خلاصه محتوا:
«بَدا» یکی از عمیقترین مسائل حکمت و عرفان اسلامی است و به معنای «ظهور تغییر در اراده الهی» در نسبت با تغییر اراده انسان معنا میشود. اساس این مفهوم بر آیه «إنّ الله لا یغیّر ما بقومٍ حتی یغیّروا ما بأنفسهم» استوار است؛ یعنی سنتهای الهی متناسب با تغییرات ارادی و اختیاری انسان تغییر میکنند. در این نگاه، انسان با اختیار ذاتی خود مسیر خود را تغییر میدهد و خداوند نیز بر اساس این تغییر، سنتهای رحمت یا قهر خود را جاری میسازد.
مبنای بَدا با مباحث قضا و قدر و اعیان ثابته پیوند دارد. در عرفان اسلامی، تقدیرات الهی ابتدا در مرتبه واحدیت و سپس در اعیان ثابته رقم میخورند. نخستین ظهور این مقدرات در «عقل کل» است که برنامه کلی عالم را به صورت اجمالی دارد. سپس این تقدیرات در «نفوس کلیه» و «ملائکه مقرب» به تفصیل درمیآید که اینها بهمنزله «لوح محفوظ» هستند. پس از آن، در عالم مثال یا برزخ، ملائکه مثالی در «لوح محو و اثبات» تقدیرات را با صورتهای مثالی مدیریت میکنند و اینجاست که امکان تغییر و بَدا رخ میدهد.
بر اساس دیدگاه ملاصدرا، بَدا در مرتبه برزخ و در لوح محو و اثبات تحقق مییابد؛ یعنی جایی که کلیات از عقل فعال به عالم مثال آمده و به صورت احکام جزئی درمیآید و قابلیت تغییر پیدا میکند. ملائکه برزخی مجریان این تغییراتاند.
سنتهای الهی بر دو دسته جلالی (قهری) و جمالی (رحمانی) تقسیم میشوند. هر انتخاب انسان، زمینه تجلی یکی از این دو نوع سنت را فراهم میکند. انسان با اختیار خویش مسیر قهر یا رحمت را برمیگزیند و خداوند بر اساس اقتضای اعیان ثابته انسان و انتخابهای واقعی او، سنت مناسب را جاری میسازد.
بَدا به هیچ معنا به نقص یا تغییر در علم الهی مربوط نیست؛ بلکه خداوند از ابتدا به همه انتخابهای انسان آگاه است. تغییر در سنتها نه تغییر در ذات یا علم الهی، بلکه ظهور یکی از وجوه اراده حق در نسبت با تغییر اراده انسان است. اعیان ثابته سرچشمه اقتضائات و اسرار قدرند و همه احکام عالم بر اساس اقتضائات آنها شکل میگیرد. از اینرو عالم نه جبری محض است و نه تفویض محض، بلکه بر پایه اختیار انسان و علم الهی سامان یافته است.
آغاز محتوا:
- طرح مسئله بَدا در حکمت و عرفان اسلامی:
بَدا یکی از مسائل بسیار سنگین، عمیق و رفیع در حکمت و عرفان اسلامی. بَدا به معنای تغییر در اراده و خواست الهی ظاهر میشود؛ همان معنایی که آیه «إنّ الله لا یغیّر ما بقومٍ حتی یغیّروا ما بأنفسهم» به آن اشاره دارد. بر اساس این آیه، خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود آنان خواست و اراده خویش را تغییر دهند. بنابراین، تغییر خواست الهی مشروط به تغییر خواست انسان است. آیات متعددی در این زمینه مطرح شده است و مشهورترین آنها همین آیه است که بیان میکند انسان سرنوشت خود را با اراده و انتخاب خویش رقم میزند. هنگامی که خواسته انسان تغییر کند، اراده و مشیت الهی نیز به تناسب آن تغییر مییابد و اراده الهی از طریق سنتهای خود که یا جلالیاند یا جمالی، ظاهر میشود.
- ارتباط بَدا با قضا و قدر و جایگاه آن در واحدیت:
موضوع بَدا همان موضوع قضا و قدر است که در عرفان اسلامی مطرح است. در این دستگاه معرفتی، بَدا در رتبه واحدیت و در بحث اعیان ثابته مطرح میشود. قضا و قدر نیز در همین حوزه و با مباحث اعیان ثابته پیوند دارد. بَدا نیز یکی از مقدرات است؛ یعنی جزء اقتضائات اعیان ثابته انسان به شمار میرود. در عین ثابت انسان است که امکان بَدا وجود دارد؛ زیرا انسان اراده و خواست خویش را تغییر میدهد و متناسب با این تغییر، خواست الهی نیز شکل جدیدی به خود میگیرد.
- علم بدائی و نسبت آن با اسماء مستأثره:
علم بدائی از علوم مکنون و پنهان الهی است و از جمله اسماء مستأثره به شمار میآید؛ یعنی علمی است که بالذات تنها نزد خداوند است و فقط به صورت عرضی به پیامبران و اولیای الهی عطا میشود. این علم اختصاصی خداوند است و بدین سبب گفته میشود که از اسماء مستأثره الهی است. بنابراین بَدا از سنخ علوم ذاتی و غیبی الهی است.
- مراحل نزول مقدرات و موطن تحقق بَدا:
مطلب دیگر آنکه مقدرات الهی پس از مرتبه واحدیت در مقام اعیان ثابته رقم میخورند. نخستین مرحله نزول مقدرات الهی، مرتبه عقل کل است؛ جایی که برنامه کلی عالم به صورت اجمال قرار دارد. سپس این برنامه تفصیلی در نفوس کلیه و مجردات عقلی یعنی ملائکه مقرب تحقق مییابد. این موجودات عقلی به منزله «لوح محفوظ» هستند. نفوس کلیه، «لوح تقدیر کلی» به شمار میروند.
پس از این مراتب، عالم مثال یا برزخ قرار دارد. در این عالم، ملائکه مثالی در مقام «لوح محو و اثبات» عمل میکنند. مجردات عقلی و مثالی، مجریان احکام و تدابیر الهیاند و مقدرات الهی در اینجا به صورت صور مثالی تمثل پیدا میکند. نفوس کلیه با تجرد عقلی خود مدبّرات تکوینی عالم هستند و بر اساس این مقدرات عالم را مدیریت میکنند. تدبیر الهی از طریق عالم عقل و عالم برزخ محقق میشود.
بر اساس دیدگاه ملاصدرا، اصل تدبیر بر مبنای عالم برزخ شکل میگیرد و تحقق بَدا نیز در همین مرتبه، یعنی در لوح محو و اثبات رخ میدهد. در اینجا کلیات تفصیلی الهی که در عقل فعال موجود است، به عالم برزخ آمده و به صورت جزئی درمیآید و قابلیت تغییر پیدا میکند. ملائکه برزخی مدیران و کارگزاران لوح محو و اثباتاند و آنها هستند که احکام مقدرات را اجرا میکنند. بنابراین، تقدیر و اراده الهی، بر اساس نظر ملاصدرا، در مرتبه برزخی شکل میگیرد و این همان حقیقت بَدا است. چنانکه بسیاری از بزرگان نیز موضوع عالم ذر را در عالم برزخ مطرح کردهاند، درحالیکه گروهی دیگر آن را در عالم اعیان ثابته میدانند.
- اختیار انسان و ارتباط آن با جریان سنتهای الهی:
در اعیان ثابته، تقدیر امور ثبت شده است و یکی از اقتضائات اعیان ثابته انسان، اختیار ذاتی او است. انسان به صورت دائمی صاحب ارادههای جزئی و انتخابهای متغیر است و بر اساس همین تغییرات ارادی، سنتهای الهی نیز تغییر مییابند. خداوند متناسب با انتخابهای انسان، رحمت یا قهر خویش را جاری میکند. سنتهای الهی شامل دو دستهاند: سنتهای رحمانی (جمالی) و سنتهای قهری (جلالی). هر انتخاب انسان موجب تجلی یکی از این سنتها میشود. اگر یک امت به سوی کفر، نفاق یا شرک حرکت کند، سنتهای قهری الهی جاری میشود؛ و اگر به سوی ایمان رود، سنتهای رحمانی تجلی پیدا میکند.
آیات متعددی بر این حقیقت تأکید دارند:
«فاذکرونی أذکرکم»؛ اگر مرا یاد کنید، شما را یاد میکنم.
«واشکروا لی أشکرکم»؛ اگر شکرگزاری کنید، من نیز به شما افزون میدهم.
«إن شکرتم لأزیدنّکم»؛ اگر شکرگزار باشید، شما را توسعه وجودی میدهم.
بنابراین، تحقق سنتهای الهی و تغییر در اراده الهی در سطح ظهور، تابع تغییر انتخابهای انسان است.
- ظهور سنتهای الهی در لوح محو و اثبات:
ظهور سنتهای جلالی و جمالی به صورت «مَحو» و «اثبات» تحقق پیدا میکند:
«یَمحُو الله ما یَشاء و یُثبت»؛ خداوند هرچه را بخواهد محو میکند و هرچه را بخواهد تثبیت مینماید.
محو به معنای حذف برنامه قبلی و اثبات به معنای تثبیت برنامه جدید است. محو میتواند به معنای از میان بردن تدبیر قبلی و اثبات تدبیر جدید باشد. این تغییر میتواند تجلی سنت قهر یا سنت رحمت باشد: محو سنت رحمت و تثبیت سنت قهر یا برعکس.
این محو و اثبات در مراتب پایینتر از عالم عقل اجرا میشود و ملائکه، اراده ثانویه حق در اجرای احکام الهی محسوب میشوند.
- بَدا و عدم ارتباط آن با تغییر علم الهی:
موضوع بَدا نه به معنای تغییر در علم ازلی خداوند است و نه به معنای تحول در ذات الهی. ذات و علم الهی هیچ تغییری نمیپذیرد. خداوند از ابتدا به تمام انتخابها و ارادههای جزئی انسان آگاه است. تغییر سنتها بر اساس علم ازلی خداوند و متناسب با رفتار انسان رخ میدهد. پس بَدا نه به معنای نقص در علم الهی، بلکه به معنای ظهور یک وجه تازه از تدبیر الهی در نسبت با رفتار انسان است.
- نسبت اعیان ثابته با سرّ قَدَر و احکام عالم:
اعیان ثابته سرچشمه اقتضائات و اسرار قدر هستند. همه احکام عالم بر اساس اقتضائات ذاتی اعیان ثابته تحقق مییابد. هر عین ثابت اقتضایی دارد و احکام عالم بر اساس آن اقتضا جاری میشود. علم الهی و حکم الهی هر دو تابع اقتضائات اعیان ثابتهاند. این اعیان همان صفات الهی هستند که به صورت اسماء تعیّن یافتهاند و این اسماء از طریق عین ثابت مظهر خود را طلب میکنند.
در واقع، اعیان ثابته «سرّ القدر» هستند و عالم خارجی «قدر» است و اسماء الهی نیز «سرّ سرّ القدر» به شمار میآیند. به همین دلیل است که توجه به این حقیقت، نظریه جبر محض و تفویض محض را رد میکند. عالم نه جبری است و نه تفویضی، بلکه مبتنی بر اختیار انسان و علم الهی است.