خلاصه محتوا:
محور محتوا، تبیین «سرّ قاعده اِکثار» یا راز تکرار و تکثّر در اعمال، ادراکات و به ویژه اذکار و عبادات است. که روح انسان به دلیل تجرد و لطافت ذاتی، از هر آنچه با آن مواجه میشود اثر میپذیرد و این اثرپذیری از مسیر ادراکات مختلف انسانی اعم از حسی، خیالی، عقلی، حضوری و شهودی تحقق مییابد. انسان در فرآیند ادراک، با معلوم متحد میشود و تکرار این ادراکها، بهتدریج ملکههایی پایدار در روح ایجاد میکند. تکرار ادراکات حسی مانند دیدن و شنیدن، یا افعال طبیعی مانند راه رفتن، سخن گفتن، خوردن و خوابیدن، موجب انس روح با آن فعل یا معلوم میشود. این انس، به وحدت و یگانگی میان روح و آن فعل یا وصف میانجامد. در نتیجه، هر عملی که تکرار شود، ابتدا «وصف» و سپس «مقام» روحی ایجاد میکند و آن عمل به صورت ملکهای پایدار در روح تثبیت میشود. پس از رسیدن به مقام، انجام آن عمل برای انسان آسان و بیزحمت خواهد شد. عبادات و اذکار نیز دقیقاً از همین قاعده تبعیت میکنند. تکرار عبادت، انس با معبود و تکرار ذکر، انس با حق تعالی را به همراه دارد. بر همین اساس، شریعت الهی عبادات را بهصورت مکرر و متنوع تشریع کرده است تا از طریق اِکثار، ملکات روحانی و مقامات ملکوتی در انسان ایجاد شود. تمامی مستحبات و برنامههای عبادی دین، در واقع سازوکاری برای تثبیت حالتهای روحانی و شکلگیری ابدیت انسان هستند. در بخش دیگری از بحث، نقش اِکثار در حوزه علم و معرفت تبیین میشود. تکرار تفکر و اندیشه علمی، موجب پیدایش «حدس» میشود که نوعی انتقال دفعی و شهودی در فهم معارف است. همانگونه که اِکثار در مسائل علمی موجب حدس میشود، اِکثار در مسائل عملی و عبادی موجب «جذبه» و کشش روحانی میگردد. سکوت، ذکر خاص مانند آیتالکرسی، و استمرار در اعمال عبادی نیز هرکدام میتوانند به مقام روحی خاصی منتهی شوند. در نهایت، قاعده اِکثار بهعنوان یک اصل کلی در تمام ساحتهای وجود آدمی از ادراکات حسی و عقلی تا عبادات و سلوک معنوی معرفی میشود که نقش بنیادین در شکلگیری شخصیت، ملکات، مقامات و سرنوشت ابدی انسان ایفا میکند.
آغاز محتوا:
- اثرپذیری روح انسان و نقش ادراکات مختلف :
روح انسان، به سبب تجرد و لطافت ذاتی، از هر چیزی که با آن مواجه میشود اثر میپذیرد. این اثرپذیری از مسیر ادراکات انسان تحقق مییابد؛ خواه ادراکات حسی باشد، خواه خیالی، عقلی، حضوری یا شهودی. انسان در فرآیند ادراک، با مدرَک خود متحد میشود و این اتحاد منشأ تأثیرپذیری روح است. تکرار هر یک از ادراکات حسی، به پیدایش ملکات خاصی در روح میانجامد. تکرار دیدن، موجب انس روح با صورتها و اشکال میشود و این انس به صورت یک ملکه در روح تثبیت میگردد. تکرار شنیدن نیز انسان را با صداها مأنوس میسازد و ملکاتی متناسب با آن در روح ایجاد میکند. سایر ادراکات حسی نیز همین قاعده را دنبال میکنند.
- تکرار افعال طبیعی و شکلگیری انس روحی:
روح انسان با تکرار هر فعل طبیعی، اعم از راه رفتن، نشستن، خوابیدن، غذا خوردن یا افعال ادراکی مانند دیدن و شنیدن، با حقیقت آن فعل انس میگیرد. این انس، پیوندی پایدار میان روح و آن فعل یا معلوم ایجاد میکند. به همین سبب، تکرار افعال طبیعی و ادراکی باعث میشود روح با محسوسات، مخیلات و معقولات مرتبط گردد و نوعی یگانگی میان روح و آنها پدید آید.
- انس، وحدت و پیدایش وصف و مقام:
انس حاصل از تکرار، برای انسان وحدت و توحد ایجاد میکند. هنگامی که فعلی خواه طبیعی و خواه ادراکی تکرار میشود، وصفی در روح انسان شکل میگیرد. این وصف، در اثر استمرار، به مقام تبدیل میشود و به صورت ملکهای پایدار در روح قرار میگیرد. تکرار دیدن، وصف خاصی در روح ایجاد میکند؛ تکرار شنیدن، وصفی دیگر؛ و تکرار سخن گفتن نیز وصفی خاص پدید میآورد. این اوصاف، به تدریج مقام روح میشوند و روح با آن مقام یگانه میگردد.
- تشریع احکام الهی برای ایجاد ملکات روحی:
خداوند متعال، احکام و عبادات را بهمنظور ایجاد ملکات روحی در انسان تشریع فرموده است. تکرار عبادات و نظم در انجام آنها، برنامهای الهی برای تربیت روح انسان است. با تکرار عبادات، روح جهت پیدا میکند و به سوی عالم معنا و ملکوت حرکت مینماید. این تکرار، همان سرّ کثرت و تکثیر در شریعت است که نقش اساسی در شکلگیری شخصیت معنوی انسان دارد.
- سهولت عمل در سایه مقام شدن:
هر فعلی که به واسطه تکرار به مقام تبدیل شود، انجام آن برای انسان آسان میگردد. زمانی که چیزی مقام انسان شد، دیگر انجام آن دشواری ندارد. سکوت چشم به ندیدن، سکوت گوش به نشنیدن، سکوت زبان به سخن نگفتن و سکوت دهان به نخوردن، همگی نمونههایی از اعمالی هستند که با تکرار، به مقام روحی تبدیل میشوند. این سکوتها و امساکها، ملکات خاصی در روح ایجاد میکنند.
- نقش اِکثار در عبادات و مستحبات:
شریعت الهی با تکرار عبادات، ملکات و مقامات معنوی را در انسان ایجاد میکند. تمام مستحبات، بر اساس قاعده اِکثار تشریع شدهاند تا مقامات روحانی و ملکوتی پایدار در روح انسان شکل بگیرد. استمرار در عبادت همراه با معرفت، حضور قلب، اخلاص و توجه، موجب ایجاد مقامات غیبی و روحانی میشود که با ابدیت انسان پیوند میخورند.
- اِکثار در امور علمی و پیدایش حدس:
قاعده اِکثار تنها منحصر به عبادات نیست، بلکه در مسائل علمی نیز نقش بنیادین دارد. کسی که بهطور مستمر در حال تفکر و تعقل است، به تدریج به «حدس» میرسد. حدس، نوعی جهش علمی و انتقال دفعی است که بدون طی صغرا و کبرا حاصل میشود. این امر نتیجه تثبیت اصول و قواعد کلی در روح انسان است که بر اثر تکرار اندیشه و تمرین علمی پدید میآید.
- اِکثار در عمل و تحقق جذبه روحانی:
همانگونه که اِکثار در علم موجب حدس میشود، اِکثار در عمل و عبادت نیز موجب پیدایش جذبه روحانی میگردد. تکرار عبادت، کششی معنوی در روح ایجاد میکند که انسان را به سوی حق میکشاند. در این مسیر، سلوک تدریجی ممکن است به واسطه جذبه، به سیر دفعی تبدیل شود.
- جایگاه ذکر و آیتالکرسی در قاعده اِکثار:
ذکر، یک حقیقت سلوکی است و تکرار آن، آثار خاص خود را دارد. آیتالکرسی، ذکری است که تکرار آن میتواند سیر برزخی و شهودی برای انسان ایجاد کند. استمرار در این ذکر، زمینه رؤیت انبیای الهی و اهلبیت علیهمالسلام را فراهم میسازد، زیرا ارواح ایشان مظهر اسماء و صفات الهی، بهویژه اسم نور، هستند و حقیقت کرسی با روح آنان پیوند دارد. انسان با تکرار آیتالکرسی، میتواند این ذکر را به ملکه روحی خویش تبدیل کند و آن را ذخیره و سرمایه معنوی خود قرار دهد.