آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • پیوند شکل حروف ، روح اسماء الهی

پیوند شکل حروف ، روح اسماء الهی

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین پیوند میان شکل ظاهری حروف و روح باطنی اسماء الهی در علوم عرفانی و غریبه می‌پردازد. اصلی‌ترین محور محتوا این است که حروف اسماء دارای دو جنبه‌اند: بدن یا کالبد که همان شکل و قالب ظاهری حروف است، و روح یا جان که منشأ اثر حقیقی و جنبه وجودی آن‌هاست. تأثیر ذِکر و اسماء تنها از جنبه روحانی است، هرچند بدن و روح یک اتصال وجودی دارند. 

ویژگی‌های حروف بر اساس تقسیم عرفانی، به حروف ناری (آتشین) و حروف نوری (نورانی) دسته‌بندی می‌شود که هرکدام اثرات متفاوتی دارند. این حروف خود مخلوق الهی‌اند و روحی مجرد دارند که در ملکوت با اسماء و صفات الهی ارتباط دارد. ساختار هر اسم بر اساس غلبه حروف ناری یا نوری می‌تواند به جنبه جلالی یا جمالی گرایش پیدا کند و متناسب با آن، آثار وجودی متفاوتی بر نفوس وارد سازد.

از دید عرفانی، همه حروف تجلی یک حرف واحد یعنی الف هستند و تحول الف موجب پیدایش دیگر حروف می‌شود، همانگونه که عدد از «دو» آغاز می‌شود و تکرار واحد سازنده اعداد است. میان شکل و شاکله هر حرف، تناسب و سنخیت حاکم است؛ هر روح، بدن خاص خود را تدبیر می‌کند و هر حرف، روح متناسب خود را جذب می‌نماید. 

روح حروف همان نفوس مجرد مثالی‌اند که مظاهر اسماء الهی هستند و توان تدبیر حروف را دارند. علوم جَفر و رمز، که به اعداد و حروف مربوط می‌شوند، با دو اسم الهی «لطیف» و «خبیر» مرتبط‌اند و تکرار آن‌ها استعداد دریافت این علوم را از فرشتگان می‌دهد. اسماء ناریه با ملائکه ناری (مظاهر قهر الهی) و اسماء نوریه با ملائکه نوری (مظاهر لطف الهی) مرتبط‌اند. 

افزون بر ساختار و طبع، هر حرف دارای خُلق خاصی است که در جذب روح مناسب خود نقش دارد؛ حروف ناری طبع و خلق آتشین و حروف نوری طبع و خلق لطیف دارند. اسماء نیز سه بُعد دارند: لفظ (ظاهر مادی)، معنا (مرتبه تجرد عقلی در نشئه معنا)، و روح (مرتبه تجرد کلی عقلی). این سه مرتبه امتداد یک حقیقت واحدند و ارتباط با روح مدبر اسماء نیازمند عبور تدریجی از توجه به لفظ، سپس معنا، و نهایتاً روح آن‌هاست که موجب شکل‌گیری شاکله روحانی انسان می‌شود.

آغاز محتوا:

  • ساختار دوگانه حروف اسماء الهی:

اسماء الهی دارای دو جنبه اساسی‌اند: 

نخست، کالبد و قالب که همان شکل و ظاهر حروف است و به منزله بدن فرعی و مرتبه نازله حقیقت می‌باشد؛ 

دوم، روح و جان که جنبه وجودی و حقیقی اسم است و منشأ اثرگذاری آن به شمار می‌رود. تأثیر هر ذِکر و اسمی تنها از جنبه روحانی آن حاصل می‌شود، زیرا صرف شکل حروف به خودی خود اثرگذار نیست، هرچند میان شکل ظاهری و روح باطنی یک ارتباط وجودی و وحدت برقرار است.

  •  حروف ناری و نوری:

حروفی که اسماء الهی را تشکیل می‌دهند، می‌توانند از جنس حروف ناری (آتشین) یا نوری (نورانی) باشند. این دسته ‌بندی در علوم غریبه مطرح است. 

حروف ناری و نوری، هر یک آثار وجودی خاص خود را دارند و این آثار از جنبه روحانی آن‌ها ناشی می‌شود. محتوا و ذات اسماء از حیث حروف، متکی بر همین دو نوع است، در حالی که از حیث حقیقت، مرتبه‌ای وراتر دارند.

  •  خلقت الهی حروف و ارتباط با ملکوت:

حروف به اراده الهی ایجاد شده‌اند و با عالم ملکوت مرتبط‌اند، زیرا هر بدن به روح متصل است. روح و جان حروف همان حقیقت فعال و مدبر است که در عالم نفوس و ملکوت اثر می‌گذارد. هر اسمی، نحوه‌ای از ربوبیت را از مجرای حروف خود اعمال می‌کند. ساختار حروف ناری یا نوری، نوع ربوبیت و آثار وجودی بر نفوس را تعیین می‌نماید.

  •  حرف الف، اصل تمامی حروف:

در حقیقت، تنها یک حرف وجود دارد و آن «الف» است. همه حروف دیگر از تغییر حالات و اشکال «الف» پدید می‌آیند. 

همانگونه که در اعداد، عدد از «دو» آغاز می‌شود و «واحد» عدد نیست، در حروف نیز «الف» آغازگر است. تکرار «الف» موجب پیدایش سایر حروف می‌شود، و این تکرار در ساخت عالم نقش دارد.

  • تناسب میان شکل و شاکله:

میان بدن و روح هر حرف، تناسب و سنخیت وجود دارد. هر روح تنها با بدن خاص خود مناسبت دارد، و هر بدن تنها روح خاص خود را جذب می‌کند. 

حروف ناری، ارواح ناری را جذب می‌کنند و حروف نوری، ارواح نوری را. در ترکیب یک اسم، غلبه حروف ناری باعث جلالی شدن اسم و غلبه حروف نوری موجب جمالی شدن آن می‌گردد. آثار اسم جمالی با آثار اسم جلالی متفاوت است.

  •  روح حروف و نفوس مجرد مثالی:

روح حروف، نفوس مجرد مثالی هستند که خود مظاهر اسماء و صفات الهی‌اند. هر کدام از این نفوس می‌توانند حرفی را تدبیر کنند که بدن آن‌ها محسوب می‌شود.

  •  ارتباط علوم جَفر و رمز با اسماء الهی:

علم جَفر به اعداد و علم رمز به حروف مرتبط است. این دو علم با دو اسم الهی «لطیف» و «خبیر» ارتباط دارند. تکرار این اسماء موجب آمادگی روح برای دریافت علوم از ملائکه مجرد می‌شود که مظاهر باطنی این اسماءند.

  •  ارتباط حروف ناری و نوری با ملائکه:

اسماء جلالی و جمالی در واقع مظاهر باطنی دارند و مظاهر باطنی آنها مجردات مثالی و عقلی است. که این مجردات عقلی و مثالی از طریق کالبد خود تاثیر گذار هستند و کالبد آنها در واقع اذکار هستند. پس ذکر از جهت اتصال به جان ملائکه تاثیر گذار است با این تبیین روح جلالی خلق جلالی دارد.در نتیجه حروف ناری، بدنی برای ملائکه ناری و مظاهر اسماء قهر الهی‌اند. حروف نوری، بدنی برای ملائکه نوری و مظاهر اسماء لطف الهی‌اند. شناخت این ارتباط، کلید فهم اثرگذاری حروف ناری و نوری در مظاهرشان است.

  •  طبع، خلق و ساختار حروف:

هر حرف سه ویژگی دارد: 

۱. ساختار یا خلقت (خَلْق)؛ 

۲. طبع که ناری یا نوری است؛ 

۳. خُلق که همان ملکات است. 

این سه ویژگی در جذب روح مناسب تأثیر دارند. حروف ناری، ساختار و خلق آتشین دارند و حروف نوری، ساختار و خلق لطیف و نورانی. هماهنگی این سه ویژگی موجب جذب نفس هم ‌سنخ می‌شود.

  • مراتب لفظ، معنا و روح اسماء:

هر اسم الهی سه مرتبه دارد: 

– لفظ: شکل ظاهری و مادی اسم؛ 

– معنا: مرتبه تجرد عقلی معنای اسم؛ 

– روح: مرتبه تجرد عقلی کلی که مظهر اسم الهی است. 

این سه مرتبه امتداد یک حقیقت واحدند و اتحاد وجودی دارند. برای ارتباط با روح مدبر اسماء، باید ابتدا به لفظ توجه کرد، سپس به معنا، و در نهایت به روح. این سیر تدریجی موجب شکل‌گیری شاکله روحانی انسان می‌گردد.