خلاصه محتوا:
در این محتوا، با تأکید بر اینکه «مزاج» پایه همه ادراکات، ملکات، حالات روحی و معنوی و خُلقیات انسان است، نقش تعیینکنندهی لقمه در ساختار مزاج توضیح داده می شود. چون لقمه وارد کننده ماده و انرژی به مزاج است، حلال یا حرام بودن آن منشأ شکلگیری صفات نیک یا صفات شیطانی و حیوانی میشود. بنابراین شناخت مصادیق مال حرام برای تربیت و هدایت انسان ضرورت دارد.
سپس نوزده مصداق فقهی مال حرام با توضیح کامل بیان میشود:
تصرف در خمس و صدقات، تصرفهای نابهحق کارمندان حکومت اسلامی، خوردن مال یتیم، دزدیهای اداری و قانونی، غصب، ربا، رشوه، قمار، کسب درآمد از دعانویسی و تعویذات مضر، گداییِ بدون نیاز واقعی، دزدی، میراثخواری به ناحق، تصرف در مال پیداشده، معامله بدون رضایت، کسب درآمد از معاملات حرام (عین نجاسات، سگ و خوک، گوشتهای حرام، شراب، ابزار لهو، غنا، کمفروشی، گرانفروشی، احتکار، تبانی در قیمتگذاری)، مشاغل حرام مانند پیشگوییهای جزمی، پول حاصل از سحر و شعبده، خرید و فروش کتب ضاله، یاری ظالمان و دشمنان، و اجرت گرفتن بر واجبات عینی و کفایی یا تعلیم علوم واجب.
پس از آن، چهار مصداق حرام زادگی شرح داده میشود:
زنازادگی، انعقاد نطفه در ایام عادت، انعقاد نطفه با لقمه حرام یا مال غصبی، و انعقاد نطفه با مشارکت شیطان. سپس تأکید میشود که دشمنی با اهلبیت همیشه به معنای حرامزادگی نیست؛ عوامل دیگری همچون شرک، کفر، نفاق، قساوت قلب یا شقاوت نیز ممکن است علت باشد. همچنین نمیتوان گفت هر حرامزادهای الزاماً بیسعادت است، زیرا اختیار از انسان سلب نشده است.
در پایان، آثار مهم لقمه حرام بیان میشود: سنگدلی، عدم استجابت دعا، محرومیت از شفاعت، فقر و تهیدستی، فراهم شدن زمینه گناهان بزرگ، و کماثر شدن نماز و عبادات.
آغاز محتوا:
مقدمه:
یکی از مباحثی که ضرورت دارد انسان در ارتباط با بحث مزاج بداند، مسئله مصادیق مال حرام است. مزاج اصل، اساس، محور و رکن است؛ یعنی پایه و بنیاد همه ادراکات، ملکات، احساسات، اندیشهها، حالات روحی و معنوی، خُلقیات و معنویات انسان است. به همین جهت، مسئله لقمه بسیار مهم و مؤثر است. مزاج یعنی توجه کردن به لقمه، و اساس لقمه، حلال بودن یا حرام بودن آن است.
حلال بودن لقمه اهمیت دارد، زیرا حلال یا حرام یا شبههناک بودن لقمه موجب رویش تمام افکار، اندیشهها و احساساتی میشود که قابل کنترل نیست. از این جهت، شناخت مصادیق لقمه حلال و حرام، یا به تعبیر دیگر، شناخت مصادیق مال حرام بسیار ضروری است؛ زیرا در تربیت و هدایت انسان موضوعی مهم و جدی است. لقمه حرام و مال حرام در شکلگیری نفس شیطانی، حیوانی و شرور نقش دارد. بنابراین شناخت مال حرام نکتهای بسیار مهم است و لازم است انسان بداند لقمهاش حلال است یا خیر. لقمه حلال پایه همه معنویات، مکاشفات، منامات، تمثلات نیکو، حالات نیک، خُلقیات نیکو و فضائل متعالی است.
- بیان نوزده مصداق مال حرام در فقه اسلامی:
در فقه اسلامی نوزده مورد برای مال حرام ذکر شده است. هر مالی که از این راهها تهیه شود، حرام است.
- تصرف نامشروع در خمس و صدقات :
نخستین مورد، تصرف نامشروع در مال خدا، رسول و ائمه (ع) است؛ یعنی تصرف در خمس و تصرف در صدقات. اگر کسی صدقات را بردارد یا در خمس تصرف کند، مالی که از این راه به دست میآورد، مال حرام است. جزئیات این بحث را باید در رساله عملیه جستوجو کرد. در اینجا بحث به صورت اجمالی بیان میشود.
- تصرف نابهحق کارمندان حکومت اسلامی :
مورد دوم، تصرفهای نابهحق کارمندان حکومتی در اموال حکومت اسلامی است. از جهت اموال مالی، کمکاری یک نمونه از این موارد است. استفاده شخصی از تجهیزات و وسایلی مانند تلفن، خودرو یا سایر امکانات حکومت دینی به نفع فردی، و تصرف در آنها، حرام است.
- خوردن مال یتیم:
مورد سوم، خوردن مال یتیم است که حرام است.
- دزدی از طریق گریزگاههای قانونی و اداری:
مورد چهارم، تصرف در مال دیگران با استفاده از گریزگاههای قانونی یا روشهای اداری است؛ یعنی دزدی از طریق سیستم اداری و از راههای مشابه آن. این کار حرام است.
- غصب اموال و املاک دیگران:
غصب زمین دیگران و غصب ملک دیگران از مصادیق مال حرام است.
- رباخواری:
رباخواری و درآمد به دست آمده از آن، مال حرام است.
- رشوه:
درآمد حاصل از رشوه از مصادیق مال حرام است.
- قمار:
قمار کردن و درآمد حاصل از آن، مال حرام است.
- درآمد حاصل از دعانویسی، تعویذات و علوم سحر:
مورد دیگر، اجرت گرفتن از دعانویسی و تعویذات غیرتوحیدی و مضر است؛ تعویذاتی که باعث ایجاد تفرقه میان زن و شوهر یا افراد خانواده میشود. یعنی به کار گرفتن علوم سحر و جادو برای پول درآوردن و درآمد از طریق علوم سحر، جادو، رَمْل و مانند آن. مالی که از این راه به دست میآید، حرام است.
- گدایی غیرواقعی:
گدایی کردن برای افرادی که نیازمند نیستند، حرام است. گدایی برای افراد فقیر استثنا است؛ اما اصل گداییِ بدون نیاز حقیقی، مال حرام است.
- دزدی :
دزدی یکی از مصادیق روشن مال حرام است.
- میراثخواری به صورت نابهحق:
میراثخواری به صورت نابهحق، یعنی ارث بردن نادرست و تصرف در مال دیگران، از مصادیق مال حرام است.
- تصرف در مال پیدا شده:
مال پیدا شده باید اعلام شود. در غیر این صورت، باید با نیت صاحب مال صدقه داده شود. تصرف در آن بدون رعایت این حکم، حرام است.
- معامله بدون رضایت:
معامله از روی عدم رضایت، مصداق مال حرام است.
- درآمد حاصل از معاملات حرام:
درآمد حاصل از هر معامله حرام، پولی که از هر معامله حرام به دست میآید، مال حرام است. این موارد شامل است بر:
• خرید و فروش عین نجاسات
• خرید و فروش سگ و خوک
• خرید و فروش گوشتهای حرام
• خرید و فروش شراب
• خرید و فروش وسایل گناه مانند ابزار قمار و لهو و لعب
• اجرت گرفتن بر غنا
• رشوه و فریب در معامله
• مخلوط کردن آب با شیر و فروش آن به قیمت شیر
• معامله بر مالی که خریدار میداند دزدی است
• قیمتگذاری با تبانی پیشین با فروشنده یا افراد دیگر، بهگونهای که مردم به خرید با قیمت گزاف راغب شوند
• فروش کالا به قیمتی بالاتر از قیمت واقعی آن
• کمفروشی
• گرانفروشی
• احتکار اموال مسلمانان
- مشاغل و حرفههای حرام :
مشاغل حرام و حرفههای حرام است. از جمله پیشگوییهای جزمی درباره حوادث آینده که به آن «تنجیم» گفته میشود. مانند پیشگویی درباره ارزانی، گرانی، کمحاصلی، بیحاصلی، قحطی، زیادی و کمی باران. پیشگویی در این موارد و پول گرفتن از این راه، حرام است.
- یاری ظالمان و کمک به دشمن:
یاری رساندن به ظالمان به هر شکل، حرام است. پولی که از این جهت به دست آید، مال حرام است؛ از جمله جاسوسی و کمک کردن به دشمن.
- خرید و فروش کتب ضالّه :
خرید و فروش کتب ضاله، و پولی که از این طریق به دست میآید، حرام است.
- پول حاصل از سحر، شعبده و کهانت:
پولی که از راه سحر، شعبده، یا امثال آن به دست میآید، حرام است.
- اجرت گرفتن بر واجبات عینی و کفایی:
اجرت گرفتن بر واجبات عینی و کفایی مانند نماز خواندن بر میت، غسل دادن، کفن و دفن، و پول گرفتن برای تعلیم علوم واجب مانند اعتقادات، توحید و نبوت، حرام است.
- مصادیق چهارگانه حرامزادگی:
یکی دیگر از موضوعاتی که دانستن آن در بحث مزاج واجب و لازم است، مصادیق حرامزادگی است.
۱) زنازادگی: زنازادگی به کسی گفته میشود که نطفه او از راه غیرشرعی و بدون خطبه شرعی، از طریق عمل زنا منعقد شده باشد.
۲) انعقاد نطفه در ایام عادت: یکی دیگر از مصادیق حرامزادگی است.
۳) انعقاد نطفه با لقمه حرام یا مال غصبی: چه خوردنی باشد و چه نوشیدنی.
۴) انعقاد نطفه با مشارکت شیطان: این نیز از مصادیق حرامزادگی است هرچند مصداق زنازادگی نیست.
- نسبت حرامزادگی با دشمنی نسبت به اهلبیت:
شرک، کفر، نفاق، شقاوت، زنازادگی و حرامزادگی از عواملی هستند که موجب بغض به معصومین و ائمه میشود. یعنی کسانی که نسبت به امام معصوم بغض و کینه دارند، ممکن است یکی از این عوامل را داشته باشند؛ یا مشرک باشند، یا کافر باشند، یا منافق باشند، یا شقی باشند، یا زنازاده باشند، یا حرامزاده باشند.
بنابراین نمیتوان گفت هر کسی که دشمن ائمه یا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است، حتماً حرامزاده است. ممکن است دلیل دیگری داشته باشد. نمیتوان گفت هر کسی که دشمن امیرالمؤمنین و اهلبیت است، زنازاده است. این سخن صحیح نیست. همچنین نمیتوان گفت هر فرد حرامزادهای امکان سعادت ندارد؛ زیرا اختیار از او سلب نشده است. بنابراین درست نیست که گفته شود همه کسانی که بغض امیرالمؤمنین علیهالسلام را دارند، حرامزادهاند؛ ممکن است دلیل دیگری داشته باشند.
تنها میتوان گفت: برخی از کسانی که بغض حضرت علی علیهالسلام را دارند، حرامزادهاند؛ برخی زنازادهاند؛ برخی کافرند؛ برخی مشرکند؛ برخی اهل نفاقاند؛ برخی قساوت قلب دارند و برخی لقمه حرام دارند. بنابراین باید حرامزادگی را از زنازادگی تفکیک کرد.
- آثار لقمه حرام:
آثار لقمه حرام عبارت است از:
سنگدلی، عدم استجابت دعا، عدم شفاعت، فقر و تهیدستی، زمینهسازی برای گناهان بزرگ، کم شدن اثر نماز و کم شدن آثار عبادات.