خلاصه محتوا:
در این محتوا به قاعده مهم قاضی سعید قمی درباره تجلی و تمثل حقایق مجرد عقلی و مثالی در قوه خیال پرداخته می شود. بیان میشود که موجودات مجرد، چه مثالی و چه عقلی، «حقایق بسیط» هستند و بر اساس شاکله ذاتی خود عمل و تجلی میکنند. هر چه تجرد یک موجود بیشتر باشد، بساطت، احاطه و قدرت وجودی آن بیشتر است. روح مجرد نسبت به تمام اجزای خود احاطهای یکنواخت دارد.
عارفان، هنگام مشاهده حقیقت مجردات عقلی و الهی در قوه خیال، آنها را به صورت دایره یا کره میبینند؛ زیرا دایره بسیطترین شکل هندسی بدون زاویه است، حاکی از بساطت، وحدت و احاطه متساوی، و ازاینرو متناسبترین قالب برای تمثل حقیقت مجرد است. موجود مجرد، هنگام تجلی، محتوای ذات و شاکله وجودی خود را نشان میدهد و تجلی او همیشه متناسب با ذات متجلّی و قوه خیالِ ناظر است.
تأکید میشود که مجردات دارای قوه وجودی و قدرت تجلی هستند و در فرآیند تجلی، تناسب میان دو طرف باید رعایت شود. مجردات مثالی احاطهای یکنواخت بر مادّیات دارند و مجردات عقلی نیز چنین احاطهای بر موجودات مثالی دارند؛ همانگونه که خداوند احاطهای کامل و یکسان بر همه موجودات دارد. در پایان بر این نکته تأکید میشود که نحوه وجود و احاطه مجردات تابع درجه تجرد آنهاست، و انسان باید به شاکله و قوّه وجودی این موجودات در تجلی توجه کند.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
موضوع محتوا در ارتباط با تمثل و تجلی حقایق مجرده مطرح است. این قاعده مهم از قاضی سعید قمی درباره تجلی و تمثل مجردات عقلی و مثالی بیان شده است. قاضی میر سعید قمی میگوید حقایق بسیط، که همان مجردات عقلی و مجردات مثالی هستند یعنی ارواح عقلی و ارواح مثالی بر هیئت «استداره حقیقی» هستند؛ یعنی دارای صورت کرهای میباشند.
- تبیین مفهوم استداره حقیقی و ارتباط آن با شاکله وجودی:
مراد از استداره حقیقی آن است که هر یک از مجردات عقلی بر اساس شاکله ذاتی خود عمل میکنند:
«کلٌّ یَعملُ عَلی شاکِلَتِه».
عمل، تجلی، تمثل، فاعلیت و ربوبیت آنان همگی متناسب با محتوای ذات آنان است.
هر اندازه موجودی بسیطتر باشد، مجردتر است؛ و هر اندازه مجردتر باشد، محیطتر و قویتر است. قدرت بیشتر مساوی است با شدت احاطه بیشتر. روح مجرد نسبت به اطراف و اجزای خود احاطهای یکنواخت، مساوی و نسبی دارد؛ یعنی بر تمام مادون خود احاطهای یکسان دارد.
- چگونگی مشاهده عارفان: تمثل مجردات به صورت دایره و کره:
عارفان، حقایق الهی و مجردات عقلی و اسمائی را هنگام مشاهده با قوه خیال، به صورت دوایر و کرات مشاهده میکنند.
علت این امر آن است که دایره ویژگی احاطه مساوی دارد و از نظر هندسی، بسیطترین شکل است؛ زاویه ندارد و وحدت در بساطت را القاء میکند. پس:
مجرد = وحدت، بساطت، احاطه
دایره = وحدت، بساطت، احاطه
بنابراین تناسب میان مجرد و شکل دایره کامل است و مجرد عقلی به صورت دایره و کره در قوه خیال تمثل مییابد، چرا که این قالب، مناسبترین ظرف برای ظهور بساطت ذاتی او است.
- احاطه یکسان مجردات بر مادون خود:
هر مجرد مثالی، در مقام برزخ، بر مادیات احاطهای یکسان دارد، چون مقام او مقام تجرد برزخی است. هر مجرد عقلی نیز بر مجرد مثالی احاطهای یکنواخت دارد. و خداوند متعال هم بر همه موجودات احاطهای کامل و یکسان دارد.
- اهمیت قاعده تنازُل و تمثل مجردات در مرتبه خیال:
از این بحث روشن میشود که:
اولاً مجردات دارای قوه وجودی هستند؛ تمام مجردات قدرت تجلی و ظهور دارند و استعداد ظهور در قوه خیال برای آنها وجود دارد.
ثانیاً در فرآیند تجلی، تناسب میان دو طرف یعنی متجلی و محل تجلی باید رعایت شود. موجود مجرد متناسب با ویژگی ذات خود تجلی میکند؛ و قوه خیال نیز متناسب با سطح وجودی خود آن تجلی را دریافت مینماید.
- بروز شاکله وجودی در تجلی:
در هنگام تجلی، حقیقت مجرد شاکله وجودی و محتوای ذات خود را آشکار میکند؛ احوال ذات او ظاهر میشود. بنابراین باید متوجه قوّه وجودی، وحدت، بساطت و احاطه او شد.
- تفاوت درجات احاطه در مجردات مثالی و عقلی:
مجردات مثالی از آن جهت که در مرتبه نخست یک نحوه وجود دارند، قوای وجودی آنها یکسان و احاطهشان بر مادون خود یکنواخت است. مجردات عقلی نیز چنین هستند؛ زیرا تمام مجردات عقلی یک نحوه وجود، یک نحوه تجرد و یک نوع احاطه دارند.
نحوه وجود این موجودات تابع شدت تجرد آنها است. هر چه تجرد عقلی باشد، احاطه نیز احاطه وجودی خواهد بود.