خلاصه محتوا:
محتوا به تبیین مراتب سه گانهٔ توحید یعنی توحید افعالی، توحید صفاتی و توحید ذاتی و سپس توضیح نسبت این مراتب با مراتب حمد، تحلیل، تکبیر، تسبیح میپردازد. در توحید افعالی، تمام افعال موجودات به «فعل واحد الهی» ارجاع داده میشود و سالک در نهایت به «فنای افعالی» میرسد؛ یعنی هیچ مؤثری جز خداوند نمیبیند و همهٔ پدیدهها را «مجرای فاعلیت حق» تلقی میکند. در توحید صفاتی، همهٔ کمالات موجودات ابتدا در مظاهر دیده میشود و سپس به حق ارجاع داده میشود، تا اینکه در مرتبهٔ بالاتر، هیچ کمالی به غیر حق نسبت داده نمیشود و سالک به «فنای صفاتی» میرسد. در توحید ذاتی، همهٔ ذوات در اصل مظهر ذات حق دانسته میشوند و مرتبهٔ نهایی آن نفی هر ذات مستقلی غیر از ذات مطلق حق و وصول به «فنای ذاتی» است.
بیانات قرآن دربارهٔ «لا اله الا هو»، «الله خالق البارئ المصور» و «هو الله فی السماوات اله و فی الارض اله» به ترتیب تبیینکنندهٔ الوهیت ذاتی، وصفی و فعلی در مراتب احدیت، واحدیت و سریاناند. سپس نسبت این مراتب با مفاهیم حمد (توحید افعالی)، تحلیل (توحید صفاتی)، تکبیر (توحید ذاتی) و تسبیح (تنزیه در هر سه مرتبهٔ توحید) بیان میشود.
در ادامه جایگاه امیرالمؤمنین (ع) در این مراتب توضیح داده میشود. حضرت مظهر کامل توحید افعالی، صفاتی و ذاتی معرفی میگردد. بر اساس روایت «کنتم مع الأنبیاء سرّاً و مع رسول الله جهراً»، علی علیهالسلام با انبیاء الهی در مقام سرّ (ورای زمان) همراه بوده و با پیامبر اکرم به طور آشکار همراه بوده است. این همراهی سری، «معیت قیومیه» دانسته میشود که نمونهای از ولایت کلیهٔ الهیه است؛ ولایتی که از مقام واحدیت نشأت میگیرد و موجب احاطهٔ اطلاقی و سریانی ولیّ بر همهٔ مراتب میشود. این احاطه به احاطهٔ «نفس ناطقه» نسبت به قوای خود تشبیه میشود. امیرالمؤمنین نسبت به انبیاء، معیت قیومیه و احاطهٔ اطلاقی دارد، اما نسبت به رسول خدا معیت جهری دارد و در قوام و تشخص تابع روح پیامبر است.
آغاز محتوا:
- تبیین ابتدایی مراتب توحید:
توحید افعالی، توحید صفاتی و توحید ذاتی
- توحید افعالی و فنای افعالی:
توحید افعالی بدین معنا است که هر فعل خارجی را «فعل خدا» دیدن؛ تمام افعال را به «فعل واحد الهی» بازگرداندن. تنزیه در توحید افعالی آن است که اصلاً هیچ فعلی را از غیر خداوند مشاهده نکند. در این مقام، انسان اگرچه فاعلان را در ظاهر مشاهده میکند، اما تنها فاعل مستقل را خداوند میبیند. دیگران را «مظاهر فاعلیت» و «مجارای فاعلیت» میبیند و فعل را فقط از خداوند میداند.
بنابراین، کسی به مقام فنای افعالی میرسد که هیچ فعلی را از غیر خداوند نداند؛ سوزانندگی آتش را از آتش نداند بلکه از خدا بداند، و آتش را فقط مجرای این فعل بداند. همچنین تر کردن آب را به آب نسبت ندهد بلکه از خدا بداند، هرچند به نحو طبعی و بالعرض میتوان آن را به آب نیز نسبت داد. در حقیقت، در این مقام حرارت از آتش نیست، برودت از آب نیست، شوری از نمک نیست، شیرینی از شکر نیست؛ همهٔ اینها مظاهر فعل الهیاند. پس «لا مؤثر فی الوجود الا الله» و «لا فاعل الا الله» تحقق مییابد.
- توحید صفاتی و فنای صفاتی:
توحید صفاتی یعنی همهٔ کمالات را در مظاهر مشاهده کردن و سپس به حق ارجاع دادن. تنزیه در این مرتبه آن است که اصلاً هیچ کمالی را از غیر حق مشاهده نکنی. در مرحلهٔ نخست، کمالات در مظاهر دیده میشود، اما معلوم است که از حق است. ولی در مرحلهٔ کاملتر، هیچ کمالی به غیر حق نسبت داده نمیشود تا نیازی به ارجاع نباشد. این مقام انحصار تمام کمالات در حق است و سالک به فنای صفاتی میرسد.
- توحید ذاتی و فنای ذاتی:
توحید ذاتی یعنی همهٔ ذوات موجودات را مظهر ذات حق دانستن و هر ذاتی را به ذات الهی ارجاع دادن. اما مرتبهٔ نهایی آن این است که برای غیر خدا ذاتی قائل نشوی؛ حتی در حد مظهریت نیز استقلال ذاتی نبینی. در این مقام، تنها ذات حق مشاهده میشود. این همان «الوهیت ذاتی» است و کسی که آیهٔ «لا اله الا هو» را در مقام احدیت شهود کند، به مرتبهٔ توحید ذاتی رسیده است.
اگر الوهیت در مقام واحدیت باشد، «الوهیت وصفی» است مانند «الله خالق البارئ المصور». این الوهیت در مقام واحدیت ظهور دارد. و اگر الوهیت در مقام سریان باشد، «الوهیت فعلی» است مانند «هو الله فی السماوات اله و فی الارض الهُ».
- نسبت حمد، تحلیل، تکبیر و تسبیح با مراتب توحید:
حمد مربوط به توحید افعالی است؛ تمام افعال و عطایا را از خدا دیدن.
تحلیل، مقام توحید صفاتی است؛ همهٔ کمالات و جمال و جلال را از حق دانستن.
تکبیر، مقام توحید ذاتی است؛ معنای «الله اکبر» این است که فقط او صاحب ذات است و دیگران ذاتی مستقل ندارند.
تسبیح، مقام تنزیه حق از مراتب سهگانهٔ توحید است و کاملترین وجه تنزیه میباشد.
- جایگاه امیرالمؤمنین در مراتب توحید:
امیرالمؤمنین (ع) مظهر کامل توحید افعالی، صفاتی و ذاتی است. روایت است که حضرت فرمودند: «کنت مع الأنبیاء سرّاً و مع رسول الله جهراً». یعنی من با انبیای الهی «به صورت سری و خارج از زمان» همراه بودم و با رسول خدا «به صورت آشکار و همزمان» همراه بودم. این همراهی سری، همان معیت قیومیه امیرالمؤمنین (ع) نسبت به انبیاء است.
روایت دیگری از رسول خدا (ص) مؤید همین معناست که فرمود: «بَعثَ الله علیٌّ مع کل نبیّ سرّاً». یعنی خداوند علی را با هر پیامبری به صورت سری مبعوث ساخت و با من آشکارا همراه بود.
- حقیقت معیت قیومیه امیرالمؤمنین:
این معیت سری، همان معیت قیومیه است که امیرالمؤمنین نسبت به انبیاء دارد. این معیت، زمانمند نیست بلکه احاطهٔ اطلاقی است. علت آن، ولایت کلیهٔ الهیه است که از مقام واحدیت سرچشمه میگیرد و روح اطلاقی و سریانی به ولیّ میبخشد. چنین روحی با همهٔ اشیا و مراتب همراه است و همهٔ آنها قائم به او هستند.
این معنا به احاطهٔ نفس ناطقه بر قوای خود تشبیه میشود؛ نفسی که با همهٔ اعضا معیت دارد اما این معیت زمانی نیست بلکه احاطهٔ ذاتی و قیومی است.
بنابراین امیرالمؤمنین نسبت به انبیاء، معیت باطنی و قیومیه دارد؛ اما نسبت به رسول خدا معیت جهری دارد و قائم به روح حضرت رسول است، برخلاف دیگر انبیاء که قائم به امیرالمؤمنین هستند.