرآن و نسبت آن با مقامات عالی:

در آیات قرآن، همواره توجه ویژه‌ای به عنوان «عبد» و «عبودیت» شده است؛ از جمله در آیه «یا عبادی الذین اسرفوا لا تقنطوا من رحمه الله» که تأکید آن بر عبد و بندگی است. بنده هرگز از رحمت خداوند مأیوس نمی‌شود.

در روایات نیز آمده است: «عبدی أطعنی أجعلک مثلی»، یعنی بنده من، از من اطاعت کن تا تو را به مقامی برسانم که صاحب شأن انشاء و ایجاد شوی. این بدان معناست که انسان با عبودیت، به مقام ربوبیت و توحید نائل می‌شود.

در نماز نیز هنگامی که گفته می‌شود «عبده و رسوله»، نشان‌دهنده آن است که عبودیت، مقدمه نبوت و رسالت است. عبودیت، راه رسیدن به ولایت، امامت و در نهایت ربوبیت و توحید است. تمام کمالات غیبی و معنوی، فقط از مسیر عبودیت به انسان اعطا می‌شود و راه دیگری برای رسیدن به این مقامات وجود ندارد.

  • نگاه سیری به احکام و نتایج سیر آفاقی:

به احکام الهی نیز باید نگاه سیری داشت. احکام برای سیر دادن روح انسان تشریع شده‌اند. انسان ابتدا سیر آفاقی پیدا می‌کند و سپس به سیر انفسی وارد می‌شود. سیر آفاقی، احاطه بر زمان و مکان را به همراه دارد؛ مانند طیّ‌الارض، طیّ‌السماء، طیّ‌البحر و امثال آن. همه این حالات، نتیجه عبودیت هستند. روح، هرچه به تجرد نزدیک‌تر شود، احاطه وجودی و علمی بیشتری پیدا می‌کند، زیرا موجود مجرد، محیط بر ماده است.

  • جمع‌بندی مفهومی سیر آفاقی و انفسی:

در نهایت، هر نوع احاطه بر ابعاد ماده مانند زمان و مکان سیر آفاقی محسوب می‌شود و هر نوع احاطه بر ابعاد مجردات، سیر انفسی است. در سیر آفاقی، احاطه بر ماده حاصل می‌شود و در سیر انفسی، احاطه بر زوایای روح و دریافت معرفتی شکل می‌گیرد.