آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

سلطنت قوّه غضبیه

خلاصه محتوا:

در این محتوا به تبیین جایگاه «قوّه غضبیه» در منظومه نفس انسانی و حیوانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که غضب چگونه یکی از دلایل تجرد نفس ناطقه است. نخست بیان می‌شود که قوه غضبیه و قوه شهویه از قوای نفس مجرّد انسان‌اند، اما در حیوانات بر انسان غلبه دارند. در نظام نفس، هر مرتبه‌ای سلطانِ مراتبِ زیرین است: در انسان «عقل»، در حیوان «خیال» و در نبات «قوه مصوّره» سلطنت دارد.

قوه غضبیه ابزار دفاع از بدن است و شدت آن منشأ درندگی جانوران است. شکل جسمانی حیوانات چهره، اسکلت، چابکی و اندام‌ها متناسب با شاکله روحی و ملکات غضبی و شهوی آن‌ها ساخته می‌شود. بدین ترتیب، ظاهر و باطن با یکدیگر تناظر دارند. همین قاعده در انسان نیز صادق است.

خیال بیشترین ارتباط را با غضب و شهوت دارد و چون مظهر اسم «مصور» است، صورتگری می‌کند؛ غضب مظهر اسم‌های جلالی و قهر الهی است، شهوت مظهر اسم‌های جمالی. هنگامی که غضب فعال می‌شود، تمام قوای بدن از باصره و سامعه تا ناطقه و حتی خیال و عقل در تسخیر آن قرار می‌گیرند. ازاین‌رو شدت غضب با کاهش ادراک هم‌سنخ است؛ این امر هم در انسان و هم در حیوان صادق است.

سلطنت عقل، خیال و قلب سه نوع ادراک متفاوت ایجاد می‌کند: ادراک عقلی، ادراک خیالی و ادراک شهودی. کنش‌هایی مانند فحاشی و زبان تند نمونه‌ای از تسخیر قوه ناطقه تحت سلطه غضب‌اند. همچنین قوای حسی نسبت به غضب قرب و بُعد دارند؛ باصره نزدیک‌ترین، لامسه و ذائقه دورترین‌اند.

غضب در بدن حرارت و خشکی ایجاد می‌کند، همان‌گونه که شهوت حرارت و رطوبت ایجاد می‌کند. همین امر سبب می‌شود که در هنگام خشم نوشیدن آب توصیه شود. حکمت خلق قوه غضبیه آن است که ابزار دفاعی مخلوقات باشد.

نکته اصلی بحث این است که ظهور غضب در بدن، یکی از ادله تجرد نفس ناطقه است؛ زیرا غضب نیرویی فرامادی است که بر تمام بدن محیط شده و آن را به تصرف خود درمی‌آورد، در حالی‌که جسم نمی‌تواند چنین تسلطی بر خود اعمال کند. پس منشأ غضب حقیقتی مجرد است.

در ادامه به سنخیت عناصر اربعه و قوای ادراکی اشاره می‌کند: آتش شبیه قوه غضبیه، آب شبیه شهویه، هوا شبیه سامعه و خاک شبیه لامسه. قوه مصوره نیز هم صورت‌گری نطفه را در ابتدای خلقت بر عهده دارد و هم صورت‌گری معانی غضب و شهوت را در خیال انسان. در پایان بیان می‌شود که هر جلب منفعت، شهوت نامیده می‌شود و هر دفع ضرر، غضب. و این دو اساس تحریکات خیال و سلطنت آن در نفس‌اند.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

درباره سلطنت قوّه غضبیه و نسبت این قوّه با سایر قوای نفس است و همچنین این‌که چگونه غضب در انسان دلیلی بر تجرد نفس ناطقه محسوب می‌شود.

  • تعریف قوه غضبیه و جایگاه آن در مراتب نفس:

یکی از قوای نفس ناطقه و از قوای نفس مجرد انسان، قوّه غضبیه است که همان منشأ خشم و غضب است. این قوّه و قوّه شهویه در حیوانات غالب‌اند، و حیوان در این دو قوّه از انسان نیرومندتر است. در انسان، عقل سلطان قوای انسانی است؛ در حیوان خیال سلطان قوای حیوانی است؛ و در نباتات قوه مصوّره سلطان قوای نباتی است. نفس نباتی، حیوانی و انسانی هر یک سلطنتی دارند که قوای دیگر را تحت تسخیر خود قرار می‌دهند.

  • ارتباط قوّه خیال با قوای ظاهری و باطنی:

قوّه خیال با همه قوای ظاهری و باطنی پیوند دارد و همه آن قوا را به خود مرتبط می‌سازد. دفاع از بدن به کمک قوه غضبیه انجام می‌شود و این قوّه برای حفاظت از حریم بدن ضروری است.

  • جایگاه غضب و شهوت در حیوانیت:

حیوانیت حیوان با قوّه غضبیه و قوّه شهویه ظهور می‌کند. شدت درندگی حیوانات به قوّه غضبیه آن‌ها مربوط است، نه به هیئت ظاهری بدن. هرچه این قوّه شدیدتر باشد، درندگی بیشتر است. قوه غضبیه موجب ایجاد خوف در طرف مقابل می‌شود و بدن حیوان را متناسب با قوّه غضبیه شکل می‌دهد.

  • تناسب میان ظاهر و باطن در انسان و حیوان:

شکل و چهره حیوان متناسب با شاکله روحی اوست. چهره حیواناتِ اهلی به‌سبب ضعف غضب، آرام و جذاب است، اما چهره وحوش به‌سبب قوت غضب، نشان‌دهنده کامل آن است. این تناسب میان شکل و شاکله در انسان نیز برقرار است و قاعده‌ای کلی در عالم محسوب می‌شود.

  • قوّه مصوّره و صورت‌گری بدن حیوان:

قوه مصوّره حیوانی یا خیال حیوان، اندام او را متناسب با ملکاتش می‌سازد. حیوانی که دارای غضب شدید است، اندامی قوی، چابک، تیز و عضلانی دارد تا غضب خود را بهتر نشان دهد. ارتباط قوّه خیال با قوه غضبیه از همه قوا بیشتر است.

  • قوای انسانی و نسبت آن‌ها با اسماء الهی:

قوّه غضبیه مظهر اسماء جلالی الهی چون قهّار است. سایر قوا نیز مظهر اسماء خاص الهی‌اند: باصره مظهر بصیر، سامعه مظهر سمیع، عاقله مظهر علیم و خیال مظهر مصوّر. قوّه شهویه نیز مظهر جمال الهی است.

  • تسلط قوه غضبیه بر بدن هنگام خشم:

وقتی قوّه غضبیه فعال می‌شود، تمام بدن تحت تسخیر آن قرار می‌گیرد: دست، پا، چشم، گوش و حتی قوه ناطقه، خیال و عقل در خدمت غضب درمی‌آیند. بیان انسان نیز تند، نافذ یا تحکم‌آمیز می‌شود. قوه غضبیه از قوای محرّکه است نه از قوای ادراکی. هر موجودی که غضب شدید دارد، ادراک کمتر دارد؛ این امر هم در انسان و هم در حیوان صادق است.

  • رابطه سلطنت عقل، خیال و قلب:

اگر خیال بر انسان حاکم شود، همه ادراکات خیالی می‌شود؛ اگر عقل سلطان شود، دیدن و شنیدن و سخن‌گفتن عقلی می‌شود؛ و اگر قلب حاکم باشد، همه ادراکات حضوری و شهودی می‌گردد. این قاعده، معیار شناخت انسان‌هاست.

  • نمودهای زبانی غضب:

فحاشی و تحکم زبانی نمونه تسلط ناطقه تحت قوّه غضبیه است. قوّه باصره نسبت به غضب نزدیک‌تر از سامعه است.

  • سحر و نسبت آن با خیال و غضب:

تمام اقسام سحر به کارگیری دو قوّه خیال و غضبیه است.

  • تأثیر غضب و شهوت بر مزاج:

غضب مزاج گرم و خشک، و شهوت مزاج گرم و تر پدید می‌آورد. حرارت حاصل از غضب سبب شده که نوشیدن آب برای آرام‌کردن آن توصیه گردد.

  • حکمت الهی در خلق قوّه غضبیه:

قوه غضبیه جلوه‌ای از ربوبیت و حکمت الهی است؛ این قوّه ابزار دفاعی مخلوقات است.

  • غضب به عنوان دلیل تجرد نفس ناطقه:

ظهور غضب در بدن از ادله تجرد نفس است، زیرا بدن به‌خودی‌خود توان ایجاد و تسلط غضب را ندارد. نیرویی غیرمادی از کانونی مجرّد در بدن ظهور می‌کند و همه اندام‌ها را تحت تصرف می‌گیرد. این محیطیّت و تسلط بر بدن، نشانه حضور موجودی مجرد یعنی نفس ناطقه است.

  • سنخیت عناصر اربعه با قوای انسانی:

آتش شبیه قوّه غضبیه است (حرارت و خشکی)، آب شبیه قوه شهویه (رطوبت و خنکی)، هوا شبیه سامعه و خاک شبیه لامسه است.

  • فعلیت قوه مصوّره در صورت‌گری نطفه و تخیّل:

قوّه مصوّره هم در آغاز خلقت، صورت نطفه را شکل می‌دهد و هم هنگامی که قوّت یابد، صور خیالی معانی غضب و شهوت را می‌سازد.

  • تأثیر ملکات غضب و شهوت بر چهره انسان:

غضب و شهوت دو ملکه روحی‌اند و خیال می‌تواند چهره را متناسب با این ملکات بسازد و ظهور دهد. ماده چهره نمی‌تواند تمامیت غضب را نشان دهد؛ اما قوه غضبیه مزاج را تغییر می‌دهد.

  • نسبت قوای حسی با قوّه غضبیه:

قوه غضبیه در بدن ظهوری مشابه ظهور قوای حسی دارد و با باصره و ناطقه نزدیک‌تر از لامسه و سامعه است. تجرد خیال بالاتر از غضبیه است و نفس در ساحت‌های متعدد تجلیات مختلف دارد.

  • اساس سلطنت خیال:

سلطنت خیال معمولاً از دو راه است: تحریک غضب یا تحریک شهوت. هر جلب منفعت شهوت است و هر دفع ضرر غضب.