آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • رابطه خوراک، طهارت و بقاء در نظام جسم و روح انسان – بخش دهم

رابطه خوراک، طهارت و بقاء در نظام جسم و روح انسان – بخش دهم

خلاصه محتوا:

در این محتوا، نسبت «خوراک» با «بقاء» بدن و نفس انسان تبیین می‌شود و نشان داده می‌شود که بقای جسم و روح، به‌طور بنیادین به نوع غذایی که انسان مصرف می‌کند وابسته است. بقای بدن از راه جذب غذا تحقق می‌یابد و نفس ناطقه برای بقای خود، بدن را تدبیر و حفظ می‌کند؛ ازاین‌رو بقای نفس در مراحل ابتدایی، وابسته به بقای بدن است. غذا تنها زمانی می‌تواند بقای بدن را تضمین کند که حلال و طیب باشد. غذای حلال، غذایی است که هم از جهت شرعی آلوده به نجاست نباشد و هم از راه کسب حرام فراهم نشده باشد. غذای طیب نیز غذایی است که پاک، سالم، طبیعی و فاقد هرگونه ضرر جسمی و روحی باشد. سلامت بدن تنها در گرو چنین غذایی است و غذای حرام یا غیرطیب، نه طهارت دارد و نه سلامت، و بنابراین نمی‌تواند رزق حقیقی بدن انسان باشد. در این بیان، میان بقاء، طهارت و سلامت پیوندی ذاتی برقرار می‌شود. خداوند بقاء را در سلامت قرار داده و سلامت را در غذای حلال و طیب نهاده است. از این‌رو اسم «باقی» با اسم «طهور» و «سالم» مناسبت دارد. رزق حقیقی انسان تنها در طیبات است و آنچه طیب نیست، رزق بدن و روح انسان محسوب نمی‌شود. همچنین روشن می‌شود که مفهوم «رزق» به امور مادی منحصر نیست. همان‌گونه که غذای مادیِ طیب، رزق بدن است، معارف توحیدی، اخلاق، اعتقادات و شریعت الهی نیز خوراک طیب روح انسان و رزق معنوی او هستند. کل شریعت به‌منزله غذای پاک روح معرفی می‌شود و غیر شریعت، رزق حقیقی روح به‌شمار نمی‌آید. در ادامه، به نقش نظام درونی اشیاء در بقاء اشاره می‌شود. هر موجودی بقای خود را از طریق حفظ ساختار و نظام درونی‌اش تأمین می‌کند. دفع مواد زائد و مضر، شرط بقای هر نظامی است و در این چارچوب، اسماء «دافع»، «مانع» و «رافع» به‌عنوان خادمان اسم «باقی» معرفی می‌شوند. در نهایت تأکید می‌شود که طبیعی‌بودن خوراک و هماهنگی آن با ساختار بدن، نقش اساسی در دوام و بقای انسان ایفا می‌کند و طیبات، سراسر نفع و عاری از هرگونه ضرر برای جسم و روح انسان هستند.

آغاز محتوا:

  •  ادامه بحث خوراک و نسبت آن با بقاء:

بقاء به معنای تداوم و دوام است و هنگامی که درباره بقاء بدن سخن گفته می‌شود، مراد این است که بدن چگونه ادامه پیدا می‌کند و چه عواملی سبب حفظ آن می‌شوند. اساساً بقای بدن به جذب غذا وابسته است؛ یعنی زمانی که غذا در بدن جذب می‌شود، بدن امکان ادامه حیات پیدا می‌کند و دوام آن تأمین می‌شود. بدن از طریق جذب غذا استمرار می‌یابد و این تداوم، یک امر صرفاً مادی و مکانیکی نیست، بلکه تحت تدبیر نفس ناطقه انسان قرار دارد. نفس برای حفظ بقای خود، بدن را حفظ می‌کند و از همین‌رو، بدن را به‌عنوان ابزار و مرکب بقای خویش تکمیل می‌نماید. بنابراین در مراحل ابتدایی، بقای نفس وابسته به بقای بدن است و به همین علت، نفس ناطقه اهتمام به حفظ بدن دارد و آن را تدبیر می‌کند.

  • نقش نفس در تدبیر بدن و جذب غذا:

نفس انسانی واسطه اصلی در بقاء بدن است. این نفس است که با تدبیر بدن، فرآیند جذب غذا را مدیریت می‌کند و از طریق این جذب، بدن را حفظ می‌نماید. بقای بدن، از مسیر جذب خوراک با تدبیر نفس شکل می‌گیرد و اگر غذا به‌درستی جذب نشود، بدن دچار فرسودگی، زوال و در نهایت فنا می‌شود. انسان برای بقاء آفریده شده است، نه برای فنا. اصل بر این است که نفس باقی بماند و بدن به‌عنوان مرتبه‌ای از وجود انسان، در خدمت این بقاء قرار گیرد. حتی بقای عالم نیز در نسبت با بقای انسان معنا می‌یابد؛ به این معنا که عالم برای استمرار حیات انسانی باقی است.

  • قاعده اول: بقاء بدن در گرو جذب خوراک:

اولین قاعده در بحث بقاء آن است که بقای بدن بدون جذب غذا امکان‌پذیر نیست. غذا واسطه تدبیر بدن و وسیله تداوم حیات آن است. اگر این واسطه از میان برود، بدن به‌تدریج تحلیل می‌رود و بقاء خود را از دست می‌دهد. بنابراین، مسیر بقای بدن، مسیر جذب غذا و تدبیر صحیح آن است. قاعده دوم: بقاء بدن به غذای حلال و طیب وابسته است: قاعده دوم آن است که بقاء و دوام بدن، صرفاً با هر غذایی تحقق پیدا نمی‌کند، بلکه بقاء بدن به غذای حلال و طیب وابسته است. خداوند متعال برای تأمین بقای انسان، انسان را به خوردن غذای حلال و طیب دعوت می‌کند. این دعوت در آیات قرآن به‌صراحت آمده است که از طیبات تناول کنید. غذای حلال، غذایی است که اولاً آلوده به نجاست نباشد و ثانیاً از مسیر حرام تأمین نشده باشد. غذایی که از کسب حرام به دست آمده باشد، حلال محسوب نمی‌شود، هرچند ظاهر آن پاک باشد. همچنین غذایی که به نجاسات آلوده است، حلال و طیب نخواهد بود.

  •  معنای طیب بودن غذا و نسبت آن با سلامت:

طیب بودن غذا به این معناست که غذا پاک، سالم و عاری از آلودگی‌های ظاهری و باطنی باشد. غذای طیب، غذایی است که آلوده به نجاست، میکروب، فساد، گندیدگی و کثافت نباشد. چنین غذایی نه‌تنها از نظر شرعی حلال است، بلکه از نظر تکوینی نیز برای بدن و روح انسان ضرری ندارد. هر غذایی که نظام بدن را مختل کند یا برای روح انسان زیان‌آور باشد، در حقیقت حلال واقعی نیست. خداوند غذایی را حلال قرار نداده است مگر آنکه سالم باشد و هیچ ضرری برای جسم و روح انسان نداشته باشد. سلامت بدن در گرو غذای حلال و طیب است و بدون آن، تداوم و بقاء ممکن نخواهد بود.

  • نسبت بقاء با طهارت و سلامت:

از این‌رو، میان بقاء و طهارت تناسب و ارتباط عمیقی وجود دارد. غذایی که طهارت نداشته باشد، یعنی یا از نظر شرعی آلوده به حرام و نجاست باشد یا از نظر بهداشتی و تکوینی ناسالم و مضر باشد، قادر به تأمین بقای بدن نیست. طهارت غذا یک بُعد دارد و سلامت غذا بُعدی دیگر. طهارت، ناظر به عدم نجاست و حلال بودن مسیر تأمین غذاست و سلامت، ناظر به پاکیزگی، تمیزی و عدم فساد و آلودگی است. اگر هر دو ویژگی در غذا جمع شود، آن غذا، غذایی سالم خواهد بود و در این صورت، بقای بدن از طریق آن تأمین می‌شود.

  • سلامت؛ نتیجه حلال و طیب بودن غذا:

سلامت غذای انسان به دو امر بازمی‌گردد:  یکی حلال بودن و دیگری طیب بودن. غذایی که فاسد، آلوده، کثیف یا مملو از آلودگی‌های میکروبی باشد، نظام بدن را بر هم می‌زند و چنین غذایی، نه حلال واقعی است و نه طیب. در نتیجه، فاقد سلامت و طهارت بوده و بقاء بدن را مختل می‌کند. نظام بدن با سلامت تعمیر می‌شود و سلامت، نتیجه حلال و طیب بودن غذاست. حلال بودن، جنبه طهارت را تأمین می‌کند و طیب بودن، جنبه سلامت را. به همین دلیل، هنگامی که شریعت انسان را به خوردن غذای حلال و طیب دعوت می‌کند، هم طهارت غذا را لحاظ می‌کند و هم سلامت آن را.

  • بقاء بدن در طهارت و سلامت:

بقای بدن در طهارت تحقق پیدا می‌کند و طهارت، در غذای حلال و طیب است. خداوند متعال سلامت را در غذای حرام قرار نداده است، زیرا غذای حرام ذاتاً فاقد سلامت است و همواره با ضرر همراه است. ازاین‌رو، انسان باید نسبت به سلامت و طهارت غذای خود حساس باشد. بقاء در سلامت قرار داده شده و سلامت در طهارت، و این هر دو در غذای حلال و طیب جمع هستند. غذا زمانی حلال می‌شود که سالم باشد و هیچ ضرری برای بدن نداشته باشد. بدین معنا، اسم «باقی» با اسم «طهور» رابطه مستقیم دارد؛ یعنی بقاء، از مسیر طهارت و سلامت محقق می‌شود.

  • جلوه مادی و معنوی اسم «باقی» در انسان:

اسم «باقی» هم جلوه مادی دارد و هم تجلی معنوی. در مرتبه مادی، بقاء بدن از طریق غذای حلال و طیب تحقق می‌یابد و در مرتبه معنوی، این بقاء در روح انسان نمود پیدا می‌کند. بدن انسان با واسطه غذای حلال و طیب سلامت می‌یابد و از این طریق، قابلیت بقاء پیدا می‌کند. بقاء از راه سلامت بدن حاصل می‌شود و سلامت، از طریق حلال بودن غذا تحقق می‌یابد.

  • معنای «کُلُوا مِنَ الطَّیِّبات» و نسبت آن با رزق:

خداوند متعال می‌فرماید: «کُلُوا مِنَ الطَّیِّبات»؛ یعنی از طیبات تناول کنید. طیبات، رزق انسان هستند و چیزی که طیب نیست، رزق انسان به‌شمار نمی‌آید. غذایی که طیب باشد، یعنی پاک، پاکیزه و سالم باشد، در این صورت مأکول انسان خواهد بود و رزق او محسوب می‌شود. آنچه مأکول انسان نمی‌شود، رزق انسان نیست. غذاهای حرام، رزق بدن انسان نیستند. غذاهای غیر طیب، آلوده و ناسالم نیز رزق بدن انسان محسوب نمی‌شوند. غذایی که کثیف، آلوده یا فاسد باشد، رزق انسان نیست. خداوند رزق را در طیب قرار داده است و رزق در غیر طیب وجود ندارد.

  • تمرکز شریعت بر طلب رزق طیب:

از این‌رو، انسان باید صرفاً رزق را طلب کند و غیر رزق را طلب نکند. رزق، در طیب است و انسان نباید به دنبال غیر طیب باشد. شریعت انسان را دعوت می‌کند که فقط از طیبات تناول کند و طیبات مأکول او باشد. در آیه، «اَلطَیبات» با الف و لام آمده است که دلالت بر عموم دارد؛ یعنی همه طیبات، نه برخی از آنها. این تأکید نشان می‌دهد که تمامی طیبات رزق بدن انسان هستند و غیر طیب رزق انسان محسوب نمی‌شود. این تأکید قرآنی، دلالت بر اهمیت مطلق طیب بودن غذا دارد.

  • تعمیم مفهوم طیبات به خوراک معنوی:

این معنا تنها به خوراک مادی اختصاص ندارد، بلکه در خوراک معنوی نیز جاری است. همان‌گونه که خوراک مادی باید حلال و طیب باشد، خوراک روح نیز باید طیب و پاکیزه باشد. خوراک روح، شامل معارف، اعتقادات، اخلاق و ارزش‌های انسان است. معارف توحیدی، اخلاق فاضله و آموزه‌هایی که خالی از شرک، کفر و انحراف هستند، همگی از مصادیق طیبات به‌شمار می‌آیند. این‌ها رزق روح انسان هستند، همان‌گونه که غذای طیب رزق بدن انسان است.

  • شریعت به‌مثابه خوراک طیب روح:

کل شریعت، در حقیقت خوراک طیب برای روح انسان است. اعتقادات، احکام و اخلاقیات شریعت، همگی طیباتی هستند که روح انسان از آن تغذیه می‌کند. بنابراین شریعت را باید به‌عنوان خوراک روح پذیرفت و آن را مأکول روح قرار داد. غیر شریعت، رزق روح انسان نیست. شریعت رزق انسان است و روح انسان از طریق شریعت تقویت می‌شود، رشد می‌یابد و بقاء پیدا می‌کند. همان‌گونه که بدن با غذای طیب باقی می‌ماند، روح نیز با شریعت طیب باقی می‌ماند.

  • اصل بقاء و حفظ نظام در هر موجود:

بقای هر چیز، به حفظ نظام درونی آن وابسته است. خداوند هر موجودی را با ساختارها و نظام مختص به خودش حفظ می‌کند. حفظ هر چیز، با حفظ ساختارها و نظام درونی آن امکان‌پذیر است. نظام‌سازی، امری درونی است و بقای هر موجود از درون آن تحقق پیدا می‌کند. چینش و ترتیب درونی هر موجود، باعث حفظ آن می‌شود و فیض الهی زمانی به یک موجود می‌رسد که آن موجود دارای نظام درونی باشد. اگر چیزی فاقد نظام درونی باشد، قادر به دریافت فیض نخواهد بود.

  • تدبیر نفس و بقای بدن:

نفس انسانی برای تکمیل و بقای خود، بدن را حفظ می‌کند. تدبیر بدن توسط نفس موجب بقای بدن می‌شود و همین تدبیر، بقای نفس را نیز تضمین می‌کند. تدبیر بدن، به نظام‌سازی در بدن منجر می‌شود و این نظام، شرط بقاء است. یکی از شئون این تدبیر، دفع مواد مضر و زائد از بدن است. مواد مضر و اضافی، نظام بدن را از بین می‌برند؛ ازاین‌رو، نفس برای حفظ بدن، این مواد را دفع می‌کند.

  • اسم «دافع»، «مانع» و «رافع» به‌عنوان خادمان اسم «باقی»:

در این‌جا، اسم «دافع» خادم اسم «باقی» است؛ زیرا دافع، مواد مضر را دفع می‌کند. اسم «مانع» نیز خادم اسم «باقی» است؛ چون مانع از ورود موانع به نظام بدن می‌شود. اسم «رافع» نیز به‌همین ترتیب، نمی‌گذارد مانع اصلاً شکل بگیرد. این سه اسم، در خدمت بقاء هستند و نقش آن‌ها حفظ نظام موجود است. بقاء بدون دفع موانع، مواد مضر و عوامل تخریب‌کننده امکان‌پذیر نیست. بنابراین، بقاء همواره همراه با دفع، منع و رفع است.

  • طبیعی بودن غذا و نقش آن در بقاء:

نکته مهم در بحث خوراک آن است که غذای طبیعی، طیب‌ترین، سالم‌ترین و واقعی‌ترین غذا است. غذاهای طبیعی بیشترین نقش را در بقای بدن دارند، زیرا مطابق با ساختار خلقت انسان هستند. طیب، معنایی عام دارد که هم حلال بودن را شامل می‌شود و هم تمیز و سالم بودن را. طهارت غذا، یعنی آلوده به نجاست نباشد و از مسیر حلال تأمین شده باشد. سلامت غذا، یعنی هیچ ضرری برای جسم انسان نداشته باشد و سراسر نفع باشد. در طیبات، هیچ ضرری برای جسم و روح وجود ندارد و همه آن‌ها نفع هستند. غذای حرام، رزق بدن نیست و رزق، فقط در حلال‌ها و طیبات قرار داده شده است.