خلاصه محتوا:
این محتوا درباره رابطهی میان اعتدال مزاج، نوع تغذیه، روح بخاری، و لطافت قوا و مکاشفات انسانی است. روح بخاری، واسطهی میان نفس ناطقه و بدن مادی انسان است و مادّهی آن از غذای انسان پدید میآید؛ بنابراین اعتدال و لطافت غذاها، سبب اعتدال و لطافت روح بخاری میشود.
روح بخاری ابتدا در قلب، سپس در مغز و کبد تعلق دارد و سلامت آن بر قوای انسانی مؤثر است. هر قدر این روح معتدلتر باشد، ضربان قلب منظمتر، قوه خیال لطیفتر، و ادراکات عقلی و حسی کاملتر خواهند بود. اعتدال مزاج به لطافت صدا، هماهنگی اندام و پاکی خیال کمک میکند؛ زیرا بین بدن مادی و روح بخاری ارتباطی تام برقرار است.
در ادامه شرح داده می شود که خداوند انسان را با دو اسم «لطیف» و «خبیر» آفریده است. لطافت خلقت و علم به جزئیات، تجلی همین دو اسماند؛ از این دو اسم، منشأ علم عدد (جبر) و علم حرف (رمز) پدید میآید. هر انسانی که به لطافت روح برسد، میتواند در عالم بیرونی انشاء و تأثیر کند، یعنی به مرتبهی مظهر اسمای الهی دست یابد؛ همچنانکه خداوند میفرماید: «الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر».
در ادامه، نسبت خلقت هر چیز با «وجود مطلق» توضیح داده میشود: همانگونه که شوری با نمک و تری با آب سنجیده میشود، همهی هستی با وجود مطلق الهی سنجیده میشود؛ هر چه سنخیت بیشتری با آن داشته باشد، مرتبهی وجودی بالاتری دارد. سپس تفاوت آثار غذاهای لطیف و کثیف بر روح بخاری، قوای مغزی و حیوانی بیان میشود. غذاهای لطیف، روح و قوه خیال را تقویت میکنند، در حالی که غذاهای سنگین موجب ضعف روح و ادراکات میشوند.
در پایان، ساختار ارواح سهگانهی انسانی توضیح داده میشود: روح نباتی از کبد، روح حیوانی از قلب، و روح انسانی از مغز سرچشمه میگیرد. روح بخاری برزخ میان جسم و نفس است و از امتزاج لطایف اخلاط اربعه به وجود میآید؛ اعتدال در مزاج و غذا، سبب اعتدال در روح بخاری و قوای ادراکی میشود، و لطافت آن، منشأ لطافت نفس ناطقه و مکاشفات معنوی انسان است.
آغاز محتوا:
- نسبت اعتدال مزاج با روح بخاری:
کسانی که برای مدتی طولانی از گوشت حیوانی پرهیز کردهاند، روحشان پاک تر و مکاشفات و مناماتشان لطیفتر شده است. پس میان نوع غذا و کیفیت روح بخاری نسبتی وجود دارد؛ نسبت میان روح بخاری و لطافت مکاشفات نیز همینگونه است.
- تعلق روح بخاری و تأثیر آن بر قوای انسان:
روح بخاری ابتدا به قلب، سپس به مغز و پس از آن به کبد تعلق دارد. این روح، جسمیت و مادیت دارد و از غذاها سرچشمه میگیرد و با بدن تناسب دارد. هر اندازه روح بخاری معتدل تر و سالم تر باشد، نفس ناطقه بهتر بدن را تدبیر میکند و آثار معنوی نفس کامل تر میگردد.
اعتدال روح بخاری وابسته به اعتدال غذاها و مزاج است. لطافت غذا، موجب لطافت روح بخاری میشود، و لطافت روح بخاری نیز باعث لطافت قوه خیال میگردد؛ قوه خیال لطیفتر، منامات و مکاشفات لطیفتر میآفریند. بدینترتیب با لطافت قوه خیال، نفس انسان بدن را بهتر تدبیر میکند.
- حالات روح بخاری و آثار مزاج معتدل:
وقتی انسان غضب میکند، روح بخاری در شدیدترین حالت خود تجلی مییابد. هر چه مزاج انسان معتدلتر باشد، ضربان قلب منظمتر، و ادراکات عقلی لطیفتر میشوند؛ همچنین قوای حسی برای درک اشیاء کاملتر میگردند و تمثلات لطیفتر میشود.
اعتدال مزاج سبب توازن صوت، لطافت و پیوستگی آن میشود؛ اینها نشانههای اعتدال مزاجاند. لطافت روح به تنظیف صوت تسری پیدا میکند و نشان میدهد که بین بدن و روح ارتباطی کامل وجود دارد. روح بخاری بهمنزلهی مرکب بدن برای نفس ناطقه است.
- ارتباط روح بخاری با اسمای الهی «لطیف» و «خبیر»:
خداوند میفرمود: آگاه باشید که چه کسی شما را آفرید و به چه اندازه شما را خلق کرد، زیرا خداوند لطیف و خبیر است. این دو اسم برای خلقت انسان به کار رفتهاند، یعنی خداوند اساس آفرینش انسان را بر پایهی لطافت و علم به جزئیات بنا کرده است. پس خلقت بدن انسان تجلی اسم «لطیف» است و علم خدا به جزئیاتِ آن تجلی اسم «خبیر» میباشد.
این دو اسم منشأ ظهور علم عدد و علم حروف هستند: علم جبر از اسم «لطیف» و علم حروف از اسم «خبیر» ظاهر میشود. در حقیقت، عددها تجلی اسم لطیف، و حروف تجلی اسم خبیرند. علم نقطه نیز رمزی از علم حروف است، و سحرِ چشم از علم نقطه پدید آمده است.
- نقش اسماء الهی در انشای انسان:
انسان بر پایهی آنچه در درون دارد، میتواند به لطف الهی و به تجلی اسم لطیف و خبیر در عالم بیرون انشاء کند. همانگونه که خداوند فرمود: «الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر»، انسانِ مظهر این دو اسم نیز قدرت انشاء برای جهان هستی مییابد؛ زیرا خداوند «احسن الخالقین» است و هر عضوی را به بهترین وجه آفرید.
او که «یصورکم فی الارحام» فرمود، احسن المصورین است؛ و هر چیزی را به اندازهی معین خلق نمود. صنعت انسانی در صورتی رشد میکند که با طبیعت و نظام تشبیه هماهنگ باشد. خداوند «احسن المدبرین» و «الحمد لله رب العالمین» است؛ یعنی در هر اسمی و کمالی، احسن است.
- نسبت وجود مطلق با سنجش هستی:
وجود، میزان سنجش اشیاء است؛ همه چیز را با وجود میسنجند تا قوت و ضعف و شدت و ضعف آن مشخص شود، و کمال و فعلیت هر چیز معلوم گردد. همانطور که شوری را با نمک، تری را با آب، و گرما را با آتش میسنجند، هستی هر چیز را با وجود مطلق الهی میسنجند.
هر چیزی که سنخیت و تناسب بیشتری با «عین وجود» داشته باشد، ارتباط ذاتی با حق پیدا میکند. تمام شوریها با نمک، تمام تریها با آب، و تمام هستیها با ذات الهی در ارتباطاند. او که مطلق هر فعلیتی است، میزان سنجش همهی فعلیتهاست.
- تأثیر نوع غذا بر روح بخاری:
کارهای ادراکی انسان با قوهی خاصی سنجیده میشوند، همانند کارهای بدنی. برای کارهای بدنی، حبوبات، و برای کارهای ادراکی، سبزیجات مصرف میشود، زیرا سنخیت میان آنها وجود دارد. کارهای ادراکی با مغز، و کارهای بدنی با جسم مرتبطاند.
غذاهای لطیف، لطافت روح بخاری را افزون میکنند، و غذاهای سنگین، روح را از جهت ادراکی و معنوی ضعیف میسازند. دودی که از غذاهای لطیف بلند میشود، لطیفتر است، و دودی که از غذاهای کثیف برمیخیزد، کثیفتر است. دود چوب لطیفتر از دود سوخت ماشینی است، زیرا از مادهای طبیعی برمیخیزد.
غذای ناباب، روح بخاری را مختل میکند. به اندازهای که غذا لطیفتر باشد، روح بخاری و به تبع آن قوه خیال و نفس ناطقه لطیفتر میشوند، و خوابها و مکاشفات نیز لطیفتر خواهند بود.
- جایگاه روح بخاری در بدن و قوای انسان:
روح بخاری حامل قوای مادی، نباتی، حیوانی و خیالی است. حیوانات نیز بنابر نوع غذای خود، تفاوتهایی در روح بخاری دارند. اعضای اصلی بدن انسان مغز، قلب و کبدند؛ هرگاه یکی از اینها آسیب ببیند، قوای مربوط به آن از کار میافتد.
اگر قلب از کار بیفتد، قوای حیوانی و خیالی از بین میرود؛ اگر مغز از کار بیفتد، قوای انسانی، یعنی عقل و وهم، مختل میشود؛ و اگر کبد از کار بیفتد، قوای نباتی از میان میرود.
- منشأ ارواح سهگانه و ماهیت روح بخاری:
روح حیوانی از دهلیز چپ قلب بیرون میآید؛ طبیعت قلب گرم و آتشین است، زیرا دائماً در حرکت و ضربان و پمپاژ خون است. مغز باید سرد و دارای برودت باشد، زیرا اندیشیدن با سردی ارتباط دارد. قوای نباتی مربوط به کبد است. روح طبیعی از کبد، روح حیوانی از قلب، و روح انسانی از مغز ناشی میشود.
انسان، حیوان و گیاه همگی روح بخاری دارند. اعصاب خدمتگزار مغزند، شرایین خدمتگزار قلب، و روده خدمتگزار کبد است. کلیه، ریه و طحال از اعضای غیررئیساند؛ مغز، قلب و کبد، اعضای اصلی و رئیس بدن انسان هستند.
- جایگاه روح بخاری بهعنوان برزخ میان جسم و نفس:
روح بخاری لطیفترین جسمهاست و برزخ میان جسم و نفس بهشمار میآید. این روح از امتزاج لطایف اخلاط اربعه پدید میآید و واسطهای است میان نفس ناطقه و بدن. چون از جهت مادیت شبیه جسم، و از جهت لطافت شبیه نفس است، رابط میان آن دو میباشد.
اعتدال در مزاج و غذا سبب اعتدال در روح بخاری میشود؛ تنطیف غذاها موجب پاکی مزاج و لطافت روح بخاری میگردد. لطافت روح بخاری موجب لطافت نفس ناطقه و اعتدال آن میشود. هر یک از ادراکات، ملکات، تمثلات و مکاشفات انسان وابسته به لطافت و توازن روح بخاریاند، که از مباحث مربوط به طبیعت مزاج و حالات خواب نیز به شمار میآید.