آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • جامعیت و اعتدال اسم الله

جامعیت و اعتدال اسم الله

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین جایگاه اسم «الله» به عنوان اسم جامع و معتدل در دستگاه اسماء و صفات الهی پرداخته می شود. ابتدا بیان می‌شود که معرفت اسماء الهی بنیادی‌ترین معرفت توحیدی است و هر تحلیل حقیقی از عالم، باید بر محور اسماء صورت گیرد؛ زیرا رابطه‌های تکوینی موجودات، مناسبات ارواح و مناسبات میان مجردات و مادیات، همگی تجلیات اسماء الهی‌اند.

سپس توضیح داده می‌شود که قرب انسان به خدا قرب به اسماء الهی است؛ یعنی هر فضیلتی که انسان کسب می‌کند و هر رذیلتی که ترک می‌کند، او را به اسمی از اسماء نزدیک می‌سازد؛ همچون اینکه بخشش موجب قرب به اسم «جواد» است یا پاکی چشم موجب قرب به اسم «بصیر». هر میزان صداقت، اخلاص و عمل صالح بیشتر باشد، تجلیات الهی نیز کامل‌تر خواهد بود. این تجلیات در سه سطح افعالی، صفاتی و ذاتی ظاهر می‌شوند و مرتبه ظهور متناسب با مرتبه فضیلت و اخلاص سالک است.

در ادامه به تفاوت ظهور و حضور پرداخته می‌شود؛ در ظهور، اسماء یا به غلبه ظاهر می‌شوند یا به اعتدال، اما در حضور الهی این تقابل یا غلبه معنا ندارد. سپس مراتب احدیت، واحدیت و هویت توضیح داده می‌شود: در احدیت فقط توجه به وحدت ذات است؛ در واحدیت توجه تفصیلی و ظهور اسماء رخ می‌دهد؛ و در مقام هویت ظهور اصلاً نیست و تنها ذات حاضر است.

اسم «الله» جامع همه اسماء و معتدل‌ترین اسم است. همه اسماء اعم از جمالی و جلالی، کلی و جزئی، تنزیهی و تشبیهی در «الله» به صورت اعتدالی حضور دارند نه به صورت غلبه. تنها این اسم است که می‌تواند صفات متقابل را در خود جمع کند؛ از همین رو اسم اعظم و ربّ‌الارباب است و مقام برزخیت کبری دارد؛ یعنی هم به مقام احدیت متصل است و هم به مقام خلق. 

در پایان توضیح داده می‌شود که اگر اسمی ظهورش بر اسمی دیگر غلبه یابد، دیگر جامع نیست؛ جامعیت تنها در صورتی ممکن است که اعتدال حفظ شود. بدین جهت جامعیت و اعتدال، اختصاص به اسم «الله» دارد و این اسم، همه اسماء را به اعتدال می‌رساند.

آغاز محتوا:

  • بیان اهمیت معرفت اسماء الهی: 

معرفت اسماء الله از بنیادی‌ترین و حقیقی‌ترین معارف است. هر چیزی که با اسماء الهی تحلیل و تبیین شود، این تحلیل و تبیین، باطنی‌ترین و نهایی‌ترین تبیین است. تحلیل اشیاء به اسماء الهی و تبیین پدیده‌ها بر اساس اسماء، کامل‌ترین و جامع‌ترین تحلیل به شمار می‌آید. زیرا هر شیء را باید با توحید شناخت و هر امر مقید را باید با مطلق فهمید.

  • ظهور تکوینی اسماء الهی در عالم:

اسماء الهی به صورت رابطه‌های ذاتی و تکوینی ظاهر می‌شوند. تمام رابطه‌های تکوینی در عالم خلقت چه میان مادیات، چه میان مجردات مثالی، چه مجردات عقلی و چه میان هر دو همگی تجلیات اسماء و صفات الهی هستند. 

شناختن این رابطه‌های تکوینی ما را متوجه تجلی اسماء الهی می‌کند. اسماء الهی «رابطه‌ساز» هستند و به شکل رابطه‌های تکوینی ظهور یافته‌اند. این نکته یکی از شاه‌کلیدهای فهم نظام خلقت است.

  • مناسبات و تناسبات اسماء و انعکاس آن در عالم ارواح:

اسماء الهی به صورت تناسبات و مناسبات میان اشیاء ظاهر می‌شوند. میان خود اسماء تناسباتی وجود دارد؛ هر اسمی با هر اسمی تناسب ندارد. این تناسبات، به صورت مناسبات میان ارواح ظهور می‌کند. 

مثلاً هر روحی با هر روحی مناسبت ندارد؛ برخی ارواح با یکدیگر سنخیت پیدا می‌کنند زیرا آن دو روح مظهر دو اسم متناسب هستند. 

همین‌گونه تناسبات میان مجردات عقلی، مجردات مثالی و حتی مادیات، همگی از تناسبات میان اسماء الهی ریشه گرفته‌اند. بنابراین، تمام تناسبات عالم به نسبت‌های اسماء بازمی‌گردد.

  •  حقیقت قرب به خدا؛ قرب به اسماء الهی: 

وقتی به خداوند تقرب پیدا می‌کنیم، این قرب قرب مکانی نیست؛ بلکه قرب به اسماء الهی است.  راه‌های تقرب به اسماء الهی همان ترک گناه، کسب فضیلت، ایمان، عمل صالح، صداقت و اخلاص است. 

– انسان بخشنده به اسم «جواد» نزدیک می‌شود. 

– انسان عالم به اسم «علیم» قرب پیدا می‌کند. 

– انسان پاک‌چشم به اسم «بصیر» نزدیک می‌شود. 

– کسی که تخیل خود را اصلاح می‌کند به اسم «مصور» تقرب می‌یابد. 

پس هر فضیلتی قربی به حق و قربی به اسماء الهی ایجاد می‌کند.

  • شیوه نزول تجلیات الهی بر اساس ظرفیت انسان:

قرب به حق قرب به اسماء الهی است. با هر فضیلتی، خداوند به نحوی تجلی می‌کند؛ در برابر ترک رذیلت، در برابر ایمان، در برابر عمل صالح، صداقت و اخلاص. هر فضیلتی نوع خاصی از تجلی را به‌دنبال دارد.

تجلیات الهی سه دسته‌اند: 

۱) تجلیات افعالی 

۲) تجلیات صفاتی 

۳) تجلیات ذاتی 

هر اندازه فضیلت کامل‌تر، صداقت عمیق‌تر و اخلاص شدیدتر باشد، تجلیات الهی جامع‌تر و کامل‌تر است. تجلیات متناسب با ظرفیت، قابلیت و وسعت ظرف وجودی انسان است. چون خداوند اسم کاملی دارد به نام «الله» که جامع همه اسماء است.

  • جامعیت و اعتدال اسم «الله»  :

اسم «الله» دارای دو ویژگی است: 

۱) جامعیت 

۲) اعتدال 

همه اسماء جمال و جلال، اسماء متقابله، اسماء کلی و جزئی، تشبیهی و تنزیهی در اسم «الله» گرد آمده‌اند. علاوه بر جامعیت، اعتدال نیز در آن برقرار است. 

اسم جامع، تنها اسمی است که اعتدال را در خود دارد و به سایر اسماء نیز اعتدال می‌بخشد. حضور اسماء در «الله» نه با غلبه، بلکه با اعتدال است. 

هر اسمی می‌تواند جلوه‌ای از دیگر اسماء را داشته باشد، اما همیشه یکی از اسماء در آن غالب است؛ مگر در اسم «الله» که غلبه وجود ندارد و همه اسماء در آن به اعتدال حاضرند. به همین سبب است که «الله» اسم اعظم است.

  • تفاوت ظهور و حضور در اسماء:

ظهور اسماء یا به غلبه است یا به تساوی و اعتدال. اما این وضعیت مربوط به ظهور است. در مقام حضور، غلبه و اعتدال معنا ندارد. در مقام احدیت ظهور، ذات برای خود ظهور دارد. در مقام هویت، تنها ذات حاضر است و ظهور هیچ اسمی نیست. 

در مقام احدیت توجه واحد و بسیط حق نسبت به وحدت ذات است. 

در مقام واحدیت توجه تفصیلی حق به احوال خویش است که همان اسماء الهی‌اند. پس در احدیت توجه یکپارچه است و در واحدیت کثرت توجه و تجلیات جمعی اسماء.

  •  جایگاه اسم «الله» در مراتب وجود: 

در مقام واحدیت، اعتدال اسماء برقرار است. سلسله واحدیت با اسم جامع «الله» آغاز می‌شود. همه اسماء از این اسم تنزل می‌یابند. هر اسمی «ربّ الخاص» است اما اسم الله «ربّ الارباب» است. 

اسم الله دارای برزخیت کبری است؛ یعنی در عین ظهور، بطون دارد و در عین بطون، ظهور. در عین اولیت، آخریت دارد و بالعکس. هم به مقام احدیت متصل است و هم به مقام خلق.

  • نتیجه پایانی:

هیچ اسمی در مقام واحدیت مقابل اسمی دیگر نیست؛ بنابراین غلبه‌ای در آنجا وجود ندارد. اگر در اسمی غلبه حاصل شود، جامعیت از بین می‌رود.  جمع متقابلات و جامعیت صفات متعدد، ویژگی اختصاصی اسم «الله» است. 

در این اسم، همه اسماء به اعتدال می‌رسند و هیچ صفتی بر دیگری غلبه ندارد. هر اسمی از شئون اسم جامع «الله» است. 

و در پایان: هر اندازه اسمی سِعه وجودی بیشتری داشته باشد، جامعیت و اعتدال بیشتری دارد؛ و در میان همه اسماء، معتدل‌ترین و جامع‌ترین اسم، اسم «الله» است.