آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

امام زمان(عج)؛ تجلی نهایی لطف و بقا – بخش ۱

خلاصه محتوا:

در این محتوا، محور اصلی ، ناتوانی انسان از شناخت حقیقی ذات امام معصوم، به‌ویژه امام زمان(عج) و در عین حال، شناخت اجمالی و وصفی آن حضرت از طریق صفات و القاب خاص است. شناخت حقیقی امام، همانند شناخت خداوند، تنها در شأن حق و خود معصوم است و برای غیر معصوم، به‌طور ذاتی محال می‌باشد؛ زیرا شناخت حقیقی نیازمند سنخیت رتبی و وجودی است و هیچ انسانی هم‌رتبه با معصوم نیست. شناخت انسان‌ها، مبتنی بر شناخت روح و کمالات روحی آنان است و چون حقیقت روح امام معصوم فراتر از مراتب وجودی بشر است، عقل و حس و خیال توان درک ذات امام را ندارند. تنها راه شناخت حقیقی، شهود قلبی است، که آن نیز برای غیر معصوم امکان‌پذیر نیست. از این‌رو، آنچه برای انسان ممکن است، صرفاً شناخت نازل و اجمالی از طریق عقل و مفاهیم است.

سپس به تبیین مفهوم لطف الهی پرداخته می شود و امامت  به‌عنوان تجلی اسم «لطیف» خداوند معرفی می‌شود. امامت، لطف عام الهی است که نه‌تنها شامل همه انسان‌ها، بلکه شامل تمام مخلوقات اعم از حیوانات، گیاهان، جمادات و فرشتگان می‌شود. روح امام، مظهر اسم لطیف الهی است و همه موجودات از برکات وجودی آن بهره‌مند هستند. در ادامه، القاب خاص حضرت مهدی(عج) تشریح می‌شود که هر یک نشان‌دهنده وسعت وجودی و ساختار روحانی خاص آن حضرت است. از جمله مهم‌ترین این القاب، «بقیه‌الله» است؛ به این معنا که امام زمان(عج) مظهر اسماء الهی‌ای است که تا کنون در هیچ پیامبر، امام، یا مخلوقی ظهور نیافته‌اند و در آخرالزمان در وجود ایشان متجلی خواهند شد. این اسماء، همان اسماء مستأثره الهی هستند.

ویژگی خاص دیگر حضرت، غلبه اسم «الباقی» در وجود ایشان است؛ به‌گونه‌ای که بقای عالم، وابسته به بقای روح امام زمان(عج) دانسته می‌شود. همچنین، حضرت مهدی(عج) مظهر رحمت خاص الهی (اسم رحیم) است که امامت او، زمینه‌ساز ظهور اسرار و حقایقی می‌شود که در هیچ‌یک از معصومان پیشین تحقق نیافته است. در بخش پایانی، مفهوم خاتم‌الاولیاء بودن حضرت مهدی(عج) تبیین می‌شود. همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) خاتم‌الانبیاء و مظهر نهایی نبوت بود، امام زمان(عج) نیز خاتم ولایت و دارنده بالاترین و کامل‌ترین مرتبه ولایت اطلاقی است. درجات ولایت در میان معصومان متفاوت است و ولایت حضرت مهدی(عج) جامع، محیط و ختم‌کننده همه مراتب ولایت، امامت و هدایت الهی است. پس از ایشان، ولیّ جدیدی در عالم وجود نخواهد داشت و ولایت الهی به نهایت خود می‌رسد.

آغاز محتوا:

  •  حقیقت شناخت انسان و نسبت آن با شناخت امام:

اوصاف هر انسانی که بخواهیم بشناسیم، ناگزیر باید روح او را بشناسیم؛ زیرا شناخت هر انسان، به شناخت روح او بازمی‌گردد. شناخت روح هر انسان نیز از طریق شناخت اوصاف، صفات و کمالاتی حاصل می‌شود که در آن روح حضور دارد و تجلی یافته است. این اوصاف، ساختار وجودی، سعه وجودی و شاکلهٔ روح را آشکار می‌سازند. از طریق کمالات و اوصاف یک روح، می‌توان ظرفیت وجودی و نحوهٔ حضور آن در عالم را دریافت.

  •  امتناع ذاتی شناخت حقیقی امام معصوم:

شناخت حقیقی امام زمان (ع) برای ما، امری غیرممکن و محال است. شناخت تمام حقیقت حضرت حجت، شأن الهی و در حیطهٔ خود معصوم است. همان‌گونه که دربارهٔ وجود مقدس رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) بیان شده است که شناخت معصوم، شأن خداوند و خود معصوم است. هیچ انسانی توان شناخت حقیقی معصوم را ندارد؛ زیرا شناخت حقیقی، نیازمند سنخیت و هم‌رتبگی است و هیچ انسانی هم‌رتبهٔ مقام عصمت نیست. ازاین‌رو، چون هیچ انسان غیرمعصومی دارای رتبهٔ عصمت نیست، شناخت تامّ معصوم در شأن انسان قرار نمی‌گیرد. شناخت امام زمان علیه‌السلام به کنه و حقیقت، محال ذاتی است و این محال بودن ناظر به شأن الهی و مقام عصمت است.

  •  مراتب نازل شناخت امام برای انسان:

آنچه برای ما ممکن است، شناختی در نازل‌ترین حد است؛ شناختی که به مدد عقل حاصل می‌شود و کامل‌ترین مرتبهٔ شناخت ما همان شناخت عقلی است که درعین‌حال ناقص‌ترین نوع شناخت نسبت به حقیقت معصوم محسوب می‌شود. شناخت حقیقی امام، تنها از مسیر شهود تامّ ذات آن حضرت ممکن است و چنین شهودی برای غیرمعصوم محال است.

ازاین‌رو، امام زمان (ع) نه از طریق حس، نه از طریق خیال و نه از طریق عقل به‌طور حقیقی قابل شناخت نیست، بلکه شناخت قلبی و شهودی لازم است؛ و این نوع شناخت نیز خود در شأن الهی است.

  •  ناتوانی انسان از ادراک حقیقت امام:

این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان به ذات و حقیقت امام آگاه شد، در حالی که خود انسان فاقد آن کمالات و حقایقی است که در امام وجود دارد؟ انسان هرچه از کثرت فاصله بگیرد، به وحدت و توحّد نزدیک‌تر می‌شود و هر عاملی که انسان را از کثرت دور کرده و به وحدت و توحید سوق دهد، مصداق لطف الهی است.

  •  امام زمان به‌عنوان لطف عام الهی:

امام زمان علیه‌السلام، لطف الهی است؛ بلکه لطف عام الهی برای همهٔ انسان‌ها. اساساً امامت، لطف الهی است و این لطف اختصاص به گروه خاصی ندارد، بلکه شامل همهٔ انسان‌ها می‌شود. خداوند بر اساس اسم «لطیف» خود، امام را آفرید؛ یعنی تجلی الهی با اسم لطیف، منشأ تحقق امامت در عالم شد.

روح امام، جلوهٔ اسم لطیف الهی است و امامت در عالم، تجلی اسم لطف خداوند است. خداوند امام را نه‌تنها برای انسان‌ها، بلکه برای همهٔ مخلوقات آفریده است؛ برای حیوانات، گیاهان، فرشتگان و حتی جمادات. ازاین‌رو، امام، امامِ همهٔ مخلوقات است و همهٔ موجودات از روح امام بهره‌مند می‌شوند.

  •  نسبت علت و معلول در لطف الهی و امامت:

امامت، آغاز لطف الهی در عالم است. هر علتی نسبت به معلول خود نوعی لطف دارد و علت عالی نسبت به علت دانی، همواره دارای لطف است. خداوند که علت اعلی و عالی مطلق است، نسبت به مخلوقات خود لطف دارد و بر اساس همین لطف، امام را برای انسان قرار داده و امام زمان علیه‌السلام را به بشر عطا کرده است.

  •  القاب امام زمان و تمایز القاب خاص و عام:

برای امام زمان علیه‌السلام القابی ذکر شده است که برخی عام و برخی خاص هستند. القاب خاص، ناظر به امامت خاصه و ساختار روحی و وجودیِ فردیِ آن حضرت‌اند و از طریق آن‌ها می‌توان به ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد روح امام زمان پی برد.

یکی از این القاب خاص، «بقیه‌الله» است. این صفت، ویژهٔ امام زمان علیه‌السلام است و دیگر ائمه به این معنا بقیه‌الله محسوب نمی‌شوند.

  •  معنای بقیه‌الله و اسمای مستأثره الهی:

بقیه‌الله به این معناست که امام زمان علیه‌السلام، باقی‌ماندهٔ صفات الهی است که در پیامبران و ائمهٔ پیشین به‌طور کامل تجلی نیافته‌اند. برخی از اسمای الهی تاکنون در هیچ‌یک از مراتب عالم نه در جماد، نه نبات، نه حیوان، نه انسان و نه در فرشتگان ظهور کامل نیافته‌اند. این اسما، که از آن‌ها به «اسمای مستأثره» تعبیر می‌شود، تنها در یک مظهر امکان ظهور دارند و آن مظهر، بقیه‌الله است. امام زمان (ع)، مظهر اسمای مستأثره الهی است و هنگامی که ظرفیت و استعداد عالم فراهم شود، این اسما در روح حضرت ولی‌عصر (ع) تجلی خواهند کرد.

  •  امام زمان به‌عنوان مظهر اسم «الباقی»:

ویژگی خاص دیگر امام زمان علیه‌السلام، مظهریت اسم «الباقی» است. بقای عالم، وابسته به حضور روح آن حضرت است و غلبهٔ اسم «الباقی» در روح امام، سبب بقای عالم می‌شود. با بقای روح امام، عالم نیز بقا می‌یابد و ازاین‌رو، حضرت، مظهر تامّ اسم «الباقی» الهی است.

  •  مظهریت اسم «الباقی» و نقش آن در بقای عالم:

نکتهٔ دیگر و دومین ویژگی خاص امام زمان علیه‌السلام آن است که ایشان مظهر اسم «الباقی» الهی هستند. بقای عالم، اختصاص به حضور روح آن حضرت دارد و غلبهٔ اسم «الباقی» در روح امام سبب بقای عالم می‌شود. بدین معنا که با بقای روح حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام، عالم نیز بقا می‌یابد. ازاین‌رو، امام زمان علیه‌السلام مظهر اسم «الباقی» است؛ یعنی اسم «الباقی» در روح ایشان غلبه دارد و این غلبه منشأ بقا و استمرار خلقت است. این ویژگی، دومین خصیصهٔ ممتاز و خاص وجود مقدس آن حضرت شمرده می‌شود.

  •  مظهریت رحمت خاص الهی در وجود امام زمان:

سومین ویژگی خاص حضرت، مظهریت رحمت خاص الهی است. هرچند امامت به‌طور کلی جلوه‌ای از رحمت خاص الهی محسوب می‌شود، اما امامت خاصهٔ حضرت مهدی (ع) با غلبهٔ اسم «الرحیم» همراه است. رحمت خاص الهی در وجود ایشان به‌گونه‌ای ظهور می‌یابد که اسرار و حقایقی در آخرالزمان از این مظهر متجلی می‌شود که تا کنون در هیچ فردی، هیچ شخصی و حتی هیچ‌یک از معصومان، ظهور و بروز نیافته است. این مرتبه از رحمت خاص، یکی از اسرار وجودی روح امام زمان (ع) است که ویژهٔ عصر ظهور خواهد بود.

  •  خاتم‌الاولیاء بودن حضرت مهدی(عج):

چهارمین ویژگی خاص حضرت آن است که ایشان «خاتم‌الاولیاء» هستند. همهٔ معصومان ولیّ‌الله‌اند، همهٔ پیامبران ولیّ‌الله‌اند و همهٔ انبیا نیز نبیّ‌الله بوده‌اند؛ اما نبوت با وجود مقدس رسول اکرم  خاتمه یافته است. نبوت از حضرت آدم آغاز شد و در پیامبر اکرم (ص) به نهایت خود رسید. به همین سبب، رسول خدا «بقیه‌النبوّه» است؛ یعنی مراتب نهایی نبوت که در هیچ پیامبر پیش از ایشان ظهور نیافته بود، در وجود ایشان متجلی شد.

  •  قیاس خاتمیت نبوت با خاتمیت ولایت:

همین معنا به‌صورت مشابه در مورد حضرت مهدی (ع) جریان دارد. ایشان نه‌تنها ولیّ‌الله هستند و نه‌فقط ولایت اطلاقی دارند، بلکه خاتم ولایت نیز به شمار می‌آیند. ولایت در حد اعلی و به‌صورت اطلاقی، تنها در یک فرد به نهایت می‌رسد و آن فرد حضرت مهدی موعود (ع) است. ولایت اطلاقی در همهٔ اهل‌بیت (ع) وجود داشته است، اما: نخست آنکه در آنان به‌ صورت کامل و با شدت نهایی ظهور نداشته است؛  و دوم آنکه ولایت اطلاقی آنان به مرتبهٔ خاتمیت نرسیده است.

  •  تمایز مراتب ولایت در میان اولیای الهی:

ولایت اطلاقی خود دارای مراتب و درجات گوناگون است و این مراتب در میان ائمه و اولیای الهی یکسان نیست. برخی مراتب از ولایت، محیط بر مراتب دیگر است و از همین‌رو اولیا نسبت به یکدیگر ولایت دارند. حضرت مهدی (ع) بالاترین مرتبهٔ ولایت اطلاقی را داراست و تمامی مراتب ولایت در وجود ایشان به نهایت خود می‌رسد. به این جهت، پس از حضرت مهدی (ع)، ولیّ دیگری وجود نخواهد داشت و ولایت به ایشان ختم می‌شود.

  •  بقیهالولایه، بقیهالامامه و ختم مراتب کمال:

بنابراین، وجود مقدس حضرت مهدی (ع): بقیهالولایه است،  بقیهالامامه است،  و خاتم‌الاولیاء به شمار می‌آید.

تمام درجات ولایت، امامت و کمالات مربوط به آن‌ها در وجود ایشان ظاهر خواهد شد. هر یک از اهل‌بیت (ع) درجاتی از ولایت و امامت را آشکار کردند، اما امامت اطلاقی و مراتب نهایی آن، در شأن حضرت حجت ع(ج) است. مراتب و حقایقی از امامت که در هیچ عصر و زمانی وارث و متجلی نشده بود، در عصر حضرت مهدی، از روح ایشان ساطع و در عالم ظاهر خواهد شد.

  •  دلالت این القاب بر وسعت وجودی امام زمان:

القابی همچون خاتم‌الولایه، بقیهالامامه و بقیهالولایه، همگی بیانگر وسعت وجودی امام زمان (ع) هستند. این عناوین صرفاً الفاظ تشریفاتی نیستند، بلکه هر کدام بیانگر ساختار وجودی، قابلیت‌های روحی و مرتبهٔ خاص حضرت در نظام آفرینش‌اند. توجه به این ویژگی‌ها برای درک صحیح جایگاه امام زمان (ع)، امری ضروری و بنیادین است.