خلاصه محتوا:
در این محتوا به تبیین معنای «نور الهی» و گستره آن در عالم پرداخته می شود. بر اساس آیه «الله نور السماوات و الارض»، روشن میشود که نور خدا نوری حسی نیست، بلکه حقیقتی معنوی و وجودی است که سراسر آسمانها، زمین و همه مراتب هستی را فرا گرفته است. در دعاها نیز بیان شده که اسماء الهی «ارکان همه اشیاء را پر کردهاند» و از اینجا نتیجه گرفته میشود که نور الهی همان نور اسماء خداست.
بر اساس این تحلیل، هر چیز در عالم ـ چه مادی و چه مجرد ـ سرشار از تجلّی اسماء الهی است و هیچ شیئی از این نور خالی نیست. «الله» اسم جامع تمام اسماء الهی است و به همین جهت، هر شیئی مظهر همه اسماء خداست، نه فقط یک یا چند اسم خاص. پس الوهیت الهی با همه اسماء در هر شیء ظهور دارد و این ظهور همان حقیقت «صمدیت» است؛ یعنی هر چیز از درون پر است و هیچ خلائی در هستی وجود ندارد.
همچنین توضیح داده می شود که نور حسی تنها از برخی اجسام عبور میکند و قابلیت فراگیری کامل جهان را ندارد، در حالی که نور معنوی و مجرد که همان نور الهی است از همه اشیاء عبور میکند و در همه آنها حضور دارد. حتی ماهیت و مفاهیم ذهنی نیز به واسطه نور رحمت و نور وجود الهی تحقق ذهنی پیدا میکنند.
وجود و ماهیت هر چیز مظهر رحمت و نور الهی هستند و جنبههای وجودی اشیاء همان جنبههای اسمایی آنهاست. بنابراین هیچ چیز بینور نیست، زیرا هیچ چیز فاقد حضور اسماء الهی نیست. هر شیء انسان را به حقیقت مطلق الهی راهنمایی میکند، زیرا در باطن خود حامل نور اسماء است.
آغاز محتوا:
- نور خدا در آیه کریمه و تبیین معنای آن:
آیه قرآن میفرماید: «الله نور السماوات و الارض». بر اساس این آیه، آسمانها و زمین دارای نور هستند و نور آسمانها و زمین نور خداست؛ نوری که نور حسی نیست.
در فرازی دیگر نیز آمده است: «یا مَن مَلِاَت کُلَ شَیءٍ نور». ای خدایی که نور تو همه اشیاء را پر کرده است. یعنی نوری که همه اشیاء را فرا گرفته و پر کرده، نور الهی است.
- گستره شمول نور الهی و نقش اسماء:
حال سؤال این است که مقصود از «کل شیء» چیست؟
وقتی میفرماید «الله نور السماوات و الارض»، مقصود تمام عالم ماده است. اما «کل شیء» شامل همه مراتب فراتر از ماده نیز میشود. یعنی نهتنها آسمانها و زمین، بلکه عالم ملک و نیز مجردات همگی سرشار از نور الهی هستند.
در دعای کمیل نیز میخوانیم: «اللهم انی اسئلک بسمائک التی ملأت أرکان کل شیء». خدایا از تو میخواهیم به حق اسمائت، که اسمائت ارکان همه اشیاء را پر کرده است.
بنابراین روشن میشود آن نوری که اشیاء را پر کرده، نور اسماء الهی است.
اسماء الهی نور هستند و همه اشیاء را پر کردهاند. نور خدا به ذات خود ظاهر است؛ ظهورش به خود اوست و او آشکارکننده غیر است.
- هر شیء مظهر همه اسماء الهی است:
پس نور اسماء تمام اشیاء را فرا گرفته است و همه موجودات حامل نور الهی هستند؛ نوری که حقیقت وجود خداوند با اسماء خود اشیاء را پر کرده است.
تار و پود و ارکان همه موجودات را اسماء الهی پر کردهاند و هر شیء همانند اسماء الهی است.
خداوند فرمود: «الله نور السماوات و الارض». «الله» اسم جامع است؛ یعنی مجموع همه اسماء الهی.
پس نور آسمانها، زمین و هر چیز دیگری نور اسماء الهی است.
هر چیزی نور الهی دارد، زیرا «الله» اسم جامع است. بنابراین تمام اسماء در اشیاء حضور دارند؛ نه اینکه مجموع اشیاء هر کدام مظهر یک اسم باشند، بلکه هر شیء مظهر همه اسماء الهی است.
او به الوهیت اشیاء را پر کرده است؛ و چون ظهور به الوهیت باشد، یعنی ظهور به همه اسماء است. پس خدا با همه اسمائش در هر شیء تجلی دارد.
- تفاوت نور حسی و نور معنوی:
نور اسماء، نور حسی نیست. حتی نور حسی نیز خود مظهر اسماء الهی است. نور حسی جلوهای از اسماء است؛ مظهر رحمت الهی و مظهر علم الهی است.
نور حسی تنها از برخی اشیاء عبور میکند؛ مانند هوا، آب یا شیشه. اما از سنگ و آهن عبور نمیکند.
پس نور حسی همه اشیاء را پر نکرده است، زیرا همه را پوشش نمیدهد.
اما آن نوری که از همه اشیاء عبور میکند، نور معناست.
در عالم ملک مانعی برای حضور نور مجرد وجود ندارد. نور معنا همان نور الهی است که در هر شیء حضور دارد.
- پوشش کامل وجود و ماهیت توسط نور الهی:
نور در هر شیء نور الهی است؛ نور وجود و نور رحمانی است.
رحمت، نور الهی است و تمام اسماء الهی در تحت رحمان و تحت اسم جامع «الله» جمع میشوند.
به همین دلیل فرمود: «الله نور السماوات و الارض» و نفرمود: «خالق» یا «شافی» یا «رازق»، چون «الله» شامل همه اسماء است. تمام جنبههای وجودی اشیاء همان جنبههای اسمایی آنهاست.
رحمت الهی هر چیزی را پر کرده است؛ نور رحمت نور الهی و نور اُلوهی است و حتی ماهیت اشیاء را نیز پر میکند.
ماهیت، رنگ رحمت و رنگ الهی میگیرد. حتی «عدم» نیز در ذهن به واسطه نور الهی، وجود ذهنی و وجود رحمانی پیدا میکند.
- نور وجودی در همه اشیاء و نقش هدایتگر آن:
هر چیزی، چه در حیث ماهیت و چه در حیث وجود، مظهر رحمت الهی است. شناخت وجود تنها با خود وجود ممکن است و وجود دارای تجلی است. تجلیهای وجود همان جنبههای وجودی و همان جنبههای اسمایی هستند و ما با همین جنبههای اسمایی مرتبط میشویم.
نور هر شیء همان جنبه وجودی آن شیء است. هیچ شیئی بینور نیست، چون هیچ شیئی بدون حضور اسماء نیست. پس هر چیزی دارای نور اسماء الهی است و هر شیء انسان را به حقیقت اصلی رهنمون میسازد.