خلاصه محتوا:
این محتوا، به تبیین نسبت عمیق و دقیق میان خوراک، جذب و دفع، صوت، چهره، ملکات روحی و اسماء الهی پرداخته می شود و بیان میشود که انسان موجودی است که بهطور کامل از آنچه دریافت میکند متأثر میشود؛ چه در بُعد مادی و چه در بُعد معنوی. محور اصلی بحث این است که خوراک انسان تنها بدن را تغذیه نمیکند، بلکه مستقیماً در صوت، چهره، فهم، خیال، تمثلات، خوابها و ملکات روحی اثر میگذارد. غذای حلال باعث صفای صوت، فصاحت بیان، تعالی فهم، نورانیت تمثلات و ارتقای خوابها میشود؛ درحالیکه غذای حرام یا آلوده، آثار ظلمانی در همهٔ این ساحتها بر جای میگذارد. از اینرو، صوت انسان آینهٔ ملکات روحی و نیز آینهٔ حلال یا حرام بودن خوراک اوست. در ادامه چند محور تحقیقی اساسی مطرح میشود:
– تأثیر غذای حلال و حرام بر بقای بدن
– تأثیر ملکات روحی بر تمثلات
– تأثیر تمثلات بر بقا یا زوال بدن و بر زیبایی یا زشتی چهره
– تأثیر خوراک بر نوع تمثلات
– و در نهایت، تأثیر مستقیم ملکات روحی بر صوت و چهره
قاعدهٔ بنیادین مطرحشده در این جلسه آن است که «دفع، متناسب با جذب است»؛ یعنی هر آنچه انسان دریافت میکند، دفع و انعکاس آن نیز از همان سنخ خواهد بود. این قاعده هم در امور مادی (خوراک، فضولات، ادرار، عرق و…) و هم در امور معنوی (فضایل و رذایل اخلاقی) صادق است. در توضیح این قاعده، مثالهای متعددی از عالم طبیعت آورده میشود؛ از جمله تأثیر آب، خاک، هوا، نور و حرارت در کیفیت میوهها، که نشان میدهد هر موجود، همان چیزی را منعکس میکند که جذب کرده است. در ادامه، جذب و دفع بهعنوان تجلی اسماء جمالی و جلالی الهی تفسیر میشوند؛ جذب، جلوهٔ اسماء جمال و دفع، جلوهٔ اسماء جلال است. قوای جاذبه و دافعه در بدن انسان، مظهر این اسماء الهیاند. همچنین «اسم دافع» در دفع فضولات بدنی و «اسم نافع» در آنچه جذب بدن میشود نقش دارد، درحالیکه زوائد بدنی از مظاهر «اسم ضار» بهشمار میآیند. در پایان تاکید می شود که بحث خوراک، صرفاً یک بحث زیستی نیست، بلکه ریشه در توحید و شناخت نظام اسمائی الهی دارد و نسبت جذب و دفع، بنیان بقای بدن و سلامت روح انسان است.
آغاز محتوا:
- تأثیر خوراک بر ابعاد جسم و روح انسان:
نوع خوراک انسان در همه چیز او مؤثر است. غذایی که انسان میخورد، در صوت او اثر دارد، در چهرهٔ او مؤثر است، در فهم و فکر او اثر میگذارد و حتی در تمثلات، تخیلات و خوابهای انسان تأثیر مستقیم دارد. همانگونه که تمثلات و حالات درونی انسان در چهرهٔ او اثر میگذارد و میتواند چهره را زیبا یا زشت کند، خوراک نیز چنین نقشی دارد؛ خوراک میتواند چهره را زیبا یا زشت سازد، صوت را زیبا یا نازیبا کند، فهم را تعالی بخشد یا دچار انحطاط کند. خوراک میتواند تمثلات انسان را نورانی یا شیطانی کند و خوابهای او را الهی یا ظلمانی سازد.
- نقش غذای حلال در صوت، فهم و تمثلات:
غذای حلال در حقیقت صوت انسان را منعطف و صاف میسازد و موجب فصاحت و بلاغت در بیان میشود. غذای حلال فهم انسان را علو میبخشد، تمثلات را نورانی میکند و خوابها را به مرتبهای بالاتر ارتقا میدهد. از اینرو، صوت انسان آینهٔ ملکات روحی اوست و نیز آینهٔ غذای حلال و حرامی است که مصرف میکند. از صوت انسان میتوان هم به ملکات روحی او پی برد و هم به حلال یا حرام بودن خوراکش.
- محورها و سؤالات اساسی قابل تحقیق:
بر این اساس، لازم است چند محور اساسی مورد تحقیق قرار گیرد: نخست، تأثیر غذای حلال و حرام بر بقا و دوام بدن انسان.
دوم، تأثیر ملکات روحی بر تمثلات. سوم، تأثیر تمثلات بر بقای بدن یا زوال آن و نیز بر زشتی و زیبایی چهره. چهارم، تأثیر غذای حلال و حرام بر نوع تمثلات. و در نهایت، بررسی این مسئله که ملکات روحی اعم از فضایل و رذایل چه تأثیری بر صوت و چهرهٔ انسان دارند.
- قاعدهٔ اول: تناسب دفع با جذب:
یکی از قواعد مهم در بحث خوراک، جذب و دفع آن است که دفع فضولات بدن همواره متناسب با جذب است. هر آنچه انسان دریافت و وارد بدن میکند، آنچه دفع میشود از همان سنخ است. دفع، متناسب با جذب شکل میگیرد. این قاعده در خوراکها نیز قابل مشاهده است؛ ظهور و انعکاس هر چیزی متناسب با آن چیزی است که دریافت شده است. آنچه بهعنوان خوراک وارد بدن انسان میشود، ظهور و انعکاس آن در صوت، چهره، خواب، تمثلات و سایر ابعاد جسم و روح نمایان میگردد.
- قاعدهٔ دوم: ظهور و انعکاس متناسب با دریافت:
هر چیزی که انسان دریافت میکند، همان را انعکاس میدهد. در امور مادی، آنچه بهعنوان خوراک وارد بدن میشود، با همان کیفیت در جسم انسان ظاهر میشود؛ چه از نظر تمیزی و کثیفی و چه از نظر زیبایی یا زشتی. همچنین حلال یا حرام بودن خوراک، انعکاس خود را در صوت و چهرهٔ انسان آشکار میسازد. در معنویات نیز همین قاعده جاری است. اگر فضایل اخلاقی و ملکات نورانی جذب روح شوند، انعکاس آنها در شؤون مختلف روح و حتی در چهره و صوت انسان ظاهر میشود. اگر رذایل اخلاقی و ظلمتها وارد فضای روح گردند، تمام شؤون روح را فرا میگیرند و آثار آن در ظاهر انسان نیز نمایان میشود.
- ماهیت زوائد و فضولات بدنی:
باقیماندهٔ هر غذایی که از بدن خارج میشود، از جنس همان غذایی است که مصرف شده است. ادرار، مدفوع، عرق و سایر ترشحات بدن، همگی نشاندهندهٔ ماهیت آنچه وارد بدن شده است هستند. همانگونه که آب اضافی بدن بهصورت ادرار دفع میشود و ماهیت آن از جنس آب است، مدفوع نیز از جنس مواد غذایی مصرفشده است که زائد بر نیاز بدن بودهاند و بهصورت سمی از بدن خارج میشوند.
- عناصر اربعه و ترکیب غذاها:
تمام غذاهای ترکیبی انسان، حیوان و گیاه از عناصر اربعه، یعنی آب، خاک، هوا و آتش، تشکیل شدهاند که با نسبتها و میزانهای متفاوت با یکدیگر ترکیب میشوند. درخت برای تولید میوه از آب، نور خورشید، حرارت، هوا و املاح خاک بهره میبرد. بنابراین، میوه یک غذای مرکب است که تمام ویژگیهای این عناصر را در خود دارد. هر آنچه وارد حریم درخت شود، همان را منعکس میکند. اگر آب شیرین یا شور، هوای پاک یا آلوده، حرارت معتدل یا نامتعادل و خاک با املاح مختلف استفاده شود، کیفیت میوه نیز متناسب با همان عوامل متفاوت خواهد بود. به همین دلیل، میوههای مناطق مختلف حتی از یک نوع گیاه نیز با یکدیگر تفاوت دارند.
- پیوند جذب و دفع با اسماء الهی:
اسم «دافع» یکی از تجلیات اسماء جلالی الهی است که در دفع زوائد بدنی ظهور مییابد. نفس انسان مظهر این اسم الهی است و از طریق آن فضولات را از بدن خارج میکند. در مقابل، جذب غذا و تبدیل آن به اعضای بدن، جلوهای از اسماء جمالی الهی است. تمام دریافتهای مادی مسیر مشخصی دارند؛ دهان محل ورود خوراک، بینی و دهان محل جذب هوا، پوست محل جذب نور و حرارت است. خروج زوائد نیز مسیرهای معین خود را دارد. تمام این فرآیندها تجلی اسماء الهیاند که بهصورت قوای جاذبه و دافعه در بدن انسان ظهور یافتهاند.
- اسم نافع، اسم ضار و نسبت آنها با بدن:
آنچه جذب بدن میشود، مظهر اسم «نافع» الهی است و آنچه جذب نمیشود و بهصورت فضولات از بدن خارج میگردد، مظهر اسم «ضار» است. ادرار، مدفوع، عرق و سایر ترشحات بدنی همگی جلوههای اسم ضار هستند که برای حفظ سلامت بدن از آن خارج میشوند.
- جمعبندی قواعد جذب و دفع:
بنابراین، تناسب میان جذب و دفع یکی از مباحث بنیادین در بحث خوراک است. جذب و دفع هر یک قواعد و مراحل خاص خود را دارند و هر دو بر اساس تجلی اسماء الهی شکل میگیرند. این قواعد نشان میدهد که آنچه انسان دریافت میکند، چه مادی و چه معنوی، همان را در جسم، صوت، چهره و شؤون روح خود منعکس خواهد کرد.