آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

راز ولایت حضرت ابوالفضل

خلاصه محتوا:

این محتوا درباره تبیین «راز ولایت حضرت ابوالفضل العباس (ع)» است. مراتب ولایت اولیای الهی یکسان نیست و این مراتب در قالب القاب آنها آشکار می‌شود؛ القابی مانند «باب‌الحوائج»، «نافذالبصیره»، «ثابت‌قدم» و «استوار» نشانه مقامات معنوی حضرت عباس هستند.

اولیای الهی با یکدیگر اتصال وجودی دارند و این اتصال مبتنی بر افق روحی مشترک است. حضرت عباس (ع) از اولیایی است که به همه اولیای الهی اتصال دارد. همچنین درجات ولایت تابع درجات عصمت است؛ هر مرتبه‌ای از عصمت، مرتبه‌ای از ولایت ایجاد می‌کند و کسی که فاقد عصمت باشد، هیچ درجه‌ای از ولایت ندارد. بنابراین اولیا به اندازه مرتبه عصمت خود صاحب ولایت‌اند.

ولایت، در حقیقت مرتبه ظهور اسماء الهی در وجود ولی است. هر ولی همه مراتب ولایت خویش را آشکار نمی‌کند؛ برخی مأمور به کتمان‌اند و برخی مأمور به اظهار. حضرت عباس از اولیایی است که به اظهار ولایت مأمور بوده و این اظهار در قالب کرامات و اعجازها جلوه یافته است. هر سطحی از ولایت «افقی معنوی» بر روح انسان می‌گشاید و ادراک حقایق غیب تنها با توجه و نظر کردن به حقیقت معصوم ممکن می‌شود.

روایات متعددی درباره مقامات حضرت عباس بیان شده است. امام صادق (ع) او را «عبد صالح» معرفی می‌کند. امام حسین (ع) خطاب «ارکب بنفسی یا اخی» بیان می‌کند که حضرت عباس ولی‌الله است و اشتراک روحی میان آن دو، مفهوم فداشدن را معنا می‌بخشد. امام سجاد (ع) نیز می‌فرماید همه شهیدان در قیامت به مقام عباس غبطه می‌خورند.

از مهم‌ترین القاب آن حضرت «نافذالبصیره» و «باب‌الحوائج» است که به تعبیری دو «کد کلیدی» برای شناخت تمام مقامات معنوی حضرت‌اند. «نافذالبصیره بودن» ریشه و اصل است و «باب‌الحوائج بودن» ذیل آن قرار می‌گیرد. تمام فضائل اخلاقی و معنوی حضرت، مانند ایثار، صبر، تواضع، خدمت و مجاهدت، از همین دو ریشه سرچشمه می‌گیرد.

این مقامات مبتنی بر ظهور اسماء الهی در قلب ولی است؛ اسماء الهی در وجود اولیا به صورت «احوال روحی» ظهور می‌کنند. دو عامل مهم در پیدایش چنین مقامات باطنی عبارتند از: 

۱)لقمه حلال به عنوان اصلی‌ترین مقدمه ایجاد مقامات معنوی 

۲) عبادت و به ‌ویژه نماز به عنوان کامل‌ترین شکل عبادت

در پایان توضیح داده می شود که مأموریت‌های الهی اولیا دارای مراتب ظاهری و باطنی است و بخش باطنی مأموریت‌ها در اختیار اولیای الهی قرار می‌گیرد.

آغاز محتوا:

  • درباره حضرت ابوالفضل العباس (ع):

در رابطه با عباس بن علی، حضرت ابوالفضل (ع) است.

  • مراتب متفاوت ولایت اولیای الهی: 

سطوح ولایت اولیای الهی یکسان نیست، بلکه دارای مراتب و درجات گوناگون است. این سطوح ولایت در قالب القاب اولیا بیان می‌شود. درباره حضرت عباس (ع) نیز القابی مانند «باب‌الحوائج»، «نافذالبصیره»، «ثابت‌قدم» و «استوار» بیان شده است. این ویژگی‌ها نشان‌دهنده مقامات روحی و معنوی آن حضرت است.

  • اتصال وجودی اولیای الهی به یکدیگر: 

اولیای الهی با یکدیگر اتصال وجودی دارند، زیرا افق روحی مشترکی میان آنها برقرار است. البته این‌گونه نیست که هر ولی با هر ولی دیگر اتصال وجودی داشته باشد؛ اما بسیاری از اولیا چنین ارتباطی با هم دارند که نشانه «عالم واحد» و «افق روحی مشترک» ایشان است. حضرت عباس (ع) به همه اولیای الهی اتصال وجودی و ارتباط باطنی دارد و ایشان حقیقتاً جلوه‌ای از حقایق وجودی آنان هستند.

  •  رابطه عصمت و ولایت: 

کسی که دارای مقام عصمت باشد، صاحب ولایت است. هر مرتبه‌ای از عصمت، مرتبه‌ای از ولایت را ایجاد می‌کند. بنابراین درجات ولایت ناشی از درجات عصمت است. هر ولی به اندازه مرتبه عصمت خویش از ولایت الهی بهره‌مند است. کسی که فاقد عصمت باشد، هیچ درجه‌ای از ولایت ندارد.

  •  ولایت و مراتب تجلی اسماء الهی: 

هر مرتبه‌ای از ولایت، مرتبه‌ای از تجلّی یکی از اسماء الهی است. بنابراین درجات ولایت اولیا در واقع درجات ظهور اسماء الهی در وجود آنان است و ولایت هر ولی متناسب با مظهریت او برای اسماء الهی تحقق می‌یابد.

  • اظهار و کتمان ولایت: 

هر ولی همه درجات ولایت خود را آشکار نمی‌کند و تنها حدی از ولایت معنوی خویش را بیان می‌دارد. برخی اولیا مأمور به کتمان ولایت هستند و برخی مأمور به اظهار آن. حضرت ابوالفضل (ع) مأمور به اظهار ولایت بود و این اظهار در قالب کرامات و اعجازهای ایشان جلوه یافته است.

  •  گشایش افق‌های معنوی با درجات ولایت :

باز شدن افق‌های معنوی در حقیقت همان گشایش درجات ولایت معنوی است. هر سطحی از ولایت افق تازه‌ای را بر روح انسان می‌گشاید. بدون درجات ولایت، افق‌های معنوی گشوده نمی‌شود. تا کسی مظهر اسماء الهی نباشد، گشایش‌های غیبی برای او معنا نمی‌یابد.

  • اتصال باطنی اولیا به مؤمنان: 

اولیا باطناً به مؤمنان اتصال دارند؛ اما هر ولی به هر مؤمنی اتصال وجودی ندارد، زیرا اساس اتصال‌ها اشتراکات روحانی است. هرجا که نظر و توجه حقیقی باشد، احساس و دریافت معنوی ظاهر می‌شود. یعنی هرجا نظر کنیم، می‌یابیم. بنابراین ادراکات معنوی نتیجه توجه و نظر کردن به حقایق مجرد است.

  • ادراک حقیقت حضرت عباس با توجه و تمرکز 

اگر توجه، نظر و تمرکز انسان بر مقام حضرت عباس (ع) قرار گیرد و این تمرکز استمرار داشته باشد، ادراکات و احساساتی از حقیقت آن حضرت برای انسان حاصل می‌شود.

  • تعبیر معصومان درباره حضرت عباس (ع) :

امام صادق (ع) در شأن عباس بن علی (ع) می‌فرماید: «السلام علیک یا عبد صالح». 

امام حسین (ع) درباره ایشان فرمود: «اِرکَب بِنَفسی یا اَخی»؛ یعنی «برادر، جانم به فدایت، سوار شو.» این تعبیر صرفاً یک جمله عاطفی نیست. مخاطَب این جمله باید ولی‌الله باشد. گوینده که خود دارای ولایت مطلقه است، این سخن را به کسی می‌گوید که ولایت در مرتبه پایین‌تری دارد. مفهوم فداشدن در اینجا بر اساس اشتراکات روحی و سنخیت‌های معنوی معنا پیدا می‌کند. هرچه اشتراکات روحانی بیشتر باشد، آمادگی برای فداشدن نیز کامل‌تر است.

  •  بصیرت نافذ و مقام معنوی حضرت عباس: 

امام صادق (ع) درباره حضرت عباس می‌فرماید ایشان ایمانی قوی و صلابتی بزرگ داشت و «نافذالبصیره» بود. همان‌طور که نور چشم برای دیدن ظاهر اشیا به کار می‌رود، نور بصیرت و نافذالبصیره بودن برای دیدن لایه‌ها و مراتب قلب به کار می‌رود. بنابراین «نافذالبصیره» بودن نشانه درجات بالای ولایت حضرت است.

امام سجاد (ع) نیز می‌فرماید که حضرت عباس مقامی دارد که همه شهیدان روز قیامت به آن غبطه می‌خورند. ایشان از عالمان فقیه و فرزندان امامان بوده و ادب توحیدی ایشان در برابر امام حسین (ع) از مقامات برجسته اوست؛ زیرا در برابر امام عصر خویش با کامل‌ترین ادب توحیدی رفتار می‌کرد.

  •  نقش دو لقب «نافذالبصیره» و «باب‌الحوائج»:

دو لقب «نافذالبصیره» و «باب‌الحوائج» از مهم‌ترین القاب حضرت عباس هستند که تمام مقامات معنوی آن حضرت را در برمی‌گیرند. اگر معصومین القابی داشته باشند، برخی از این القاب کلید اصلیِ شناخت بقیه القاب‌اند. در مورد حضرت عباس، «نافذالبصیره» کلیدی‌ترین لقب است و «باب‌الحوائج» ذیل آن قرار می‌گیرد. دیگر ویژگی‌های حضرت، مانند ایثار، ثبات قدم، خدمت، مجاهدت، صبر و ادب، جلوه‌هایی از این دو مقام هستند.

  •  ریشه الهیِ مقام نافذالبصیره و باب‌الحوائج :

«نافذالبصیره» بودن یعنی مظهریت برای اسمی از اسماء الهی که به صورت بصیرت در قلب ظهور می‌کند. اسماء الهی حقایق تکوینی هستند و در اولیا به صورت احوال روحی تجلی می‌کنند. بنابراین «باب‌الحوائج» و «نافذالبصیره» بودن تجلی همان اسماء الهی در وجود حضرت عباس (ع) است.

  •  عوامل پیدایش مقامات غیبی: 

دو عامل اساسی در پدید آمدن این مقامات عبارتند از: 

۱) لقمه حلال که اصلی‌ترین علت برای ایجاد مقامات غیبی است. 

۲) عبادت و به ‌ویژه نماز که جامع‌ترین عبادت است. لقمه حلال مقدمه جامع عبادت و سرچشمه پیدایش مقام «نافذالبصیره» و «باب‌الحوائج» در وجود حضرت ابوالفضل است.

  • مأموریت‌های باطنی اولیا:

مأموریت‌های الهی دارای جنبه‌های ظاهری و باطنی است. قسمت باطنی امور به اولیای الهی واگذار می‌شود.