آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • معرفت نفس
  • اثبات تجرد نفس از طریق عرضه ولایت کلیه بر آسمان‌ها

اثبات تجرد نفس از طریق عرضه ولایت کلیه بر آسمان‌ها

خلاصه محتوا:

در این محتوا با استناد به آموزه‌های قرآنی و روایی، تجرد نفس و وجود «روح مجرد» در همه موجودات آسمان‌ها و زمین از طریق «عرضه ولایت

کلیه و قرآن به آسمان‌ها و زمین» تبیین می شود. توضیح داده می‌شود که عرضه ولایت و قرآن تنها زمانی معنا دارد که مخاطب دارای روح سامع، مختار و عاقل باشد؛ یعنی بتواند بشنود، بفهمد، تصدیق یا انکار کند. پس همه موجودات از نوعی نفس ناطقه و روح مجرد برخوردارند، هرچند مراتب وجودی‌شان متفاوت است و برخی ظرفیت فهم ولایت را ندارند.

 ولایت الهی و ولایت انسان کامل از طریق فیض منبسط و نفس رحمانی در عالم ساری است و عرضه ولایت یعنی آشکار شدن این حقیقت برای موجودات. موجوداتی که رحمت عام الهی (اصل وجود) را پذیرفتند ولی ظرفیت رحمت خاصه یا ولایت اطلاقی را نداشتند، همان‌ها هستند که در مرتبه وجودی پایین‌تر قرار گرفتند و انکار کردند. این پذیرش یا انکار، علت تفاوت‌های عالم طبیعت معرفی می‌شود: چرا برخی میوه‌ها شیرین و برخی تلخ‌اند، چرا برخی حیوانات اهلی و برخی وحشی‌اند، چرا آب شیرین یا شور است، چرا موجودی حلال و دیگری حرام است. هر موجودی که ولایت الهی را پذیرفته، مظهر اسماء جمال و نافع الهی شده و هر که نپذیرفته، مظهر اسماء قهر و ضار الهی گردیده است.

سپس به تبیین جایگاه انسان کامل پرداخته می شود: انسان کامل مجرای تحقق نفس رحمانی و اسمای الهی و صاحب ولایت اطلاقی است. او دارای دو مقام «ظلوم» و «جهول» است؛ ظلوم یعنی عبور از همه حدود و حصول به فنا، و جهول یعنی بقای بعد از فنا. موجودات بر اساس غلبه اسمای جمال یا جلال در ذاتشان ولایت را پذیرفتند یا رد کردند. در نهایت، توضیح داده می‌شود که وجه‌الله همان نفس رحمانی و نور آسمان‌ها و زمین است و انسان کامل مظهر این وجه و دارای سریان تکوینی در همه عالم است.

آغاز محتوا:

مقدمه:

قرآن بر آسمان‌ها و زمین عرضه شد و همچنین ولایت و نبوت پیامبر اکرم نیز بر آنها عرضه گردید. عرضه قرآن و ولایت بر آسمان‌ها و زمین نشان‌دهنده آن است که حقیقتی مجرد، دارای روح و برخوردار از قابلیت تصدیق، انکار و پذیرش در میان موجودات وجود دارد؛ حقیقتی که دارای فطرت توحیدی و حق‌پذیری است.

  • وجود روح مجرد، سامع، مختار و عاقل در همه اشیا:

آسمان و زمین به دلیل مرتبه نازله وجودی خود قادر به درک مقام ولایت نبودند، اما اصل «مخاطب شدن» آنها با خطاب الهی، نشانه وجود روح سامع و مختار در آنهاست؛ روحی که می‌تواند حقایق را درک کند، تصدیق یا انکار نماید. بنابراین هر شیء در عالم دارای نوعی «نفس ناطقه» و «روح مجرد» است. عرضه قرآن و ولایت به آسمان‌ها و زمین نشان می‌دهد که آن‌ها قدرت پذیرش یا رد حقیقت را داشتند و همین امر یکی از دلایل تجرد نفس در همه مخلوقات است؛ زیرا شنیدن خطاب الهی، فهم و اختیار همگی دلالت بر وجود یک حقیقت غیرمادی دارند.

  •  سریان فیض الهی و نقش انسان کامل:

فیض الهی در تمام عوالم و موجودات جریان دارد. ولایت انسان کامل مجرای ظهور این فیض رحمانی و فیض منبسط است. نفس رحمانی از طریق انسان کامل تجلی و تحقق یافته و ولایت انسان کامل در مراتب مختلف نفس رحمانی سریان دارد. این سریان، همان سریان ولایت اطلاقی و سریان اسمای الهی است که در همه اشیا ظهور پیدا می‌کند. عرضه ولایت الهی از طریق روح انسان کامل به آسمان‌ها و زمین صورت گرفته و آنها موظف به پیروی از ولایت انسان کامل هستند.

  •  پذیرش رحمت عامه و رحمت خاصه:

تمام موجودات رحمت عام الهی را که همان اصل وجود و تحقق رحمت است پذیرفتند، اما همه آنها استعداد دریافت «رحمت خاصه» یعنی ولایت اطلاقی را نداشتند. انسان کامل رحمت خاصه الهی را پذیرفت، در حالی که برخی موجودات تنها رحمت عام را پذیرفتند و به دلیل فقدان ظرفیت لازم، رحمت خاصه و ولایت الهی را رد کردند.

  •  تبیین اسرار عالم طبیعت بر اساس پذیرش ولایت:

بر پایه این نظام، بسیاری از اسرار عالم طبیعت قابل فهم می‌شود؛ از جمله علت تلخ بودن برخی میوه‌ها، شیرین بودن برخی دیگر، حلال یا حرام بودن گوشت حیوانات، سمی بودن گیاهان و حتی تفاوت میان کوه‌ها. موجوداتی که ولایت الهی را پذیرفتند مظهر اسمای نافع و جمال الهی شدند و آنهایی که نپذیرفتند مظهر اسمای ضار و قهر الهی گردیدند. آب شیرین مظهر لطف الهی و آب شور مظهر قهر الهی است. حیوانات اهلی ولایت الهی را پذیرفتند و حیوانات وحشی آن را نپذیرفتند. کوه‌هایی که ولایت را پذیرفتند لطافت و اعتدال بیشتری دارند، و آن‌هایی که نپذیرفتند مقاومت نشان دادند و از این لطافت بی‌بهره ماندند.

  •  مفهوم ولایت به منزله مودت و محبت:

ولایت به معنای مودت و محبت است. آسمان‌ها و زمین نسبت به این محبت دوگونه عمل کردند؛ برخی آن را پذیرفتند و برخی انکار نمودند. «انسان ظلوم و جهول است»؛ ظلوم یعنی عبور از تمام حدود و تعینات خلقی تا رسیدن به مقام فنا، و جهول یعنی رسیدن به مقام بقای بعد از فنا و بی‌توجهی به غیر حق. انسانی که این دو مقام را داشته باشد ولایت مطلقه و امانت الهی را می‌پذیرد.

  • تفاوت مظهریت اسمای الهی در موجودات:

پذیرش یا انکار ولایت الهی موجب غلبه اسمای جمال یا جلال در هر موجود شد. موجوداتی که تحت غلبه اسمای جلال بودند ولایت را نپذیرفتند و آنهایی که تحت غلبه اسمای جمال بودند ولایت را پذیرفتند. کسی که به مقام فنا نرسد از حقیقت ولایت بی‌خبر است و تنها کسی که به مقام ولایت برسد «ولی‌الله» می‌شود و همان انسان کامل است.

  •  انسان کامل به‌عنوان مظهر نفس رحمانی و وجه‌الله:

آیه «کل شیء هالک إلا وجهه» به این حقیقت اشاره دارد که وجه رب همان نفس رحمانی است. انسان کامل مظهر کامل نفس رحمانی و صاحب ولایت اطلاقی است؛ نور آسمان‌ها و زمین از طریق وجه‌الله جریان دارد. انسان کامل دارای سریان تکوینی ولایت در تمام عالم است و با فیض منبسط اتحاد وجودی دارد.