آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

ایمان به ربوبیت

خلاصه محتوا:

محور اصلی این محتوا تبیین «ایمان به ربوبیت» و نسبت آن با نزول رحمت الهی است. با استناد به آیهٔ ۱۰۶ سورهٔ یوسف («وَما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِکُونَ») بیان می‌شود که اکثر مؤمنان، اگرچه به خدا ایمان دارند، اما ایمانشان آمیخته با نوعی شرک است؛ شرکی که موجب خروج از اسلام نمی‌شود، اما در مرتبهٔ ربوبیت و تدبیر الهی حضور دارد.

این شرک، شرک در «تأثیر و تدبیر» است؛ یعنی پذیرش خدا به‌عنوان خالق، اما نسبت دادن اثرگذاری واقعی به اسباب، ابزارها، واسطه‌ها و علل ظاهری. مؤمنان نماز می‌خوانند و عبادت می‌کنند، اما در عمل، تأثیر را به دارو، پزشک، آب، آتش، اسباب مادی یا حتی واسطه‌های معنوی نسبت می‌دهند، نه به خداوند به‌عنوان «علت حقیقی». در حالی که همهٔ اینها تنها مجاری و واسطه‌های ظهور ارادهٔ الهی‌اند و خودشان مؤثر مستقل نیستند.

تفاوت میان «علم به ربوبیت»، «ایمان به ربوبیت» و «یقین به ربوبیت» را توضیح داده می شود و تأکید می‌شود که علم، به‌تنهایی موجب نزول رحمت الهی نمی‌شود. ایمان ضعیف، رحمت محدود می‌آورد و تنها یقین است که باب‌های رحمت الهی را می‌گشاید. هرچه یقین به ربوبیت کامل‌تر باشد، نزول رحمت نیز کامل‌تر است.

رحمت الهی دارای مراتب است. رحمت‌های مادی و رزق‌های ظاهری بدون نیاز به طهارت، تقوا و یقین، به همهٔ موجودات می‌رسد؛ حتی کافر، مشرک، حیوان و گیاه. اما رحمت‌های خاص و رزق‌های معنوی، مشروط به طهارت روح، اخلاص، تواضع، تقوا و یقین توحیدی است.

«یقین» ‌نایاب‌ترین رزق معنوی است و خداوند آن را بر اساس ظرفیت وجودی، طهارت روح و لطافت باطنی بندگان عطا می‌کند. ایمان آمیخته با شک، تردید و شرک، موجب قفل‌شدن رحمت الهی می‌شود و انسان را از نزول فیوضات خاص محروم می‌سازد.

در ادامه، به روایت «انا عند ظن عبدی المؤمن» اشاره می‌شود و توضیح داده می‌شود که تجلی خداوند نسبت به بنده، متناسب با نگاه و گمان او نسبت به خداست. اگر بنده نگاه توحیدی، مثبت و همراه با یقین داشته باشد، تجلی الهی نیز رحمانی و کامل خواهد بود.

در نهایت، بیان می‌شود که معصومان (ع) دارای یقین مطلق به ربوبیت و توحید هستند و به همین دلیل، رحمت الهی به‌صورت کامل در وجود آنان تنزل یافته است. خداوند نیز به اندازهٔ سعهٔ وجودی، ایمان و یقین هر انسان، فیض و رحمت خود را نازل می‌کند.

آغاز محتوا:

  •  ایمان آمیخته با شرک از منظر قرآن:

بر اساس آیهٔ ۱۰۶ سورهٔ یوسف، خداوند متعال می‌فرماید: 

«وَما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِکُونَ».  یعنی اکثر مردم به خدا ایمان نمی‌آورند، مگر آنکه ایمانشان همراه با شرک است. این آیه تصریح می‌کند که غالب اهل ایمان، ایمان خالص ندارند؛ بلکه ایمانی دارند که با شرک آمیخته است.

شرک دارای مراتب مختلفی است. نوعی از شرک وجود دارد که انسان را از اسلام خارج می‌کند و نوعی دیگر وجود دارد که موجب خروج از اسلام نمی‌شود. موضوع بحث ما همین نوع دوم است؛ شرکی که در عین ایمان، در لایه‌های عمیق‌تر اعتقادی حضور دارد.

  • ایمان به ربوبیت و گشایش ابواب رحمت:

بحث اصلی ما «ایمان به ربوبیت» است. ایمان به ربوبیت مساوی با گشایش ابواب رحمت الهی است. باارزش‌ترین ودیعه‌ای که خداوند در میان انسان‌ها قرار داده، «یقین» است؛ و در عین حال، یقین کم‌یاب‌ترین رزق معنوی در میان بندگان است.

خداوند رزق‌های معنوی خاص را بر اساس لیاقت، شایستگی، طهارت روح و لطافت باطن انسان‌ها عطا می‌کند. هر اندازه این طهارت و لطافت بیشتر باشد، نزول آن رزق‌های الهی نیز کامل‌تر و عمیق‌تر خواهد بود. بر اساس آیات قرآن، اکثر اهل ایمان دچار غفلت نسبت به ربوبیت هستند. ایمان آنان به ربوبیت ضعیف، محدود، ناقص و آمیخته با شرک و شک است. این افراد علم به ربوبیت دارند، اما یقین ندارند.

  •  شرک در ربوبیت و نسبت دادن تأثیر به اسباب:

ایمان ابتدایی بسیاری از مؤمنان در حد اقرار زبانی و اعتراف قلبی است. آنان خدا را می‌پذیرند، عبادت می‌کنند، نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند؛ اما در مرتبهٔ تدبیر عالم و فعل الهی، دچار نوعی شرک‌اند. این شرک، شرک در تدبیر و تأثیر است.

یعنی تأثیر را به واسطه‌ها و ابزارها نسبت می‌دهند، نه به علت حقیقی که خداوند است. در حالی که واسطه‌ها تنها مجاری انتقال قدرت و ارادهٔ الهی‌اند و خودشان مؤثر مستقل نیستند.

برای مثال، وقتی پزشکی بیماری را تشخیص می‌دهد و دارویی تجویز می‌کند، غالب مردم تأثیر را در دارو می‌بینند؛ در حالی که نه روح پزشک مؤثر حقیقی است و نه ساختار مادی دارو. تأثیر، از ناحیهٔ ارادهٔ الهی است که از طریق تشخیص پزشک و تجویز دارو ظهور می‌کند. اگر گاهی دارو اثر نمی‌کند، با وجود تشخیص صحیح پزشک، روشن می‌شود که شافی نخواسته تأثیر کند. در این‌جا ارادهٔ الهی تجلی نکرده است. این نشان می‌دهد که مؤثر واقعی تنها خداوند است.

  • تفاوت علم، ایمان و یقین به ربوبیت:

ایمان‌های اولیه و متوسط به خداوند، غالباً با شک، تردید و شرک همراه‌اند. به همین دلیل، اثرگذاری کامل ندارند و موجب نزول رحمت خاص الهی نمی‌شوند. علت آن این است که این ایمان‌ها در حد علم به ربوبیت باقی مانده‌اند، نه یقین به ربوبیت.

علم به ربوبیت برای نزول رحمت کافی نیست. نزول رحمت نیازمند ایمان و یقین است. ما باید به تأثیر ربوبیت الهی یقین داشته باشیم. اگر ایمان ما ضعیف باشد، یا همراه با شک و تردید باشد، یا واسطه‌ها را مؤثر بدانیم، رحمت الهی تنزل کامل پیدا نمی‌کند.

وقتی آب را سیراب‌کننده می‌دانیم یا آتش را سوزاننده می‌بینیم، در حالی که آنها تنها واسطه‌اند، در حقیقت دچار شرک در ربوبیت شده‌ایم. سیراب‌کنندهٔ حقیقی ارادهٔ الهی است و سوزانندهٔ واقعی نیز حقیقت ارادهٔ خداوند است. حتی مجردات، مانند ملائکه، واسطه‌های تأثیرند، نه مؤثر مستقل.

  • ایمان به واسطه‌ها و قفل‌شدن رحمت الهی:

گاهی ایمان انسان به واسطه‌ها و ابزارها، از ایمان او به خداوند قوی‌تر می‌شود. چنین ایمانی در حقیقت ایمان آمیخته با شرک است. این شرک و ضعف یقین، موجب قفل‌شدن رحمت الهی می‌شود. تنزل درجات رحمت الهی، متناسب با درجات ایمان به ربوبیت است. هرچه ایمان به ربوبیت قوی‌تر و کامل‌تر باشد، نزول رحمت نیز کامل‌تر خواهد بود. یقین به ربوبیت، علت نزول ربوبیت است و یقین به رحمت الهی، موجب نزول رحمت الهی می‌شود.

  • مراتب نزول رحمت بر اساس مراتب یقین:

کامل‌ترین نزول رحمت زمانی رخ می‌دهد که کامل‌ترین درجهٔ ایمان و یقین به ربوبیت حاصل شده باشد. تا وقتی ایمان با شک و شرک همراه است، نازل‌ترین درجات رحمت نازل می‌شود. درجات رحمت دقیقاً متناسب با درجات ایمان و یقین انسان است.

وقتی یقین به توحید حاصل شود، بابی از رحمت الهی گشوده می‌شود. اما وقتی یقین مطلق به توحید و ربوبیت حاصل شود، ابواب متعدد و گستردهٔ رحمت الهی گشوده می‌شود. در جایی که ایمان با شرک همراه است، تنها رحمت‌های مادی و رزق‌های ظاهری نصیب انسان می‌شود.

  • جایگاه معصومان در یقین به ربوبیت:

رحمت جامع، یقین جامع می‌طلبد. معصومان (ع) دارای یقین مطلق به توحید و ربوبیت هستند. آنان تمام ابعاد ربوبیت الهی را پذیرفته‌اند و بدان ایمان کامل دارند. به همین دلیل، تمامیت رحمت الهی در وجود آنان تنزل یافته است. خداوند به اندازهٔ سعهٔ وجودی ما، به اندازهٔ نگاه و نظر ما، به ما توجه می‌کند و تجلی می‌نماید. یقین به رحمت الهی، کلید گشایش ابواب رحمت است.

  • مراتب پذیرش ربوبیت:

پذیرش ربوبیت دارای مراحل مختلفی است:  نخست علم به ربوبیت،  دوم ایمان ضعیف به ربوبیت، سوم یقین ابتدایی به ربوبیت،  و چهارم یقین کامل و همه‌جانبه به ربوبیت.

هر یک از این مراتب، موجب نزول مرتبه‌ای خاص از رحمت الهی می‌شود. این حقیقت در روایت قدسی آمده است که خداوند می‌فرماید:  «أنا عند ظن عبدی المؤمن؛ إن ظن بی خیراً فخیراً، و إن ظن بی شراً فشراً».

خداوند متناسب با گمان و نگاه بندهٔ مؤمن، با او تجلی می‌کند. هرگونه به توحید نگاه کنیم، همان‌گونه نیز حق با ما مواجه خواهد شد.

  • تفاوت رزق مادی و رزق معنوی:

رزق‌های الهی دارای مراتب هستند. رزق‌های مادی در دسترس همهٔ موجودات است؛ مؤمن و کافر، مشرک، انسان، حیوان و گیاه همگی از نعمت‌های مادی بهره‌مند می‌شوند. بهره‌مندی از این رزق‌ها نیاز به طهارت و تقوا ندارد. اما رزق‌های خاص و رحمت‌های معنوی، نیازمند شرایط ویژه‌اند؛ از جمله طهارت روح، لطافت باطن، اخلاص، تواضع، تقوا و یقین توحیدی. به اندازهٔ پاکی روح از رذایل اخلاقی و به اندازهٔ یقین انسان به ربوبیت الهی، این رزق‌های معنوی عطا می‌شود. کمترین چیزی که خداوند میان بندگان خود تقسیم کرده، یقین است.