- مراتب بدن و سیر تکاملی در عالم ماده:
حرکت تکاملی در عالم ماده از خاک آغاز میشود، سپس از نطفه ادامه پیدا میکند و در نهایت به مرتبهٔ انسانی میرسد. بدن در این مسیر از مراتب جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی عبور میکند و در هر مرتبه، ماهیت و احکام ویژهٔ همان مرتبه را پیدا میکند. با این همه، همهٔ این مراتب در اصلِ بدن بودن مشترکاند.
هر بدنی، خواه جمادی، خواه نباتی، خواه حیوانی و خواه انسانی، احکام خاص خود را دارد. همانگونه که نفس انسان نیز احکام خاص خود را دارد و احکام بدنی با احکام نفسانی یکی نیست. اشتراک این بدنها در اصلِ بدنی بودن، مانع از آن نیست که آثار و احکام متفاوتی داشته باشند؛ زیرا در هر مرتبه، تدبیر آن مرتبه بر عهدهٔ مرتبهای متناسب با همان سطح از وجود است. از این رو، بدن نباتی را نفس نباتی تدبیر میکند، بدن حیوانی را نفس حیوانی، و بدن انسانی را نفس انسانی. حتی در مرتبهٔ انسانی نیز، با توجه به تفاوت مراتب نفس، تدبیر بدن یکسان و یکنواخت نیست.
- تکامل بدنی و تکامل روحانی:
انسان همزمان با تکامل بدنی، تکامل روحانی نیز دارد. هر اندازه بدن کاملتر میشود، روح انسان نیز در مسیر کمال پیش میرود و تکامل بدنی مانع تکامل روحانی او نیست. نفس، در عین تدبیر بدن، سیر و تدبیر مخصوص خود را نیز دارد و این دو جریان در دو حوزهٔ متفاوت تحقق مییابند. روح انسان در مسیر بازگشت به حق باید منازلی را که طی کرده است، دوباره و به نحو کاملتر طی کند تا به مرتبهٔ حقیقی خود برسد. این رسیدن تدریجی است و تا زمانی ادامه دارد که نفس شایستگی قرب الهی را پیدا کند. روح انسان اگرچه مجرد است، اما در اثر تعلق به بدن از مقام عقلی خود تنزل مییابد. این تنزل به معنای از دست دادن تجرد ذاتی نیست، بلکه به معنای محدود شدن و تعلق یافتن به ماده است.
- شدت و ضعف تجرد:
تجرد دارای مراتب است و نفوس انسانی از نظر تجرد در یک سطح قرار ندارند. وجود نیز شدت و ضعف دارد و از این رو، مراتب تشکیکی پیدا میکند. انسان با بندگی و عبودیت، استعداد وجودی پیدا میکند و قابلیت شدت یافتن در وجود را مییابد؛ بهگونهای که وجود مادی میتواند به مرتبهٔ مجرد برزخی و سپس به مرتبهٔ مجرد عقلی برسد.
- ادامهٔ تکامل پس از مرگ:
مرگ پایان تکامل روحانی نیست. با جدا شدن از عالم ماده، روح انسان به تعالی و استعداد وجودی بیشتری میرسد و صفاتی مانند وحدت، بساطت، شدت، قوت، علم، حیات و ادراک در او کاملتر میشود. تکامل در عالم ماده به معنای خروج از قوه به فعل است، اما در عالم مجردات چنین معنایی ندارد؛ زیرا در آنجا ماده و استعداد بالقوه به معنای دنیوی وجود ندارد. در عوض، تکامل به صورت تجلی، افاضهٔ فیض و رفع حجابها تحقق مییابد. روح در دنیا بخشی از کمالات خود را به دست میآورد و بخش دیگرِ کمالاتش با کنار رفتن حجابهای برزخی و عقلی تکمیل میشود. بنابراین، پس از مرگ نیز برای ارواح نوعی حرکت تکاملی وجود دارد، اما این حرکت با حرکت دنیوی متفاوت است.
- تعلق نفس به بدن و آثار آن:
نفسی که به تجرد رسیده است، در اثر تعلق ذاتی به بدن دچار نوعی تنزل میشود. این تعلق، در عین آنکه نفس را محدود میکند، او را در مسیر کمال نیز قرار میدهد. ارتباط نفس با بدن از یک سو از شدت و قوت تجرد میکاهد و از سوی دیگر، زمینهٔ تعالی بیشتر را فراهم میسازد. این تعلق در عالم برزخ نیز ادامه دارد، اما تکامل روحانی در برزخ از راه حذف حجابها، زدودن ظلمتها و پاک شدن نفس صورت میگیرد. در آن عالم، اختیار به معنای دنیوی وجود ندارد، اما ایمان و عمل صالح در دنیا حرکتی باطنی ایجاد میکنند که نفس را بهتدریج پاک میسازد.
- آیات مربوط به تزکیه و سعادت:
آیهٔ ۷۲ سورهٔ اعراف به کسانی اشاره دارد که به عهد خود در دنیا عمل نکردند و از سعادت آخرت محروم شدند. در این آیه، تعبیرهایی مانند اینکه خدا با آنان سخن نمیگوید، به آنان نظر نمیکند و آنان را پاک نمیگرداند، بر مفهوم تزکیه و حرکت تکاملی نفوس پس از مرگ دلالت دارد.
همچنین آیهٔ «قد أفلح من زکّاها» بر این حقیقت تأکید میکند که رستگاری در گرو تزکیهٔ نفس است. آیهٔ ۱۷۴ سورهٔ بقره نیز به پاک شدن روح در عوالم پس از مرگ اشاره دارد و کسانی را که حقیقت را پنهان میکنند و دین را به بهای اندک دنیا میفروشند، از توجه و تکلم الهی محروم میداند.
- جمعبندی:
تنزل روح به سبب تعلق ذاتی و دائمی به بدن رخ میدهد، اما با قطع این تعلق، نفس از محدودیت رها میشود. در عین حال، چون انسان همواره در حجاب بدن قرار دارد، همواره نیازمند عبودیت است. نتیجهٔ نهایی بحث آن است که انسان باید در مسیر بندگی، تزکیه و عبودیت حرکت کند تا مراتب وجودی خود را کامل سازد و به قرب الهی برسد.