خلاصه محتوا:
این محتوا با محوریت حدیث مشهور «حسین عَبرهُ کلِّ مؤمن» به تبیین حقیقت اشک بر امام حسین (ع) میپردازد و نشان داده می شود که این اشک صرفاً یک واکنش احساسی نیست، بلکه جلوهای عمیق از ایمان، ولایتپذیری و سلوک روحانی انسان مؤمن است. ابتدا مفهوم «عَبره» بهعنوان اشک روان و جاری توضیح داده میشود و سپس این نکته مطرح میگردد که ایمان دارای مراتب و درجات است. ایمان کامل، ایمان به مجموعه دین شامل توحید، نبوت، عدل و امامت است، اما در عین حال، افراد و فرق مختلف اسلامی هر یک به اندازهای از ایمان بهرهمند هستند. هر فردی که برای امام حسین (ع) اشک میریزد، در هر درجهای از ایمان که باشد، بهرهای از ایمان و ولایت امام را داراست. اشک بر امام حسین نشانهای از پذیرش درجهای از ولایت اهلبیت (ع) است و بیانگر نوعی اتحاد روحانی میان جان مؤمن و روح امام میباشد. این اشک، تجلی درونی ایمان است و نشان میدهد که روح انسان با عظمت، عصمت و مظلومیت امام حسین (ع) ارتباط حضوری برقرار کرده است.اشک دارای یک ساختار سهمرحلهای هست: نخست، ادراک عمیق و حضوری از مقام امام، عصمت، مظلومیت و عظمت ایشان؛ دوم، پیدایش حالت درونی سوز و تأثر قلبی؛ و سوم، ظهور این حالت درونی به صورت اشک جاری. بنابراین اشک یک «فعل روحانی» است که معلول حال باطنی انسان و آن حال معلول معرفت و درک شهودی است. در ادامه تأکید میشود که اشک بر امام حسین (ع) نشانه طهارت درون، تأثیر لقمه حلال و سلامت نفس است. همانگونه که عذاب، انعکاس روح جهنمی نفس است، اشک نیز بازتاب نورانیت و حیات روحانی نفس انسان است. با اشاره به داستان حضرت زکریا (ع)، بیان میشود که گریه بر امام حسین (ع) حقیقتی فراتاریخی دارد. آموزش ذکر نام پنج تن به حضرت زکریا، و گریه او هنگام شنیدن نام امام حسین، نمونهای از تعلیم شهودی الهی است که نشان میدهد روح حسینی منشأ اشک در نفوس انبیاء نیز بوده است. سپس ارتباط میان شهادت حضرت یحیی و سیر شهادت امام حسین (ع) تبیین میگردد. در پایان، اشک بر امام حسین علیهالسلام بهعنوان یک «دستور سلوکی» و طریقی از طرق سیر انفسی معرفی میشود؛ راهی که برخی اولیای الهی از طریق آن، با توجه به مقام امام معصوم و مظلوم، به تعالی روح و قرب الهی دست یافتهاند. اشک حسینی کلیدی برای تحول قلب و سلوک روحانی مؤمن معرفی میشود.
آغاز محتوا:
- ایمان و حدیث «حسین عَبرهُ کلِّ مؤمن»:
این محتوا در ارتباط با حدیث معروفی است که میفرماید: «حسین عَبرهُ کلِّ مؤمن»؛ یعنی امام حسین (ع) سبب ریزش اشک هر مؤمنی است و اشک روان هر مؤمن با حسین (ع) پیوند دارد. این روایت به شیوههای مختلفی تفسیر شده است. واژه «عَبره» به معنای اشک روان و جاری است؛ اشکی که از چشم جاری میشود و بر گونهها ظاهر میگردد. اعتقادات ما نسبت به حضرت رسول اکرم (ص)، اعتقاد به تمام آموزهها و باورهای آن حضرت است که یکی از مهمترین آنها مسئله امامت میباشد. هنگامی که از «مؤمن» سخن میگوییم، این واژه میتواند به دو معنا تبیین شود.
- مراتب ایمان و تفاوت درجات مؤمنان:
یک معنا این است که مؤمن، کسی است که به همه اجزای دین، یعنی به همه اصول اعتقادی ایمان داشته باشد؛ از جمله توحید، نبوت، عدل و امامت، و همچنین احکام و اخلاق دینی. این، ایمان کامل است. معنای دیگر آن است که فرد به بخشی از دین ایمان دارد و سهمی از ایمان را داراست، هرچند ایمان او در مرتبه کامل قرار نگیرد. در طول تاریخ، برخی گروهها بخشی از دین را نادیده گرفتهاند؛ برای نمونه مسئله امامت. البته دیدگاهها در میان فرق اهل سنت نیز یکسان نیست و اعتقاد آنان به امامت میان مذاهب حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی تفاوتهایی دارد. از اینرو، نمیتوان ایمان همه را در یک سطح سنجید. ایمان دارای حداقل و حداکثر است. حداقل ایمان، اعتقاد به توحید، نبوت و معاد است، و حداکثر ایمان، ایمان به کل منظومه بههمپیوسته دین، از جمله امامت، میباشد. بنابراین، هر فرقه و هر فردی به اندازهای از ایمان بهرهمند است.
- اشک بر امام حسین و پذیرش ولایت:
هر مؤمنی که برای امام حسین (ع) اشک میریزد، در هر مرتبهای از ایمان که باشد، مؤمن است. این اشک نشان میدهد که او درجهای از ولایت امام را پذیرفته و به آن باور دارد. کسی که بر امام حسین اشک میریزد، در حقیقت، حسین (ع) را در درون خود دارد و به اندازه ظرفیت خویش با ولایت امام پیوند برقرار کرده است. ایمان مؤمن در اشک او انعکاس مییابد. اشک روان نسبت به امام حسین (ع) به اندازه اعتقاد و باور ما به امامت و میزان اتحاد روحانی ما با امام است. در این اتحاد روحانی، جان انسان با جان امام یگانه میشود و انسان از عمق جان امام بهرهمند میگردد.
- حقیقت اشک؛ از ادراک تا تجلی:
اشک نشانه تحولی قلبی در هر روحی است. این اشک نتیجه یک سیر درونی است. بیان مصیبتها، توجه به عظمت شخصیت حسینی، تأمل در ظلمهایی که بر آن حضرت روا داشته شده، و توجه به اینکه این ظلمها بر کاملترین انسان و امام معصوم زمان وارد شده است، همگی اشکآفرین هستند. توجه به مظلومیت همراه با عصمت، و توجه به مقام ولیّ معصومی که به شهادت رسیده است، دل را میسوزاند و اشک را جاری میکند. اشک، آثاری از لقمه حلال دارد؛ نفسی که اشک دارد، نفسی است که از حلال تغذیه شده است. همانگونه که نفس جهنمی، عذاب را از خود ساطع و آشکار میسازد، نفس نورانی نیز اشک را ظاهر میکند. اشک یک فعل است و هر فعل، معلول علتی است. علت اشک، حال روحانی انسان است و این حال روحانی بر درک واقعی استوار است. در این سیر، سه مرحله وجود دارد: نخست، ادراک مظلومیت امام؛ دوم، ادراک عصمت امام؛ سوم، ادراک عظمت مقام امام. این ادراکها، ادراک حضوری هستند و موجب شکلگیری سوز درونی میشوند. پس از پدید آمدن این حال درونی، اشک بهعنوان ظهور بیرونی آن حالت پدیدار میشود. بنابراین، هر فعل روحانی تجلی یک حالت قلبی است.
- توجه قلبی و تأثیر روح حسینی:
اگر توجه انسان همراه با تمرکز، وحدت قلبی و توجه تام به حقیقت روح انسان کامل باشد، و انسان به عظمت، مظلومیت، مصیبت و عصمت امام حسین (ع) التفات پیدا کند، در روح او حال سوز و گداز معنوی پدید میآید. در همین راستا نقل شده است که به حضرت زکریا (ع) دستور داده شد در دعاهای خود نام پنج تن آل عبا (ع) را ذکر کند. هنگامی که ایشان نام مبارک امام حسین (ع) را بر زبان جاری کرد، گریه بر او عارض شد. حضرت زکریا پرسید که راز این گریه چیست و حادثه کربلا برای او بیان گردید.
- تعلیم شهودی و پیوند انبیاء با مشرب حسینی:
این تعلیم به حضرت زکریا (ع)، تعلیمی شهودی و القایی الهی بود؛ بهگونهای که صرف یاد نام حسین (ع)، حالت گریه در او پدید میآورد. حضرت زکریا از خداوند فرزندی طلب کرد که همانند امام حسین (ع) شهید شود و دیگران در مظلومیت او اشک بریزند. خداوند نیز فرزندی به او عطا کرد به نام یحیی، که او نیز به شهادت رسید. بدین ترتیب، حضرت یحیی و حضرت زکریا (ع) در مشرب حسینی قرار گرفتند.
- اشک حسینی و سلوک روحانی:
اشک هر مؤمن، از تجلیات روح حسینی است. این یکی از معانی عمیق حدیث «حسین عَبرهُ کلِّ مؤمن» میباشد؛ یعنی اشک هر مؤمن، جلوهای از تأثیرات و انشائات روح اباعبدالله (ع) است. کسی که بر امام حسین (ع) گریه کند، یا دیگران را بگریاند، یا حتی خود را به حالت گریه وادارد، اهل بهشت است. گریه بر امام حسین (ع) یک دستور سلوکی است. برخی از انسانها از طریق توجه به روح حسینی، سیر و سلوک انفسی پیدا میکنند و از راه همنشینی با غم حسینی به تعالی روح میرسند. توجه به مقام عصمت، به ولیّ معصومی که مظلوم واقع شده است، یکی از راههای سلوک برای برخی اولیای الهی به شمار میآید. این توجه، کلید مهمی برای سیر روحانی انسان است.