خلاصه محتوا:
در این محتوا، تفاوت سه مفهوم «نعمت»، «رزق» و «برکت» و همچنین «وسعت مادی» و «وسعت معنوی» انسان توضیح داده میشود.
نعمت شامل همه آن چیزهایی است که خداوند به انسان عطا کرده است، اما هر نعمتی رزق انسان نیست. رزق تنها زمانی شکل میگیرد که نعمت به وجود انسان پیوند بخورد و عین او شود؛ یعنی:
– غذا پس از هضم و تبدیلشدن به چشم و گوش و قلب و اعضای بدن، رزق مادی انسان است؛
– علوم، معارف، ایمان، عبادات و ادراکاتی که در جان انسان نفوذ میکند و «عین روح او» میشود، رزق معنوی است.
بنابراین رزق، آن چیزی است که واقعاً در وجود انسان تحقق مییابد و از حالت «داشتن» به حالت «شدن» در میآید.
برکت زمانی پدید میآید که رزق چه مادی و چه معنوی در جهت الهی و مسیر قرب به خدا مصرف شود. اگر انسان رزق خود را در راه گناه، غفلت یا بیهدف مصرف کند، آن رزق «برکت» پیدا نمیکند. سپس بیان میشود که شکر حقیقی آن است که انسان همه نعمتها را از خدا ببیند نه از خود. شکر دو نوع وسعت ایجاد میکند:
1. وسعت نعمتها (وسعت مادی):
– افزایش تعداد نعمتها
– افزایش عمق، کیفیت و دوام آنها
2. وسعت روح (وسعت معنوی):
– افزایش تعداد فضائل، ادراکات و ملکات
– افزایش عمق و شدت این ملکات و ادراکات
روح انسان میتواند دو نوع وسعت پیدا کند:
– سعه عرضی: افزودهشدن تعداد فضائل، علوم و ادراکات.
– سعه عمقی: افزایش شدت، عمق، کیفیت و درجه همان فضائل و ادراکات.
در پایان تأکید میشود که هم رزق مادی و هم رزق معنوی باید با جهتگیری الهی همراه شود تا برکت پیدا کند و انسان با شکر و عبودیت، از خداوند وسعت روحی و نورانیت بیشتری دریافت نماید.
آغاز محتوا:
- تفاوت نعمت، رزق و برکت:
تفاوت میان «نعمت»، «رزق» و «برکت»
هر آنچه انسان در اختیار دارد و میتواند از آن استفاده کند، در واقع رزق او هست. رزق، آن بخشی از نعمت است که به بدن انسان میرسد و عین وجود او میشود. غذایی که انسان مصرف میکند و پس از هضم، به چشم و گوش و دست و پا و اعضای بدن او تبدیل میشود، رزق مادی اوست. چشم و گوش و دست و پا و نیز خود اعضای بدن، همه رزق انسان هستند. همچنین هر آنچه که عین نفس انسان میشود نیز رزق او به شمار میآید. بنابراین رزق، هم مادی دارد و هم معنوی.
- تعریف رزق مادی و رزق معنوی:
تمام چیزهایی که انسان در ظاهر و باطن دارد، لزوماً رزق او نیست. تنها اموری که عین جسم او یا عین روح او میشوند، رزق او هستند:
– غذاهایی که خورده میشود و تبدیل به قلب، مغز، چشم و اعضای بدن میگردند، رزق مادی هستند؛ معارفی که فرا گرفته میشود، ادراکاتی که در جان شکل میگیرد، عباداتی که نورانیت ایجاد میکند و ملکاتی که در نفس رسوخ مینماید، رزق معنوی هستند؛ زیرا «عین روح انسان» میشوند.
لباسی که انسان میپوشد، خانهای که در آن زندگی میکند، مرکبی که از آن استفاده میکند، همگی از نعمتها و رزقهای انسان هستند، به شرط آنکه واقعاً مورد استفاده قرار گیرند و بخشی از زندگی او شوند. معارفی که تعلیم گرفته شده و به روح انسان تبدیل میشود، یا نورانیت و معنویتی که در وجود انسان تحقق یافته، رزق معنوی است و از مصادیق برکت نیز محسوب میشود.
- نسبت میان نعمت و رزق:
آنچه ما داریم نعمت است؛ اما آنچه از آن استفاده میکنیم و عین وجود ما میشود، رزق است. هر نعمتی رزق انسان نیست، مگر اینکه تبدیل به بخشی از وجود مادی یا معنوی او گردد. اگر غذای مادی تبدیل به اعضای بدن شد، آن نعمت به «رزق» تبدیل شده است. اگر نعمتهای معنوی همچون معارف و ادراکات و ملکات به «روح» انسان تبدیل شدند، آن نعمت به «رزق معنوی» تبدیل شده است.
- معنای برکت:
برکت، عبارت است از جهتدهی صحیح رزق.
اگر غذایی که رزق انسان شده، در مسیر تعالی، قرب الهی و رشد روحی به کار گرفته شود، آن رزق، برکت پیدا میکند.
اما اگر همان رزق در مسیر گناه و خطا مصرف شود، ثمرهای از برکت نخواهد داشت. نعمتهای الهی چه مادی و چه معنوی اگر در جهت عبودیت و توحید به کار گرفته شوند، باعث برکت میشوند؛ و اگر در مسیر نادرست مصرف شوند، برکت در آنها محقق نمیشود.
- حقیقت شکر و نتایج آن:
اینکه انسان تمام نعمتهای مادی و معنوی را از خداوند بداند، خود شکر است. وقتی انسان شکر میکند، خداوند گاه نعمتهای مادی او را افزایش میدهد، و گاه روح او را وسعت میدهد؛ و وسعت روح، برتر از وسعت نعمتهای مادی است.
خداوند دو نوع وسعت عطا میکند:
الف) وسعت مادی
این وسعت به بدن مربوط است و شامل:
– افزایش کمیت نعمتها
– افزایش کیفیت و عمق آنها
– افزایش دوام و طول عمر آنها
ب) وسعت معنوی (وسعت روح)
این وسعت مربوط به روح است و دو محور دارد:
1. وسعت در ملکات روحی (فضائل اخلاقی):
ملکات روحی اگر ایجاد شوند یا تقویت گردند، وسعت معنوی برای روح محسوب میشوند.
2. وسعت در ادراکات و معارف:
ادراکات نیز اگر افزایش یابند یا عمق پیدا کنند، باز وسعت معنوی حاصل میشود. بنابراین وسعت معنوی، هم کمیت دارد (تعدد فضائل و ادراکات) و هم کیفیت و شدت دارد (عمق و درجات بالای همان فضائل و ادراکات).
- سِعه روحی: عرضی و عمقی:
روح انسان میتواند دو نوع سِعه پیدا کند:
الف) سعه عرضی:
افزایش تعداد ملکات، فضائل، ادراکات و معارف.
ب) سعه عمقی:
افزایش شدت و عمق و درجات همان فضائل و ادراکات.
همانگونه که علم دارای درجات است و این درجات، درجات عالم نیز محسوب میشود، فضائل نیز دارای درجاتاند و این درجات، درجات صاحب فضیلت را تشکیل میدهد. به همین ترتیب، ادراکات ما نیز با تعداد و عمق بیشتر، موجب وسعت روح میشوند.
- جمعبندی :
دادن یک فضیلت یا یک ملکه، ایجاد وسعت معنوی در روح است.
اگر چندین ملکه به انسان عطا شود، وسعت بیشتری حاصل میشود. و اگر هر یک از اینها به درجات عالیتری برسد، باز وسعت روح افزونتر میشود. بنابراین روح انسان هم سعه عرضی و هم سعه عمقی مییابد و هر دو سعه در وجود انسان معنا دارد.