خلاصه محتوا:
در این محتوا توضیح داده می شود که «خواب»، صورتهایی است که قوه خیال در مرتبه مثالی خود انشاء میکند؛ در خواب، انسان بدون بهکارگیری بدن، مشاهده و ادراک دارد، و همین نشان میدهد که نفس ناطقه موجودی مجرد و مستقل از بدن است. در این حالت، تمام حواس بدنی تعطیلاند ولی ادراک و فعالیت ادامه دارد، پس نفس، غیرمادی و قائم به خود است.
سپس بیان میشود که خوابها دارای مراتب و درجاتاند و تفاوت آنها در میزان اتصال یا انفصال نفس از بدن است. در آغاز شب، خوابها سطحیتر و کماتقانترند و به عالم ماده نزدیکترند؛ اما هرچه شب پیش میرود و به نیمه شب میرسد، خوابها لطیفتر و صادقتر میشوند. برای این تفاوت پنج دلیل ارائه میشود:
1. خستگی بدن در آغاز شب، تقلای جسم بر نفس اثر میگذارد.
2. اشتغالات ذهنی روزانه مانع از توجه خیال به عالم غیب است.
3. هضم غذا و اشتغال نفس به قوای نباتی نفس را مشغول بدن نگه میدارد.
4. لطافت طبیعی عالم در نیمه شب باعث لطیف شدن ارتباط نفس و بدن است.
5. کاهش صوت و تصویر محیطی در نیمه شب، قوه خیال را از حواس مادی آزادتر میکند.
بنابراین، خوابهای نیمه شب و سحر به دلیل لطافت بیشتر و کاهش وابستگی بدنی، حقیقتمندتر و معرفتیتر هستند.
در ادامه، تبیین میشود که صور خیالی در خواب از سه دسته سرچشمه میگیرند: ادراکات، ملکات، و نیّات انسان. ظاهر قوه خیال از ادراکات حسی تغذیه میشود، اما باطن آن از جهتگیریهای درونی، ملکات نفسانی و نیات شکل میگیرد؛ از این رو، هر تصویر خیالی ترکیبی از دو جنبه «شکل» و «محتوا» است.
در پایان، ساختار و کارکرد قوه خیال شرح داده میشود: قوه خیال دارای تجرد برزخی است و واسطه میان حس و عقل؛ کار آن، صورتگری و تجسمبخشی به معانی عقلی و تبدیل آنها به صورتهای محسوس است. قوه خیال خود قوه ادراکی نیست، بلکه قوهای تصویرساز و خزانهدار حافظه است؛ تعیّنبخشی و مقدار دادن به معانی، وظیفه این قوه است که از عقل میگیرد و به عالم حس پیوند میزند.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
یکی از مباحث بسیار مهم در معرفت نفس، بحث خواب است. خواب ارتباط مستقیم با قوه خیال دارد؛ زیرا صورتگریهای قوه خیال همان «خواب» تلقی میشوند. صورتهایی که قوه خیال انشاء میکند و انسان آنها را مشاهده مینماید، همان رؤیاها هستند. در واقع، خواب حالتی از حالات نفس ناطقه است که انسان در آن هنگام، در مرتبه مثالی خود مستقر میشود و توجه خیالی دارد.
- خواب به عنوان دلیل تجرد نفس ناطقه:
یکی از دلایل مهم برای اثبات تجرد نفس ناطقه، همین پدیده خواب است؛ زیرا انسان در هنگام خواب بدون استفاده از بدن و بدون نیاز به آن، دارای بقا، فعلیت و توجه است. در لحظه خواب، حواس پنجگانه تعطیلاند و بدن فعالیتی ندارد، اما حقیقتی در درون انسان باقی است که توجه دارد، صورتهایی را انشاء میکند یا مشاهده میکند و ادراک دارد.
از آنجا که این افعال بدون ابزار بدن و بدون نیاز به جسم رخ میدهد، نتیجه گرفته میشود که فاعل آنها موجودی است غیرجسمانی. بنابراین، خواب یکی از براهین مهم بر تجرد نفس ناطقه انسان است. نفس در هنگام خواب حضور در مرتبه مثالی و برزخی خود دارد، در آن مقام مستقر میشود و بدون بدن افعالی را انجام میدهد؛ این امور، خود نشانه غیرمادی بودن نفساند.
- تفاوت مراتب خواب و دلایل ضعف خوابهای اول شب:
خوابها از نظر اِتقان و مرتبه متفاوتاند، زیرا تجرد و انفصال نفس از بدن در آنها شدت و ضعف دارد. به همین جهت، خوابهای آغاز شب معمولاً کماتقان و سطحیترند. پنج دلیل برای این امر بیان میشود:
- الف) خستگی جسمی و تأثیر آن بر نفس:
در آغاز شب، بدن از فعالیتهای روزانه خسته است و خستگی جسم بر نفس اثر میگذارد. چون نفس و بدن ارتباط و تأثیر متقابل دارند، این خستگی در کیفیت خواب دخالت دارد. پس هرچه بدن آرام گیرد، تأثیرپذیری نفس از بدن کمتر شده و خواب لطیفتر میشود.
- ب) اشتغالات و افکار روزانه:
در آغاز شب، ذهن و خیال انسان همچنان مشغول امور روزانه است و توجه آن معطوف به عالم ماده میباشد؛ در نتیجه خوابهایی که دیده میشوند، بیشتر انعکاس همان اشتغالاتاند. هرچه زمان بگذرد و به نیمه شب نزدیک شویم، قوه خیال از درگیریهای روزانه آزاد میشود و توجهش از عالم ماده به عالم غیب معطوف میگردد. لذا خوابها صادقتر و مستحکمتر میشوند.
- ج) اشتغال نفس به قوای نباتی و هضم غذا:
در اوایل شب، معده درگیر هضم و جذب غذاست و نفس نیز از طریق قوای نباتی، مشغول جذب و دفع مواد و سموم بدن است. این اشتغال موجب میشود که نفس توجهی به مراتب عالی خود نداشته باشد. اما پس از گذشت چند ساعت و پایان هضم، تأثیر پذیری نفس از بدن کاهش یافته و خوابهای انسان معنویتر میشوند.
- د) لطافت زمان و تأثیر طبیعت:
لطافت سر شب کمتر است، ولی هر قدر به نیمه شب نزدیک شویم، لطافت عالم طبیعت بیشتر میشود. زمان نیمه شب از تنزیه و لطافت بیشتری برخوردار است، و چون بدن انسان با طبیعت ارتباط دارد، بدن نیز لطیفتر میشود. از این رو، نفس که با بدن لطیفتر مرتبط است، در حالت خواب لطیفتری قرار میگیرد و آثار روحانی بیشتری میپذیرد.
- هـ) کاهش اصوات و دیدنیهای محیطی:
در اوایل شب، صداها و تصاویر بیرونی زیاد است و قوه سامعه و باصره فعالاند؛ اما در نیمه شب محیط آرام میشود و اصوات و دیدنیها خاموش میگردند. قوه خیال که با این دو قوه در ارتباط است، آنگاه کمتر متأثر از اصوات و تصاویر میشود و توجهش کاملاً به درون معطوف میگردد. در نتیجه، رؤیاهای نیمه شب لطیفتر و معرفتیترند.
- سرچشمههای صور خیالی در خواب:
امور و تصاویری که در خواب شکل میگیرند و به صورت رؤیا دیده میشوند، ریشه در سه امر دارند:
1. ادراکات انسان،
2. ملکات نفسانی،
3. نیات و اعمال درونی.
قوه خیال از ادراکات حسیِ ظاهر خود تغذیه میکند، ولی باطن آن از نیات، ملکات و ادراکات عقلی اثر میپذیرد. بنابراین، مواد قوه خیال دو جنبه دارند: جنبه شکلی که از حواس پنجگانه سرچشمه میگیرد، و جنبه محتوایی که جهتگیری فهمها، نیات و ملکات را آشکار میکند.
صور خیالی که در خواب پدید میآیند، ترکیبی از این دو جنبهاند؛ ظاهر آنها از حواس، و باطن آنها از اوصاف نفسانی و نیات درونی انسان شکل میگیرد. بدین ترتیب، خوابها گاه بازتاب اخلاق و ملکات باطنی انساناند و جنبه برزخی نفس را نشان میدهند.
- ساختار و کارکرد قوه خیال:
قوه خیال دارای تجرد برزخی است و نقش واسطه میان حس و عقل را ایفا میکند. این قوه از یک سو معانی کلی عقل را تنزل داده و آنها را به صورتهای محسوس درمیآورد، و از سوی دیگر، صور محسوس را حفظ و تجسم میبخشد.
کار قوه خیال، «صورتگری» است نه «ادراک». این قوه شکل، حجم و مقدار به معانی میدهد و آنها را به صورتهای خیالی درمیآورد. از این رو، قوه خیال خزانه حافظه انسان است، نه صرفاً یکی از قوای ادراکی.
نفس ناطقه با بهرهگیری از این قوه، معانی عقلی و وهمی را به تصاویر ملموس تبدیل میکند و بدین وسیله میتواند در حالت خواب یا بیداری، ادراکات مثالی را تجربه نماید.