خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین «سرّ ایجاد» در آیه «اِنَّما اِذا اَرادَ شَیئاً اَن یَقولَ لَهُ کُن فَیکون» میپردازد. هدف اصلی، توضیح این است که ایجاد و انشاء عالم بر چه ساختاری استوار است و چرا این آیه «کد ایجاد» و «کلید تحقق موجودات» را بیان میکند.
نکته محوری آن است که ریشه و سرّ ایجاد، ادراک است؛ چه در مرتبه خالق و چه در مرتبه مخلوق. هیچ ایجاد و انشایی بدون ادراک اتفاق نمیافتد. ادراک اگر حضوری باشد، خودِ تحقق و ایجاد است. بنابراین «ادراک = ایجاد» یک قاعده فراگیر در هستی است.
قرآن چند «کد» را برای نظام هستی بیان کرده است:
– کد ایجاد: آیه «کُن فَیکون»
– کد تدبیر: آیات ربوبیت
– کد تسخیر: آیات مربوط به سَخَّرَ لَکُم
و همه این کدها مبتنی بر اسماء الهی و نحوه ادراک حق از اشیا هستند.
خداوند دو نوع ادراک دارد:
1. ادراک ذات از ذات (در مرتبه احدیت و واحدیت)
2. ادراک ذات از عالم (ادراک صورت علمیه اشیا)
ادراک خدا از ذات خود علت ایجاد عالم نیست؛ زیرا این ادراک ازلی است و اگر علت ایجاد بود، عالم نیز ازلی میشد.
آنچه علت ایجاد عالم است، ادراک صورت علمیۀ عالم در حضرت حق است؛ یعنی توجه حق به «عیان ثابته». اراده خدا به آن معلوم حضوری تعلق میگیرد و ایجاد عالم بهصورت «کُن فَیکون» محقق میشود.
در ادامه این قاعده به مخلوقاتِ مجرد مانند انسان و ملائکه نیز تعمیم میشود:
هر انشاء چه در خیال و چه در خارج به سه شرط نیاز دارد:
– دانستن (حضور معلوم)
– خواستن (اراده)
– توانستن (اقتدار)
اگر معلوم حضوری شد و توجه تام حاصل شد، انشاء صورت میگیرد؛ چه در حس مشترک، چه در خیال، چه در خارج.
او شرحی تفصیلی از سازوکار ادراک حسی، خیال، تمثل صور، و نحوه ایجاد درونی ارائه میکند: ادراک حسی نیازمند مقدمات مادی و حضور نفس در اعضای حسی است، اما ادراک خیالی نیازمند هیچ مقدمه مادی نیست و صرفاً توجه به صور مجرد موجود در حس مشترک است. در پایان، نتیجه آن است که:
– ایجاد در بیرون و درون، در خالق و مخلوق، همگی متوقف بر ادراکاند.
– ادراک حضوری نسبت به صورت علمیه، عین ایجاد است.
– آیه «کُن فَیکون» بیانگر همین قاعده کلّی است که «اراده و توجه حق به معلوم حضوری» موجب تحقق و فعلیت خارجی میشود.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
محتوا در باره آیه شریفه «إِنَّمَا إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» است. عنوان محتوا، «کُد، کلید و سرّ ایجاد بر اساس آیه کن فیکون» است. آیه بیان میکند که وقتی خداوند اراده میکند چیزی را بیافریند، همین که به آن شیء خطاب «ایجاد شو» میفرماید، تحقق مییابد و موجود میشود. پرسش اصلی این است که ایجاد در این آیه چگونه تبیین شده است؟
هدف این است که کلید ایجاد، کُد ایجاد و سرّ ایجاد عالم از این آیه فهمیده شود؛ یعنی ساختار و فرآیند انشاء و ایجاد روشن گردد. این آیه از مهمترین آیات در تبیین سرّ ایجاد عالم هستی است.
نکته قابل توجه آن است که در این آیه هیچ نامی از اسماء الهی ذکر نشده است و این خود نکتهای مهم است. خداوند بر اساس اراده ذاتی و اقتدار ذاتی خویش در صحنه انشاء و ایجاد عالم ظهور میکند؛ در این صحنه، اراده ذاتی، اقتدار ذاتی و توجه ذاتی خداوند حضور دارد.
- ادراک؛ سرّ توحید در ایجاد عالم:
سرّ توحیدی ایجاد عالم، ادراک است. ذات حق نسبت به خویش ادراک دارد و نسبت به عالم نیز ادراک دارد. هر ایجاد، مبتنی بر ادراک است؛ چه ایجاد از سوی خالق که مخلوقی را میآفریند، و چه ایجاد از سوی مخلوقی که مخلوق دیگری را پدید میآورد. ایجاد بدون ادراک معنا ندارد. بنابراین ابتدا باید ساختار وجودی ادراک شناخته شود و سپس نسبت و پیوند وجودی میان ادراک و انشاء روشن گردد. باید فهمید که چگونه ادراک به ایجاد منتهی میشود و چگونه ادراک، عین ایجاد است؛ چه در نشئه درونی و چه در نشئه بیرونی. وقتی ادراک، حضوری و در مرتبه حضور باشد، تحقق ایجاد میشود؛ بنابراین ادراک، عین ایجاد است؛ هم در مرتبه خیال چنین است و هم در مرتبه تحقق خارجی. تا ادراکی صورت نگیرد، ایجاد محقق نمیشود.
- آیات قرآن و بیان کُدهای ایجاد:
آیات قرآن کُدهای ایجاد را بیان کردهاند؛ مانند همین آیه که میفرماید: «إِنَّمَا إِذَا أَرَادَ شَیْئًا…» این آیه بیان میکند که اراده شیء، کُد ایجاد است. تا خداوند چیزی را ادراک نکند، انشایی واقع نمیشود؛ و تا مخلوق نیز چیزی را ادراک نکند، قدرت انشاء ندارد. قرآن همچنین کُدهای تدبیر و ربوبیت را بیان کرده است؛ ربوبیت و تدبیر نیز بر اساس ادراک شکل میگیرند. نیز کُد تسخیر را بیان کرده است؛ و میگوید تا روح انسان تنزیه نشود و مظهر اسماء سبحان و اسماء تنزیهی نگردد، نمیتواند اشیاء را تسخیر کند و آنها را در احاطه وجودی خود بگیرد. پس آیه به طور ضمنی بیان میکند که سرّ ایجاد، ادراک است؛ آن “اراده شیء”، توجه اجمالی به معلوم علمی است، هرچند قرآن به تفصیل فلسفی آن نمیپردازد؛ زیرا قرآن کتاب فلسفه یا عرفان نظری نیست، بلکه کتاب هدایت است که در دل آیات آن مبانی حکمی و عرفانی قابل استخراج است.
- دو نوع ادراک خداوند؛ ادراک ذات و ادراک عالم:
خداوند دو نوع ادراک دارد: 1. ادراک ذات خویش 2. ادراک عالم
ادراک ذات، خود دو مرحله دارد:
الف) ادراک اجمالی در مقام احدیت:
در این مقام، حق وحدت ذات خویش را ادراک میکند؛ یعنی یگانگی مطلق ذات را با نظر به خود ذات درک مینماید. این ادراک، ادراک حضوری اجمالی است؛ نظر به خود ذات است، نه به احوال ذات.
ب) ادراک تفصیلی در مقام واحدیت:
در این مرتبه، ذات به احوال ذاتی خود توجه میکند؛ یعنی اسماء الهی که احوال ذاتاند. این مرحله «علم و اعیان ثابته» است.
این دو مرحله از ادراک ذات، علت ایجاد عالم نیستند. اگر ادراک ذات خدا علت ایجاد بود، چون توجه خدا به ذاتش ازلی است، عالم نیز باید ازلی میبود؛ در حالی که چنین نیست. پس علت ایجاد عالم، ادراک صورت علمیه عالم است، نه ادراک ذات خدا توسط خدا.
- ادراک صورت علمیه عالم و پیوند آن با ایجاد:
برای اینکه عالم ایجاد شود، باید: عالم صورت علمی داشته باشد؛ این صورت علمی حضور حضوری نزد حق داشته باشد؛ معلوم علمی، در عیان ثابته معلوم حق باشد؛ ذات حق به این معلوم علمی توجه کند؛ اراده و اقتدار ذاتی حق به آن تعلق گیرد. اراده ذاتی خداوند به ذات خویش، علت ایجاد عالم نیست؛ بلکه اراده ذاتی خدا همراه با اقتدار ذاتی او به صورت علمیه عالم، علت ایجاد عالم است. توجه حق به ذات خویش، عین ادراک ذات خویش است؛ و توجه او به صورت علمیه عالم نیز عین ادراک عالم است. با ادراک صورت علمیه عالم، انشاء و ایجاد عالم تحقق مییابد. پس ادراک مساوی با انشاء است؛ این یک قاعده کلی در هستی است.
- قاعده کلی ایجاد برای خالق و مخلوق:
این قاعده نه تنها درباره خالق، بلکه درباره مخلوقاتی چون انسان و ملائکه نیز صادق است. اگر ادراک حضوری شود، یعنی معلوم به طور حضوری نزد عالم حاضر شود، با توجه به آن، انشاء صورت میگیرد. برای ایجاد یک شیء باید سه امر وجود داشته باشد:
1. حضور معلوم (دانستن)
2. توجه تام و متمرکز (خواستن و اراده)
3. اقتدار ذاتی بر ایجاد (توانستن)
با اجتماع «دانستن + توانستن + خواستن»، ایجاد و انشاء محقق میشود؛ چه درون و چه بیرون.
- نمونهبرداری از ادراک حسی برای فهم قاعده:
برای روشنتر شدن موضوع، ادراک حسی بررسی میشود. در ادراک حسی:
- توجه به معلوم خارجی است.
- اراده شناخت در ما فعال میشود.
- به مجرد توجه، صورت ادراکی درون ما انشاء میشود.
بنابراین، توجه به بیرون علت انشاء صورت درونی است. ادراک، شرط انشاء است؛ نه اینکه انشاء سبب ادراک باشد. به همین دلیل:
- ادراک حسی مبتنی بر مقدمات مادی است.
- ادراک خیالی بدون مقدمه مادی است و ارتباط با بیرون قطع میشود.
در ادراک حسی، صورتهای رنگ، صوت، بو، طعم و لمس در حس مشترک جمع میشوند.
در ادراک خیالی، با توجه دوباره به همین صورتهای موجود در حس مشترک، ایجاد مثالی در خیال تحقق مییابد.
این فرآیند، دو انشاء دارد:
1. انشاء صورت در حس مشترک
2. انشاء صورت در خیال
هر دو بر ادراک، اراده و توجه مبتنیاند.
این دو، دو مرتبه وجودی متفاوت دارند؛ پس دو ایجادند و هر دو توجه و اراده مستقل میطلبند. در حس مشترک، منبع ادراک، معلوم خارجی مادی است. در خیال، منبع ادراک، معلوم موجود در حس مشترک است. در ایجاد مثالی، روح به صورت مجرد محسوسات توجه میکند و نمونه آنچه در حس مشترک است را در خیال تمثل میدهد.
- ارتباط دو مرحلهای روح با ادراک حسی:
در ادراک حسی، که دشوارترین نوع ادراک برای نفس است، روح در یک مرحله ابتدا اعضای ادراکی مانند چشم، گوش، زبان، دماغ و پوست را به کار میگیرد، در آنها تصرف میکند و آنها را تسخیر میکند. البته این تسخیر، ارادی نیست؛ بلکه تکوینی است. روح در اعضای ادراکی حضور وجودی دارد و از طریق این حضور، زمینه ادراک فراهم میشود.
پس دو مرحله در ادراک حسی وجود دارد:
1. حضور نفس در اعضای ادراکی و تسخیر آنها
2. توجه به معلوم بیرونی از طریق قوای حسی مستقر در همین اعضا
در ادراک خیالی، چنین نیست؛ بلکه نفس به درون توجه میکند و توجه به صور ادراکی موجود در حس مشترک، عین ایجاد صورت مثالی در خیال است.
- انشای مثالی و تبدیل معنا به صورت:
نوع دیگری از انشاء در خیال این است که انسان یک معنای عقلانی را تبدیل به صورت مثالی میکند و آن را در عالم مثال شخصی انشاء مینماید. در همه این مراتب، اراده ذاتی نفس، اقتدار ذاتی نفس، توجه و ادراک شرط تحقق انشاء است. در توجه مثالی، تمرکز و توحد نیز شکل میگیرد.
- شرط ادراک در ایجاد خارجی:
در ایجاد خارجی نیز ادراک شرط است. اگر ایجاد خارجی از جانب حضرت حق باشد، تا صورت علمیه عالم را ادراک نکند، انشاء عالم واقع نمیشود.
عارف یا نبی نیز اگر بخواهد شیئی را در عالم خارج انشاء یا ابداع کند، بر اساس همین قاعده عمل میکند. او صورت شیء را ابتدا در خیال خود تصور و تمثل میدهد و بر آن متمرکز میشود. سپس با اراده انشاء و با توجه به همان صورت مثالی، آن را عینیت و فعلیت و خارجیت میبخشد. ایجاد در عالم، بر همین قاعده آیه «کُنْ فَیَکُون» است.