خلاصه محتوا:
گریه بر امام حسین (ع) در این بیان، نه یک احساس سطحی، بلکه ذکر، عبادت و یک اتصال وجودی و ولایی معرفی میشود. گریه مراتبی دارد:
– بُکاء که گریه طبیعی، خودجوش و برخاسته از طبع پاک و روح متعالی انسان است و بالاترین و باارزشترین مرتبه گریه محسوب میشود.
– اِبکاء که در آن انسان با کمک دیگران، مانند مرثیهخوانی و مداحی، به حالت گریه میرسد.
– تَباکی که در آن فرد با نیت و توجه، خود را در حالت گریه قرار میدهد.
هر سه مرتبه عبادت و ذکر محسوب میشوند، اما بُکاء نشانه سعه روح و تعالی معنوی انسان است.
گریه حقیقی نتیجه توجه نفس انسان به روح امام حسین علیهالسلام است. روح امام، یک حقیقت مجرد، زنده، ساری و جاری در همه عوالم است و نفس انسان نیز موجودی مجرد است؛ بنابراین این دو با یک توجه قلبی، بهراحتی با یکدیگر اتحاد روحانی پیدا میکنند. اشک ظاهری، نشانه این اتحاد باطنی است. انسان با اشک بر امام حسین، در عالم معنا سیر میکند و به مراتب غیبی راه مییابد. کل عالم هستی دارای ارتباط وجودی و اتصال وحدانی است. غم، حزن و شادی انسان نتیجه همین اتصال با کل هستی است. هر کسی بر اساس ساختار وجودی، صوت، تنین و آهنگ خاص روح خود، گریه خاصی دارد. گریه، انعکاس همان توجه خاص نفس به حقیقت حسینی است. حادثه کربلا یک واقعه تاریخی صرف نیست، بلکه حقیقتی زنده و سریانی است که در همه زمانها و مکانها حضور دارد. توجه به کربلا، انسان را در مرتبه وجودی کربلا حاضر میکند و باعث شکلگیری «خُلق حسینی» و «حشر حسینی» در انسان میشود. گریه مؤمن بر امام حسین، «مِلک حسینی» است؛ یعنی دارایی روح امام، زیرا هر گریه نتیجه توجه امام به شخص گریهکننده و پاسخ ولایی امام به این توجه است. تمام موجودات، از عالم ماده تا عوالم عقل و تجرد، متناسب با سعه وجودی خود بر امام حسین میگریند: جمادات، نباتات، حیوانات، انسانها، ملائکه و موجودات مجرد. هر کدام گریهای متناسب با مرتبه وجودی خود دارند و امام نیز متناسب با همان مرتبه، پاسخ میدهد. این حقیقت، معنای ولایت مطلقه حسینی است. چهار هزار ملک برای یاری امام حسین نازل شدند و پس از شهادت ایشان، کنار قبر آن حضرت ماندگار شدند و تا ظهور حضرت حجت عجلالله تعالیفرجه در آنجا حضور دارند. زائران قبر امام حسین از توجه و عنایت این ملائکه بهرهمند میشوند.
در پایان، گریه بر امام حسین تبیین میشود که هر حرکت ظاهری، علل و ریشههای عمیق غیبی دارد. همانگونه که یک حرکت ساده بدن به شبکهای پیچیده از اعصاب، نفس، عوالم برزخی، عقول، اسماء الهی و در نهایت ذات الهی متصل است، گریه بر امام حسین نیز حرکتی است که به عمیقترین ساحتهای هستی و اسماء جمال و جلال الهی اتصال دارد. این گریه، نتیجه توجه به یکی از اسماء الهی است که در قلب، حزن ایجاد میکند و در ظاهر، به صورت اشک ظهور مییابد.
آغاز محتوا:
- حقیقت گریه بر امام حسین (ع) بهعنوان ذکر و عبادت:
محتوا در ارتباط با گریه بر امام حسین (ع) است. گریه بر امام حسین، ذکر است و عبادت است، اما به شرط آنکه با توجه و حضور قلب همراه باشد و از درون انسان بجوشد. گاهی انسان بهطور طبیعی و خودجوش گریه میکند؛ مزاج او گریان است و بدون تکلف اشک از چشمانش جاری میشود. این مرتبه از گریه «بُکاء» نام دارد. در برخی موارد، انسان چنین حالتی ندارد و دیگران باید او را به گریه بیاورند؛ در اینجا کسی که داعی است، با بداههسرایی یا ایجاد فضای مناسب، حالت گریه را در فرد ایجاد میکند. این مرتبه «اِبکاء» نامیده میشود. گاهی نیز انسان نه به صورت طبیعی گریه میکند و نه با خواندن مداح یا مرثیه به گریه میافتد؛ در این حالت باید «تَباکی» داشته باشد، یعنی خود را در حالت گریه قرار دهد. هر سه حالت، ذکر و عبادت محسوب میشوند، اما باارزشترین آنها همان بُکاء است که نشانه روحی متعالی و سعه وجودی انسان است.
- ارتباط گریه با توجه به روح امام حسین:
گریه بر امام حسین ذکر است و به محض آنکه انسان به روح امام توجه پیدا میکند، گریه برای او حاصل میشود. این گریه حقیقتاً باعث سیر انسان میشود؛ یعنی هر مؤمنی با این اشکها در عالم غیب سیر پیدا میکند، در عالم معنا حرکت میکند و در روح امام حسین سیر مییابد.
- وحدت و اتصال روح انسان با کل هستی:
نکته دوم آن است که روح ما و کل عالم هستی با یکدیگر در اتصال و ارتباط هستند. ما وحدت وجودی با تمام هستی داریم و همین ارتباط، هم عامل اثرپذیری ماست و هم عامل اثرگذاری ما. غم و شادی، حزن و سروری که در انسان پدید میآید، به سبب همین اتصال با کل هستی است. این ارتباط سبب میشود انسان وقایع و حقایق عالم را درک کند و آن درک، زمینهساز گریه در وجود او شود.
- یگانگی گریه هر انسان با ساختار وجودی او:
هر انسانی باید متناسب با تلاوت وجودی، صوت درونی، تنین روح و آهنگ خاص هستی خود بر امام حسین علیهالسلام گریه کند. خداوند به حکمت خود در هر وجودی، تنین و آهنگ خاصی قرار داده است که انسان با همان تنین اختصاصی، به روح حسینی توجه میکند. بُکاء در حقیقت نوعی اتحاد روحانی میان گریهکننده و روح امام حسین علیهالسلام است.
- تجرد روح و امکان اتحاد با روح حسینی:
امام حسین (ع) یک واقعیت وجودی و یک حقیقت مجرد در عالم است. انسان نیز دارای نفسی مجرد است و مجردات بهراحتی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، زیرا مانعی میان آنان وجود ندارد؛ تنها کافی است توجه و نظر متقابل شکل بگیرد. حادثه کربلا نیز یک حقیقتی است که در عالم واقع شده، اما امری زنده و جاری است که در همه زمانها و مکانها سریان دارد.
- اتحاد نفس با روح ولیّ الهی مطلق:
نفس انسان با توجه به روح ولیّ خدا، یعنی روحی که در عالم سریان دارد، متحد میشود. اشک ظاهری، حکایت از این اتحاد باطنی و توجه قلبی به روح حسینی است. این نکته بسیار مهم است، زیرا آن واقعیت، زنده و حیّ است و حادثه کربلا نیز زنده است. روح حسینی روحی سریانی و جاری در عالم است؛ روح یک ولیّ الهی مطلق، ولیّ معصوم، صاحب نفس مکتفی، دارای مزاج معتدل و روح لطیف.
- امام حسین بهعنوان واسطه فیض و اعتدال عالم:
امام حسین (ع) واسطه اعتدال در عالم است، واسطه فیض الهی است و حتی واسطه اعتدال اسمائی در نظام خلقت محسوب میشود. روح حسینی بافتی سریانی در عالم دارد. هنگامی که انسان به چنین امامی توجه میکند، به حقیقتی نظر کرده است که دارای این همه ویژگی وجودی است.
- تأثیر توجه نفس بر اتحاد وجودی:
نفس انسان به هر چیزی توجه و نظر کند، با آن متحد میشود و نوعی حشر و نشر و یگانگی با آن پیدا میکند. وقتی به حادثه کربلا توجه و نظر میکند، در مرتبه و مقام کربلا حاضر میشود. این توجه، اتحاد با روح حسینی را ایجاد میکند و نتیجه آن، شکلگیری حشر حسینی و خُلق حسینی در انسان است.
- معنای «مِلک حسینی» بودن گریه مؤمن:
گریه هر مؤمن بر روح امام حسین، «مِلک حسینی» است؛ یعنی جز داراییهای روح امام حسین محسوب میشود. معنا آن نیست که گریه صرفاً از جانب ماست، بلکه بدین معناست که وقتی ما به روح حسینی توجه میکنیم، آن حضرت که ولیّ مطلق است نیز به ما توجه میکند و متناسب با شأن وجودی ما پاسخ میدهد. این پاسخ در قلب انسان به صورت یک حالت غیبی و روحانی ظهور میکند که انعکاس آن در عالم ظاهر، گریه است.
- گریه موجودات مختلف بر امام حسین (ع):
تمام آسمانها و زمین برای امام حسین گریه میکنند. روح حسینی دارای گریه طبیعی است. گریه هر روح متناسب با سعه وجودی آن است. از آنجا که سعه وجودی موجودات مختلف است، گریه آنان نیز متفاوت خواهد بود؛ موجود مادی یک نحوه گریه دارد، موجود مثالی نحوهای دیگر، موجود عقلی و مجرد نحوهای دیگر. نباتات، حیوانات، ملائکه مقرب و سایر موجودات هر یک گریهای متناسب با ساختار وجودی خود دارند و امام نیز متناسب با همان ساختار، پاسخ میدهد. این حقیقت، معنای ولایت مطلقه حسینی است.
- حضور ملائکه در کنار قبر امام حسین :
چهار هزار فرشته برای یاری اباعبدالله الحسین (ع) نازل شدند، اما هنگامی که امام به شهادت رسید، گرد قبر آن حضرت تجمع کردند و حالت تمثلی پیدا نمودند. این ملائکه تا ظهور حضرت حجت عجلاللهتعالیفرجه در آنجا حضور دارند. هر زائری که به زیارت امام حسین مشرف میشود، از توجه، نظر و عنایت این چهار هزار ملک بهرهمند میگردد.
- جایگاه امام و مدیریت معنوی عالم:
هر امامی قائم زمان خویش است، مقید به زمان خاص خود است و مظهر اسم «قیّوم» الهی محسوب میشود. امام زمان عجلاللهتعالیفرجه نیز قائممقام اهلبیت (ع) است و امامت، مهمترین بخشش مدیریت معنوی عالم است.
- پیوند گریه با علل غیبی و مراتبی هستی:
گریه در ظاهر حرکتی سطحی به نظر میرسد، اما در باطن به عمیقترین حقایق عالم متصل است. همانگونه که حرکت دست در نوشتن، به زنجیرهای از عضلات، اعصاب، نفس ناطقه، نفوس برزخی، عقول، اسماء الهی، حقیقت محمدیه و در نهایت اراده ذات الهی متصل است، گریه بر امام حسین نیز دارای چنین پیوند گستردهای با عوالم غیب است.
- اتصال گریه به اسماء الهی:
هر حرکت ظاهری دارای پشتوانهای از علل غیبی و باطنی است. گریه بر امام حسین نیز چنین است؛ ساحتهای ظاهری آن علل بدنی و مادی دارند، اما ساحتهای باطنی آن به اراده نفس، عوالم برزخی، عقلی و در نهایت به اسماء جمال و جلال الهی متصل میشوند. در نهایت، توجه به اسمی از اسماء الهی است که آن حزن قلبی و اشک ظاهری را پدید میآورد.