خلاصه محتوا:
محتوا درباره حقیقت «مقدرات الهی» است که ریشه آن در نسبت میان «اسماء الهی» و «اعیان ثابته» قرار دارد. مقدرات به معنای اندازهها و حدودی است که برای هر موجود در علم الهی مقرر شده و این حدود همان اعیان ثابتهاند. اعیان ثابته، ماهیات ازلی و قابلیتها و ظرفیتهای موجودات در علم الهی هستند. اسماء الهی نیز مجاری تجلی حقاند. نسبت میان این دو نظام، یعنی نظام اسمائی و نظام اعیان ثابته، ماهیت مقدرات الهی را تشکیل میدهد.
هر عین ثابته با اسمی از اسماء الهی مرتبط است و این ارتباط دو نوع تابعیت ایجاد میکند:
۱) اعیان ثابته تابع اسماء الهیاند، زیرا اسماء علتهای فاعلی ظهور آنها هستند.
۲) اسماء الهی نیز از جهتی تابع اعیان ثابتهاند، زیرا ظرفیتهای اعیان ثابته قالبها و کانالهایی هستند که تجلی اسماء در آنها تحقق مییابد.
از اینرو، اعیان ثابته علل قابلی و اسماء الهی علل فاعلیاند. فیض الهی به اندازه ظرفیت هر عین ثابته جاری میشود. هر اسم الهی نیز در قالب ظرفیتهای از پیش تعیینشده اعیان ثابته متعیّن میگردد. بنابراین، مقدرات همان اندازهها، حدود و قابلیّتهای اعیان ثابته است که تجلیات اسمائی بر اساس آن تحقق مییابد.
تعدد و کثرت اعیان ثابته ناشی از کثرت اسماء الهی است و کثرت اسماء نیز متناسب با گستره اعیان ثابته است. اسماء «سر» اعیان ثابتهاند و ذات الهی «سر» اسماء است. کسی که به مقام ولایت کلیه میرسد، به اعیان ثابته و اسماء الهی علم پیدا میکند.
هر شیء دارای دو دسته حکم است:
۱) احکام وجودی که ریشه در اسماء الهی دارد.
۲) احکام ماهوی که ریشه در اعیان ثابته دارد.
این دو دسته حکم در مقام واحدیت به طور هماهنگ تنزل مییابند و در اشیا ظاهر میشوند. خداوند با ربط حضوری و بدون واسطه در هر شیء حاضر است و تدابیر تکوینی را از طریق تجلیات و اشراق خود هنگام حضور مستقیم در موطن اشیاء انجام میدهد. علم الهی نیز قبل از ایجاد، بر اساس اعیان ثابته تفصیلی است.
اسماء الهی از مجرای اعیان ثابته تعین مییابند و تدبیر الهی نیز از همین طریق در عالَم جاری میشود.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
مقدرات الهی همان تقدیرات و اموری هستند که اندازه و مقدار دارند. بحث مقدرات الهی با بحث «اعیان ثابته» و «نظام اسمائی» پیوند مستقیم دارد. نسبت میان اسماء الهی و اعیان ثابته همان حقیقت مقدرات الهی را تشکیل میدهد.
- نسبت نظام اسمائی و نظام اعیان ثابته:
نظام اسمائی و نظام اعیان ثابته هر دو موجودند و این دو نظام با یکدیگر مرتبط و متصل هستند. هر عین ثابته با اسمی از اسماء الهی ارتباط ذاتی و تکوینی دارد.
مقدرات الهی تابع اسماء الهی هستند؛ از جهتی نیز اسماء الهی تابع مقدرات الهیاند. بیان دیگر آن است که اسماء الهی از جهتی تابع اعیان ثابته هستند و از جهتی اعیان ثابته تابع اسماء الهیاند.
- رابطه علی و تابعیت دوگانه:
اعیان ثابته علل قابلی اسماء الهی محسوب میشوند و اسماء الهی علل فاعلی و علل ظهور اعیان ثابتهاند. بدینجهت نوع تابعیت اعیان ثابته نسبت به اسماء و نوع تابعیت اسماء نسبت به اعیان ثابته روشن میشود. اعیان ثابته قابلیتها و استعدادهای اشیاء در علم الهیاند؛ اینها ماهیات ازلی و حقایق علمی موجودات هستند و ملاک علم تفصیلی الهی به اشیاء به شمار میروند.
- ظرفیتهای اعیان ثابته و نحوه دریافت فیض:
مقدرات به این معناست که تجلی الهی متناسب با ظرفیتها است. ظرفیت هر مخلوق در علم الهی همان عین ثابته اوست. تجلی خداوند که از مجرای اسماء الهی صورت میگیرد، مطابق با وسعت یا تنگی ظرفیت اعیان ثابته است.
تجلیات الهی نیز مراتب دارد: تجلیات ذاتی، تجلیات اسمائی و تجلیات فعلی. در مراتب بالاتر تجلی، ظرفیت اعیان ثابته نیز کاملتر میشود. کاملترین تجلیات الهی که از اسماء ذاتی حق نشأت میگیرد، متناسب با کاملترین اعیان ثابته است.
- نقش دوگانه اعیان ثابته و اسماء در ظهور مقدرات:
هر عین ثابته با اسمی از اسماء الهی پیوند دارد. از اینرو مقدرات الهی از یکسو تابع اسماء الهیاند، زیرا هر عین ثابته به اندازه وسعت خود فیض میگیرد.
از سوی دیگر اعیان ثابته خود تابع اسماء الهیاند، زیرا اسماء مطابق با طلب و نیاز اعیان ثابته تجلی میکنند. این همان تابعیت مظهر از ظاهر است. تابعیت اسماء الهی از اعیان ثابته نیز تابعیت ظاهر از مظهر به شمار میرود.
اسماء الهی همچون جان و مدبر اعیان ثابتهاند و اعیان ثابته همچون قالب و مظهر اسماء الهی. از ترکیب اسماء الهی، اعیان ثابته ظهور مییابند.
- ازلیت اعیان ثابته و رابطه آنها با اسماء:
اعیان ثابته ازلیاند، همانگونه که اسماء الهی نیز ازلیاند. این اعیان مجعول نیستند و چون هر دو در علم الهی حضور دارند، برحسب ظرفیت خود فیض را دریافت میکنند.
هر عین ثابته سلطنت اسمی خاص را میپذیرد و به اندازه سِعه خود آن سلطنت را نشان میدهد.
- اعیان ثابته بهعنوان مظاهر اسماء:
اعیان ثابته مظاهر اسماء الهی هستند و اسماء مانند شبکهها و قالبهاییاند که نور الهی در آنها جریان مییابد. اسماء الهی متناسب با ظرفیت اعیان ثابته ظهور میکنند.
مقدرات الهی، همان اعیان ثابتهاند که تقدیر مخلوقات را تعیین میکنند. هر عین ثابته با توجه به قابلیتهای خود از اسماء الهی میخواهد که آن را ظاهر کنند. از سوی دیگر باید اعیان ثابتهای موجود باشند تا اراده الهی به آنها تعلق گیرد؛ بدینجهت آنها علل قابلیاند و اسماء الهی علل فاعلی.
- ضرورت سنخیت میان اعیان و اسماء:
برای تحقق فعل الهی در عالم، توجه به ظرفیتهای اعیان ثابته حتمی است. احکام اسماء الهی تابع احکام اعیان ثابته میشود، زیرا تجلی الهی در قالب ظرفیت آنها شکل میگیرد.
از سوی دیگر اعیان ثابته نیز تابع تجلیات اسمائیاند، زیرا علت فاعلی باید با علت قابلی سنخیت داشته باشد. نسبت بین اسماء و اعیان با دو قاعده علیت و سنخیت تبیین میشود.
- مقدرات بهعنوان برنامه الهی:
هر عین ثابته خبر از تقدیر میدهد و هر تقدیری خبر از ترکیب مجموعهای از اسماء الهی میدهد.
برنامه خداوند برای ایجاد و تدبیر عالم همان اعیان ثابته است و این برنامه ترکیبی از تجلیات الهی و ظرفیتهای اعیان است.
تمام لوازم، ساختار، استعدادها، تقاضاها و ظرفیتهای هر شیء همان عین ثابته اوست و مقدرات الهی بر اساس همین ساختار و در تعامل با اسماء الهی تحقق پیدا میکند.
- کثرت اعیان و کثرت اسماء:
عظمت و کثرت اعیان ثابته ناشی از کثرت اسماء الهی است و وسعت اسماء نیز به دلیل کثرت اعیان است. اعیان در ظهور تابع اسماء هستند؛ اسماء «سرِّ» اعیاناند و ذات الهی «سرِّ» اسماء.
- ولایت کلیه و علم به اعیان و اسماء:
کسی که به مقام ولایت کلیه میرسد، به اعیان ثابته و اسماء الهی آگاهی مییابد. هر اسم الهی احکام وجودی دارد و هر عین ثابته احکام ماهوی. احکام وجودی اسماء در قالب احکام اعیان ثابته ظاهر میشود.
- دو دسته حکم در اشیاء:
احکام هر شیء دو جنبه دارد:
۱) احکام وجودی که از اسماء الهی سرچشمه میگیرد.
۲) احکام ماهوی که از اعیان ثابته ناشی میشود.
این دو دسته احکام از مقام واحدیت تنزل یافته و در اشیا بهصورت هماهنگ ظهور میکند. با شناخت احکام وجودی، احکام اسماء شناخته میشود و با شناخت احکام ماهوی، احکام اعیان روشن میگردد.
- ربط حضوری خداوند با اشیاء:
خداوند نسبت حضوری و بیواسطه با اشیا دارد و در موطن هر شیء حاضر است. به همین دلیل تجلی و اشراق الهی نیز بیواسطه صورت میگیرد و تدابیر تکوینی اشیا از همین ربط حضوری ناشی میشود.
درک هر شیء از خود، به اندازه درک او از حق است. نخستین علم ما، علم به حق است و سپس علم به خود ما. علم الهی نیز قبل از ایجاد و بر اساس اعیان ثابته تفصیلی است.
- نقش اعیان ثابته در علم الهی و تدبیر عالم:
ملاک علم تفصیلی خدا به عالم و ملاک تدبیر عالم، اعیان ثابته تفصیلی است. اسماء الهی از مجرای اعیان ثابته تعین مییابند و مدیریت الهی در عالم از این مسیر حفظ میشود.