آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • سنن الهی و راه‌های تجلی آنها

سنن الهی و راه‌های تجلی آنها

خلاصه محتوا:

این محتوا به بررسی مفهوم «سنن الهی» (شیوه‌ها و روش‌های تدبیر عالم توسط خداوند) و راه‌های تحقق این سنت‌ها می‌پردازد. سنت‌های الهی یکسان نیستند، بلکه متعدد و متنوع هستند و هر سنتی برای تحقق، نیازمند ظرفیت و استعداد خاصی در حادثه مربوطه است.

راه‌های اصلی تجلی سنن الهی عبارتند از:

۱. آفرینش (انشاء): سرآغاز تمام سنت‌ها، آفرینش اولیه اشیاء است. سنت ایجاد و خلق، بستری برای تحقق سنت‌های بعدی فراهم می‌کند.

۲. ربوبیت و تدبیر عالم: هر شأنی از ربوبیت و مدیریت الهی، خود یک سنت است. خداوند با اسماء و صفات خود، سنت‌ها را در عالم ظاهر می‌سازد.

۳. ارسال انبیاء و امامان: فرستادن پیامبران و امامان، هم خود یک سنت (سنت هدایت) است و هم وسیله‌ای برای تحقق دیگر سنت‌ها.

۴. ارسال وحی: نزول وحی به انبیاء، روشی است که خداوند از طریق آن سنت‌های خود را اعلام و بیان می‌کند.

۵. الهامات درونی: خداوند با القائات و الهامات قدسی، سنت‌های خود را در درون انسان‌ها ایجاد می‌کند.

۶. حوادث تلخ و شیرین: وقایع مانند بیماری، قحطی، ثروت، فقر و… ظهور سنت‌های الهی هستند و هر حادثه‌ای تجلی اسمی از اسماء الهی است.

۷. اقوام و ملل: انتخاب‌ها و مسیرهای مختلف اقوام و ملل، بستر تحقق سنت‌های متفاوت الهی را فراهم می‌کند.

پرسش‌های مطرح شده و پاسخ‌های اجمالی:

– آیا خداوند مشمول سنت‌ها قرار می‌گیرد؟ 

خیر. خداوند وجود نامتناهی و مطلق است و تابع هیچ قانونی نیست؛ بلکه قانون‌ها از ذات او سرچشمه می‌گیرند.

تفاوت سنن حاکم بر عالم ماده و عالم غیب چیست؟ تفاوت سنت‌ها متناسب با ساختار و نحوه وجود عوالم است. عالم ماده سنت‌های جزئی و تشبیهی را می‌پذیرد، در حالی که عالم مجردات سنت‌های کلی و تنزیهی را جذب می‌کند.

– آیا سنن حاکم بر انواع (جماد، نبات، حیوان، انسان) یکسان است؟ خیر. هم از جنبه وجودی (اختلاف رتبه) و هم از جنبه ماهوی (تفاوت ماهیت‌ها)، سنت‌های متفاوتی بر هر نوع حاکم است.

– آیا تمام سنن الهی در قالب اسماء تجلی می‌یابند؟ بله. همه سنت‌ها تحت پوشش اسماء اربعه (اول، آخر، ظاهر، باطن) و در نهایت تحت ربوبیت و الوهیت قرار می‌گیرند.

– رابطه حوادث با سنت‌ها چگونه است؟ حوادث بستر ظهور قاعده‌ها و سنت‌های الهی هستند. هر حادثه‌ای (چه کوچک، چه بزرگ) ظهوری از یک سنت الهی است.

– چه پیام‌هایی باید از سنن الهی دریافت کرد؟ پیام حکمت و عبرت. هر حادثه‌ای حاوی حکمت‌ها و عبرت‌هایی است که نیازمند تعقل و بصیرت برای درک هستند.

– در مواجهه با سنن الهی چگونه باید عمل کرد؟ با صبر، استقامت، امید به لطف الهی، و تلاش برای شناسایی حکمت‌ها و عبرت‌های نهفته در هر حادثه.

– سنت‌ها ما را متوجه چه حقایقی می‌کنند؟ همه سنت‌ها این پیام را دارند که عالم تحت اراده و مدیریت حکیمانه خداوند است.

– کلی‌ترین و اولین سنت الهی چیست؟ سنت رحمت الهی. رحمت، سلطان تمام سنت‌هاست و بر همه آنها احاطه دارد.

نکته پایانی: خداوند برای تحقق هر سنتی، از ظرفیت و استعداد همان امت یا موجود بهره می‌گیرد و پیش‌زمینه‌های لازم را فراهم می‌سازد.

آغاز محتوا:

  •  تبیین مفهوم سنن الهی به‌ مثابه شیوه‌های تدبیر الهی:

این محتوا در ارتباط با پاسخ به پرسش‌هایی در ارتباط با «سنن الهی» هست، پرسش‌هایی عمیق و قابل تأمل که در این سال‌ها توجه بیشتری را به خود جلب کرده‌اند. سنن الهی در حقیقت همان شیوه‌ها و روش‌های تدبیر عالم هستند؛ یعنی نحوه‌هایی که خداوند متعال عالم را بر اساس آن‌ها مدیریت می‌کند. هر سنت الهی برای تحقق یافتن، نیازمند ظرفیتی خاص و استعدادی متناسب با همان سنت است. خداوند برای تحقق هر سنت، در همان واقعه یا حادثه، ظرفیت لازم را ایجاد می‌کند تا آن سنت بتواند به فعلیت برسد. سنن الهی یکسان نیستند، همگن و هم‌سطح نیستند، بلکه متنوع‌اند و دارای مراتب مختلف هستند. این تنوع نشان می‌دهد که سنن الهی در واقع همان روش‌های مختلف تدبیر و مدیریت عالم‌اند.

  • پرسش بنیادین: راه‌های تحقق سنن الهی:

نخستین پرسشی که مطرح می‌شود این است که خداوند از چه راه‌ها و روش‌هایی سنت‌های الهی خود را تحقق می‌بخشد؟ این پرسش، پرسشی سنگین و عمیق است و پاسخ به آن نیز ساده نیست. با این حال، به‌صورت اجمالی می‌توان مسیرهای اصلی تحقق سنن الهی را تبیین کرد.

  •  آفرینش و ایجاد؛ نخستین بستر تحقق سنن الهی:

نخستین راه تحقق سنن الهی، «آفرینش» است. اصل هستی‌بخشی، اصل خلق، اصل وجود دادن به اشیا، خود یک سنت الهی است. سنت ایجاد و انشاء، بنیاد و آغاز همهٔ سنت‌هاست. عالم با ایجاد و آفرینش شروع شده و تحقق همهٔ سنت‌های بعدی مشروط به همین آفرینش اولیه است. به بیان دیگر، تا اشیا و موجودات آفریده نشوند و حداقل وجود پیدا نکنند، زمینه‌ای برای تحقق سنت‌های بعدی فراهم نخواهد شد. بنابراین، سنت انشاء و ایجاد، سرآغاز همهٔ سنت‌های الهی است و نقش محوری در نظام سنن دارد.

  •  ربوبیت الهی؛ روش مستمر تدبیر و مدیریت عالم:

دومین بستر تحقق سنن الهی، ربوبیت الهی است. تدبیر عالم و ربوبیت آن، خود یک روش الهی برای مدیریت عالم به شمار می‌رود. هر شأنی از شئون ربوبیت، هر جلوه‌ای از تدبیر الهی، خود یک سنت الهی محسوب می‌شود. ربوبیت، نحوهٔ اعمال و جریان یافتن سنن الهی در عالم است. در حقیقت، هر اسمی از اسماء الهی که در مقام ربوبیت ظهور می‌کند، یک شیوه برای تحقق سنت‌های الهی است. تمام اسماء و صفات الهی در ربوبیت جمع می‌شوند و خداوند با هر اسمی، نوع خاصی از سنن را در عالم اعمال و آشکار می‌سازد. مدیریت سنن الهی در عالم، همان ربوبیت الهی است. خداوند متعال با مدیریت ربوبی خود، متناسب با هر اسم و صفت، بستری خاص برای تحقق سنت‌های الهی فراهم می‌کند.

  •  ارسال انبیاء؛ بستر تحقق سنت هدایت:

سومین روش تحقق سنن الهی، فرستادن انبیاء الهی و جریان نبوت و امامت است. این مسیر، در راستای سنت هدایت و سنت تکمیل خلقت قرار دارد. خداوند متعال برای تحقق دادن بسیاری از سنت‌های خود، انبیاء را به‌عنوان واسطه قرار داده است.

خودِ فرستادن پیامبران، یک سنت الهی است. همچنین خودِ وجود انبیاء، بستر ظهور سنن الهی است. انبیاء از یک ‌سو تجلی سنت هدایت‌اند و از سوی دیگر، واسطه تحقق سایر سنن الهی نیز به شمار می‌روند. به‌عبارت دیگر، هم وجود آنان تحقق یک سنت است و هم ابزاری برای تحقق دیگر سنت‌ها. در بسیاری از موارد، یک سنت الهی از طریق وجود انبیاء، زمینه‌ساز تحقق سنت‌های دیگر نیز می‌شود و این درهم‌تنیدگی سنن، نشان‌دهنده نظم دقیق ربوبی در عالم است.

  •  وحی الهی؛ شیوه اظهار و بیان سنن:

چهارمین روش اعمال سنن الهی، ارسال وحی الهی است. وحی، خود یک سنت الهی و یکی از روش‌های اساسی خداوند برای اظهار، بیان و اعلام سنن الهی است. خداوند از طریق وحی، معارف، قوانین و سنت‌های خود را برای انسان آشکار می‌کند.

ارسال وحی در ذیل سنت هدایت و ربوبیت شکل می‌گیرد و یکی از طرق اساسی ارتباط حق با انسان محسوب می‌شود. وحی، ابزار آگاهی‌بخشی و هدایت انسان‌ها نسبت به سنن حاکم بر زندگی فردی و اجتماعی آن‌هاست.

  •  الهامات درونی؛ تجلی سنن در ساحت نفس انسان:

پنجمین شیوه تحقق سنن الهی، الهامات درونی و القائات قدسی است. خداوند متعال برخی از سنن خود را در درون انسان‌ها و در ساحت نفس آن‌ها انشاء و ایجاد می‌کند. این مسیر، مسیر انفسی است؛ یعنی سیر درونی انسان. نفوس انسان‌ها بستر ظهور سنن الهی‌اند. الهامات الهی، اشراقات قلبی و القائات ربانی، از جمله راه‌هایی هستند که خداوند از طریق آن‌ها، سنن خود را در درون انسان‌ها جاری می‌سازد و انسان را به سوی حقیقت هدایت می‌کند.

  •  حوادث تلخ و شیرین؛ عرصه تجلی سنن الهی:

ششمین مسیر تحقق سنن الهی، تجلی آن‌ها در قالب حوادث خارجی است؛ چه حوادث تلخ و چه حوادث شیرین. بیماری‌ها، قحطی، گرسنگی، فقر، ثروت، نباریدن باران یا فراوانی نعمت‌ها، همگی جلوه‌هایی از ظهور سنن الهی هستند. هیچ حادثه‌ای صرفاً «حادثه» نیست، بلکه هر حادثه‌ای، چه تلخ و چه شیرین، ظهور یکی از سنن الهی است. خداوند متعال با اسمی از اسماء خود، فقر را رقم می‌زند و با اسمی دیگر، ثروت را. با اسمی از اسماء جلالی، حوادث سخت را ایجاد می‌کند و با اسمی از اسماء جمالی، حوادث شیرین را پدید می‌آورد. شناخت دقیق سنن الهی، نیازمند شناخت اسماء و صفات الهی، به‌ویژه اسماء جلالی و جمالی است. کسی که اسماء الهی را با حکمت و بصیرت بشناسد، می‌تواند سنن حاکم بر عالم را نیز بشناسد؛ زیرا ریشهٔ همهٔ سنن الهی، تجلیات جلال و جمال الهی است.

  •  اقوام و ملت‌ها؛ بستری اجتماعی برای تحقق سنن:

هفتمین بستر ظهور سنن الهی، اقوام و ملت‌ها هستند. هر قوم و هر ملت، دارای فکر، بینش، عقل، فرهنگ و شرایط خاص خود است و بر اساس انتخاب‌ها و اختیارهای جمعیِ خود، مسیری را برمی‌گزیند. خداوند متعال متناسب با انتخاب‌های فردی و اجتماعی انسان‌ها، سنن خاصی را در میان آن‌ها ظاهر می‌کند. انتخاب انسان‌ها، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، مسیر تحقق سنن الهی را فراهم می‌سازد. به‌بیان دیگر، مسیر حرکت یک امت، نوع سنتی را که در آن جامعه ظهور می‌کند، مشخص می‌سازد. البته راه‌ها و روش‌های تحقق سنن الهی، منحصر به این موارد نیست و مسیرهای دیگری نیز وجود دارد که از دایره فهم محدود ما فراتر است.

  •  آیا خداوند خود مشمول سنن الهی است؟

آیا خداوند متعال خود، مشمول سنن الهی می‌شود یا خیر؟ پاسخ این سؤال به‌صورت قطعی منفی است. خداوند متعال حقیقتی نامتناهی، مطلق و غیرمقید است. او تابع هیچ قانون و قاعده‌ای نیست، بلکه خود، منشأ و خالق قانون است. سنن الهی از ذات حق تعالی می‌جوشند و تحت اراده، علم و تدبیر او مدیریت می‌شوند. خداوند بر سنن الهی حاکم است، نه این‌که سنن بر خداوند حاکم باشند. اگر فرض کنیم خداوند تابع یک سنت یا قانون باشد، لازمه‌اش محدود بودن ذات الهی است و این با اطلاق و نامتناهی بودن ذات خداوند منافات دارد. بنابراین خداوند با سنن الهی هست، اما تحت سلطهٔ آن‌ها نیست. خداوند همراه با سنن است، اما حاکم بر سنن است. سنت‌ها ابزار تدبیر خداوند هستند، نه چارچوب محدودکنندهٔ او.

  •  تفاوت سنن الهی با توجه به تفاوت عوالم وجود:

تفاوت سنن الهی در عوالم مختلف وجود: این تفاوت‌ها ناشی از تفاوت ساختار و نحوهٔ وجود عوالم است. عالم ماده، عالم مثال، عالم ملکوت و عوالم مجرد، هر یک نحوهٔ وجودی متمایزی دارند و به همین دلیل، سنن حاکم بر آن‌ها نیز متفاوت است. عالم ماده که با کثرت، تغییر، حرکت و زمان همراه است، سنن خاص خود را اقتضا می‌کند. در مقابل، عالم مجرد و عالم ملکوت که نحوهٔ وجودی غیبی و مثالی دارند، سنن متفاوت و متناسب با همان نحوهٔ وجود را می‌پذیرند. سنن الهی فقط متناسب با نوع وجود عوالم نیستند، بلکه عوامل دیگری نیز در تحقق آن‌ها دخیل‌اند؛ از جمله اختیار و انتخاب انسان. در عالم ماده، بخش مهمی از حوادث بر اساس اختیار انسان رقم می‌خورد و خداوند نیز متناسب با این اختیار، سنن خاصی را اعمال می‌کند؛ چه سنن جمالی و چه سنن جلالی.

  •  تفاوت سنن الهی بر اساس نحوه وجود اشیاء:

از یک سو، نحوهٔ وجود مادی، نوع خاصی از سنت‌ها را می‌طلبد و از سوی دیگر، نحوهٔ وجود مجرد، سنن متفاوتی را جذب می‌کند. موجودات مجرد، سنن تنزیهی را می‌پذیرند و موجودات مادی، بیشتر پذیرای سنن تشبیهی هستند. عالم ماده، محل ظهور سنن جزئی الهی است، در حالی که عالم مجردات، محل تجلی سنن کلی الهی است. بنابراین متناسب با نحوهٔ وجود هر عالم، نوع سنت‌هایی که در آن جاری می‌شود نیز تفاوت خواهد داشت و ساختار متفاوت عوالم، سبب تفاوت سنن الهی می‌شود.

  •  آیا سنن الهی بر همه انواع مخلوقات یکسان است؟

آیا سنن الهی بر انواع مختلف مخلوقات به ‌صورت یکسان حاکم‌اند یا خیر؟ پاسخ منفی است. ما با انواع مختلفی از مخلوقات مواجه هستیم: جماد، نبات، حیوان، انسان و ملائکه. هر یک از این موجودات، نحوهٔ وجودی خاص خود را دارند. از حیث وجودی، این موجودات در یک سلسلهٔ طولی قرار دارند و دارای اختلاف رتبه و مرتبه هستند. این اختلاف رتبهٔ وجودی، اقتضای تفاوت در سنن الهی را دارد. به‌عنوان مثال، سنت‌هایی که بر جماد حاکم است، با سنت‌های حاکم بر نبات، حیوان یا انسان تفاوت دارد. افزون بر جنبهٔ وجودی، این موجودات از حیث ماهیت نوعی نیز با یکدیگر متفاوت‌اند. ماهیت جمادی، نباتی، حیوانی، انسانی و ملکی، هر یک اقتضائات خاص خود را دارند. بر جنبهٔ وجودی آن‌ها نوعی از سنن جاری می‌شود و بر جنبهٔ ماهوی آن‌ها نیز نوع دیگری از سنن اعمال می‌گردد.

  •  انسان و تنوع سنن الهی بر اساس ویژگی‌های انسانی:

در انسان، این تنوع سنن به‌مراتب گسترده‌تر و پیچیده‌تر است. انسان به‌واسطهٔ برخورداری از صفاتی همچون عقل، اختیار، ادب، تواضع، خشوع، حق‌پذیری، اطاعت‌پذیری و رعایت حقوق دیگران، سنن خاصی را به خود جذب می‌کند. این ویژگی‌های انسانی موجب می‌شود که سنن خاصی بر انسان حاکم شوند که بر حیوان یا سایر موجودات جاری نیست. افزون بر این، انسان از حیث مرتبهٔ وجودی، قابلیت تجرد مثالی، تجرد عقلی و حتی مقامات بالاتر را دارد و هر یک از این مراتب، سنن خاص خود را می‌طلبد. به همین دلیل، هر شأنی از شئون وجودی انسان، مجموعه‌ای خاص از سنن الهی را می‌پذیرد. جنبه‌های وجودی انسان یک نوع سنت را جذب می‌کنند و جنبه‌های ماهوی و اخلاقی او، نوع دیگری از سنن را.

  • جمع‌پذیری سنن الهی ذیل اسماء الهی:

آیا می‌توان همهٔ سنن الهی را ذیل تعداد محدودی از اسماء الهی جمع کرد؟ پاسخ مثبت است. تمام اسماء الهی ذیل چهار اسم جامع «اول، آخر، ظاهر و باطن» قرار می‌گیرند. این چهار اسم، همهٔ اسماء جلالی و جمالی، تنزیهی و تشبیهی، کلی و جزئی را در بر می‌گیرند. بنابراین، همهٔ سنن الهی نیز می‌توانند ذیل یکی از این اسماء قرار گیرند. برخی سنن، مظهر اسم «اول» هستند، برخی ذیل اسم «آخر» تحقق می‌یابند، و برخی جلوه‌هایی از اسم «ظاهر» یا «باطن» محسوب می‌شوند. حتی می‌توان گفت تمام سنن الهی، در نهایت ذیل اسم «الوهیت» یا «ربوبیت» و نیز ذیل رحمت الهی قرار می‌گیرند.

  •  نسبت حوادث با سنن الهی:

سؤال بعدی دربارهٔ نسبت حوادث با سنن الهی است. حوادثی که در عالم رخ می‌دهند، در ظاهر حادثه‌اند، اما در حقیقت، بستر ظهور سنن الهی هستند. حوادث، همان قواعد کلی الهی‌اند که در قالب رخدادهای کوچک و بزرگ تجلی می‌کنند. سنن بزرگ، در قالب حوادث بزرگ جلوه می‌کنند و سنن کوچکتر، در رخدادهای کوچکتر ظاهر می‌شوند. خداوند متعال، حوادث را پدید می‌آورد تا از طریق آن‌ها سنن خود را به نمایش بگذارد. نمونه‌های فراوانی از این معنا در تاریخ انبیاء وجود دارد؛ مانند حادثهٔ موسی و فرعون، حادثهٔ ابراهیم و نمرود، افتادن حضرت ابراهیم در آتش، داستان خضر و موسی و همچنین ظهور ادیان الهی. همهٔ این‌ها در ظاهر حادثه‌اند، اما در باطن، مجرای تحقق یک سنت الهی هستند.

  •  پیام‌های قابل دریافت از سنن الهی:

سؤال هفتم این است که چه پیام‌هایی باید از سنن الهی دریافت کرد؟ مهم‌ترین پیام‌های سنن الهی، پیام حکمت و عبرت است. هر سنت الهی، حامل حکمت‌های عمیق و عبرت‌های گوناگون است. هر حادثه‌ای که در عالم رخ می‌دهد، واجد حکمت و عبرت است؛ اما فهم این حکمت‌ها نیازمند تعقل، بصیرت و تأمل عمیق است. انسان باید فراتر از ظاهر حادثه بیندیشد تا بتواند پیام‌های نهفته در آن را دریافت کند.

  •  نحوه مواجهه انسان با سنن الهی:

سؤال هشتم دربارهٔ شیوه مواجهه انسان با سنن الهی است. مواجهه صحیح با سنن الهی، نیازمند صبر و استقامت، امید به لطف الهی، حکمت‌یابی و عبرت‌گیری است. در هر حادثه‌ای، انسان باید صبر کند، استقامت داشته باشد، امید خود را به رحمت الهی از دست ندهد و در دل همان حادثه، به دنبال کشف حکمت‌ها و عبرت‌ها باشد. شناخت سنت الهیِ حاکم بر حادثه، گام اساسی در مواجهه صحیح با آن است.

  •  پیام مشترک همه سنن الهی:

وجه اشتراک تمام سنن الهی این است که عالم، به‌ طور کامل تحت اراده و تدبیر خداوند متعال اداره می‌شود. دست خدا در همهٔ حوادث حاضر و آشکار است و هیچ واقعه‌ای خارج از مدیریت حکیمانهٔ او رخ نمی‌دهد. خداوند متعال با حکمت و تدبیر خویش، عالم را اداره می‌کند و همه سنن الهی، نشانه‌ای از این مدیریت الهی هستند.

  •  سنت رحمت؛ اولین و فراگیرترین سنت الهی:

آخرین سؤال این است که نخستین سنت الهی کدام است؟ پاسخ این است که اولین و بنیادین‌ترین سنت الهی، سنت رحمت است. سنت ایجاد و آفرینش نیز مبتنی بر رحمت الهی صورت گرفته است. تمام سنن الهی، در ریشه و اساس، جلوه‌هایی از رحمت الهی هستند. سنت رحمت، بر همه سنن دیگر احاطه دارد و هیچ سنتی خارج از دایره رحمت الهی تحقق نمی‌یابد. خداوند برای تحقق هر سنتی، از ظرفیت و استعداد همان امت یا همان موقعیت بهره می‌گیرد. تحقق هر سنت الهی نیازمند ظرفیت‌سازی و آمادگی مناسب است و خداوند متعال، متناسب با این آمادگی‌ها، سنن خود را جاری می‌سازد.