خلاصه محتوا:
در این محتوا «اصل بیستوششم» از اصول مشترک میان خوراک مادی و خوراک معنوی، به تبیین مفهوم «غذای پاک و غذای تمیز» پرداخته و تأکید میشود که غذای ورودی به بدن انسان باید هر دو ویژگی «پاکی» و «تمیزی» را دارا باشد. مراد از پاک بودن، حلال بودن غذا و نجس نبودن آن و مراد از تمیز بودن، سالم بودن، شستهشده بودن و عاری بودن از آلودگیهای ظاهری و میکروبی است. این دو ویژگی، هم در جسم انسان و هم در روح او اثر مستقیم دارند. غذای ناپاک یا ناپاکیزه، آثار خود را در چهره، سیما، ساختار جسمی و حتی فقر ظاهری انسان نشان میدهد، زیرا آنچه وارد بدن میشود، در نهایت صورت بیرونی انسان را شکل میدهد. همانگونه که غذای ناسالم و آلوده موجب زشتی و ناهماهنگی چهره میشود، غذای حرام یا نجس نیز آثار باطنی و ظاهری خاص خود را بر جای میگذارد. در ادامه، این اصل به حوزه روح و معنویت تعمیم داده میشود. همانگونه که بدن به غذای پاک و تمیز نیاز دارد، روح انسان نیز محتاج غذای سالم است. غذای روح، معارف، ادراکات، ملکات، نیتها و عباداتاند. این غذاهای روحی نیز باید هم پاک باشند، یعنی آلوده به شرک، کفر، نفاق و رذایل نباشند، و هم تمیز باشند، یعنی از شک، شبهه، ناخالصی نیت و اختلاط با رذایل تهی باشند. رذایل اخلاقی بهمنزله نجاسات روحی معرفی میشوند و فضایل اخلاقی بهمثابه غذاهای سالم روح. سپس اصول بعدی مطرح میشود؛ از جمله اینکه خداوند برای غذای مادی، معده را قرار داده و برای غذای معنوی، روح را. هر یک از این دو ظرف، ظرفیت مخصوص به خود را دارند. همچنین خداوند ابتدا عالم ماده را مهیا میکند و سپس بدن و معده انسان را میآفریند؛ به همین قیاس، عالم غیب را آماده میسازد تا غذای روح انسان فراهم شود. کل عالم ماده در خدمت تغذیه جسم انسان و کل عالم غیب در خدمت تغذیه روح او قرار دارد. قاعده سلامت معده و سلامت روح بیان میشود: معده سالم غذای فاسد را نمیپذیرد و روح سالم نیز گناه، رذیلت و ادراک آلوده را جذب نمیکند. مسیر ورود غذا در بدن مسیر واحد و مشخصی است؛ در روح نیز مسیر جذب معرفت از حس و خیال تا عقل و قلب واحد و قانونمند است. همچنین آلودگی غذا ممکن است از بیرون باشد یا از درون؛ در امور مادی، یا خود غذا آلوده است یا بدن آلوده غذا را فاسد میکند؛ در امور معنوی نیز یا خود معارف آلودهاند یا روح آلوده، معارف پاک را دچار آلودگی میکند. در ادامه بر وجود معده واحد مادی و معده واحد معنوی (نفس ناطقه) تأکید میشود و وجود فضولات در فرآیند پرورش غذا و اینکه همانگونه که فضولات مادی باید دفع شوند، در امور معنوی نیز اندیشهها، ملکات و حالات زائد یا مضر باید دفع گردند و این دفع به اسماء جلالی الهی نسبت داده میشود. در پایان، اصل پروریده شدن غذا و ساختارشکنی تبیین میشود. برای شکلگیری شاکله جسمی، غذا باید پخته و ساختار قبلی آن شکسته شود؛ در امور معنوی نیز معارف و ملکات باید در نفس پرورش یابند و گاه ساختارهای پیشین شکسته شوند تا شاکله جدید روحی شکل گیرد. در نهایت، بدن و روح بهمنزله «حرم» معرفی میشوند و شرط ورود هر خوراکی به حریم بدن و روح، تطهیر و تنظیف آن است.
آغاز محتوا:
- اصل بیست وششم: لزوم پاک و تمیز بودن غذای ورودی به انسان
غذایی که وارد بدن انسان میشود، باید «تمیز» باشد و نیز باید «پاک» باشد. تمیز بودن غذا به معنای آلوده نبودن آن از جهت آلودگیهای مادی است، و پاک بودن غذا به معنای حلال بودن و عدم آلودگی به نجاست است. هر دو جنبه، یعنی هم پاک بودن و هم تمیز بودن غذا، در جسم و روح انسان تأثیر مستقیم دارند.
- تفاوت مفهومی «پاک بودن» و «تمیز بودن» غذا:
پاک بودن غذا بدین معناست که غذا نجس نباشد، حرام نباشد و از راه حرام نیز تهیه نشده باشد. بنابراین، پاک بودن هم شامل طهارت شرعی غذا از نجاست است و هم شامل حلال بودن آن از نظر شرعی. این پاک بودن، در حقیقت برای سلامت بدن انسان امری ضروری است. در کنار آن، تمیز بودن غذا نیز ضرورت دارد. تمیز بودن غذا ناظر به این است که غذا دارای آلودگی مادی نباشد، فاسد نباشد، شسته شده باشد و عاری از میکروب و آلودگیهای بهداشتی باشد. این دو مفهوم هرچند به یکدیگر نزدیکاند، اما یکسان نیستند و هر دو باید با هم رعایت شوند.
- تأثیر غذای تمیز بر ظاهر و چهره انسان:
غذاهایی که تمیز نیستند و دارای آلودگیهای مادیاند، بهتدریج چهره انسان را فقیر و فرسوده میکنند. یکی از عوامل زیبایی چهره برخی از انسانها، تمیز بودن غذای آنان است؛ یعنی رعایت اصول بهداشتی، مصرف غذای غیر فاسد، و پرهیز از خوراکهای آلوده. غذای سالم و تمیز، غذایی است که آلوده نباشد، میکروب در آن وجود نداشته باشد و پیش از مصرف شسته شده باشد. این ویژگیها تأثیر مستقیمی در زیبایی چهره انسان دارند. در مقابل، میتوان ناسالم بودن خوراک، شسته نشدن غذا و آلودگی آن را از ظاهر و سیمای انسان تشخیص داد.
- رابطه خوراک ناسالم با تغییر چهره و سیمای انسان:
یکی از دلایلی که چهره برخی افراد، بهویژه افرادی که به اعتیاد دچار میشوند، دچار تغییرات نامتناسب میگردد، آن است که خوراک آنها آلوده، ناسالم و غیر تمیز است. بهطور کلی، آنچه وارد بدن میشود، متناسب با همان کیفیت، از بدن نیز ظهور و بروز پیدا میکند. ورودیهای انسان، بهویژه خوراک، نقش اساسی در شکلگیری چهره و سیمای او دارند. در امور مادی، این قاعده حاکم است که نوع غذا، نوع چهره و وضعیت ظاهری انسان را شکل میدهد. بنابراین، غذا باید تمیز باشد؛ یعنی سالم، عاری از میکروب و شسته شده باشد، و در عین حال باید پاک باشد؛ یعنی نجس نباشد و از راه حرام به دست نیامده باشد.
- انعکاس پاکی و ناپاکی غذا در سیمای انسان:
غذایی که هم تمیز و هم پاک باشد، آثار خود را در چهره انسان نشان میدهد. چهره انسان بازتابدهنده غذای پاک و تمیز است. اگر غذا سالم و تمیز نباشد، این ناسالم بودن در چهره نمایان میشود. اگر غذا پاک نباشد، یعنی نجس یا حرام باشد، این ویژگی نیز در سیما و صورت انسان جلوه میکند. در حقیقت، چهار ویژگیِ غذا در ظاهر انسان نمایان میشود:
۱. سالم یا ناسالم بودن غذا،
۲. تمیز یا آلوده بودن غذا،
۳. پاک یا نجس بودن غذا،
۴. حلال یا حرام بودن غذا.
همه این ویژگیها در چهره و سیمای انسان قابل مشاهده است و نشان میدهد که غذای مصرفشده، دارای چه خصوصیاتی بوده است.
- غذا بهعنوان مبدأ شکلگیری اعضاء و قوا:
علت اهمیت این مسئله آن است که غذایی که وارد بدن انسان میشود، در نهایت تبدیل به چشم، گوش، قلب، مغز و سایر اعضاء و قوا میگردد. بنابراین، غذایی که قرار است چنین نقشی را ایفا کند، باید پاک و تمیز باشد؛ زیرا اثر آن بهطور مستقیم در چهره و ظاهر انسان و نیز در باطن و روح او منعکس میشود.
- تأثیر غذای پاک و تمیز بر روح انسان:
غذای پاک و تمیز، تنها بر جسم انسان اثر نمیگذارد، بلکه در روح انسان نیز مؤثر است. این بحث، بهطور مستقل، نیازمند توضیح و تفصیل است، اما بهطور اجمال میتوان گفت که هم حلال یا حرام بودن غذا و هم نجس یا پاک بودن غذا، در روح انسان اثر میگذارد. اگر انسان غذای نجس مصرف کند، این نجاست در روح او اثر خواهد گذاشت. اگر غذای حرام مصرف کند، این حرمت در روح او تأثیر میگذارد. در مقابل، هنگامی که انسان غذای پاک مصرف میکند، یعنی غذایی که نه نجس است و نه حرام، این پاکی اثر مثبتی در روح انسان بر جای میگذارد.
- تأثیر سلامت و نظافت غذا بر روح:
همچنین، اگر انسان غذای سالم مصرف کند، یعنی غذایی که آلوده به میکروب نباشد، این سلامت در روح او نیز اثرگذار است. اگر غذا تمیز باشد، یعنی شسته شده و عاری از آلودگیهایی مانند خاک و گرد و غبار باشد، این تمیزی نیز در روح انسان تأثیر میگذارد. بنابراین، تمیز بودن و پاک بودن غذا، هم در جسم و هم در روح انسان اثرگذاری کامل دارد.
- ضرورت تبیین تفصیلی آثار غذای پاک و تمیز:
مقصود آن است که غذایی که وارد بدن انسان میشود، حتماً باید پاک و تمیز باشد، زیرا هم در جسم و هم در روح انسان اثر میگذارد. البته این مسئله دارای جزئیات فراوانی است و نیازمند بحثی مستقل و تفصیلی است تا روشن شود که غذای پاک و تمیز چگونه بر جسم، چهره، روحانیت و معنویت انسان اثر میگذارد.
- پاک و تمیز بودن غذای روح و تشبیه آن به غذای جسم
غذای روح نیز، همانند غذای جسم، باید پاک و تمیز باشد. پاک بودن غذای روح به این معناست که ادراکات و معارف، آلوده به نجاسات باطنی مانند شرک، کفر و نفاق نباشند. همچنین تمیز بودن غذای روح بدین معناست که ادراکات، آلوده به شک، شبهه، تردید و ظنون نباشند، بلکه یقینی، شهودی و حضوری باشند. نیت انسان در عبادات، ادراکات و ملکات، اگر الهی باشد، در این صورت غذاهای روحی نیز هم پاک میشوند و هم تمیز. بنابراین، معارف نباید آلوده باشند و نباید همراه با ظلمتها و نجاسات باطنی وارد روح انسان شوند.
- معده؛ ظرف غذای مادی و روح؛ ظرف غذای معنوی:
خداوند متعال برای غذاهای مادی، معده را قرار داده است و برای غذاهای روحانی نیز، روح را آفریده و طراحی کرده است. معده، ظرف غذاهای مادی است و روح، ظرف غذاهای معنوی. هر ظرفی ظرفیتی دارد؛ معده ظرفیت غذاهای مادی را دارد و روح ظرفیت غذاهای معنوی را. انسان هم در ساحت مادی و هم در ساحت معنوی، دارای ظرف مشخص برای دریافت غذاست و هر یک از این ظروف، قوانین و ظرفیتهای خاص خود را دارند.
- تقدم آمادهسازی غذا بر خلق ظرف آن:
اصل بعدی این است که خداوند ابتدا غذا را آماده میکند و سپس ظرف آن را میآفریند. در عالم ماده، ابتدا عالم مادی انشاء میشود و سپس معده انسان آفریده میشود. خداوند در خلقت، از عالم غیب آغاز میکند؛ ترتیب آفرینش به این صورت است که عالم عقل، سپس عالم مثال و بعد عالم ماده خلق میشود، و در نهایت انسان پدید میآید. همچنین در وجود انسان، ابتدا جسم و سپس روح انشاء میشود. این ترتیب، ناشی از حکمت و ربوبیت الهی است. همانگونه که خداوند ابتدا عالم ماده را خلق میکند تا غذای جسم انسان مهیا باشد، ابتدا عالم غیب را نیز انشاء میکند تا غذای روح انسان فراهم شود.
- عالم ماده؛ بستر تغذیه جسم و عالم غیب؛ بستر تغذیه روح:
عوالم غیب، غذای روح انسان هستند و معارف، غذای اصلی روح انساناند. این شیوه از تدبیر، جلوهای از حکمت و ربوبیت حضرت حق است. خداوند کل عالم ماده را به تسخیر انسان درمیآورد تا غذای جسم او تأمین شود، و نیز کل عالم غیب را مهیا میکند تا غذای روح او فراهم گردد. در حقیقت، خداوند کل عالم را در خدمت انسان قرار داده است تا جسم و روح انسان شکل بگیرند و به نظامی واحد برسند. عالم ماده برای جسمانیت انسان آفریده شده است و عالم غیب برای روحانیت انسان. عالم ماده بدن انسان را نظاممند میکند و عالم غیب روح انسان را سامان میبخشد.
- سلامت ظرف؛ شرط پذیرش غذای سالم:
از سنتهای مهم الهی این است که معده سالم، غذای سالم را میپذیرد و غذای فاسد را جذب نمیکند، بلکه آن را دفع مینماید. بدن انسان چنین عملکردی دارد. روح انسان نیز دقیقاً همینگونه است. روح سالم، غذای آلوده را در حریم خود راه نمیدهد و گناه را نمیپذیرد. در مقابل، روح آلوده، غذای آلوده را جذب میکند؛ رذایل اخلاقی، ادراکات آلوده به شک و شبهه، و معارفی که آمیخته به شرک، کفر و نفاقاند، وارد چنین روحی میشوند. همانگونه که معده سالم غذای فاسد را پس میزند، روح سالم نیز از پذیرش آلودگیها امتناع میکند.
- مسیر واحد ورود غذا در جسم و روح:
ورود غذا به بدن انسان، دارای مسیری واحد و مشخص است. غذا از دهان وارد میشود، سپس به مری و بعد به معده میرسد. جذب غذا دارای مراحل و مراتب است و در نقاط مختلفی از این مسیر انجام میگیرد. این مسیر، مسیر هضم، جذب و تبدیل است و کاملاً تعریفشده و مشخص است. در مورد روح انسان نیز چنین است. هنگامی که ادراکات، ملکات و معارف وارد روح میشوند، مسیر مشخصی را طی میکنند. حس، خیال، عقل و قلب، مسیرهای روحانی برای جذب غذاهای معنوی هستند. این نیز همانند خوراک مادی، دارای نظام و قاعده مشخص است.
- منشأ آلودگی؛ درون یا بیرون:
آلودگی غذا، گاهی از بیرون منشأ میگیرد و گاهی از درون. ممکن است غذای واردشده از بیرون آلوده باشد، یا غذایی که ذاتاً سالم است، به دلیل وجود آلودگی و میکروب در درون بدن، آلوده گردد. این قاعده هم در خوراک مادی صادق است و هم در خوراک معنوی. در غذاهای معنوی نیز، گاه خود معارف آلودهاند؛ یعنی آلوده به شرک، کفر، نفاق، شک، تردید، ظلمت و عدم اخلاص. گاه نیز معارف، عبادات و ملکاتی که از بیرون وارد میشوند پاک هستند، اما هنگامی که به روح آلوده میرسند، به سبب آلودگیهای درونی روح، مبتلا به تیرگی و فساد میشوند.
- لزوم پاک بودن مسیر ورود غذا:
بنابراین، هم در خوراک مادی و هم در خوراک معنوی، مسیر ورود باید پاک باشد تا غذا را آلوده نکند. اصل مهم این است که مسیر نیز همانند خود غذا، نیازمند طهارت و نظافت است؛ زیرا اگر مسیر آلوده باشد، غذای سالم را نیز آلوده میکند.
- معده واحد مادی و معده واحد معنوی:
در بدن انسان، یک معده مادی وجود دارد که محل جمع، ذخیره و هضم غذاهای مادی است. در ساحت معنوی نیز، انسان دارای یک معده معنوی واحد است که همان نفس ناطقه یا روح انسان است. روح، خزانه ملکات، روحیات، معنویات، معارف و حتی امور غریبه است. این معده معنوی، محل تجمع خوراکهای معنوی است؛ همانگونه که معده مادی، محل خوراکهای مادی است. وحدت معده در هر دو ساحت، نکتهای اساسی در فهم نظام تغذیه جسم و روح به شمار میرود.
- دفع فضولات در تغذیه مادی و معنوی:
در فرآیند پرورش غذای مادی، همواره اضافاتی پدید میآیند که جزء فضولات محسوب میشوند و در هیچ مرحلهای اعم از جمادی، نباتی، حیوانی یا انسانی جذب بدن نمیشوند. این اضافات چون مضر هستند، باید دفع گردند. همین قاعده در تغذیه معنوی نیز صادق است. در پرورش معارف، ادراکات و ملکات، اموری پدید میآیند که زائد و غیرضروری برای روح انسان هستند و باید طرد و دفع شوند. اسمای جلالی الهی، چه در ساحت مادی و چه در ساحت معنوی، نقش دفع فضولات و سموم را ایفا میکنند؛ مانند دفع شرک، نفاق، کفر، ظلمتها و رذایل.
- پروراندن؛ مقدمه شاکلهسازی:
بدن انسان تا زمانی که غذای مادی به درستی پخته و پرورده نشود، نظام نمییابد و شاکله پیدا نمیکند. پروراندن غذا، مقدمه شکلگیری نظام بدن است. به همین قیاس، در امور معنوی نیز غذاهای روحانی باید در روح انسان، تحت ربوبیت نفس، پروریده شوند تا نفس، نظام و شاکله پیدا کند. پروراندن و پخته شدن غذا، چه در جسم و چه در روح، مقدمه شاکلهسازی و نظامبندی است. بدون این مرحله، نه بدن به سامان میرسد و نه روح به قوام لازم دست مییابد.
- ضرورت ساختارشکنی برای شکلگیری نظام جدید:
در خوردن غذاهای مادی، تا زمانی که ساختار اولیه غذا شکسته نشود، یعنی غذا تجزیه و ریز نشود، نظام جدیدی در بدن شکل نمیگیرد. چشم، گوش، قلب و مغز، تنها زمانی ساخته میشوند که ساختار اولیه خوراک شکسته شده باشد. در امور معنوی نیز همینگونه است. معارف باید از ساختار اولیه خود عبور کنند و به ساختاری واحد و منسجم در روح انسان برسند. این شاکله جدید، بدون نوعی ساختارشکنی درونی پدید نمیآید. شکستن نظم پیشین، مقدمه پیدایش نظام جدید روحی است.
- بدن و روح بهعنوان حرم؛ شرط ورود، طهارت و نظافت:
بدن انسان، حرم غذا است. هر غذایی که بخواهد وارد حریم بدن شود، باید هم تطهیر شده باشد و هم تنظیف شده باشد. روح انسان نیز حرم معارف و ملکات است. برای ورود به این حرم، معارف باید پاک و تمیز باشند. این قاعدهای عام است: هر جا حریمی وجود دارد، شرط ورود به آن، طهارت و نظافت است. همانگونه که خوراک مادی باید پاک و تمیز وارد بدن شود، خوراک معنوی نیز باید با همین شرایط وارد حریم روح گردد.