خلاصه محتوا:
این محتوا با طرح اولیه و تأملی دربارهی مفهوم «مهماننوازی از غیب» آغاز میشود؛ مفهومی که ناظر به چگونگی آمادگی اجسام، ابزارها و سیستمها برای جلب توجه و تدبیر موجودات مجرد و عالم غیب است، بهویژه در حوزهی طراحی، اختراع و تولید فناوریها و سیستمهای صنعتی.
نکتهی محوری نخست، اعتدال مزاج اجسام است. هرچه یک جسم یا سیستم از افراط و تفریط (گرمی و سردی، خشکی و رطوبت) دورتر و معتدلتر باشد، قابلیت بیشتری برای جذب نفوس عالی و توجهات غیبی خواهد داشت. نمونههای طبیعی این امر در نطفهی انسان، گیاه و حیوان دیده میشود که بهواسطهی اعتدال اولیه، زمینهی تعلق نفس را پیدا میکنند. بنابراین طراحی سیستمها با اجزای معتدل، یکی از مهمترین عوامل جذب غیب معرفی میشود.
دومین عامل اساسی، لطافت مادی است. اجسامی که از جرم سنگین فاصله گرفتهاند، مانند بخار، دود، نور، صوت، میدان مغناطیسی و پدیدههای نوری و صوتی، به علت سبکی و لطافت بیشتر، آمادگی بالاتری برای جلب توجه مجردات دارند. از این رو، سیستمهای نوری، صوتی، مغناطیسی و انرژیمحور نسبت به سیستمهای کاملاً مکانیکی، استعداد بیشتری برای این نوع ارتباط دارند.
عامل سوم، طبیعی بودن مواد است. هرچه سیستمها و ابزارها بیشتر از عناصر طبیعی بهره ببرند، بهطور طبیعی از اعتدال و لطافت بالاتری برخوردار میشوند و این امر زمینهی جذب توجهات غیبی را تقویت میکند.
عامل چهارم، طهارت ذاتی اجسام و ابزارها است. عناصری چون آب، آتش، نور، حرارت و دود که ذاتاً پاککننده و مطهر هستند، به دلیل جمع میان طهارت و لطافت، بستری مناسبتر برای حضور مجردات فراهم میآورند. به همین دلیل سیستمهایی که با این عناصر سروکار دارند، آمادگی بیشتری برای جذب غیب دارند. طهارت مکان نیز نقش اساسی دارد؛ محیطهای پاک مانند مساجد و حرمها از جمله مکانهای مناسب برای حضور مجردات معرفی میشوند.
در ادامه، به نقش اذکار و اسماء الهی اشاره میشود. ابزارها یا قطعاتی که به اسماء الله و اذکار الهی منقوش و مسّور شوند، قابلیت بیشتری برای جلب توجه مجردات پیدا میکنند. حضور مجردات نوعی ظهور تدبیر ملکوتی تلقی میشود.
در گام بعد، رابطهی انسان با مراتب مختلف لطافت طبیعت بررسی میشود. انسان با عناصر کثیف و لطیف طبیعت در ارتباط است و باید اشیاء و عناصر را بر اساس درجهی لطافت و اعتدال آنها شناسایی کند تا لطیفترین عنصر طبیعت را در حساسترین و مهمترین بخش سیستمها به کار گیرد.
اجسام مادی به دو شیوه به تجرد نزدیک میشوند:
۱. از طریق کاهش جرم و تبدیل به انرژی (مانند تبخیر آب، سوختن چوب، یا تبدیل جرم خورشید به نور).
۲. از طریق حرکت جوهری و به فعلیت رسیدن استعدادهای درونی ماده، که لطیفترین مرحلهی یک موجود طبیعی (مانند میوهی رسیده در درخت) نتیجهی آن است.
در نهایت، تأکید میشود که لطیفترین و حساسترین بخش هر دستگاه، مرکز کنترل و مدیریت آن است و این بخش باید پاکترین، لطیفترین و منقوش به اذکار توحیدی متناسب با کارکرد آن سیستم باشد تا بیشترین آمادگی را برای جلب توجه و تدبیر عالم ملکوت داشته باشد.
آغاز محتوا:
- مهماننوازی از غیب و شیوههای آمادگی اجسام برای جذب توجهات غیبی:
عنوان محتوا مهماننوازی از غیب و شیوههای آن است. این عنوان به ظاهر عنوانی مبهم است، اما نکاتی که مطرح میشود میتواند برای کسانی که در حوزهی تولید دستگاهها و سیستمها فعال هستند و به اختراع، اکتشاف و طراحی صنعتی میپردازند، بسیار راهگشا باشد و زمینهی بروز ابتکارات و نوآوریهای جدید را فراهم کند.
- اعتدال مزاج اجسام و نقش آن در جذب توجهات غیبی:
اگر جسمی دارای اعتدال مزاج باشد، یعنی نه بیش از حد آتشین و نه بیش از حد سرد، بلکه برخوردار از یک اعتدال اولیه باشد، زمینهی جذب نفس و توجه غیب را فراهم میکند. هرچه جسم از اعتدال بیشتری برخوردار باشد، قابلیت بیشتری برای جذب حضور مجردات و نفوس عالی خواهد داشت. اجسامی که از اعتدال دور هستند، این قابلیت را بهمراتب کمتر دارا هستند. بنابراین، در طراحی اجسام و سیستمها باید آنها را هرچه بیشتر به سمت اعتدال سوق داد تا بستر ارتباط با مراتب عالیتر فراهم شود.
نمونهی این امر در نطفهی انسان، نطفهی حیوان و دانهی گیاه دیده میشود؛ هنگامی که به اعتدال اولیه میرسند، نفس به آنها تعلق میگیرد. به همین قیاس، هرچه اجزای یک سیستم صنعتی یا فنی از اعتدال بیشتری برخوردار باشند، قابلیت جذب توجهات غیبی در آن سیستم افزایش مییابد.
- لطافت مادی و تأثیر آن در آمادگی برای حضور غیب:
دومین نکته، لطافت مادی اجسام است. اجسامی مانند بخار، دود، نور، میدان مغناطیسی، صوت و عصب، چون بخشی از جرم مادّی خود را از دست دادهاند، از لطافت بیشتری برخوردارند. این سبکی و لطافت سبب میشود که این اجسام آمادگی بیشتری برای جذب توجهات غیبی داشته باشند. به همین دلیل سیستمهای نوری، صوتی، مغناطیسی و نظایر آنها، نسبت به سیستمهای سنگین مادی، زمینهی مساعدتری برای جذب غیب فراهم میکنند.
- طبیعی بودن مواد و ارتباط آن با جذب مجردات:
هرچه یک جسم طبیعیتر باشد، اعتدال و لطافت بیشتری خواهد داشت و در نتیجه، قابلیت جذب بیشتری برای توجهات غیبی پیدا میکند. در طراحی سیستمهای صنعتی، استفاده از اجسام و مواد طبیعی، آن سیستم را برای جلب نظر موجودات مجرد آمادهتر میسازد.
- طهارت ذاتی اجسام و نقش آن در حضور مجردات:
چهارمین نکته، مسئلهی طهارت است. طهارت زمینهی حضور و توجه مجردات است. اشیائی که ذاتاً مطهر هستند، مانند آب، آتش، حرارت، نور و دود، هم لطافت دارند و هم پاکی. همین ویژگی دوگانه سبب میشود که این عناصر زمینهی بیشتری برای جلب توجه مجردات فراهم کنند. سیستمهایی که با آب، نور، حرارت، آتش، دود و بخار کار میکنند، از این جهت آمادگی بیشتری برای جذب مجردات دارند.
طهارت مکان نیز در حضور مجردات مؤثر است. مکانهای پاک و مطهر، مانند مساجد و حرمها، محل حضور بیشتر مجردات هستند.
- نقش اذکار و اسماء الهی در ابزار و سیستمها:
ابزارها و دستگاههایی که منقوش و مسّور به اسماء الهی و اذکار الهی میشوند، زمینهی جذب توجه مجردات را بیشتر فراهم میکنند. اگر در طراحی دستگاهها و سیستمها، قطعهای وجود داشته باشد که به اسماء الله و اذکار الهی منقوش شود و در ساختار سیستم تعبیه گردد، این امر تأثیر بسیار زیادی در جلب حضور مجردات خواهد داشت؛ زیرا حضور مجردات نوعی ظهور تدبیر ملکوتی است.
- رابطه انسان با مراتب لطافت طبیعت:
انسان هم با اجزای کثیف طبیعت ارتباط دارد و هم با اجزای لطیف آن. هر یک از اشیای مادی دارای استعداد، مزاج و مرتبهی خاصی از لطافت هستند. آن دسته از اشیایی که اعتدال و لطافت بیشتری دارند، واسطهی بهتری برای ارتباط با عالم ملکوت محسوب میشوند. انسان متفکر و اندیشمند باید اشیاء را بر اساس میزان لطافت آنها دستهبندی کند و لطیفترین عنصر عالم طبیعت را شناسایی نماید تا آن را بهعنوان بهترین قطعه در بهترین سیستمها به کار گیرد.
- شیوههای نزدیک شدن جسم مادی به مرتبه تجرد:
جسم مادی به چند شیوه به تجرد نزدیک میشود. یکی از این شیوهها کاستن از جرم است؛ مانند آبی که تبخیر میشود و به بخار تبدیل میگردد، یا چوبی که میسوزد و به دود بدل میشود، یا جرمی که به انرژی و نور تبدیل میگردد. این اشیاء مجرد نیستند، اما به تجرد نزدیک میشوند و لطافت مییابند.
راه دوم، از مسیر استعدادهای مادی و حرکت جوهری است. حرکت جوهری همان حرکت در استعداد وجودی اشیاء است که آنها را به فعلیت میرساند. لطیفترین بخش یک درخت، میوهی رسیدهی آن است که ثمرهی این حرکت و به فعلیت رسیدن استعدادها به شمار میآید. اعراض، مانند شکلها، بوها و صداها، نیز واسطههای مادی هستند که از خود جسم اصلی لطیفتر محسوب میشوند.
- نقش تدبیر نفس و ملکوت در تنقیف اجسام:
برخی موجودات مادی بهواسطهی تعلق مستقیم نفس، مانند بدنهای گیاهی، حیوانی و انسانی، تنقیف و تدبیر میشوند. در این موارد، مجردات از مجرای نفس ناطقه، بدن را تدبیر و متعادل میکنند. در موارد دیگر، موجودات مادی مستقیماً تحت تدبیر عالم ملکوت قرار دارند، بدون آنکه نفس جزئی به آنها تعلق گرفته باشد. این موجودات نیز بهواسطهی تدبیر ملکوت، مسّور، منقوش و کامل میشوند.
- لطیفترین عضو هر سیستم و جایگاه آن در طراحی:
اگر انسان بتواند اجسامی بسازد که مستقیماً با عالم ملکوت در ارتباط باشند، صنایع و فناوریها به سمت تنقیف و تجرد حرکت خواهند کرد. در هر دستگاه و سیستم، لطیفترین عضو همان حساسترین عضو و مرکز کنترل و مدیریت آن است. این بخش باید پاکترین قسمت سیستم باشد و در پاکترین مکان قرار گیرد تا به سبب طهارت و لطافت، مورد توجه عالم غیب واقع شود. این بخشهای حساس و کنترلی باید منقوش و مسّور به اذکار توحیدی باشند؛ آن هم اذکاری متناسب با کارکرد همان سیستم و دستگاه.