خلاصه محتوا:
این محتوا توضیحی عرفانی درباره آیه «أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ» است. این آیه ناظر به حقیقت «امتداد نفس رحمانی» دانسته شده و تفسیر میشود که عالم هستی امتداد همان فیض نخستین و نفس رحمانی است که خود «ظلّ» نامیده شده است. در این نگاه، خداوند عالم را از عدمِ ذاتی (نیستیِ محضِ بیقابلیت) ایجاد نکرده، بلکه از «عدمِ اضافی» که همان نفس رحمانی و فیض منبسط است ظهور میدهد. این فیض، مظهر همه اسماء جلال و جمال الهی است و تحت ربوبیت و قدرت ذاتی حق، بسط و امتداد مییابد و صورت عالم پیدا میکند.
در تبیین این امتداد گفته میشود که ربوبیت الهی، توجه و قدرت ذاتی حق، فیض را سریان میدهد؛ این سریان همان «مدّ ظلّ» و همان جریان تجلی است. عالم در حقیقت ظهور و بسط باطن الهی است؛ باطن حق شکافته میشود و وجود از درون آن ظاهر میگردد، چنانکه اسم «فاطر» ناظر به همین شکافتن است. عالم از مقام اجمال به مقام تفصیل میآید و در تمام مراتب، معیت و حضور حق برقرار است.
نفس رحمانی سه ویژگی دارد: وحدانیت، بساطت، و اطلاق؛ هرچند در مراتب مختلف به صورت کثرتها و تعیّنها ظاهر میشود. ظاهر آن، عالم هستی است و باطن آن احدیت ذاتی. عالم، هویت انسباطی نفس رحمانی است؛ و هویت غیرانسباطی آن همان حقیقت بسیطِ احدی است. با این نگاه، آیه «مدّ ظلّ» بیانگر حقیقتی تشبیهی است: خداوند با قدرت و اراده ذاتی خود، ذات خویش را امتداد میدهد؛ و عالم امتداد همین تجلی است، نه امری جدا از حق. این امتداد موجب اتصال، ربط، معیت و سریان الهی در تمام مراتب میشود. همه آیات معیت، حضور و قُرب در پرتو همین حقیقت معنا مییابند. عالم تجلی ذات حق است و باطن حق شکافته میشود تا ظهور به دست آید.
آغاز محتوا:
- تبیین آیه «ألم تر إلى ربک کیف مدّ الظلّ»:
در ارتباط با این آیه که میفرماید: «ألم تر إلى ربّک کیف مدّ الظلّ»، عالم امتداد ذات الهی است. بر اساس این آیه، در حقیقت خداوند خود را امتداد میدهد و امتداد خداوند، عالم هستی است.
در آیه دو نکته وجود دارد: نخست اینکه میفرماید چگونه خداوند امتداد میدهد؛ «ألم تر» یعنی: آیا نمیبینی پروردگارت چگونه امتداد میدهد؟ این امتداد از سنخ امتداد ذهنی است و این امتداد ذهنی بر اساس ربوبیت الهی تحقق مییابد. خداوند بر اساس قدرت ذاتی و ربوبیت ذاتی خویش، این امتداد را برقرار میسازد.
- حقیقت ظِلّ و عدم اضافی:
این ظِلّ چیست؟ این ظِلّ همان «عدم اضافی» است. ما دو نوع عدم داریم: عدم ذاتی و عدم اضافی.
عدم ذاتی حقیقتی است که ذات ندارد؛ یعنی هر چیزی که «لا ذات» است، نمیتواند مبدأ ایجاد، فاعل عالم، یا مبدأ تدبیر و کمال عالم باشد. پس مبدأ عالم عدمِ ذاتی نیست؛ عدم ذاتی مبدأ ایجاد عالم نیست؛ زیرا لا ذات نمیتواند منشأ باشد. بلکه مبدأ عالم همان «عدم اضافی» است.
عدم اضافی همان «نفس رحمانی» و «فیض منبسط» است که از مقام احدیت ذاتی تجلی پیدا میکند. خداوند بر اساس ربوبیت ذاتی و قدرت ذاتی خویش فیض خود را امتداد میدهد؛ و امتداد دادن فیض، همان امتداد دادن نفس رحمانی است. بنابراین آن «ظلّ» که در آیه آمده است همان نفس رحمانی است که امتداد مییابد.
- فیض منبسط بهعنوان مظهر اسماء و صفات الهی:
نفس رحمانی، فیض الهی است. پس خداوند فیض خویش را امتداد میدهد و فیض او به صورت عالم ظهور میکند. ظلّ مظهر ربوبیت الهی و مظهر قدرت الهی است. نفس رحمانی مظهر همه اسماء و صفات الهی است؛ اسماء جلالی و جمالی الهی بر آن نقش بسته است. ولایت اطلاقی بر آن نقش بسته است و بر اساس قدرت ذات، محتوای ذات را منتشر میکند. عالم، هویت انتشاری نفس رحمانی است و با قدرت ذاتی، این فیض امتداد پیدا میکند. محتوای فیض همان اسماء جلال و جمال الهی است.
این فیض منبسط، «انبساط دست راست الهی» است که اسماء جمالی الهی بر آن منبسط میشوند. آیه در حقیقت تمثیلی تشبیهی دارد که بیان میکند: فیض الهی با سریان خود مراتب عالم عقل، مثال و طبیعت را پدید میآورد. پس عالم فیض الهی است؛ و ظلّ همان فیض اول الهی است.
- ویژگیهای سهگانه ظلّ:
ظلّ، یعنی همان فیض ذاتی الهی، سه ویژگی دارد:
۱. وحدت حقیقت: یک حقیقت واحد است و هویت وحدانی دارد.
۲. بساطت: ترکیب و کثرت در ذات ندارد، هرچند به صورت کثرتها ظاهر میشود.
۳. اطلاق: تعیّن ندارد، اما در قالب تعیّنات ظهور مییابد.
نفس رحمانی که همان فیض الهی است به قدرت ذات الهی ظاهر میشود. پس خداوند ذات خویش را تجلی میدهد و تشبیه و تنزیل در عالم جاری میشود.
- سریان فیض و ظهور عالم:
تشبیهی بودن فیض با سریان آن آغاز میشود. هنگامی که فیض امتداد مییابد و سریان میگیرد، عالم هستی ظاهر میشود؛ یعنی امتداد فیض همان نظام خلقت است. امتداد دادن مظاهر، یعنی ایجاد عالم هستی. آیه به صورت تشبیهی بیان میکند که خداوند با قدرت، ربوبیت و اراده ذاتی خویش، ذات خود را امتداد میدهد؛ نه اینکه عالم را مستقل امتداد دهد. عالم امتداد خودِ حق است، جدا از حق نیست، بریده از حق نیست.
- معیت، اتصال و ربط در امتداد حق:
با این نگرش، آیات معیت معنای روشن پیدا میکنند. آیات حضور و قرب الهی معنا مییابند؛ زیرا عالم امتداد حضور الهی است. یک حضور واحد در عالم هست، نه چند حضور. همین حضور با سریان و معیت خود، عالم را ظاهر میسازد. عالم ظهور ذات حق است. باطن حق شکافته میشود و عالم پدید میآید. تا باطن حق شکافته نشود، عالم از درون آن سر برنمیآورد. ایجاد هر چیز توأم با «شکافتن» است و درون هر شکافتنی نیز نوعی شکافتگی وجود دارد.
- مفهوم عدم در عرفان و پیدایش عالم:
از منظر عرفان، عالم از عدم ذاتی پدید نمیآید. عدم در عرفان همان عدم اضافی یا نفس رحمانی است. عالم از نفس رحمانی، صادر اول، حقیقت محمدیه یا اعیان ثابته ایجاد شده است. نفس رحمانی را از این جهت عدم میگویند که خودش چیزی از ذات ندارد و «عدم» یعنی فقدان ذات.
ربوبیت مقام تفریق است و الوهیت مقام تجمیع. عالم از مقام الوهیت ایجاد میشود و با مقام ربوبیت استمرار مییابد. هویت انسباطی نفس رحمانی همان عالم هستی است و هویت غیرانسباطی آن، مقام احدیت ذاتی است.
- شکافتن عدم و ظهور وجود:
محتوای نفس رحمانی ایجاد عالم است. ایجاد عالم بر اساس نوعی جَرح و شکافتن است؛ تا شکافتنی نباشد، ظهور تحقق نمییابد. عدم شکافته میشود و وجود از درون آن ظاهر میگردد. وجود از درون نفس رحمانی پدیدار میشود. آنچه پنهان است با اسم «فاطِر» آشکار میشود. پس در شکافتن، انبساط عدم و ظهور اسماء ظاهر و فاطره تحقق مییابد و عالم از مقام اجمال به ظهور میرسد.
- امتداد ذات حق و ظهور عالم:
آیه میفرماید: «ألم تر إلى ربّک کیف مدّ الظلّ». ما نمیدانیم خداوند چگونه امتداد داد و چگونه ذات خود را تجلی داد. خداوند با قدرت، اراده، تدبیر و توجه ذاتی خویش ذات خود را امتداد داد. پس عالم امتداد ذات حق است و جدا از او نیست. با این نگرش، آیات معیت و حضور معنای دقیق مییابند و عالم امتداد حضور الهی است. خداوند با حضور واحد و سریان خود، عالم را ظاهر کرده است. عالم ظهور ذات حق است و باطن حق شکافته میشود تا عالم آشکار شود. در هر ایجاد، شکافتن و در هر شکافتن، شکافتهای وجود دارد.