آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • تأثیر شگرف لقمه حلال بر روح، چهره و صوت انسان – بخش هشتم

تأثیر شگرف لقمه حلال بر روح، چهره و صوت انسان – بخش هشتم

خلاصه محتوا:

در این محتوا، به تبیین پیوند عمیق و چندلایه میان خوراک حلال و طیب با طهارت روح، زیبایی چهره، فصاحت و بلاغت کلام و کیفیت صوت انسان پرداخته می شود. بر اساس آیات قرآن و روایات، تأکید می‌شود که «رزق واقعی» تنها غذای حلال و طیب است و غذای غیرطیب اساساً رزق انسان شمرده نمی‌شود. حلال بودن غذا، علاوه بر نبود حرمت شرعی، شامل پاکی، عدم آلودگی و به‌دست‌آمدن از طریق مشروع نیز می‌شود، و طیب بودن به معنای سالم، پاکیزه و عاری از آفات بودن غذا است. لقمه حلال نقش بنیادین در طهارت روح دارد و این طهارت، آثار خود را در صورت، فکر، خواب، تخیلات، فهم عقلانی و شهود انسان آشکار می‌سازد. همچنین غذای حلال از طریق ایجاد اعتدال مزاج، سبب لطافت و قوت روح می‌شود و هرچه اعتدال مزاج بیشتر باشد، روح تسلط بیشتری بر بدن پیدا می‌کند. این تسلط منجر به پیدایش فصاحت و بلاغت می‌شود؛ یعنی هم بهترین معانی درک و تسخیر می‌شوند و هم بهترین الفاظ برای آن معانی خلق و به‌کار گرفته می‌شود. از مهم‌ترین آثار لقمه حلال، تأثیر مستقیم بر تنین و انعطاف صوت است. غذای حلال صوت را نرم، حزین، سوزناک و لطیف می‌کند، در حالی که غذای حرام صوت را زمخت، خشن و تند می‌سازد. این قاعده نه‌تنها در انسان بلکه در حیوانات نیز جاری است؛ به‌گونه‌ای که حیوانات حلال‌گوشت از صوتی نرم و منعطف برخوردارند و حیوانات حرام‌گوشت صدایی خشن و خوف‌آور دارند. ملکات روحی انسان و حیوان، هم در چهره و سیما و هم در صوت تجلی می‌یابند. هر ملکه‌ای صوت متناسب با خود را ایجاد می‌کند و صوت هر موجود، آینه‌ای از حالات درونی، فضایل یا رذایل اخلاقی اوست. همچنین خوراک، ملکات و طهارت روح، در ساخت خنجره و در نهایت در تولید صوت نقش تعیین‌کننده دارند. در بخش دیگری، بیان می‌شود که غذا دارای پنج ویژگی اساسی است: طبع، خلق، خاصیت، حکم (حلال یا حرام بودن)، و ساختار مادی. تمام این ویژگی‌ها با ورود غذا به حریم بدن انسان، هم بر جسم و هم بر روح اثر می‌گذارند. غذاهای حلال حامل خلق نیکو و خاصیت غالب‌اند، درحالی‌که غذاهای حرام غالباً دارای مزاج تند، خلق نانیکو و ضرر غالب هستند. در پایان، تأکید می‌شود که همان‌گونه که چهره انسان بازتاب ملکات روحی اوست، صوت نیز بازتابی از روح، ملکات و نوع خوراک انسان است و از طریق کیفیت صوت می‌توان به طهارت یا ناپاکی روح و حتی حلال یا حرام بودن تغذیه پی برد.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

قرآن کریم می‌فرماید: «کُلوا من الطیّبات رزقاً»؛ رزق شما از طیبات است. غذایی که طیب نباشد، اساساً رزق انسان به شمار نمی‌آید. انسان باید از غذای طیب استفاده کند؛ یعنی غذایی که هم حلال باشد و هم پاک و پاکیزه. غذای طیب، غذایی است که آلوده نباشد، سالم، تمیز و به دور از آفات باشد. غذای حلال نیز غذایی است که از راه مشروع و مطابق با شریعت به دست آمده باشد و آلوده به نجاسات نباشد. بنابراین، غذای مطلوب از منظر دین، هم حلال است و هم طیب؛ یعنی هم از نظر حکم شرعی و هم از نظر پاکی و سلامت، واجد شرایط است.

  • نقش لقمه حلال در طهارت روح و زیبایی چهره:

لقمه حلال نقش بسیار مهم و اساسی در طهارت روح انسان دارد. این تأثیر تنها به ساحت درونی محدود نمی‌شود، بلکه در چهره انسان نیز آشکار می‌گردد. به بیان دقیق‌تر، لقمه حلال از دو جهت مؤثر است:  نخست در پاکی و طهارت روح، و دوم در زیبایی و نورانیت چهره. لقمه حلال در فکر انسان، در تمثلات و تخیلات، در خواب، در فهم عقل و در ادراک انسان اثرگذار است. همچنین در پیدایش حالات شهودی و ارتباطات روحی مؤثر است. از این رو، اثر لقمه حلال هم در بعد روح ظاهر می‌شود و هم در بعد بدن؛ تأثیر بدنی آن نیز به‌ویژه در زیبایی چهره نمود پیدا می‌کند.

  • اعتدال مزاج و ظهور آن در فصاحت و بلاغت:

وقتی مزاج انسان به اعتدال برسد، این اعتدال در فصاحت و بلاغت کلام نمایان می‌شود. علت این امر آن است که هر چه اعتدال بدن و مزاج بیشتر باشد، روح نیز به اعتدال می‌رسد. با اعتدال روح، قدرت وجودی و لطافت روح افزایش می‌یابد و روحِ لطیف و قوی، احاطه بیشتری بر بدن پیدا می‌کند. در چنین حالتی، بدن بیشتر تحت تسخیر روح قرار می‌گیرد. روح قوی می‌تواند الفاظ و معانی را تسخیر کند، میان آن‌ها ارتباط برقرار سازد و بهترین لفظ را برای بهترین معنا خلق کند. از این‌جا فصاحت و بلاغت پدید می‌آید؛ هم در خلق صحیح الفاظ و هم در به‌کارگیری درست معانی.

  • تأثیر غذای حلال بر تنین صوت:

غذای حلال، تنین صوت را نرم و منعطف می‌کند. علاوه بر تأثیری که بر فصاحت و بلاغت دارد، موجب لطافت و انعطاف در صوت می‌شود. این تأثیر از طریق نطفه، از طریق جذب غذا در بدن و از راه ساخت مزاج انسان تحقق پیدا می‌کند. غذای حلال نطفه را پاکیزه می‌سازد و خود بدن را نیز از آلودگی‌ها می‌زداید، در حالی که غذای حرام صوت را زُمُخت و خشن می‌گرداند. به همین دلیل، صوت موجودات حلال‌گوشت لطافت و انعطاف دارد، اما صوت حیوانات حرام‌گوشت خشن، زُمُخت و همراه با تندی است.

  • طهارت روح و حزن و سوز در صوت:

طهارت روح موجب می‌شود صوت، حالت حزین و سوزناک پیدا کند. این حزن، نتیجه صفای روح است. هرچه روح پاک‌تر و صاف‌تر باشد، تنین صوت لطیف‌تر و اثرگذارتر می‌شود. انعطاف زبان، پیدایش فصاحت و بلاغت، و نرمی بیان، همگی از آثار طهارت روح و لقمه حلال‌اند. روحی که پاک شود، به وحدت و صفا و قدرت دست می‌یابد و می‌تواند بدن را تحت اختیار خود درآورد. چنین روحی در زبان، الفاظ و معانی تصرف می‌کند و میان آن‌ها پیوند دقیق برقرار می‌سازد. فصاحت و بلاغت نتیجه مستقیم این تسلط روحی است.

  • تأثیر ملکات روحی بر صوت و چهره:

همان‌گونه که هر ملکه روحی در چهره و سیما ظاهر می‌شود، همان ملکه در صوت نیز جلوه‌گر است. ملائک نیک، موجب نرمی، انعطاف و لطافت صوت می‌شوند، در حالی که رذایل اخلاقی، خشونت و زبری صوت را به همراه دارند. حیوانات حرام‌گوشت، به سبب ملکات خاص خود، دارای صوت خشن و چهره‌ای متناسب با درندگی، غضب و شهوت هستند. چهره و صوت آن‌ها بازتاب ملکات باطنی‌شان است. انسان نیز به همین قیاس، متناسب با ملکات روحی خود، چهره و صوت می‌سازد.

  • رابطه تغییر حالات روحی با تغییر صوت و سیما:

با تغییر حالات روحی، تنین صوت نیز تغییر می‌کند. فصاحت و بلاغت کلام، کیفیت الفاظ، و حتی چهره و سیما، همگی تابع دگرگونی‌های روح هستند. ملائک روحی، هم در صوت و هم در چهره اثر می‌گذارند و این اثر را آشکار می‌سازند. زیبایی و زشتی انسان و حیوان، ریشه در ملکات آن‌ها دارد. البته چهره انسان از عوامل متعددی تأثیر می‌پذیرد از جمله ملکات روحی، نژاد و نطفه والدین، و به‌ویژه خوراک.

  • نقش خوراک در زیبایی صورت و لطافت صوت:

خوراک پاک، چهره را زیبا می‌کند و غذای آلوده و ناپاک، چهره را زشت می‌سازد. نورانیت ملکات نیک، صورت را نورانی می‌کند و تیرگی دل و ظلمت باطن، چهره را تیره و نازیبا می‌گرداند. لقمه حلال، صورت را زیبا می‌سازد و لقمه حرام، چهره را زشت می‌کند. غذای لطیف، چهره را نرم و زیبا می‌کند و غذای غیرلطیف، صورت را خشن و زُمُخت می‌سازد. تأثیر والدین از طریق نطفه نیز در زیبایی یا زشتی فرزند نقش دارد. افزون بر این، تمثلات و تصورات انسان نیز مؤثر است؛ تصور مستمر زیبایی، به تدریج در چهره اثر می‌گذارد و تصور زشتی، چهره را دگرگون می‌کند.

  • جمع‌بندی بحث صوت و خوراک در این بخش از جلسه:

غذای حلال در صوت مؤثر است، کلام را نرم می‌سازد، فصاحت و بلاغت ایجاد می‌کند و علاوه بر چهره، در خواب، فکر و خیال انسان نیز تأثیرگذار است.  در این بخش از بحث، نسبت خوراک با صوت و کلام مورد تبیین قرار گرفت و روشن شد که صوت هر انسان و هر حیوان، جلوه‌ای از حالات روحی و ملکات باطنی اوست و خوراک، یکی از اساسی‌ترین عوامل شکل‌دهنده این حالات به شمار می‌آید.

  • وابستگی صوت به ملکات روحی و نوع خوراک:

صوت هر فرد، تابع ملکات روحی اوست. صوت هر حیوان و هر انسان، جلوه‌ای از حالات روحی و ملکات روحی اوست. صوت، تابع نوع غذاست و نیز تابع ملکات روحی. وقتی گفته می‌شود صوت حیوان تابع غذای اوست، در مورد انسان نیز همین صادق است. هرچند که صوت تابع حنجره است، اما حنجره نیز تابع ملکات روحی شکل می‌گیرد. روح، متناسب با ملکات خود، بدن می‌سازد و حنجره را شکل می‌دهد، و متناسب با حنجره، صوت تحقق می‌یابد. اگر ملکات، فضایل باشند، حنجره به سمت نرمی و انعطاف می‌رود؛ اما اگر ملکات، زُمُختی، کبر، غرور، حسد، نفاق و درندگی باشد، صوت نیز خشن و تند ظاهر می‌شود.

  • انعکاس ملکات روحی در صوت و صورت:

از این رو گفته می‌شود صوت تابع طهارت روح، ملکات روحی و خوراک است. صوت باید بتواند ملکات روحی را منعکس کند، همان‌گونه که صورت باید بتواند این ملکات را منعکس سازد. نفسی که دستگاه صوتی و حنجره را می‌سازد، آن را مطابق با ملکات روحی خود تعبیه می‌کند؛ چه انسان باشد و چه حیوان. به همین جهت، حیوانات حرام‌گوشت صدای زُمُخت دارند و حیوانات حلال‌گوشت صدای نرم و منعطف دارند. در صدای حیوانات درنده، خوف و تندی وجود دارد، اما در صدای حیوانات حلال‌گوشت چنین خوفی مشاهده نمی‌شود.

  • تأکید قرآن بر حلال و طیب و تأثیر آن بر صوت:

صدای پرندگان و لطافت آن‌ها، در همین چارچوب معنا می‌یابد. قرآن کریم بر غذای حلال و طیب تأکید می‌کند؛ یعنی غذا باید هم حرام نباشد و هم پاک و پاکیزه باشد. حلال و طیب، در کنار یکدیگر آمده‌اند، زیرا هر دو بر جسم و روح تأثیرگذارند. غذای حلال، ذاتاً لطیف است، مزاج را معتدل و انسان را پاکیزه می‌کند. روحی که پاک می‌شود، اعتدال مزاج پیدا می‌کند و مزاج معتدل نیز روح را معتدل می‌سازد. کلام و بیان با صوت ظاهر می‌شود، زیرا کلام بدون صوت معنا ندارد.

  • نسبت کلام و صوت با روح و بدن:

کلام، نسبت به صوت، همانند روح نسبت به بدن است. صوت، به منزله بدن است و کلام، به منزله روح که در آن ظهور می‌کند. همان‌گونه که روح بدون بدن و بدن بدون روح معنا ندارد، کلام بدون صوت نیز معنا ندارد. بنابراین، در هر کلامی، صوت حضور دارد. رابطه کلام و صوت، رابطه‌ای عمیق و اساسی است و این ارتباط، در حقیقت ارتباط دو اسم الهی است: یکی اسم «متکلم» که به تکلم مربوط است، و دیگری صوت که از اسماء فعلی محسوب می‌شود.

  • پیوند حلال بودن و لطافت غذا:

حلال بودن با لطافت غذا رابطه مستقیم دارد. غذای حلال، لطیف است. هرچه حلالیت غذا بیشتر باشد، لطافت آن بیشتر است و هرچه لطافت بیشتر باشد، حلالیت آن افزون‌تر است. خداوند، لطافت را در غذای حرام قرار نداده است. در غذای حلال، اعتدال وجود دارد. خوراک، هم در لطافت صوت اثر دارد و هم در زبری و خشونت آن، زیرا خوراک تنین‌ساز است و صوت، ریشه در خوراک دارد. همچنین خوراک در نوع فصاحت و بلاغت نیز مؤثر است. غذاهای حلال، زمینه فصاحت و بلاغت و لطافت صوت را فراهم می‌کنند.

  • پنج ویژگی اساسی هر خوراک:

در هر خوراک، پنج ویژگی وجود دارد:

1. طبع؛ یعنی مزاج غذا، گرم یا سرد، خشک یا تر، یا معتدل. 

2. خلق؛ یعنی ویژگی‌های وجودی و کمالات همراه غذا. 

3. ساختار مادی (خَلق)؛ اجزا، سلول‌ها و ترکیب مادی غذا. 

4. خاصیت؛ آثاری که از ساختار غذا ناشی می‌شود. 

5. حکم؛ یعنی حلال یا حرام بودن.

وقتی غذا وارد بدن انسان می‌شود، این پنج ویژگی وارد حریم بدن می‌گردد. بدن انسان حرم است و تمام این ویژگی‌ها به جسم و روح منتقل می‌شود و در آن‌ها اثر می‌گذارد.

  • فرق غذای حلال و حرام از جهت ملکات و خاصیت:

تمام غذاهای حلال، خلق نیکو با خود دارند، اما غذاهای حرام، فاقد خلق نیکو هستند و ملکات نامطلوب را منتقل می‌کنند. در غذاهای حرام، ضرر غلبه دارد و خاصیت مفید مغلوب است؛ به همین دلیل حرام شده‌اند. در غذاهای حلال، خاصیت مفید غالب و ضرر مغلوب است. غالباً غذاهای حرام، مزاج تند دارند، هرچند هر غذای تندمزاج لزوماً حرام نیست، اما غلبه تندی، در غذاهای حرام بیشتر مشاهده می‌شود. در مقابل، غذاهای حلال غالباً مزاج معتدل دارند و خلق تند، همراه غذای حرام است.

  • صوت به‌عنوان آینه قلب و خوراک:

صوت هر انسان و هر حیوان، غلبه یک حالت روحی را نشان می‌دهد. در هر صوتی، حالتی جلالی یا جمالی وجود دارد. صوت هر مخلوقی با قلب او مرتبط است، آینه روح اوست و ملکات، فضایل یا رذایل او را نشان می‌دهد. صوت، علاوه بر نشان دادن حالات درونی، خوراک را نیز آشکار می‌سازد. صوت، هم آینه ملکات روحی است و هم آینه نوع خوراک. حلال یا حرام بودن غذا را می‌توان از طریق صوت تشخیص داد. همان‌گونه که خوراک در چهره اثر می‌گذارد، در صوت، فکر، اندیشه و خیال نیز مؤثر است.