خلاصه محتوا:
این محتوا با تفسیر آیه ۱۸۲ سوره اعراف آغاز میشود که در آن خداوند از «سنت استدراج» سخن میگوید؛ سنتی الهی که بر اساس آن، کسانی که آیات الهی را تکذیب میکنند، بهتدریج و از راهی که خود متوجه آن نیستند، به سوی هلاکت و عقوبت سوق داده میشوند. نظام عالم بر پایه سنتهای الهی اداره میشود و این سنتها جلوههای اسماء جمالی و جلالی حضرت حقاند؛ بخشی در قالب لطف و رحمت و بخشی در قالب قهر و عقوبت.
سنت استدراج از سنن جلالی الهی است و در دل خود «امهال» و «املا» را نیز دارد. خداوند به انسان فرصت و مهلت میدهد تا توبه کند، استغفار نماید و ناسپاسی خود را جبران کند؛ اما اگر از این فرصت استفاده نشود، همین مهلت و وفور نعمت به ابزار عذاب تدریجی تبدیل میشود. استدراج به این معناست که انسان بهسبب ناسپاسی، با هر نعمتی که دریافت میکند، نهتنها شاکرتر نمیشود بلکه دچار غرور، غفلت و احساس استحقاق میگردد و همین امر او را قدمبهقدم به نابودی نزدیک میسازد.
انسان بهطور طبیعی حریص بر دنیا آفریده شده و هر قدر از نعمتهای مادی، مقام، قدرت، علم، زیبایی، فصاحت یا توان روحی برخوردار شود، اگر مراقبت و شکر نداشته باشد، دچار غفلت و کفران میگردد. بسیاری از نعمتها میتوانند به بلا تبدیل شوند؛ زیرا همان نعمتی که باید انسان را به شکر و عبودیت برساند، در صورت ناسپاسی منشأ سقوط او میشود.
سنت استدراج با سنت «امهال» تفاوت دارد. امهال، مهلت دادن برای بازگشت و هدایت است و نشانه رحمت الهی محسوب میشود؛ اما استدراج، تنبیه تدریجی برای کسانی است که بر گناه و تکذیب اصرار دارند. در این حالت، وفور نعمت نه نشانه محبت، بلکه نشانه مکر الهی و عذاب در پوشش نعمت است. هر کثرت نعمتی لزوماً رحمت نیست و نعمتها همواره با حکمت، عدالت و اندازهگذاری الهی اعطا میشوند.
در پایان، این نکته بیان میشود که زمینه تحقق سنتهای الهی، خود انسان است؛ ایمان و عمل صالح موجب ظهور سنت توفیق الهی میشود و ناسپاسی، غرور و غفلت زمینهساز تحقق سنت استدراج است. وظیفه انسان در برابر نعمتها، بهکارگیری همزمان عقل و شکر، استغفار، صدقه و هوشیاری در برابر نعمتهایی است که ممکن است به دام غفلت و سقوط تبدیل شوند.
آغاز محتوا:
- تبیین آیه استدراج و جایگاه آن در سنن الهی:
خداوند متعال در آیه ۱۸۲ سوره اعراف میفرماید: «وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ». مفاد آیه این است که کسانی که آیات الهی را تکذیب میکنند، بهزودی گرفتار سنت استدراج میشوند؛ از راهی که هرگز تصور نمیکنند و به ذهنشان خطور نمیدهد.
- ماهیت سنتهای الهی و نسبت آنان با اسماء جمال و جلال:
سنتهای الهی در عالم، جاری و ساری هستند و برنامه تدبیر و مدیریت عالم را تشکیل میدهند. ربوبیت الهی در عالم، از مسیر همین سنتها تحقق پیدا میکند. تمام سنتهای الهی یا جمالیاند یا جلالی؛ یعنی یا لطفی هستند یا قهری. اراده، مشیت و برنامه الهی از طریق این سنتها در عالم ظهور پیدا میکند. سنتها متعددند و آیات قرآن کریم به آنها اشاره دارند. یکی از این سنتها، سنت استدراج است که گاهی با عنوان سنت امهال یا املا نیز شناخته میشود، هرچند این مفاهیم با یکدیگر تفاوتهایی دارند.
- ویژگی طبیعت انسان و زمینههای تحقق استدراج:
انسان در عالم ماده به هیچ حدی از دنیا قانع نمیشود. هر اندازه از دنیا به او داده شود، اشباع نمیگردد و سیراب نمیشود. گویی انسان دارای هزاران دهان برای بلعیدن نعمتهای دنیاست؛ چه نعمتهای مادی و چه مقام، جایگاه و شئون دنیوی. انسان بهطور طبیعی حریص آفریده شده و دنیا را با همه مظاهر و شئونش میطلبد و هرگز سیر نمیشود. آیات قرآن کریم نیز به این ویژگی طبیعی انسان اشاره دارند؛ انسان حریص، جزوع و منوع آفریده شده است. این آیات ناظر به جنبه طبیعی و مادی انسان هستند.
- دو ساحت وجودی انسان: میل به دنیا و گرایش به آخرت:
در عین حال، انسان علاوه بر میل به دنیا، دارای شأن ملکوتی نیز هست. گرایش به آخرت و محبت به عالم ملکوت در ذات او وجود دارد. با این حال، وقتی انسان از جنبه طبیعی عمل میکند، دچار کفران نعمت میشود و ناسپاسی میورزد. انسان نسبت به نعمتهای الهی وفادار نیست، در حالی که خداوند وفادارترین موجود به عهد خویش است. وفا از اسماء الهی است و ربوبیت، جود، عطا، رحمت، انس و رفاقت الهی همه جلوههای همین وفاداری هستند.
- ناسپاسی انسان در برابر تداوم نعمتها:
خداوند پیوسته نعمتهای خود را به انسان میرساند، اما انسان ناسپاسی میکند. تداوم نعمتها غالباً ناسپاسی و کفران را در پی دارد. استمرار هر نعمتی برای انسان، زمینه غفلت و کفران را فراهم میکند. گاهی خداوند نعمتی را از انسان میگیرد تا او را متوجه اصل نعمت کند. تداوم عطای نعمت، اگر با شکر همراه نباشد، موجب غفلت انسان میشود.
- تعریف استدراج و نسبت آن با نابودی تدریجی انسان:
انسان به سبب ناسپاسی و غفلت از نعمتهای الهی، بهتدریج به سمت نابودی حرکت میکند. استدراج یعنی خداوند انسان را مرحله به مرحله به سوی هلاکت سوق میدهد؛ زیرا هرچه نعمت بیشتری به او عطا میشود، به جای شکرگزاری، ناسپاستر میگردد و خود را مستحق نعمت میپندارد. انسان کثرت نعمت را نشانه کمال خود و حق طبیعی خویش میبیند و این یکی از بزرگترین آفات روح انسان است.
- استدراج بهعنوان سنتی جلالی و عذاب در پوشش نعمت:
سنت استدراج، از اسماء جلالی الهی است. اسماء جلال و جمال در قالب سنتهای قهری و لطفی ظهور میکنند. گاهی عذاب الهی در پوشش نعمتهای مادی جلوه مینماید و نمونه روشن آن، سنت استدراج است. کثرت نعمت در این سنت، نشانه رحمت الهی نیست، بلکه حکایت از عذاب الهی دارد که در لباس نعمت ظاهر شده است.
- واکنش صحیح مؤمن در برابر نعمت و بلا:
انسانها در برابر بلاها باید به استغفار و صدقه متوسل شوند. هر نعمتی، در عین حال بلا نیز به شمار میآید. هرچه نعمت بیشتر باشد، مسئولیت و ابتلا نیز سنگینتر است. قدرت بیان، زیبایی چهره، توان بدنی، قدرت روحی، علم، حافظه، ثروت و احساسات و عواطف، همگی نعمتهای الهی هستند؛ اما انسان ممکن است به آنها مغرور شود و دچار ناسپاسی گردد یا این نعمتها را به خود نسبت دهد و منشأ الهی آنها را انکار کند.
- علت تحقق سنتها و نقش انتخاب انسان:
هر سنت الهی برای تحقق خود نیازمند زمینه است و این زمینه، خود انسان است. انتخابها، خلقیات، ملکات و حالات روحی انسان زمینه ظهور سنتها را فراهم میکند. ایمان و عمل صالح موجب تحقق سنت توفیق الهی میشود و ناسپاسی و کفران نعمت، زمینهساز تحقق سنت استدراج است. هر نعمتی میتواند به بلا تبدیل شود؛ زیرا همان نعمت، ابزار ناسپاسی میشود.
- تبیین نسبت سنت امهال و سنت استدراج:
سنت استدراج همراه با مهلت دادن برای توبه است. خداوند به انسان فرصت میدهد تا بازگردد، استغفار کند و جبران نماید؛ اما اگر این فرصتها نادیده گرفته شود، نعمتها افزایش مییابد و همین افزایش، دام استدراج را کاملتر میکند. تفاوت سنت امهال و استدراج در هدف آنهاست: امهال برای بازگشت و هدایت است، اما استدراج برای تنبیه تدریجی کسانی است که بر گناه اصرار دارند.
- استدراج بهعنوان جلوهای از مکر الهی:
سنت استدراج یکی از مصادیق مکر الهی است؛ «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ». در این سنت، مکر الهی به صورت مهلت دادن و وفور نعمت ظاهر میشود. مهلت نخست برای توبه است و اگر از آن استفاده نشود، مهلتهای بعدی به صورت مکر الهی و برای گرفتار کردن انسان در دام نعمتها تحقق مییابد.
- نسبت رحمت، حکمت و عدالت در اعطای نعمتها:
اصل اعطای نعمت، از سر رحمت الهی است؛ اما مقدار، نوع، زمان و مسیر نعمتها بر اساس حکمت و عدالت الهی تعیین میشود. خداوند با حکمت خود، اندازه نعمتها، زمان نزول آنها و مسیر وصولشان را مشخص میکند. انسان در برابر نعمتها باید هم عاقل باشد و هم شاکر، و این دو را بهصورت توأمان بهکار گیرد و از رحمت و حکمت الهی غافل نماند.