خلاصه محتوا:
این محتوا بر محور «نظاممندی عالم هستی بر اساس اسماء الهی» و نقش بنیادین «ولیّالله» در حفظ اعتدال، تداوم و بقای عالم شکل گرفته است. عالم هستی یک نظام منسجم و بههمپیوسته است و ریشه این نظاممندی در «نظام اسمائی الهی» نهفته است. اسماء الهی خود دارای ساختار، ارتباط و هماهنگیاند و جهان بر اساس همین شاکله اسمائی طراحی، تدبیر و اداره میشود؛ همانگونه که نظام احکام الهی نیز بر پایه اسماء الهی شکل گرفته است. در مرتبه الوهیت و وحدت الهی، اعتدال اسمائی حاکم است و هیچ اسمی بر اسم دیگر غلبه ندارد؛ قهر و لطف، ظاهر و باطن، حیات و ممات، همگی عین ذات الهیاند. غلبه اسمائی تنها در مقام خلقت و تنزّل الهی رخ میدهد و منشأ پدید آمدن کثرات، تفاوت اشیاء و تضادهای عالم (مانند آب و آتش، حیات و مرگ) همین غلبه اسماء است. با تحقق عالم کثرت، تضاد و تقابل پدید میآید و این عالم برای بقا و عدم فروپاشی، نیازمند «اعتدال» است. این اعتدال نه بهصورت خودبهخود، بلکه بهواسطه وجود «ولیّالله» برقرار میشود. ولیّالله دارای روحی با سعه وجودی کامل است که مظهر جمیع اسماء و صفات الهی است و از این طریق میتواند میان اسماء متقابل، مظاهر متناقض و عوالم مختلف، توازن برقرار کند. ولیّالله ایجادکننده «ربط وجودی» میان اشیاء است؛ یعنی همه هستیها را در وحدت وجودی به هم پیوند میدهد. او نهتنها با غیب مرتبط است، بلکه رابط میان غیب و شهادت، ملک و ملکوت، ملکوت و جبروت، و در نهایت رابط میان کل عالم و حضرت حق است. افزون بر این، ولیّالله در روح خود جمعکننده غیب و شهادت است و دارای مراتب وجودی جامع همه عوالم است. در مرتبهای بالاتر، ولیّالله حافظ غیب و شهادت و محیط بر همه مراتب هستی است و قوام، بقا و مدیریت هر عصر به روح ولیّ مطلق آن زمان وابسته است. هر نبی و ولیّ معصوم، قائم عصر خویش است و بقای عالم در آن زمان به وجود او وابسته است. در نهایت، ولیّالله بابالله و بابالاشیاء معرفی میشود؛ یعنی مسیر ارتباط با خدا، اسماء الهی، حقیقت اشیاء، قضا و قدر، عقول و ملائکه. اتصال به حقیقت هر شیء و وصول به ذات اشیاء، تنها از طریق اتصال به روح ولیّ الهی ممکن است. این مقام ناشی از آن است که ولیّالله مظهر الوهیت و ربوبیت مطلقه و محل تجلی همه اسماء و صفات الهی است و قلب او بیتالله و جایگاه اسم اعظم الهی است.
آغاز محتوا:
- تبیین نظام هستی بهعنوان نظام اسمائی:
نظام هستی بر اساس اسماء الهیِ سازگار با آن طراحی و تعبیه شده است؛ همانگونه که نظام احکام الهی نیز بر پایه اسماء الهی متناسب با آنها تدوین و تشریع گردیده است. این حقیقت جلوهای از حکمت، ربوبیت و لطف الهی است و باید به احکام الهی همانگونه نگریست که به نظام عالم نگریسته میشود. عالم هستی یک نظام منسجم است و میان اجزای آن اتصال و ارتباط وجود دارد. این نظاممندی عالم، ریشه در نظام اسمائی دارد؛ چرا که اسماء الهی خود نظاممندند و عالم بر اساس آنها شکل گرفته است. از اینرو گفته میشود نظام عالم، نظام اسمائی است و شاکله عالم، شاکله الهی است. خداوند عالم را با اسماء خویش تدبیر و مدیریت میکند و این نظام اسمائی بر تمام هستی حاکم و غالب است.
- اعتدال اسمائی در مرتبه الوهیت:
در مراتب الهی نیز نظام اسمائی برقرار است. در مرتبه الوهیت و وحدت، اعتدال الهی حاکم است؛ یعنی هیچ اسمی بر اسم دیگر غلبه ندارد. قهر و لطف، ظاهر و باطن، محیی و ممیت، همه در کنار یکدیگر هستند و همگی عین ذات الهیاند. در این مرتبه، غلبه اسمائی معنا ندارد. غلبه اسمائی مربوط به مرتبهای است که خداوند برای ایجاد اشیاء، یک اسم را بر اسم دیگر غالب میگرداند. اساس آفرینش و تفاوت اشیاء، ناشی از همین غلبه اسماء است. با غلبه هر اسم، شیء خاصی تحقق مییابد؛ اما در مرتبه وحدیت، اعتدال اسمائی برقرار است نه غلبه اسمائی. این اعتدال الهی، مربوط به روح الهی است.
- پدید آمدن تضاد در عالم خلقت:
در عالم خلقت، هنگامی که خداوند با غلبه اسماء اشیاء و عوالم را میآفریند، هر شیئی مظهر اسم خاصی از اسماء الهی میشود. از اینجا تضاد در عالم پدید میآید؛ مانند آب که مظهر اسمی است و آتش که مظهر اسم دیگر است. این تضادها ریشه در اسماء جمال و جلال دارند که از اسماء متقابلاند.
- نقش انسان کامل و ولیّالله در اعتدال عالم:
اعتدال این نظام خلقت به واسطه انسان کامل و به روح ولیّالله تحقق مییابد. عالمی که در آن تضاد وجود دارد آب و آتش، محیی و ممیت، اسرافیل و عزرائیل، ظاهر و باطن، اول و آخر نیازمند روحی کلی با سعه وجودی جامع است که در آن حضور داشته باشد تا اعتدال برقرار شود و عالم فرو نپاشد. اگر در عالم ماده، ولیّالله حضور نداشته باشد، یکی از این اضداد بر دیگری غلبه میکند؛ یا آب بر آتش غالب میشود و همهجا را فرا میگیرد، یا آتش غالب میشود و آبها تبخیر شده و زمین متلاشی میگردد. ولیّالله است که اعتدال را در عالم ماده و در تمام عوالم خلقت برقرار میکند. این شأن، شأن ولایت مطلقه است.
- ایجاد ربط وجودی میان اشیاء:
ولیّالله ربط وجودی میان اشیاء ایجاد میکند؛ یعنی هستی همه موجودات را به یک هستی واحد پیوند میدهد. به واسطه این ربط وجودی، میان مخلوقات الفت و انس هستی برقرار میشود. این اتصال ناشی از قوت وجودی روح ولیّالله است؛ زیرا او مظهر همه اسماء و صفات الهی است. ولیّالله نهتنها با غیب مرتبط است، بلکه رابط غیب و شهادت است. اتصال جبروت به ملکوت، و اتصال مجموع ملک، ملکوت و جبروت به حضرت حق، همگی از طریق روح ولیّالله تحقق مییابد.
- جمع غیب و شهادت در روح ولیّالله:
مرتبه بالاتر ولیّالله آن است که غیب و شهادت را در روح خود جمع کرده است. همه مراتب وجودی در نفس او حاضر هستند. او جامع همه مراتب امکان و وجوه وجودی است. به سبب این داراییهای باطنی، صاحب قوتها و تصرفات بیرونی است.
- مقام حفظ و احاطه بر غیب و شهادت:
ولیّالله افزون بر ارتباط، جمع و اتصال، حافظ غیب و شهادت است. او با ایجاد اعتدال، هر مرتبهای از هستی را حفظ میکند و بر همه مراتب احاطه دارد. اینها مقامات وجودی ولیّالله است.
- منشأ مقامات ولیّالله:
این مقامات از مظهریت الوهیت و ربوبیت مطلقه سرچشمه میگیرد. ولیّالله مظهر همه اسماء و صفات الهی است و همه اسماء در روح او حضور و تجلی دارند. قلب ولیّالله بیتالله و محل تجلی اسماء و صفات الهی است. ولیّ مطلق، در مرتبه ولایت، عهده دار تدبیر عالم است. هر ولیّ معصوم، امام و نبی، قائم عصر خویش است و قوام و بقای عالم در هر عصر به روح ولیّ آن زمان وابسته است.
- ولیّالله بهعنوان بابالله و بابالاشیاء:
هر ولیّ الهی بابالله است؛ یعنی مسیر ارتباط با خداوند، ملکوت، عقول کلیه، نفوس کلیه، فرشتگان مهیمنه، اسماء الهی، و قضا و قدر الهی. همچنین ولیّالله بابالاشیاء است و راه شناخت حقیقت اشیاء، اتصال به روح ولیّ الهی است. حیات، اراده و هستی هر عالم به روح او وابسته است و اتصال به ذات و حقیقت هر شیء تنها از مسیر اتصال به ولیّالله ممکن است. ولیّالله مظهر اسماء ذاتی، صفاتی و فعلی است و به سبب دارا بودن اسماء ذاتی و اسم اعظم الهی، بر هستی و وجود اشیاء ولایت دارد.