آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • نور امامت؛ حقیقت انسانیت و سرّ توحید

نور امامت؛ حقیقت انسانیت و سرّ توحید

خلاصه محتوا:

محتوا «نور امامت» بر این مبنا استوار است که امامت از بنیادی‌ترین و ریشه‌دارترین حقایق معرفتی و عینی‌ترین واقعیت هستی پس از توحید به شمار می‌آید. در این نگاه، امامت نه یک مقام اعتباری، بلکه حقیقتی وجودی و نظام‌مند است که کامل‌ترین سطح شناخت انسان و نهایت ظرفیت روح انسانی را آشکار می‌سازد. امام انسانی است که به سبب سعه وجودی روح خویش، به ذات الهی اتصال یافته و واجد ادراک اجمالی از ذات حق شده است. روح امام مظهر تمامیت اسماء الهی و کامل‌ترین مخلوق خداوند است و به همین دلیل، تمام مسئولیت‌های بزرگ هدایت الهی به پیامبران و ائمه سپرده شده است. همه عوالم هستی، از عالم ماده تا عقل و عالم الهی، شئون و تجلیات روح امام‌اند و هر مرتبه از وجود، ظهوری از مراتب وجودی امام معصوم است. عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل و عالم الهی، به‌ترتیب شئون جسم، خیال، عقل و قلب انسان کامل‌اند. حقیقت امامت همان حقیقت انسانیت مطلق و جامع است؛ انسانی که تمام فضایل، خیرات و ارزش‌های اخلاقی در روح او متمرکز است و او اصل، ریشه، آغاز و نهایت هر خیر و کمالی است. هر موجودی در عالم، تکمیل وجودی خویش را تنها از طریق ارتباط با روح امام به دست می‌آورد و ارتباط با هر مرتبه‌ای از عالم، تنها از مسیر ارتباط با مرتبه متناظر آن در روح امام ممکن است. از این‌رو، امام «باب الاشیاء» و معبر حقیقت همه موجودات است. امام با دو شأن نبوت و ولایت عمل می‌کند: از جهت نبوت، ارائه طریق می‌دهد و از جهت ولایت، ایصال الی المطلوب می‌کند. شریعت، راه عبور به ملکوت و برنامه وصول به توحید، فنا و بقاست، و حقیقت باطنی شریعت همان ولایت و امامت است. امام خود حقیقت ملکوت و غیب است و با معرفی حقیقت خویش، راه، طریق، سیر و سرّ توحید را برای انسان آشکار می‌سازد. در مراتب ولایت، امام خود بیننده اسرار غیب، نشان‌دهنده آن به دیگران، تبیین‌کننده آن و رساننده انسان‌ها به آن حقایق است. حقیقت انسانیت و حقیقت ولایت در روح امام به وحدت می‌رسند و تمام هستی عالم به روح امام قوام می‌یابد. هر شیء شاکله وجودی و روحانیت خود را از روح امام می‌گیرد و روحانیت هر موجود، نور امام است. سیر حقیقی انسان، سیر انفسی است که نهایت آن کشف «سرّ» است و این سیر بدون مدد روح امام ممکن نیست. تمام سیرها به سیر روحانی امام ختم می‌شوند و تمام اسرار از روح امام سرچشمه می‌گیرند. امام حقیقت سیر، حقیقت سرّ، حقیقت راه و حقیقت طریق است. امامت سرّ توحید و آینه تمام‌نمای آن است و تمامیت توحید در روح امام تجلی می‌یابد.

آغاز محتوا:

  • حقیقت امامت به‌مثابه بنیادی‌ترین حقیقت معرفتی:

بحث «نور امامت» بدین جهت طرح شد که مسئله امامت از زیربنایی‌ترین مصادیق معارف الهی و از ریشه‌دارترین حقایق معرفتی به شمار می‌آید. عالی‌ترین سطح شناخت انسان در مسئله امامت مطرح می‌شود و پس از توحید، عینی‌ترین و برجسته‌ترین واقعیت عالم هستی، حقیقت امامت است. بحث امامت، عظمت وجودی انسان و عظمت سیر انفسی او را آشکار می‌سازد؛ تا آنجا که انسان به مرتبه‌ای می‌رسد که با ذات الهی مرتبط و متصل می‌شود و ادراکی اجمالی از ذات حق می‌یابد، و چنین انسانی امام نامیده می‌شود.

  • امامت به‌مثابه نظام تبیین الهی و مظهر کامل اسماء:

امامت یک نظام است؛ نظامی برای تبیین ساختار کامل الهی. کامل‌ترین مخلوق الهی، که مظهر تمامی اسماء و صفات الهی است، روح امام است. خداوند به میزان وسعت روح انسانی، مسئولیت‌های الهی را به انسان عطا می‌کند و کامل‌ترین وسعت روح انسانی، همان مرتبه امامت است. از همین‌رو، بزرگ‌ترین رسالت‌های الهی به انبیا و ائمه سپرده شده است، چراکه تمامیت هدایت مخلوقات در وجود آنان قرار داده شده است. تمام عالم هستی نسبتی وجودی با انسان کامل دارد و این نسبت بدین معناست که با همه گستردگی و عظمت عالم خلقت، تمامی مراتب هستی در شأن انسان کامل قرار می‌گیرند. هر مرتبه‌ای از مراتب وجود، شأنی از شئون امام معصوم است؛ عالم طبیعت با همه گستردگی و کثرت وجودی خود، پایین‌ترین شأن امام معصوم است؛ عالم مثال، شأن برزخی امام است؛ عالم عقل، شأن عقلی امام است؛ و عالم الهی، قلب انسان کامل به شمار می‌آید.

  • انسان کامل و جامعیت مراتب هستی:

بر این اساس، انسان چنان عظمتی دارد که تمامی مراتب عالم هستی شأن او و جلوه او می‌شوند و سعه وجودی امام را نشان می‌دهند. حقیقت امامت، همان حقیقت انسانیت است؛ انسانیت مطلق و اطلاقی در وجود امام معصوم تحقق یافته است. انسانیت جامع، دارای جامعیت اطلاقی است؛ بدین معنا که تمامی حقیقت انسانیت در وجود امام جمع است و از این‌رو، امام واجد مقام عصمت می‌باشد. هر حقیقتی در عالم هستی، با روح امام به تمامیت وجودی خود می‌رسد و به کمال وجودی خویش نائل می‌شود. در حقیقت، تمامی فضائل اخلاقی، همه نیکی‌ها و ارزش‌ها در روح امام متمرکز است. سقف و نهایت خوبی‌ها، جامعیت خیرات و اصل هر خیری، در روح امام قرار دارد. آنان آغاز خیرند، انجام خیرند، معدن و ریشه هر فضیلتی هستند و کمال نهایی هر خیر، در آنان تحقق می‌یابد.

  • ارتباط با مراتب عالم از مجرای روح امام:

هر کسی که بخواهد با مرتبه‌ای از مراتب عالم ارتباط برقرار کند، ناگزیر باید با یکی از مراتب روح امام ارتباط یابد. ارتباط با هر مرتبه از مراتب امام، ارتباط با کلیت آن مرتبه وجودی است و ارتباط با تمامیت روح امام، ارتباط با تمامیت عالم هستی به شمار می‌آید. در واقع، لمس هر مرتبه از مراتب امام، لمس کلیت یک مرتبه از هستی است. لمس مادی امام، لمس کلیت عالم ماده است؛ لمس مرتبه برزخی امام، لمس تمامیت عالم مثال است؛ و اتصال به روح امام، اتصال به روح عالم است. اتصال به همه مراتب امام، اتصال به تمامی عوالم خلقت محسوب می‌شود. امام کسی است که نسبت به تمام عوالم خلقت توجه وجودی دارد و با همه مراتب عالم، ارتباط وجودی برقرار می‌کند. اتصال امام با عوالم، همان اتصال او با مراتب وجودی خودش است؛ زیرا او تمامیت هر مرتبه وجودی است.

  • امام به‌مثابه حقیقت جامع مراتب وجود:

خیال امام، تمامیت عالم برزخ است؛ عقل امام، تمامیت عالم عقل است؛ جسم امام، تمامیت عالم ماده است؛ و قلب امام، تمامیت عالم الهی است. سرّ و حقیقت هر مرتبه از مراتب عالم، انبساط روح امام است. هر مرتبه‌ای از عالم، انبساط مرتبه‌ای از مراتب وجودی امام به شمار می‌رود؛ انبساط بدن امام، انبساط عالم ماده است؛ و انبساط خیال امام، انبساط عالم مثال و ذرّ است. از همین‌رو، امام «باب الأشیاء» است؛ یعنی راه ارتباط با حقیقت هر شیء، روح امام است. حقیقت اشیاء از مجرای مراتب وجودی امام عبور می‌کند و برای وصول به حقیقت هر شیء، عبور از مرتبه‌ای از مراتب امام ضروری است. مراتب وجودی امام، معبر حقایق اشیاء هستند.

  • امامت، نهایت ظرفیت روح انسانی:

امامت و نبوت، نهایی‌ترین وسعت ظرفیت روح انسان را نمایان می‌سازند. ظرفیت نهایی انسانیت در وجود امام به ظهور، فعلیت و تحقق می‌رسد. امام از جنبه‌ای ارائه طریق می‌کند و از جنبه‌ای دیگر ایصال به مطلوب دارد. از حیث شأن نبوت، امام راه را نشان می‌دهد و از حیث شأن ولایت، انسان را به مقصد می‌رساند. پیامبر نیز از جهت نبوت، ارائه طریق دارد و از جهت ولایت، ایصال به مطلوب را محقق می‌سازد. انبیا و ائمه از طریق تبیین احکام دین و شریعت، راه ملکوت، راه غیب، و مسیر فنا را نشان می‌دهند. شریعت در حقیقت معبر ملکوت است و احکام شریعت، احکام مقام فنا، بقا و وصول به توحید هستند. شریعت دستورالعمل رسیدن به حق تعالی و برنامه وصول به توحید و فنا است.

  • امام، حقیقت ملکوت و باطن شریعت:

امامت خودِ طریق هدایت است و امام، خودِ ملکوت است؛ نه‌تنها راهنمای ملکوت، بلکه عین ملکوت. جان ملکوت در وجود امام متجلی است. امام با معرفی حقیقت وجودی خود، ملکوت و غیب را آشکار می‌سازد. با معرفی جان خود، ارائه طریق می‌کند و اسرار غیب را ظاهر می‌سازد. حرکت در مسیر امام، حرکت در مسیر ملکوت است. امام با تکیه بر ولایت خویش، اسرار شریعت را تبیین می‌کند و این اسرار، خود حقیقت ولایت هستند. هنگامی که امام حقیقت خود را تبیین می‌کند، در واقع شریعت را تبیین نموده است. سیر در شریعت با تکیه بر ولایت امام، سیر در عوالم وجودی است و امام این سیر را در جان انسان‌ها محقق می‌سازد.

  • حقیقت انسانیت در وجود امام:

امام خود حقیقت انسانیت است و حقیقت انسانیت باید در وجود امام جست‌وجو شود. انسانیت مطلق، همان وجود امام است. حقیقت امام، هم حقیقت سیر است و هم حقیقت سرّ. امام افزون بر رؤیت اسرار تکوین و غیب، اسرار هر شیء را مشاهده می‌کند و آن اسرار را برای دیگران نیز آشکار می‌سازد و تبیین می‌نماید. او نه‌تنها اسرار شریعت را می‌بیند، بلکه آن‌ها را می‌نمایاند، تبیین می‌کند و انسان‌ها را به آن اسرار می‌رساند. این چهار مقام عبارت‌اند از: رؤیت حقایق غیب، ارائه و نشان‌دادن حقایق غیب، تبیین حقایق غیب، و رساندن انسان‌ها به حقایق غیب. این مراتب، درجات و مقامات ولایت به شمار می‌آیند.

  • ولایت، سرّ شریعت و جان هستی:

شریعت معبری برای وصول به ولایت و حقیقت شریعت است، چراکه ولایت، سرّ شریعت محسوب می‌شود. حقیقت انسانیت و حقیقت ولایت در وجود امام، در یک موضع واحد جمع شده‌اند و آن موضع، نور روح امام است. از همین‌رو، روح امام مظهر هم‌زمان انسانیت و ولایت است. تمامیت هستی عالم به روح امام شکل می‌گیرد و وجود هر شیء، شاکله خود را از روح امام می‌یابد. هر موجودی عالمی دارد و عالم هر موجود، ریشه در عالم امام دارد. سیر در روح هر حقیقت، از مجرای روح امام تحقق می‌یابد و ارتباط با مراتب امام، موجب تحقق سیر وجودی انسان در خود، در عالم و در مراتب الهی می‌شود.

  • پیوند سیر و سرّ در روح امام:

تمام سیرها به سیر روحانی امام منتهی می‌شوند و تمام اسرار نیز از روح امام سرچشمه می‌گیرند. انسان با سیر انفسی به سرّ دست می‌یابد و در واقع، همه سیرها به سیر انفسی بازگشت دارند. سیر آفاقی نیز نهایتاً رجوعش به سیر انفسی است. سیر انفسی برای رسیدن به سرّ و وصول به روحانیت اشیاء است. هر شیء دارای روحانیتی است و تنها از طریق سیر انفسی می‌توان به روحانیت آن دست یافت. روحانیت هر شیء، روح امام اعظم است و نور امام، حقیقت روحانیت تمامی اشیاء به شمار می‌آید.

  • نقش امام در سیر انسان، عالم و مراتب الهی:

امام انسان را در مراتب وجودی خویش سیر می‌دهد و هم‌زمان او را در مراتب خود انسان، مراتب عالم و مراتب الهی به حرکت درمی‌آورد. امام کسی است که جامع سیر و جامع سرّ است؛ سیر و سرّ در روح امام، حقیقتی واحد به شمار می‌آیند. امام از یک جنبه، حقیقت سرّ است و از جنبه‌ای دیگر، حقیقت سیر. روح امام عین سرّ است و عین سیر؛ عین سیر در عوالم مختلف و عین سرّ در نسبت با ذات الهی. امام در تمامی عوالم سیر می‌کند و نتیجه هر سیری، کشف سرّ است.

  • سیر امام در عوالم و کشف اسرار:

امام با سیر انفسی در وجود خود، به سرّ بودن خویش آگاه می‌شود. با سیر در عالم، به اسرار عالم دست می‌یابد؛ با سیر در حق، به اسرار الهی می‌رسد؛ و با سیر در ذات خود، به اسرار وجودی خویش نائل می‌گردد. سرّ تمامی عوالم، روح امام است و سیر در عوالم بدون سیر در روح امام نه معنا دارد و نه امکان تحقق. امام انسان را هم در خود سیر می‌دهد و هم در عالم. در حقیقت، امام کسی است که همه عوالم را در وجود خود داراست و سیر در روح امام، سیر در تمامی عوالم غیب و خلقت به شمار می‌آید.

  • ضرورت مدد روحی امام در سیر انفسی و توحیدی:

سیر در روح امام، سیر در ملکوت است و بدون مدد روحی امام، هیچ انسانی به هیچ سیر انفسی دست نمی‌یابد. بدون روح امام، هیچ‌کس به هیچ سرّی نمی‌رسد و بدون مدد روحی امام، هیچ ولی‌ای به هیچ مرتبه‌ای از توحید نائل نخواهد شد؛ زیرا امام خود طریق الهی است. امام حقیقت طریق است. هنگامی که امام حقیقت خود را می‌نمایاند، حقیقت سرّ، حقیقت راه، حقیقت سیر و حقیقت طریق برای انسان آشکار می‌شود. روح امام، حقیقت توحید است و سیر در روح امام، تنها به مدد روح خود امام امکان‌پذیر است.

  • امامت، سرّ توحید و باطن شریعت:

امامت سرّ توحید است و امامت، سرّ شریعت محسوب می‌شود. ولایت، سرّ شریعت است و از طریق شریعت می‌توان به حقیقت شریعت، یعنی امامت، دست یافت. شریعت پوسته‌ای است که مغز آن امامت است. خود امام، باطن شریعت و تمامیت شریعت است. امام، طریق هدایت و طریق ملکوت است؛ هم حقیقت سرّ است و هم طریق رسیدن به سرّ. خود امام، هم سرّ است و هم سیر، و سیر در امام، سیر در سرّ به شمار می‌آید.

  • امامت به‌مثابه آینه تمام‌نمای توحید:

از طریق سیر در روح امام، انسان در اسرار عالم هستی سیر می‌کند و در روح هر موجودی به حرکت درمی‌آید. بحث امامت چنان عظمت دارد که در حقیقت، نسبت امامت به توحید همان نسبت آینه به صاحب تصویر است. امامت آینه توحید و تابلوی توحید است و تمامیت توحید در روح امام تجلی می‌یابد. در حقیقت، تمامیت توحید را باید در روح امام جست‌وجو کرد و انعکاس و ظهور آن را در وجود او مشاهده نمود.