آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

منظومه فکری و جلوه اعتدال مزاج

  • منظومه فکری و نقش اعتدال مزاج:

از جلوه‌های اعتدال مزاج، شکل‌گیری نظام فکری در انسان است. هر انسانی صاحب فکر است، اما همه انسان‌ها، حتی همه انسان‌های اهل علم، دارای نظام فکری نیستند. داشتن منظومه فکری، نیازمند اعتدال مزاج است. هر اندازه اعتدال مزاج جسمانی و اعتدال روحانی بیشتر باشد، انسان در ساحت اندیشه دارای نظام فکری منسجم‌تری خواهد شد. صاحبان مزاج معتدل، منظومه فکری هماهنگ و واحدی دارند و افکار آنان پراکنده و متشتت نیست.

  •  نظم یا پراکندگی در اندیشه و خیال:

روحی که از اعتدال برخوردار نیست، دچار پراکندگی در اندیشه‌ها، تخیلات، افعال و اهداف می‌شود. چنین روحی، اندیشه‌های پراکنده دارد، تخیلات پراکنده دارد و افعال و اهداف خود را نیز به‌صورت نامنظم و سرگردان دنبال می‌کند. اما روحی که دارای اعتدال مزاج و اعتدال روحانی است، دچار آشفتگی در اندیشه‌ها نمی‌شود. در چنین روحی، آشفتگی در خیال نیز راه پیدا نمی‌کند و حتی خواب‌های او نیز از تشتت و پراکندگی به دور می‌ماند. اعتدال مزاج موجب می‌شود که بین قوای انسان و نیز بین امیال او توازن برقرار شود.

  •  رهایی روح معتدل از سلطه قوای متعارض:

در روح معتدل، هیچ قوه‌ای بر قوه دیگر غلبه پیدا نمی‌کند. از این رو، روح گرفتار قوای خود، ادراکات خود و امیال خویش نیست. چنین روحی از تعلق بدن، از سلطه امیال، و از محصور شدن در حصار افکار، اندیشه‌ها، تخیلات و توهمات آزاد می‌شود. این آزادی، به روح تمرکز، وحدت و جمعیت خاطر می‌بخشد. هنگامی که مزاج انسان اعتدال داشته باشد، روح او در حقیقت می‌تواند جمعیت وجودی پیدا کند و اندیشه‌ها را در نظمی واحد قرار دهد.

  •  ارتباط معارف و شکل‌گیری نظام فکری واحد:

صاحب مزاج معتدل، معارف مرتبط با یکدیگر دارد و از همین رو، صاحب یک نظام فکری واحد و یک منظومه فکری منسجم است. در مقابل، افرادی که اعتدال مزاج ندارند، خواب‌های پراکنده دارند، خیالات پراکنده دارند و همواره در حال ایجاد خیالات جدید هستند. آنان پیوسته اسیر جولان‌های خیال می‌مانند. هر اندازه که روح انسان بیشتر تطهیر شود و تزکیه یابد، خیالات او نیز بیشتر تحت کنترل قرار می‌گیرد و به اعتدال می‌رسد. در نتیجه، خیال او نظم پیدا می‌کند و دیگر در او تولید مداوم خیالات پراکنده رخ نمی‌دهد.

  • دریافت حکمت در پرتو اعتدال:

انسان‌های دارای مزاج معتدل، از حق حکمت دریافت می‌کنند. این حکمت‌ها می‌تواند حکمت‌های وجودی، انفسی و اسمایی باشد. علت این امر آن است که بستر ظهور تجلیات حق در مزاج معتدل و روح معتدل فراهم می‌شود. به مؤمنان، معارف داده می‌شود؛ اما به اولیای الهی، حکمت عطا می‌گردد و حکمت از معرفت بالاتر است.

  •  رابطه متقابل جسم و روح:

جسم و روح انسان رابطه‌ای متقابل با یکدیگر دارند. هر اندازه بدن انسان تصفیه شود و اعتدال بیشتری پیدا کند، مرتبه کامل‌تری از روح در او تجلی می‌کند. تجرید بدن، جز از مسیر اعتدال مزاج امکان‌پذیر نیست. بنابراین، وقتی انسان به اعتدال مزاج برسد، به منظومه فکری منسجم و واحدی دست خواهد یافت.

گفتارهای مشابه