- قوهٔ خیال؛ معبر انسان به عالم برزخ:
قوهٔ خیال در انسان، معبر خوابی است و توقفگاه مناسبی نیست؛ یعنی باید آن را بهعنوان یک گذرگاه دید، نه مکانی برای ماندن. از اینرو، قوهٔ خیال را باید یک آیهٔ الهی دانست که انسان باید از آن نظر کند و بگذرد. این قوه در حقیقت، دالان ورودی عالم برزخ است و تا انسان وارد این دالان نشود، به عالم ملکوت راه نمییابد. قوهٔ خیال بنیادیترین قوهٔ روح به شمار میآید و برزخی میان حس و عقل است؛ همانگونه که عالم مثال، برزخ میان عالم حس و عالم جبروت اعلی است.
- جایگاه ویژهٔ خیال در ایجاد، احضار و کرامت:
قوهٔ خیال به سبب ساختار ویژهای که دارد، کاربردهای خاص و مهمی نیز پیدا میکند. ایجاد و انشای اولیای الهی از مرتبهٔ قوهٔ خیال شکل میگیرد. با نظر به صور خیالی اشیاء، انشا و ایجاد تحقق مییابد. بنابراین، ایجاد عینی در عالم ماده نیز از مجرای قوهٔ خیال صورت میپذیرد. احضار ارواح نیز از همین مجراست. معجزات انبیا از طریق خیال تحقق پیدا میکند. همچنین با توجه به مرتبهٔ خیال، امکان احضار ارواح، میراندن ارواح، جدا کردن روح از بدن و نیز خلق روح از بدن مطرح میشود.
- خیال، آیهای الهی و نقشی بنیادین در تعبیر خواب:
قوهٔ خیال در مباحث عرفانی جایگاه بسیار مهمی دارد و باید آن را بهعنوان آیهای الهی در نظر گرفت. در بحث تعبیر خواب نیز قوهٔ خیال جایگاه ویژهای دارد. بنابراین، قوهٔ خیال همان دالان ورودی عالم برزخ است و قوهای است که میان حس و عقل واسطه میشود. ساختار ویژهٔ آن سبب میشود که از جنبههای مختلف، کارکردهای متنوعی داشته باشد.
- تطهیر خیال و تقویت نفس:
اگر قوهٔ خیال در مسیر اعتدال قرار گیرد و تلطیف و تطهیر شود، نفس میتواند قوّتهای روحانی پیدا کند و این قوّتها را به اجسام نیز سرایت دهد. تطهیر قوهٔ خیال باعث میشود نفس در مرتبهٔ تجرد مثالی قوّت پیدا کند. کرامات و معجزات انبیا نیز از همین مرتبهٔ خیال شکل میگیرد. حتی برخی تصرفات حسی نیز از مجرای خیال تحقق مییابد.
- خطر توقف در خیال و پیدایش خیالپردازی:
اگر انسان از قوهٔ خیال عبور نکند و در آن توقف کند، به خیالباف تبدیل میشود و مدام در صورتهای خیالی جولان میدهد، تمام استعداد و انرژی روح از او گرفته میشود. در این حالت، قوت نفس نیز کاهش مییابد و روح در خلق صورتهای خیالی و مثالی پراکنده میشود. این پراکندگی، روح انسان را تضعیف میکند.
- ورود شیطان از مجرای خیال:
وقتی روح از مسیر خیال دچار پراکندگی شد، آثار منفی آن ظاهر میشود و از جمله، زمینهٔ ورود شیطان فراهم میگردد. شیطان از مجرای قوهٔ خیال، زمینهٔ فحشا و فساد جنسی را ایجاد میکند. با انشای صورتهای خیالی زشت، روح سرگرم میشود و آن تصورات و تخیلات، در نهایت به عمل زشت فحشا میانجامد. بنابراین، انسان خیالپرداز و کسی که خیالات در او قوّت پیدا کرده و پراکندگی یافته است، زمینهٔ ورود شیطان را مهیا میکند.
- تضعیف قوهٔ عاقله در اثر خیالپردازی:
دومین آسیب خیالپردازی این است که قوهٔ عاقلهٔ انسان ضعیف میشود. چنین انسانی دیگر اهل اندیشه و فکر نیست و نمیتواند نظام فکری منسجم و منظومههای فکری پیدا کند. او از طرح، فکر، تبیین و تعقل بازمیماند. این نیز از آثار پراکندگی خیال است.
- فرسایش بدن و غفلت از تدبیر آن:
اثر سوم، فرسایش بدن است. هنگامی که تمام استعداد و انرژی روح در مرتبهٔ خیال متمرکز شود و انسان پیوسته سرگرم ساختن صورتهای زائد خیالی باشد، روح از تدبیر بدن غافل میشود. این غفلت از تدبیر بدن، به فرسایش، فرسودگی، پیری، بیماری و ضعف بدن میانجامد. اگر این انصراف از بدن ادامه پیدا کند و طولانی شود، نتیجهٔ آن میراندن بدن خواهد بود؛ یعنی انسان به مرگ میرسد. تداوم انصراف نفس از بدن به سبب اشتغالات خیالی، روح را از بدن منصرف میکند و مرگ انسان را در پی دارد.
- اختلال در حضور عبادی و حال معنوی:
از دیگر آثار پراکندگی خیال، از دست رفتن حال حضوری و حال عبادی است. انسان خیالپرداز دیگر حال عبادت و حضور ندارد، زیرا روح او در ساختن صورتها سرگرم شده و در مرتبهٔ خیال غلبه یافته است. این شدت یافتن توجه به خیال، در حقیقت حال عبادت و حال حضور را از انسان میگیرد.
- اختلال در جذب و دفع غذا:
از آثار دیگر این حالت، اختلال در جذب و دفع غذا است. یعنی انسان در خوردن، هضم و دفع دچار مشکل میشود؛ زیرا روح از تدبیر بدن غافل شده و از امور مربوط به جذب و دفع نیز بیخبر میماند.
- خلل در صورتگری نطفه و نقش والدین خیالپرداز:
یکی دیگر از آثار منفی خیالپردازی، اختلال در صورتگری نطفه است. هنگامی که نطفهای منعقد میشود، اگر پدر و مادر از کسانی باشند که ذهنشان درگیر پراکندگیهای خیالی است، نطفه آنگونه که باید شکل نمیگیرد. چنین افرادی به جای رعایت مستحبات مربوط به زمان انعقاد نطفه، مشغول صورتهای پراکندهٔ خیالی هستند و همین امر، قوت نفس را در صورتگری کاهش میدهد.
- پرحرفی بهعنوان نشانهٔ خیالپردازی:
انسان خیالپرداز و خیالباف معمولاً میکوشد حالات خیالی خود را برای دیگران بازگو کند و پیوسته آنها را توضیح دهد. از اینرو، پرحرفی یکی از ثمرات خیالپردازی است و انسان پرحرف، نشانهای از خیالپردازی اوست. در مقابل، انسانی که کمحرف است و اهل سکوت میباشد، خیالپرداز نیست و بیشتر اهل حضور است.
- افراط و تفریط در تمایلات جنسی:
یکی دیگر از آثار خیالپردازی، افراط و تفریط در تمایلات جنسی است. گاهی انسانی که بسیار خیالپرداز است، خستگیهای ذهنی خود را با ارضای میل جنسی جبران میکند؛ و گاهی نیز به سبب شدت خستگی، میل جنسی او ضعیف میشود. در حقیقت، زیادهروی در قوهٔ خیال میتواند میل جنسی را در انسان عقیم کند و حتی آن را از میان ببرد، زیرا صورتهای خیالی، در صورت قوّت یافتن، میتوانند میل جنسی را حذف کنند و انسان را به نوعی عقیمسازی درونی دچار سازند.
- خوابهای پراکنده و بیهوده:
مورد دیگر، دیدن خوابهای پراکنده، بیهوده و بیسروته است. انسانی که خیالپرداز و خیالباف است، دائماً خوابهای پخش و پراکنده، خرافی و گزاف میبیند؛ خوابهایی که محتوا و انسجام ندارند. در چنین حالتی، خیال پیوسته مشغول بافتن و دوختن، تفکیک و اتصال و انفصال صورتهاست.
- اثر تطهیر خیال بر خواب، روح و بدن:
اگر قوهٔ خیال تطهیر شود، انسان خوابهای پراکنده، بیهوده و گزاف نخواهد دید. قوهٔ خیالِ پاک، وحدت پیدا میکند و با وحدت یافتن خیال، روح انسان آسایش و آرامش مییابد. در این حالت، بدن نیز به اعتدال میرسد و از مرتبهٔ تجریدی خیالِ تطهیرشده، قوّت تدبیر پیدا میکند. در نتیجه، آثار و ثمرات بسیار زیادی در وجود انسان پدید میآید.