- مقدمه:
نفس آدمی حقیقتی مجرد، غیرمادی و بسیط است که دارای وحدت وجودی میباشد. این نفس، بدن را تحت تدبیر خود قرار داده و اعضای پراکنده بدن را که هر کدام ماهیت و کارکرد خاصی دارند، به یک وحدت منسجم تبدیل میکند. بدن به تنهایی فاقد توانایی برای ایجاد نظم، اتصال و وحدت میان اعضای خود است و آنچه باعث میشود این مجموعه کثیر، به عنوان یک واحد شناخته شود، حضور نفس است. در واقع، کثرت اعضای بدن و قوای نهفته در آن، تجلیات صفات و ملکات نفس هستند و بدن در حکم آینهای است که نفس را نمایان میسازد. از همین وحدتبخشی نفس نسبت به بدن، میتوان به تجرد نفس ناطقه پی برد.
- پیوند معرفتشناسی نفس با معرفتشناسی ربوبی:
شناختِ چگونگی مدیریت نفس بر بدن، راهگشای شناختِ چگونگی تدبیر خداوند بر عالم است. همانگونه که نفس، کثرتهای بدن را تحت حاکمیت خود جمع میکند و به آنها هویت واحد میبخشد، خداوند متعال نیز کثرات بیشمار عالم هستی را تحت وحدت ذات مقدس خویش منسجم و هماهنگ میسازد.
- وحدت عالم و لزوم رب واحد:
جهان هستی، وجودی واحد است که دارای مراتب عقلی، مثالی و مادی میباشد. تمام این مراتب، اگرچه متکثر به نظر میرسند، اما در اصلِ وجود، از یک ریشه و حقیقت واحد نشأت گرفتهاند. بر همین اساس، نتیجه منطقی و فلسفی این است که چون عالم یک حقیقت واحد محسوب میشود، لاجرم نیازمند یک «رب» و مدبر واحد است که این وحدت را در تمام مراتب هستی حفظ و مدیریت نماید. این تدبیر الهی همانند تدبیر نفس بر بدن است و هر که بتواند نظم و وحدت نفس را در بدن خود مشاهده کند، به درک درستی از ربوبیت الهی بر سراسر عالم دست خواهد یافت.