خلاصه محتوا:
محتوا با تأکید بر آیهی «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین» به تبیین جایگاه یقین در نظام معرفتی و سلوکی انسان میپردازد. محور اصلی محتوا این است که یقین ثمرهی اعتدال مزاج، عقلانیت، و تسلیم در برابر حق است. انسانِ دارای طبع معتدل، به دلیل میل فطریاش به حکمت و برهان، زمینۀ پذیرش یقین را دارد و از نظر روحی و خلقی نیز صاحب خُلق عظیم است که نشانهی اعتدال درون است.
راههای رسیدن به یقین سه گانه معرفی میشود: نخست راهِ تعقل، که یقین عقلانی و اکتسابی را پدید میآورد و از طریق اتحاد انسان با عقل فعال و معقول، به شهود حقیقت کلی میرسد؛ دوم راهِ عبادت مستمر، که یقین قلبی و حضوری را در پی دارد و با دوام بندگی حق، آرامش و شهود قلبی حاصل میگردد؛ سوم راهِ صبر در مشکلات، که موجب یقین شهودی و عینالیقین میشود و پردۀ میان قلب و عالم ملکوت را کنار میزند.
مراتب یقین به صورت تشکیکی معرفی میشوند و به سه درجهی علمالیقین، عینالیقین، و حقالیقین تقسیم میگردند. موانع یقین عبارتاند از وسوسههای شیطانی، گناهان، رذایل اخلاقی، و تعلقات دنیوی. در مقابل، یقین آثاری چون آرامش قلب، ثبات در حکم، و رهایی از تردید دارد.
از دیدگاه روایات، یقین نادرترین موهبت میان بندگان است و تسلیم و رضای به قضا و قدر الهی، خود حقیقت یقین است. حضرت ابراهیم (ع) به واسطهی مکاشفهی ملکوت آسمانها به مرتبهی عالی یقین رسید. سخنران همچنین بر نقش عوامل بیرونی مانند لقمهی حلال، عبادت و ملکات نیک پدر و مادر در اعتدال مزاج و سپس دستیابی به یقین تأکید میکند. در پایان، یقین حقیقتی نوری دانسته میشود که با رفع موانع اخلاقی، در وجود انسان تحقق مییابد و آرامش و توحد با حق را به همراه دارد.
آغازمحتوا:
- نقش اعتدال مزاج در ایجاد یقین:
هر انسانی متناسب با طبع و مزاج خویش، در ذوق و گرایش معنوی تفاوت دارد. هر اندازه که طبع و مزاج انسان معتدل تر باشد، میل او به حکمت و برهان نیز بیشتر است. طبع معتدل نشانهی برخورداری از بهترین خلقیات است، چنان که خداوند دربارهی پیامبر اکرم (ص) فرمود: «وإنّک لعلی خلقٍ عظیم». حضرت رسول دارای خلق عظیم بود و از این رو معتدلترین طبیعت و مزاج را دارا بود. بنابراین، از نشانههای طبع معتدل، میل به حکمت، گرایش به برهان و عقلانیت، و نیز برخورداری از ذوق معنوی است. از همین رو، عقلانیت و تعادل روحی از معیارهای اصلی اعتدال مزاج و نشانهی آمادگی انسان برای دستیابی به یقین به شمار میآیند.
- راههای رسیدن به یقین:
انسان از راههای گوناگونی به یقین میرسد که در این گفتار به سه راه اصلی اشاره شده است.
- راه تعقل:
نخستین راه، تعقل است. این نوع یقین، یقین اکتسابی است که از سیر انفسی حاصل میشود؛ یعنی انسان با عقل خود به اتحاد با عقل و عاقل و معقول دست مییابد. اتحاد عقل و عاقل و معقول یعنی اتحاد وجودی انسان با عقل فعال و با حقایق و معانی کلی که از عالم مجردات سرچشمه میگیرند. از طریق تعقل، انسان با ذات مجردات متحد میشود و حقیقت را به عین واقع مشاهده میکند. این مکاشفهی عقلی است. عقل در هر مرتبهای انسان را به فهم همان مرتبه میرساند و در همان مرتبه یقین حاصل میشود. این یقین علمی و حضوری است که آرامش قلب را به دنبال دارد. این مرحله علم الیقین خوانده میشود و سرچشمهی یقین عقلی است.
- راه عبادت مستمر:
دومین راه رسیدن به یقین، استمرار در عبادت است، بر پایهی فرمان الهی در آیهی «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین». استمرار در بندگی خداوند موجب پیدایش یقین در قلب انسان میشود. این نوع یقین، مکاشفهی قلبی و یقین حضوری است که از تداوم عبادت، به تدریج در دل انسان تحقق مییابد. چنین یقینی جنبهی شهودی دارد و از نوع عین الیقین یا حقالیقین است. عبادت حقیقی بندگی خالص در برابر حق است و زمینهی دل سپاری و اتحاد قلبی با حقیقت الهی را فراهم میسازد.
- یقین و تسلیم در برابر حق:
سیر انفسی با عقل است و عبودیت مساوی با یقین هست و کسی که تمام امور را به حق واگذار کند و به حق تسلیم شود یقین در او وجود دارد. به بیان دیگر راضی به قضا و قدر الهی بودن همان یقین نامیده و از آثار یقین به خداوند است. یقین به خداوند از نشانه های طبع معتدل می باشد. عبادت در حقیقت بندگی حق است و بندگی علت اعدادی یقین و حق علت ایجادی یقین هست. حق با یقین تجلی می کند پس یقین اسمی از اسماء الهی است.
- راه صبر در مشکلات:
سومین راه ایجاد یقین، صبر و استقامت در مواجهه با سختیها و مشکلات است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اگر نبود شیاطینی که اطراف دلهای بنیآدم را احاطه میکنند، آنان حقایق ملکوت آسمانها و زمین را مشاهده میکردند و به مرتبهی عینالیقین میرسیدند». کمترین چیزی که میان بندگان تقسیم شده، یقین است. از این حدیث برمیآید که صبر موجب رفع حجابهای نفسانی و در نتیجه، پیدایش شهود ملکوتی و یقین کامل میشود.
- مراتب و درجات یقین:
یقین دارای مراتب و درجات تشکیکی است. مرتبهی نخست یقین، علمالیقین است که ناظر به علم عقلانی است. مرتبهی دوم، عینالیقین است که انسان به مشاهدهی حقیقت میرسد. مرتبهی سوم، حقالیقین است که در آن اتحاد وجودی با حقیقت حاصل میشود. برخی حکیمان مرتبهی تسلیم را نیز به عنوان عالیترین جلوهی یقین معرفی کردهاند؛ زیرا تسلیم حقیقی همان یقین است. حضرت علی (ع) فرمودند: «سیر انفسی با قلب و عقل است، و عبودیت مساوی با یقین».
- آثار و نتایج یقین:
یقین آثار متعددی دارد، از جمله آرامش قلب، ثبات در حکم، و رهایی از شک و تردید. کسی که به یقین رسیده باشد، در هیچ موضوعی دچار اضطراب و تزلزل نخواهد شد. خداوند به حضرت ابراهیم (ع) ملکوت آسمانها و زمین را نشان داد تا از اهل یقین گردد؛ چنان که در آیهی ۷۵ سورهی انعام فرموده است: «و کذلک نری إبراهیم ملکوت السماوات و الأرض و لیکون من الموقنین». از این آیه دانسته میشود که حضرت ابراهیم از مرتبهی یقین متوسط به مرتبهی عالیترین درجهی یقین رسید.
- موانع رسیدن به یقین :
موانعی وجود دارد که انسان را از دستیابی به یقین بازمیدارد. نخست، وسوسههای شیطانی است؛ شیطان با ایجاد میل به گناه و تعلقات دنیوی، راه رسیدن به یقین را سد میکند. دوم، رذایل اخلاقیاند که مانع صفای دل و شهود حقیقت میشوند. سوم، تعلقات مادّی و وابستگیهای دنیوی است که موجب غفلت از عالم معنا و مانع اتحاد با حقایق الهی میشود. این امور همگی حجابهای سنگینیاند که بر سر راه انسان در مسیر یقین قرار دارند.
- نسبت یقین با حکمت و عقل:
یقین با آرامش و حکمت برابر است. هر اندازه یقین انسان افزونتر باشد، آرامش و حکمت او نیز بیشتر خواهد بود. یقین، عقل را تقویت میکند و عقل موجب انس با حق و مجردات میشود. انسانِ عاقل با عالم مجردات مأنوس است و عقل، توحید درونی ایجاد میکند. از رهگذر تعقل، توحید و اتصال با ملکوت پدید میآید و انسان با حقایق الهی ارتباط برقرار میکند.
- نقش عوامل روحی و جسمی در اعتدال مزاج و تحقق یقین:
توجه به مجموعهی عوامل مؤثر در روح و مزاج انسان، او را به اعتدال میرساند و زمینهی یقین را فراهم میسازد. از جملهی این عوامل، لقمهی حلال است که طبع انسان را معتدل میگرداند. عبادت راستین پدر و مادر و ملکات نیک آنان نیز در اعتدال مزاج فرزندان اثرگذار است. همچنین اعمال خیر، حالات روحانی توحیدی، و صفای قلبی پدر و مادر از عواملی هستند که منشأ اعتدال مزاج انسان میشوند و در نهایت، به پیدایش یقین میانجامند.
- جمعبندی:
بدینسان، مجموعهای از عوامل باطنی و بیرونی در ایجاد یقین نقش دارند، و موانع چون وسوسه، گناه، و تعلق دنیوی باید از میان برداشته شود. یقین حقیقتی نوری و وجودی است که به صورت تشکیکی در وجود انسان تحقق مییابد و با رفع موانع، ثبات، آرامش، و اتحاد با حق را به ارمغان میآورد.