آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

تبیین مقام امام زمان(عج) در ساحت اسماء الهی

خلاصه محتوا:

این محتوا، تبیین معنای عمیق و معرفتیِ عنوان «بَقیّهُاللّه» برای امام زمان(عج) در نسبت با ساحت اسماء الهی است. بقیهالله به معنای «باقی‌مانده‌ای از سنخ همان حقیقت» است و وقتی درباره امام مهدی(عج) به‌کار می‌رود، به این معناست که باقی‌مانده مقام الوهیت و اسماء الهی که تاکنون به‌طور اطلاقی در هیچ مظهری تجلی نیافته‌اند، در حضرت حجت(عج) ظهور می‌یابند. این عنوان، اسمی اختصاصی و از اسماء مستأثر آن حضرت است و برای هیچ پیامبر، امام یا انسانی دیگر استعمال نشده است.  «بقیهالله بودن» دو بُعد اساسی دارد:  نخست، تجلی اسمائی که از آغاز خلقت تاکنون هیچ‌گاه در هیچ مظهری ظهور نداشته‌اند (اسماء مستأثره)، و دوم، تجلی اطلاقی اسمائی که پیش‌تر تنها به‌صورت مقیّد و نسبی ظهور کرده بودند. امام زمان(عج) به این اعتبار، مظهر همه اسماء الهی به‌صورت اطلاقی است و روح آن حضرت جایگاه نهایی و کامل این تجلی است، نه جسم ظاهری ایشان. شرایط این تجلی اطلاقی، هم به ظرفیت وجودی بی‌نظیر آن حضرت بازمی‌گردد که دارای عصمت مطلق و کامل‌ترین استعداد معنوی است، و هم به شرایط خاص آخرالزمان، که در آن عالم مُلک به سوی پیوند با عالم ملکوت حرکت کرده و عالم ماده به سوی تجرد مثالی و برزخی‌شدن پیش می‌رود. این تغییر احوال زمانه، زمینه‌ساز ظهور اسماء مستأثره و اطلاقی الهی است. در ادامه، بحث به موضوع «خاتم‌الاولیاء» بودن امام زمان(عج) می‌پردازد. همان‌گونه که نبوت و رسالت در پیامبر اکرم(ص) به اطلاق رسید و ختم شد، ولایت الهی نیز دارای ختم است و ختم ولایت، ظهور اطلاقی آن است که در حضرت مهدی(عج) تحقق می‌یابد. پیامبر اکرم(ص) مظهر ختم نبوت و رسالت است و امام مهدی(عج) مظهر ختم ولایت. ولایت در همه انبیا و اولیا وجود داشته، اما تا پیش از این، ولایت اطلاقی به‌صورت کامل ظاهر نشده بود. ولایت مطلقه الهیه از روح رسول خدا(ص) آغاز شده و در امام زمان(عج) به نهایت و ظهور کامل خود می‌رسد. به همین دلیل، حضرت مهدی(عج) وارث همه انبیا، اولیا، ائمه و مؤمنان است و مظهر کامل اسم «الوارث» و «القاسم» محسوب می‌شود؛ زیرا تقسیم مراتب و درجات ولایت در عوالم از مجرای روح او صورت می‌گیرد. در نهایت، امام زمان(عج) حامل، مُظهِر و مُتمِّم تمام مراتب ولایت و اسماء الهی در نظام هستی معرفی می‌شود.

آغاز محتوا:

  • تبیین بنیادین مفهوم «بقیه‌الله» در منظومه امامت:

بحثی که مطرح می‌شود، ناظر به یکی از بنیادین‌ترین مسائل معرفتی در موضوع امامت و به‌طور خاص در شناخت حضرت ولی‌عصر، امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است. از کلیدی‌ترین مباحث معارف دینی، بحث درباره حضرت حجت علیه‌السلام است؛ چراکه حقیقت امامت در ایشان به نحو خاص و نهایی ظهور می‌یابد.  این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چرا به حضرت مهدی علیه‌السلام «بقیه‌الله» گفته می‌شود و اساساً معنای این عنوان چیست.

  • معنای لغوی و فلسفی «بقیه» و اصل سنخیت:

«بقیه» در لغت به معنای باقی‌مانده یک چیز است؛ اما این باقی‌مانده، از سنخ همان چیزی است که از آن باقی مانده است. به عنوان مثال، باقی‌مانده نان، خود نان است؛ نه چیزی از جنس دیگر. باقی‌مانده هر حقیقتی، ماهیتاً با اصل خود سنخیت دارد، احکام آن را دارد و از همان حقیقت برخوردار است. بنابراین، «بقیه‌الله» به معنای باقی‌مانده‌ای از سنخ حقیقت الهی است، نه چیزی بیرون از آن یا جدا از آن.

  • اختصاص عنوان «بقیه‌الله» به حضرت امام زمان(عج):

عنوان «بقیه‌الله» اختصاص به وجود مبارک امام زمان (ع) دارد و برای هیچ پیامبر، هیچ امام دیگر، و هیچ انسان یا مؤمن دیگری استعمال نشده است. این اسم، اسم خاص و مستأثر حضرت حجت (ع) است. این نام نشان می‌دهد که حقیقتی از مقام الوهیت الهی که تا کنون به‌صورت اطلاقی در هیچ مظهری تجلی نیافته، در وجود حضرت ولی‌عصر (ع) تجلی کرده است.

  • بقیه‌الله به‌مثابه تجلی باقی‌مانده مقام الوهیت:

مقصود از «بقیه‌الله» این نیست که چیزی از خداوند جدا شده باشد، بلکه مراد این است که باقی‌مانده تجلیات مقام الوهیت که از آغاز خلقت، یا اصلاً تجلی نیافته بودند، یا تجلی آن‌ها مقید و نسبی بوده، در وجود حضرت حجت (ع) به ظهور می‌رسد.  در نتیجه، آن اسمایی که تا کنون هیچ مظهری نداشتند، و آن اسمایی که تجلی داشتند اما نه به صورت مطلق، در وجود حضرت مهدی علیه‌السلام به تجلی اطلاقی می‌رسند.

  • دو معنای بنیادین بقیه‌الله بودن امام زمان(عج):

بقیه‌الله بودن حضرت حجت (ع) از دو جهت اساسی قابل تبیین است: نخست آن‌که اسمائی از اسماء الهی وجود دارند که از ابتدای خلقت عالم، هیچ‌گاه در هیچ مظهری تجلی نکرده‌اند. این اسماء را «اسماء مستأثره» می‌نامند و تنها مظهر آن‌ها حضرت بقیه‌الله علیه‌السلام است. دوم آن‌که برخی اسماء الهی پیش‌تر در مظاهر دیگر ظهور یافته‌اند، اما ظهور آن‌ها مقید و نسبی بوده است. تجلی مطلق این اسماء، اختصاص به وجود حضرت مهدی موعود (ع) دارد. از همین رو، حضرت حجت (ع) مظهر اسماء الهی به نحو اطلاق است؛ اطلاقی که از آغاز خلقت تا کنون تحقق نیافته بود.

  • نسبت ظرفیت وجودی حضرت با تجلی اسماء اطلاقی:

علت اینکه این اسماء پیش‌تر به اطلاق تجلی نیافته‌اند، فقدان ظرفیت در مظاهر پیشین بوده است. تجلی اسماء الهی نیازمند ظرفیتی متناسب با اطلاق آن‌هاست. این ظرفیت کامل، تنها در وجود حضرت امام زمان (ع) تحقق یافته است؛ به‌جز وجود مقدس رسول اکرم (ص) که نقطه آغاز این مسیر است.

در حضرت حجت (ع)، جامع‌ترین استعداد معنوی و والاترین درجه عصمت تحقق یافته و همین ظرفیت، امکان تجلی اسماء مستأثره و اسماء اطلاقی را فراهم کرده است.

  • نقش شرایط تاریخی در تجلی اسماء مستأثره:

علاوه بر ظرفیت ذاتی امام، شرایط زمانه نیز در تجلی این اسماء نقش اساسی دارد. پیش از این، زمینه تاریخی برای حاکمیت دولت اسماء الهی فراهم نبود.  اکنون باید زمانی فرا برسد که عالم مُلک به عالم ملکوت متصل شود؛ یعنی عالم ماده به سمت برزخی شدن و تجرد مثالی حرکت کند. تنها در چنین شرایطی است که اسماء مستأثره می‌توانند در عالم ماده و در مظهری خاص تجلی یابند.

  •  پیوند عالم مُلک و ملکوت در عصر ظهور:

یکی از شرایط اساسی تجلی اسماء اطلاقی این است که عالم مُلک به عالم ملکوت ملحق شود. به بیان دیگر، زمانه باید به مرحله‌ای برسد که عالم ماده، آمادگی پذیرش تجلیات غیبی را پیدا کند. 

در چنین وضعیتی، اسماء الهی که تاکنون در غیب بوده‌اند، امکان ظهور در عالم شهادت را می‌یابند و این ظهور، تنها در حضرت ولی‌عصر (ع) محقق می‌شود.

  • عصمت مطلق؛ شرط اساسی تجلی اسماء مستأثره:

یکی از شرایط حتمی تجلی اسماء مستأثره، عصمت مطلق است. این اسماء در مظاهر غیر معصوم نمی‌توانند تجلی یابند. 

کامل‌ترین مظاهر عصمت، اهل‌بیت (ع) هستند و در میان آنان، آخرین امام، یعنی حضرت مهدی (ع)، بالاترین ظرفیت را برای پذیرش این تجلیات داراست.

  • دیدگاه‌ها درباره تجلی اسماء مستأثره:

سه دیدگاه در باب اسماء مستأثره مطرح است: برخی معتقدند این اسماء اساساً هیچ‌گاه تجلی نمی‌کنند.  دیدگاه دوم بر این باور است که این اسماء می‌توانند تجلی یابند.  دیدگاه سوم، که دیدگاه دقیق‌تری است، قائل به این است که اسماء مستأثره تجلی دارند، اما مراتب تجلی آن‌ها متفاوت است؛ مرتبه‌ای از تجلی در انبیاء الهی، مرتبه‌ای کامل‌تر در اهل‌بیت (ع)، و مرتبه نهایی و غالب آن در وجود حضرت امام زمان (ع) تحقق می‌یابد.

  • غلبه تجلی اسماء در امام زمان(عج):

در حضرت ولی‌عصر (ع)، تجلی اسماء مستأثره با غلبه و اطلاق همراه است؛ به‌گونه‌ای که شرایط تاریخی، معنوی و وجودی، همگی برای این ظهور مهیا شده‌اند.  به همین دلیل است که در روایات آمده است در عصر ظهور، علم از دو حرف به بیست‌وپنج حرف می‌رسد. این امر به سبب غلبه اسم «علیم» به نحو اطلاقی است. همچنین اسم «عدل»، «منتقم» و سایر اسماء الهی در آن عصر، ظهور اطلاقی پیدا می‌کنند.

  • بقیه‌الله بودن امام؛ ناظر به روح امام، نه جسم او:

بقیه‌الله بودن حضرت حجت (ع)، ناظر به جسم ایشان نیست، بلکه ناظر به روح امام است. اسماء الهی در افراد، جوامع و در تاریخ نیز تجلی می‌یابند. تاریخ دارای روح است و حقیقت تاریخ همان جریان اسماء الهی است. در هر دوره، اسمائی خاص در روح زمانه تجلی می‌کنند و زمانه تحت تأثیر آن‌ها شکل می‌گیرد.

  • روح تاریخ و حقیقت آن در نسبت با اسماء الهی:

تاریخ، صرفاً مجموعه‌ای از حوادث زمانی نیست، بلکه دارای روح و حقیقتی واحد است.  این روح تاریخی، چیزی جز جریان اسماء الهی در بستر زمان نیست. خداوند متعال در هر دوره‌ای از تاریخ، اسمائی را در حقیقت زمانه تجلی می‌دهد و زمانه تحت تأثیر این تجلیات اسمائی شکل می‌گیرد. به تعبیر دیگر، آنچه روح یک عصر را می‌سازد، اسماء الهیِ غالب در آن دوره است.  در عصر ظهور، این اسماء به نحو اطلاق و غلبه ظاهر می‌شوند و این غلبه، از روح امام زمان (ع) نشئت می‌گیرد.

  • پیوند بقیه‌الله بودن امام با روح زمانه مهدوی:

وقتی گفته می‌شود حضرت مهدی (ع) بقیه‌الله است، یعنی روح ایشان، محل تجلی باقی‌مانده اسماء الهی است؛ اسمائی که یا اصلاً پیش از این تجلی نداشتند، یا تجلی آن‌ها ناقص و مقید بود. در عصر ظهور، این اسماء نه‌تنها در وجود شخصی امام، بلکه در روح زمانه نیز به ظهور می‌رسند. ازاین‌رو، جامعه، تاریخ و ساختار عالم، همگی متأثر از روح مهدوی می‌شوند.

این حقیقت، معنای عمیق بقیه‌الله بودن حضرت ولی‌عصر (ع) است.

  • طرح عنوان «خاتم‌الاولیاء» در نسبت با امام زمان(عج):

علاوه بر عنوان بقیه‌الله، عنوان دیگری نیز درباره حضرت مهدی علیه‌السلام مطرح است و آن عنوان خاتم‌الاولیاء است. 

برای فهم این عنوان، ابتدا باید مفهوم «ختم» را در نظام الهی بشناسیم. نبوت و رسالت دارای ختم هستند. نبوت و رسالت به روح رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ختم شده است. پیامبر اسلام خاتم‌الانبیاء و خاتم‌المرسلین است، و دین ایشان، دین نهایی و مطلق است. این بدان معناست که نبوت و رسالت با رسیدن به مرحله اطلاق، به مقام ختم می‌رسند.

  • ختم هر مقام در نسبت با اطلاق آن مقام:

در نظام الهی، هر مقامی هنگامی که به اطلاق کامل برسد، ختم می‌شود. ختم به این معنا نیست که حقیقت آن مقام از بین می‌رود، بلکه به این معناست که به نهایت ظهور خود می‌رسد. همان‌گونه که نبوت مطلقه در وجود رسول اکرم (ص) به ظهور رسید و به همین دلیل ختم شد، ولایت نیز هنگامی که به اطلاق برسد، به مقام ختم می‌رسد.

  • ولایت به‌مثابه مظهر اسم «الباطن»:

نبوت مظهر اسم «الظاهر» الهی است، در حالی که ولایت مظهر اسم «الباطن» است.  تمام انبیای الهی دارای ولایت بوده‌اند و ولایت معنوی در همه آن‌ها جریان داشته است. ولایت به این معنا، قدرت تصرف وجودی به اذن الهی است؛ تصرفی که پیامبر یا ولی الهی به‌واسطه آن در ارواح، نفوس و حقیقت عالم اثر می‌گذارد. این ولایت، حقیقتی تکوینی است و در همه انبیای الهی حضور داشته است.

  • مراتب ولایت در انبیاء، معصومان و غیر معصومان:

ولایت دارای درجات و مراتب است.  ولایت انبیای الهی دارای مراتب متفاوت بوده است.  ولایت معصومان (ع) نیز دارای درجات است.  حتی ولایت غیر معصومان نیز مرتبه‌بندی دارد. ولایت از زمان حضرت آدم علیه‌السلام آغاز شده است. از حضرت آدم تا حضرت عیسی (ع)، ولایت در مرتبه مقیده عامه جریان داشته است؛ یعنی ولایت وجود داشته، اما به مرحله اطلاق نرسیده بوده است.

  • آغاز ولایت مطلقه و نسبت آن با روح رسول اکرم(ص):

ولایت مطلقه از روح رسول اکرم (ص) آغاز می‌شود. 

با بعثت پیامبر اسلام، ولایت وارد مرحله اطلاق می‌شود و این ولایت اطلاقی در همه اهل‌بیت (ع) جاری است.با این حال، اگرچه تمام ائمه (ع) دارای ولایت اطلاقی هستند، اما ظهور اطلاقی ولایت در زمان همه آنان تحقق نیافته است.

  • تفاوت میان داشتن ولایت مطلقه و ظهور ولایت مطلقه:

همه ائمه (ع) ولایت اطلاقی داشته‌اند، اما ظهور جامع و فراگیر این ولایت، تنها در آخرین امام اتفاق می‌افتد. کرامات، تصرفات و خوارق عادتی که از ائمه مشاهده می‌شود، نشانه‌هایی از ولایت اطلاقی آن‌هاست، اما این‌ها ظهور نهایی و فراگیر ولایت نیست. ظهور کامل ولایت اطلاقی، مخصوص حضرت امام زمان علیه‌السلام است.

  • خاتمیت ولایت و انحصار آن در امام زمان(عج):

به این دلیل که حضرت مهدی علیه‌السلام ولایت اطلاقی را ظاهر می‌کند، ایشان خاتم‌الاولیاء است. خاتمیت در ولایت، به معنای رسیدن ولایت به نهایت ظهور خود است. همان‌گونه که ختم نبوت اسم مستأثر رسول اکرم (ص) است، ختم ولایت نیز اسم مستأثر حضرت مهدی (ع) است.

  • امام زمان(عج) و ولایت مطلقه کلیه الهیه فعلیه:

آخرین امام، تنها کسی است که ولایت مطلقه کلیه الهیه فعلیه را به‌طور کامل ظاهر می‌کند و خود نیز واجد این مقام است.

وقتی ولایت به حد اطلاق ظاهر می‌شود، به مقام ختم می‌رسد. 

ازاین‌رو، حضرت ولی‌عصر (ع) خاتم ولایت است.

  • معنای حقیقی خاتم‌الاولیاء:

خاتم‌الاولیاء بودن به این معناست که تمام مراتب ولایت الهی، که از حضرت آدم (ع) آغاز شده، در وجود حضرت مهدی علیه‌السلام جمع شده است. ایشان:  وارث ولایت تمام انبیای الهی است .  وارث ولایت تمام اولیای الهی است. وارث ولایت تمام ائمه (ع) است. و حتی وارث ولایت تمام مؤمنان است 

در نتیجه، حضرت مهدی علیه‌السلام مظهر کامل اسم الهی «الوارث» است.

  • امام زمان(عج) به‌عنوان تقسیم‌کننده درجات ولایت:

تمام اولیای الهی پس از تولد حضرت مهدی علیه‌السلام، از مجرای روح ایشان از ولایت الهی بهره‌مند می‌شوند.  درجات ولایت در عوالم، توسط ایشان توزیع می‌شود. ازاین‌رو، حضرت مهدی علیه‌السلام مظهر اسم الهی «القاسم» است؛ یعنی تقسیم‌کننده مراتب و درجات ولایت معنوی.

  • جمع ولایت مقیده و ولایت مطلقه در سیر تاریخی:

ولایت مقیده از حضرت آدم (ع) آغاز شد و به حضرت عیسی (ع) ختم گردید. ولایت مطلقه از روح رسول اکرم (ص) آغاز شد و به حضرت مهدی (ع) ختم می‌شود. ولایت مطلقه در همه اهل‌بیت (ع) وجود دارد، اما ظهور جامع، کامل و اطلاقی آن فقط در حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف تحقق می‌یابد.