خلاصه محتوا:
هر نوع غذایی چه مادی و چه معنوی دارای اثرات بیرونی و درونی است. خوراک هم بر جسم اثر میگذارد و هم بر روح، و این اثرات در سیمای موجودات آشکار میشود. در نتیجه، چهره حیوانات و انسانها بازتابی از نوع خوراک و ملکات درونی آنان است. تمیزی و آلودگی غذا، پاکی یا کثیفی را در چهره منعکس میکند؛ همانگونه که در افراد معتاد یا در حیواناتی که غذای ناپاک میخورند، این آثار در ظاهر بهوضوح دیده میشود. حیوانات لجنخوار مانند مرغابی، چهره و حتی تخم متفاوتی نسبت به پرندگان دانهخوار دارند. همین اصل درباره انسان نیز برقرار است و خوراک او در سیمای ظاهری، شیر مادران و حتی در روحیات و ملکات اخلاقی اثرگذار است. حیوانات با توجه به نوع خوراکشان، ملکات متفاوتی پیدا میکنند: گوشتخواران (مانند گربهسانان و سگسانان) سیمایی خشنتر و درندگی بیشتری دارند، در حالی که علفخواران (مانند آهو، گاو، گوسفند و بز) سیمایی ملایمتر و ملکاتی آرامتر و مظلومانهتر دارند. حیوانات یکچیزخوار سیمایی هماهنگتر دارند، اما همهچیزخواران اغلب سیمایی درهم و خشنتر پیدا میکنند. خوردن غذای حرام چه در حیوان و چه در انسان به دلیل آثار وضعی و روحی، چهره را دگرگون میکند و ملکات ناپسند ایجاد مینماید. شریعت نیز به همین دلیل از برخی خوراکها نهی کرده است، زیرا خداوند به روابط تکوینی امور آگاه است و احکام الهی بر اساس حکمت و آگاهی کامل از آثار جسمی، روحی و اخلاقی غذاها تنظیم شده است. در پایان، بیان میشود که غذا نهتنها چهره انسان و حیوان، بلکه تخم پرندگان و شیر حیوانات و انسانها را نیز شکل میدهد. آنچه وارد بدن میشود، در خروجیهای آن اعم از شیر، تخم، چهره و ملکات درونی منعکس میگردد. همچنین خوراک معنوی و اعتقادی نیز همچون غذاهای مادی در روح و سیمای انسان اثرگذار است.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
عنوان ، «چهره و خوراک» یا این عبارت است که: «خوراک، چهرهساز است». پرسشی مطرح میشود: آیا خوراک و غذایی که ما مصرف میکنیم، در سیمای ما اثر دارد یا نه؟ و اگر اثر دارد، در چه سطح و جایگاهی این اثر ظاهر میشود؟
هر چیزی که انسان به عنوان خوراک و غذا مصرف میکند، اثرش در جسم و روح او نمایان میشود. خوراک، هم آثار مادی دارد و هم آثار معنوی؛ و شامل خوراک مادی و خوراک معنوی میشود. بنابراین، خوراک دارای آثار مختلف است؛ آثار مادی و معنوی و این آثار در چهره و سیما ظاهر میشود. همانگونه که آثار خوراک در حیوانات نیز در شیر آنها و در پرندگان در تخم آنها ظاهر میشود. در موجودات مادی، آثار خوراک در شیر دادن یا در چهره آنها آشکار میشود و در انسان نیز، این آثار در سیمای او و در زنان در شیر آنها نمود پیدا میکند.
- ارتباط کیفیت غذا با کیفیت چهره:
نکتهای مهم آن است که هر چیزی در عالم تناسب و سنخیت دارد. برخی اشیاء با هم مناسبت دارند و برخی خیر. پاکی غذا در پاکی چهره و آلودگی غذا در آلودگی چهره منعکس میشود. کثیفی ظاهری غذا و آلودگی آن، در چهره آشکار میگردد. به همین دلیل، افراد معتاد، چهرهای دارند که از اعتیاد آنان خبر میدهد؛ چهره آنها تمیزی و صفای یک انسان سالم را ندارد. همچنین برخی از حاکمان جباری که خونخواری میکردند، این عمل در چهره آنان آشکار میشد. حیواناتی که غذای پاک و مرغوب مصرف میکنند، اثر آن در سیمایشان دیده میشود. برای مثال، بز از حیواناتی است که از برگهای تازه گیاهان و درختان تغذیه میکند و نوع گوشت و شیر او تحت تأثیر این خوراک است. پرندگانی که دانه میخورند، سیمایی زیباتر و تمیزتر دارند. چهره هر حیوان، نوع خوراک او را نشان میدهد و حتی ملکات اخلاقی او را نیز آشکار میسازد. حیوانات همهچیزخوار معمولاً چهرهای درهم دارند؛ درحالیکه حیوانات یک چیزخوار چنین نیستند.
- خوراک بهعنوان عامل سازنده چهره و شخصیت:
خوراک چهرهساز و قیافهساز است. تعدد چهرهها، حاکی از تعدد خوراکها و نیز تعدد ملکات روحی است. میزان زشتی و زیبایی چهره حیوانات از نوع غذای آنها خبر میدهد؛ هم از جهت خوراک مادی و هم از جهت ملکات روحی. چهره حیوان، نشاندهنده دو امر است: یکی ملکات روحی مانند زیرکی، مظلومیت یا درندگی؛ و دیگری نوع خوراک او از نظر پاکی یا آلودگی، حلال بودن یا حرام بودن.
واردات بدن با صادرات آن تناسب دارد. هر چیزی که وارد حریم بدن میشود، اثر بیرونی آن در شیر، در چهره یا در تخم حیوان ظاهر میشود. پرندگانی که لجنخوارند، چهرهای متفاوت از پرندگان غیرلجنخوار دارند. برای مثال مرغابی که لجنخوار است، این صفت در چهره و تخم او نمود دارد. پرندگانی که لجنخوار نیستند، چهره و تخم زیباتری دارند.
- رابطه نوع خوراک با خلقوخوی و صفات حیوانات:
هر خوراکی که وارد بدن حیوان میشود، اثر متناسب با خود را ایجاد میکند. حیوانات دارای ملکات روحی گوناگونی هستند و چهرههای متفاوت آنها نیز از تعدد ملکات روحی آنان حکایت دارد. برای مثال، «سِلم» و آرام بودن در گوسفند غلبه دارد؛ مظلومیت در پرندگان مشهود است؛ مکر در روباه آشکار است؛ و درندگی در سگ و گرگ غالب است. هر حیوان به تناسب خوراک و ساختار وجودی خود، ملکهای خاص دارد و این ملکه در چهره او هویداست.
خوراک، شکلدهنده چهره است. اگر حیوان حرامگوشت، غذای حلال مصرف کند، چهرهای خاص پیدا میکند و اگر غذای حرام بخورد، چهرهای دیگر. نوع خوراک از نظر تمیزی و پاکی یا آلودگی و کثیفی، اثر مستقیم بر صورت و قیافه دارد.
- تقسیمبندی حیوانات از منظر خوراک و آثار آن بر چهره:
از نظر خوراک، حیوانات به چند دسته تقسیم میشوند:
– گوشتخواران مانند گربه سانان و سگ سانان
– علفخواران مانند بز، آهو، گاو، گوسفند، شتر
– دانهخواران
– همهچیزخواران مانند خرس
گوشتخواران معمولاً چهرهای خشنتر و درندگی بیشتر و قدرت بدنی قویتری دارند. علفخواران سیمایی زیباتر و اخلاقی ملایمتر دارند و حالت «سِلم» در آنان بیشتر است. حیوانات همهچیزخوار غالباً چهرههایی زشتتر و درهمتر پیدا میکنند. نمونهای از حیوانی که غذای بسیار کثیف مصرف میکند خوک است؛ از اینرو چهرهای ناپاکتر دارد؛ زیرا قوّه مُصوِّره بدن، صورت را بر اساس نوع غذا شکل میدهد.
- نقش خوراک در انسان و ارتباط آن با احکام شریعت:
انسان از جماد، نبات و حیوان بهره میگیرد، ولی هر غذایی را نمیخورد. شریعت نیز مصرف گوشتهای حرام را نهی کرده است؛ زیرا موجب ایجاد ملکات حیوانی ناپسند در انسان میشود و علاوه بر ضررهای مادی، سیمای انسان را نیز تغییر میدهد و او را به سوی حیوانیت سوق میدهد.
غذایی که انسان میخورد، هم در چهره او اثر میگذارد و هم در شیر مادران و نیز در روح و ملکات او. موجودات دیگر نیز همینگونه هستند؛ خوراک آنها در شیر یا تخمشان جلوهگر میشود.
محتوای غذا، ملکاتی را با خود حمل میکند و زشتی و زیبایی غذا، چهره و ظاهر انسان را دگرگون میسازد. غذاهای حرام، از جهات جسمی، روحی، شکلی و شاکلهای انسان را تحت تأثیر قرار میدهند.
حیواناتی مانند کفتار و شیر که از گوشت بسیاری از حیوانات تغذیه میکنند، زشتترین چهرهها را دارند؛ اما حیواناتی که تنها نوع خاصی از شکار را مصرف میکنند، چهرهای ملایمتر دارند و درندگی آنها کمتر است.
- خوراک معنوی و اثر آن بر روح و سیمای انسان:
غذا تنها مادی نیست؛ خوراک معنوی نیز وجود دارد. انسان اگر خوراک اعتقادی فاسد و باطل داشته باشد، آثار آن در روح و چهره او پدیدار میشود؛ همانگونه که غذای مادی کثیف در چهره آشکار میشود، غذای معنوی باطل نیز در نفس انسان اثر سوء میگذارد.
هر شیء بر اساس نحوه فاعلیت و اثرگذاری خود عمل میکند. احکام الهی نیز براساس حکمت خداوند تنظیم شدهاند. خداوند که حکیم و خبیر است، به روابط پنهان و آشکار عالم آگاه است و احکام حلال و حرام را با علم کامل به آثار جسمی، روحی و اخلاقی آنها وضع کرده است.