آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • خوراک مادی و معنوی؛ مبانی مشترک تربیت جسم و روح – بخش دوم

خوراک مادی و معنوی؛ مبانی مشترک تربیت جسم و روح – بخش دوم

خلاصه محتوا:

در این محتوا، به تبیین ادامه‌ی مبانی و اصول مشترک میان خوراک مادی و خوراک معنوی پرداخته می شود و با رویکردی فلسفی ـ تربیتی، نشان داده می شود که همان قوانینی که بر تغذیه جسم حاکم است، عیناً یا به صورت متناظر بر تغذیه روح و نفس ناطقه نیز حاکم است. ابتدا یادآوری می‌شود که در جلسه قبل، حدود چهارده اصل مشترک مطرح شده بود؛ از جمله اصل تدریج، اصل تبدیل، اصل سنخیت، اصل اتحاد، اصل عبور از مراحل، اصل رعایت ظرفیت، اصل زمان‌بر بودن پرورش، اصل رجوع کثرت به وحدت و اصل کیفیت. در این جلسه، این اصول تکمیل و بسط داده می‌شوند. یکی از مباحث محوری جلسه، اصل معبر بودن مسیرها است. در خوراک مادی، دهان، مری و معده محل توقف غذا نیستند، بلکه معبرهایی برای پرورش، هضم، جذب و در نهایت تبدیل غذا به بدن‌اند. به همین قیاس، در خوراک معنوی نیز حواس، خیال، وهم، عقل و قلب، همگی معبر و گذرگاه‌اند، نه مقصد نهایی؛ مقصد نهایی، نفس ناطقه است. سپس اصل تسلیث (ورود، عبور، خروج) مطرح می‌شود و نشان داده می شود که این قاعده هم در تغذیه جسمی و هم در تغذیه روحی جاری است. خوراک مادی وارد بدن می‌شود، مراحلی را طی می‌کند و در نهایت یا دفع می‌شود یا به بدن تبدیل می‌گردد. در خوراک معنوی نیز ادراکات وارد حوزه روان می‌شوند، از مراتب مختلف عبور می‌کنند و در نهایت یا دفع می‌شوند یا به صورت علم، ملکه یا صفت، عین نفس می‌گردند. در ادامه، به یکسان نبودن خوراک‌ها اشاره می‌شود. همان‌گونه که خوراک‌های مادی به نوشیدنی، جویدنی و قرص‌دادنی تقسیم می‌شوند و همه یکسان نیستند، خوراک‌های معنوی نیز سطوح متفاوتی دارند؛ برخی معارف ساده و سریع‌الجذب‌اند و برخی نیازمند تأمل، هضم طولانی و عبور از مراحل سنگین معرفتی هستند. بحث مهم دیگر، اصل نظارت بر خوراک است. در تغذیه جسمی، قوه باصره، ذائقه و شامه نقش نگهبان را ایفا می‌کنند تا غذای ناسازگار یا سمی وارد بدن نشود. در تغذیه معنوی نیز این نقش بر عهده قوه عاقله است که تشخیص می‌دهد چه معرفتی برای نفس مفید یا مضر است.  سپس به تنوع و تکثر خوراک‌ها پرداخته می شود و تأکید می‌شود که بدن انسان به دلیل تنوع نیازها، به خوراک‌های گوناگون نیاز دارد. روح انسان نیز دارای نیازهای متکثر است؛ ازاین‌رو به معارف متنوع، ملکات اخلاقی مختلف، عبادات گوناگون و علوم متعدد نیازمند است. از دیگر اصول مهم، اصل قوت‌بخشی خوراک است. غذا تا زمانی که به بدن تبدیل نشود، انرژی ایجاد نمی‌کند. معارف و ملکات روحی نیز تا زمانی که جذب و عین نفس نشوند، اثر و قوت حقیقی در روح پدید نمی‌آورند. تفاوت خوراک‌ها موجب تفاوت قوت‌ها می‌شود؛ این قاعده هم در بدن و هم در روح صادق است. در نهایت، با نگاهی کلان، به تناسب عوالم هستی با مراتب وجود انسان پرداخته می شود و بیان می‌شود که عالم ماده متناسب با بدن، عالم مثال متناسب با خیال، عالم عقل متناسب با قوه عاقله و عالم الهی متناسب با قلب انسان آفریده شده است. این هماهنگی نشانه ربوبیت الهی و توجه ویژه خداوند به انسان در نظام آفرینش است.

آغاز محتوا:

  • اصل عصاره‌گیری و عبور از مراحل در خوراک مادی و معنوی:

یکی از اصول مطرح‌شده، اصل عصاره‌گیری در خوراک مادی و معنوی است. خوراک، چه مادی و چه معنوی، باید از مراحل عبور کند تا عصاره و حقیقت آن برای بدن یا نفس حاصل شود. اصل عبور از مراحل و مراتب، اصل بنیادین در هر دو ساحت است. غذا به‌صورت خام و دفعی تبدیل به جسم نمی‌شود و معارف نیز بدون طی مراتب، عین نفس نمی‌گردند.

  • اصل پرورش‌یافتگی و زمان‌بر بودن تبدیل:

اصل دیگر، اصل پرورش‌یافتگی خوراک است. خوراک باید «پروریده» شود؛ یعنی فرآیند پروراندن در مورد غذا مطرح است و این فرایند، زمان‌بر است. چه در خوراک مادی و چه در خوراک معنوی، اصل زمان‌بر بودن تبدیل مطرح است. تبدیل غذا به بدن و تبدیل معارف و ملکات به حقیقت نفس، امری تدریجی و محتاج زمان است.

  • اصل مسیر و مجرای واحد جذب:

خوراک مادی از مسیر مشخصی وارد بدن می‌شود؛ از دهان، مری و معده عبور می‌کند و سپس جذب می‌شود. در خوراک معنوی نیز مسیر واحد وجود دارد. معارف و مدرَکات از مجاری خاصی عبور می‌کنند تا جذب نفس شوند. اصل مسیر و مجرای واحد، در هر دو خوراک مادی و معنوی، رعایت می‌شود.

  • اصل چند مرحله‌ای بودن جذب، حذف و تبدیل:

جذب غذا و همچنین حذف آن، چندمرحله‌ای است. همین قاعده در خوراک معنوی نیز جریان دارد. برای آنکه خوراک جذب شود، حذف صورت گیرد و تبدیل تحقق پیدا کند، باید مراحل و مراتب متعددی طی شود. نه در امور مادی و نه در امور معنوی، تبدیل در یک مرحله تحقق نمی‌یابد؛ بلکه فرآیند تبدیل، مشتمل بر مراحل متکثر است.

  • اصل اشتراک مرتبه میان خوراک و قوه پذیرنده:

در خوراک مادی، میان معده و خوراک مادی اشتراک در مادیت و جسمیت وجود دارد. در خوراک معنوی نیز میان معارف و نفس ناطقه، اشتراک در مرتبه تجرد برقرار است. این اصل اشتراک، شرط امکان جذب و اتحاد است، زیرا چیزی که فاقد سنخیت مرتبه‌ای باشد، قابل جذب نیست.

  • اصل سنخیت و عینیت میان خوراک و نفس:

اصل دیگر، اصل سنخیت میان خوراک مادی و معده و میان خوراک معنوی و نفس ناطقه است. پس از سنخیت، اصل عینیت مطرح می‌شود. همان‌گونه که غذای مادی پس از هضم و جذب، عین بدن می‌شود، خوراک معنوی نیز پس از طی مراحل، عین نفس می‌گردد. توجه به اصل عینیت از اصول بنیادین این بحث است.

  • اصل رجوع کثرت به وحدت و تحقق اتحاد:

غذاهای متکثر، در نهایت به بدن واحد رجوع می‌کنند. در خوراک معنوی نیز ادراکات، ملکات و امور معنویِ متکثر، همگی به روح واحد بازمی‌گردند. این اصل، اصل رجوع کثرت به وحدت است. از دل این قاعده، اصل اتحاد نیز شکل می‌گیرد. همان‌گونه که در خوراک مادی، اتحاد میان غذا و بدن محقق می‌شود، در خوراک معنوی نیز اتحاد عقل، عاقل و معقول در نفس تحقق می‌یابد.

  • اصل تبدیل و تدریج در شکل‌گیری بدن و نفس:

تبدیل غذا به بدن به ‌صورت تدریجی انجام می‌شود. غذا دفعی به بدن تبدیل نمی‌شود. در مسائل معنوی نیز ادراکات و ملکات، به‌تدریج مسیر خود را طی می‌کنند و عین نفس می‌شوند. اصل تدریج، هم در خوراک مادی و هم در خوراک معنوی حاکم است.

  • اصل رعایت ظرفیت در خوراک مادی و معنوی:

معده به‌تدریج توان مصرف غذاهای سنگین‌تر، قوی‌تر و کامل‌تر را پیدا می‌کند. در خوراک معنوی نیز رعایت ظرفیت نفس مطرح است. نمی‌توان خوراک‌های سنگین معرفتی را بدون فراهم شدن ظرفیت لازم به نفس وارد کرد. رعایت ظرفیت، شرط سلامت و رشد در هر دو ساحت است.

  • اصل کیفیت و گسترش ظرفیت نفس:

معده هرچه غذا دریافت می‌کند، وسعت می‌یابد و قوی‌تر می‌شود و غذای بیشتر و باکیفیت ‌تری طلب می‌کند. در خوراک معنوی، نفس ناطقه هرچه خوراک بیشتری دریافت می‌کند، نه‌تنها اشباع نمی‌شود، بلکه وسعت پیدا می‌کند. ظرفیت آن افزون می‌شود و طلب آن از خداوند افزایش می‌یابد. هرچه طلب بیشتر شود، تجلی حق افزون‌تر می‌گردد و در نتیجه دریافت از ناحیه حق نیز فزونی می‌یابد. این همان تحقق تجلی جواد به صورت شدیدتر است.

  • معبر بودن مسیرهای ادراک و توقف‌گاه نهایی در خوراک مادی و معنوی:

پس از بیان آن قاعده ها، قواعد دیگری نیز در این ارتباط مطرح می‌شود. از جمله اینکه در عبور مادی، گفته شد غذا باید از مراحل عبور کند تا پروریده شود. در این عبور مادی، آن مسیری که غذا طی می‌کند و آن معبری که از آن می‌گذرد، در واقع برای پرورده شدن غذا است. این مسیر، توقف‌گاه نیست، بلکه معبر است. در خوراک معنوی نیز ادراکات و ملکات مسیرهایی را طی می‌کنند که همگی معبر هستند نه توقف‌گاه. بنابراین همان‌گونه که خوراک مادی در مسیر قرار می‌گیرد و در معبرها عبور می‌کند و توقف‌گاه نهایی‌اش بدن است، در خوراک معنوی نیز توقف‌گاه نهایی، خود نفس است.

  • مراتب ادراکی در خوراک معنوی به‌عنوان معبر:

در غذای معنوی، ادراکات و مدرَکات باید از مراتب مختلف عبور کنند؛ از حس عبور کنند، از خیال عبور کنند، از وهم و عقل عبور کنند و از قلب عبور کنند تا به خود نفس برسند. این مسیرها و مراتب همگی معبر هستند. همان‌گونه که در خوراک مادی دهان، مری و معده همگی مسیر عبورند، در خوراک معنوی نیز مراتب حسی، خیالی، وهمی، عقلی و قلبی، معبر محسوب می‌شوند، نه محل توقف.

  • اصل تسلیث: ورود، عبور و خروج در خوراک مادی و معنوی:

در خوراک مادی، ورود غذا، عبور آن از مسیرها و در نهایت خروج آن از بدن بر اساس قاعده «تسلیث» استوار است. یعنی ورود، عبور و خروج. غذا وارد بدن می‌شود، از مجاری عبور می‌کند و در نهایت خارج می‌شود. این قاعده تسلیث در معنویات نیز حاکم است. ادراکات وارد حوزه روح می‌شوند، سپس از مراتب حسی، خیالی، وهمی، عقلی و قلبی عبور می‌کنند و در نهایت خارج می‌شوند. این خروج به معنای رسیدن به نفس است. بنابراین اصل تسلیث هم در خوراک مادی وجود دارد و هم در خوراک معنوی.

  • اصل هفدهم: اقسام خوراک از حیث نحوه دریافت:

اصل هفدهم این است که خوراک‌هایی که انسان دریافت می‌کند، یکسان نیستند. برخی آشامیدنی هستند، مانند آب و نوشیدنی‌ها؛ برخی قرص‌دادنی هستند؛ و برخی جویدنی‌اند. بنابراین آنچه وارد بدن می‌شود، یا نوشیدنی است، یا قرص‌دادنی است، یا جویدنی. همین قاعده در خوراک‌های معنوی نیز جاری است. برخی از معارف مانند آب، نوشیدنی‌اند؛ سبک و روان دریافت می‌شوند. برخی قرص‌دادنی‌اند و به‌راحتی جذب می‌شوند. برخی دیگر جویدنی هستند و نیاز به تحلیل، تأمل، هضم و زمان طولانی دارند. بنابراین خوراک‌ها یکسان نیستند.

  • اصل تفاوت درجه و رتبه در خوراک‌ها:

خوراک‌های مادی با اینکه همگی مادی‌اند، از نظر درجه یکسان نیستند. تفاوت رتبه دارند. خوراک‌های معنوی نیز با اینکه همگی مجرد هستند و در اصل تجرد اشتراک دارند، از نظر مرتبه تجرد یکسان نیستند. تفاوت درجه و رتبه در آن‌ها وجود دارد. پس اصل عدم یکسان‌بودن خوراک‌ها، چه در مادیات و چه در معنویات، حاکم است؛ با این تفاوت که در خوراک مادی، تفاوت در مراتب مادیت است و در خوراک معنوی، تفاوت در مراتب تجرد.

  • اصل نوزدهم: نظارت و نگهبانی بر ورود خوراک:

در جذب غذای مادی، برای بدن نگهبانانی وجود دارد. قوه باصره نقش تشخیص دارد تا انسان غذای فاسد یا سمّی مصرف نکند. قوه ذائقه نیز غذا را می‌چشد و نقش نظارتی ایفا می‌کند. قوه بویایی نیز در این نگهبانی مؤثر است. این قوا همچون نگهبان و دیده‌بان برای ورود خوراک‌های مادی عمل می‌کنند. در خوراک معنوی نیز قوه عاقله نقش نگهبان را دارد. قوه عاقله تجسس می‌کند که کدام معرفت برای نفس مفید است و کدام مضر. معارفی که برای نفس زیان‌آور است، نباید جذب شود. بنابراین اصل نظارت بر خوراک، هم در مادیات و هم در معنویات مطرح است.

  • اصل بیستم: تنوع و کثرت در خوراک‌ها:

خوراک مادی یکسان نیست و دارای تنوع است؛ این تنوع هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی است. هر غذایی خاصیت و اثر ویژه‌ای دارد. خوراک‌های معنوی نیز همین‌گونه‌اند؛ برخی معرفتی هستند، برخی اخلاقی‌اند، برخی مربوط به احکام‌اند، و برخی در حوزه عبادات و معارف توحیدی قرار دارند. هر یک اثر و خاصیت خاصی برای نفس دارند.

  • اصل بیست‌ویکم: خستگی از خوراک یکنواخت و نیاز به تنوع:

انسان از خوراک یکنواخت خسته می‌شود. در خوراک مادی، تنوع را رعایت می‌کند. همین اصل در خوراک معنوی نیز جاری است. انسان همیشه یک ذکر، یک عبادت یا یک نوع معرفت ندارد. نیازمند تنوع در عبادات، اخلاق، احکام، معارف عقلی و ملکات روحی است.

  • اصل بیست‌ودوم: تحقق آثار پس از تبدیل و عینیت:

تا زمانی که خوراک مادی به بدن تبدیل نشود، انرژی و نیرو حاصل نمی‌شود. در امور معنوی نیز تا زمانی که معارف و ملکات جذب نشوند و عین روح نگردند، آثار آن‌ها ظاهر نمی‌شود. قوت نفس زمانی تحقق می‌یابد که خوراک معنوی با نفس عینیت پیدا کند.

  • اصل بیست‌وسوم: تفاوت قوت‌ها بر اساس تفاوت خوراک‌ها:

هر خوراک مادی نوع خاصی از قوت بدنی ایجاد می‌کند. آب یک نوع قوت می‌دهد، سبزیجات نوعی دیگر، و پروتئین‌ها نوعی دیگر. در مسائل معنوی نیز قدرت و قوت میان معارف، اخلاقیات، حکمت‌ها و فضایل توزیع شده است. هر خوراک معنوی، قدرت خاصی به نفس می‌بخشد.

  • اصل بیست‌وچهارم: رابطه تکثر خوراک‌ها با تکثر نیازها:

تکثر خوراک‌های مادی نشانه ربوبیت الهی و ناشی از تکثر نیازهای بدن است. چون بدن نیازهای مختلف دارد، خوراک‌ها نیز متکثرند. همین قاعده در خوراک‌های معنوی جاری است. چون انسان نیازهای متعدد روحی دارد، خوراک‌های معنوی نیز متنوع و متکثرند.

  • تدبیر عوالم بر اساس مراتب وجودی انسان:

عالم ماده متناسب با بدن انسان آفریده شده است. عالم مثال متناسب با خیال انسان است. عالم عقل متناسب با قوه عاقله انسان است و عالم الهی و اسماء و صفات متناسب با قلب انسان است. تدبیر عالم ماده برای شکل‌گیری بدن انسان است و عوالم غیب برای نظام‌بخشی به روح، خیال و عقل انسان ایجاد شده‌اند. تمام عالم به‌نحوی متناسب با مراتب وجودی انسان شکل یافته است. این همان معنای ربوبیت الهی است که خداوند در ربوبیت خود به انسان توجه ویژه داشته و هستی را متناسب با انسان آفریده است.