خلاصه محتوا:
در این محتوا توضیح داده می شود که چرا ذات الهی مطلقاً قابل توصیف نیست و آیهی «سبحان الله عما یصفون» چگونه بر همین نکته دلالت دارد. هر نوع توصیف، مستلزم احاطه و شناخت است و موجود محدود قادر به احاطه بر نامتناهی نیست. بنابراین، هر توصیفی که مخلوق برای خداوند ارائه کند، نفی تنزیه الهی است؛ زیرا مقایسهٔ متناهی و نامتناهی، خود نوعی تنزّل دادن ذات الهی است.
«الله اکبر» یعنی خداوند بزرگ تر از آن است که توصیف شود؛ نامتناهی بودن، نه یک صفت در کنار صفات دیگر، بلکه حقیقت خود ذات است و چون ذات نامحدود است، هر توصیف، آن را محدود جلوه میدهد. اگر ذات را «توصیف شدنی» فرض کنیم، یعنی آن را «محصول»، «محدود» و «معلوم» تلقی کردهایم.
سپس توضیح داده میشود که خداوند ذات خود را برای ما توصیف نمیکند، اما احوال و صفات خود مانند «سمیع»، «بصیر» و «حکیم» را بیان میکند؛ یعنی توصیفهای الهی، ناظر به مراتب افعال و صفات اوست، نه مرتبهٔ «کنه ذات». خداوند خود به ذات خویش احاطه دارد، زیرا نامتناهی فقط با نامتناهی احاطه پیدا میکند؛ پس خداوند کنه ذات خویش را درک میکند، اما آن را برای مخلوق بیان نمیکند.
بنابراین، توصیف موجودات سه ساحت دارد: کنه ذات، صفات و افعال. کنه ذات الهی در قلمرو توصیف نمیآید؛ نه توسط انسان و نه برای انسان. صفات و افعال الهی تنها مرتبهای از حقیقت حقاند که قابل بیان برای مخلوق است. صفاتی همچون صمدیت، غنی بودن و قیّومیت، نشان میدهند که ذات الهی نامتناهی و غیرقابل توصیف است. «اطلاق» نیز نه یک صفتِ افزوده، بلکه عین حقیقت وجودی ذات است.
آغاز محتوا:
- بیان معنای «سبحان الله عَما یَصفون»:
معنای آن این است که خداوند از هر توصیفی منزّه است؛ یعنی خداوند از توصیف شدن پاک و مبرّا است. حق تعالی بزرگ تر از آن است که توصیف گردد. هنگامی که میگوییم «الله اکبر»، یعنی خداوند بزرگ تر از آن است که توصیف شود؛ پس ذات الهی قابل توصیف نیست.
- امتناعِ توصیف ذات نامتناهی:
حق تعالی بزرگ تر از آن است که با چیزی مقایسه شود. اگر خدا را با هر شیئی مقایسه کنیم و بگوییم «خدا از آن بزرگ تر است»، در حقیقت حق را در مقام مقایسه با مخلوق قرار دادهایم که این نوعی سنجیدن نامتناهی با متناهی است. چنین مقایسهای تنزّل دادن نامتناهی و همتراز کردن آن با محدود است. در عین حال، این کار نوعی توصیف حق به واسطهٔ غیر است؛ یعنی انسان حق را با مخلوق توصیف میکند. حال آنکه حق تعالی از هر گونه توصیف بزرگتر است.
ذات الهی دارای اطلاق ذاتی است؛ یعنی نامتناهی است و نامتناهی قابل توصیف نیست. ذات حق نامحدود است و کنه ذات او نامحدود است؛ بنابراین قابل توصیف نخواهد بود. اگر کسی بخواهد توصیف کند، یعنی محدود کرده است؛ یعنی او را محصور و معلوم و در قلمرو شناخت قرار داده است.
- رابطهٔ توصیف و نفی تنزیه:
پس «سبحان الله عما یصفون» بدین معنا است که هر توصیفی برای خداوند نوعی نفی خداوند است. هر توصیفی که برای خداوند ذکر شود، نفی تنزیه الهی به شمار میآید. از این رو است که “سبحان” میگوییم؛ یعنی پاک و منزه است خداوند از آنچه وصف میکنند. توصیف خداوند، در حقیقت ضدّ تنزیه و برخلاف پاکی و بیهمتایی اوست. اگر ذات خداوند توصیف شود، نزاهت و پاکی او نفی شده است؛ زیرا او نامتناهی است و نامتناهی قابل توصیف نیست.
- توصیف الهی و تبیین مراتب آن:
هر کمالی را اگر به خدا نسبت دهیم، ذات او را محدود کردهایم؛ مگر آنکه خود او از کمالات ذاتی خویش سخن بگوید. خداوند خود اگر چیزی را توصیف کند، توصیف ذات خود نیست؛ زیرا ذات قابل توصیف نیست؛ بلکه توصیف احوال ذات است. خداوند در واقع مرتبهای از مراتب خود را توصیف میکند، نه تمامیت هویت ذات را. مرتبهٔ کنه ذات قابل توصیف نیست و خداوند آن را توصیف نمیکند.
- علم الهی به ذات خویش:
کنه ذات الهی نه برای مخلوق قابل توصیف است و نه برای او در مقام بیان برای مخلوق توصیف میشود؛ اما برای خداوند، کنه ذات معلوم است. خداوند قادر است کنه ذات خود را توصیف کند، زیرا نامتناهی فقط بر نامتناهی احاطه دارد. خداوند نسبت به ذات خویش احاطه دارد و نامتناهی بودن خویش را درک میکند. پس این علم، علم ذاتی به ذات است و معلوم بودن ذات برای ذات، واقعیتی حقیقی است. اما این توصیف برای خود اوست، نه برای ما.
- نقش اسما و صفات در شناخت مخلوق:
ما با اسما و صفات الهی مواجه هستیم. خداوند از هر شیئی منزّه است و با هیچ چیزی توصیف نمیشود. یعنی حق باید خود را به واسطهٔ خود معرفی کند. او که محیط ذاتی به خویش دارد، باید خویش را ارائه دهد. اما نامتناهی بودن ذات را برای ما بیان نمیکند و ما نیز قادر بر توصیف آن نیستیم. آنچه برای ما قابل شناخت است احوال و صفات اوست، نه کنه ذات.
- مراتب سه گانهٔ توصیف:
توصیف هر شیء سه مرحله دارد:
مرحلهٔ نخست، کنه ذات آن است؛
مرحلهٔ دوم، صفات آن؛
مرحلهٔ سوم، افعال و حالات آن.
خداوند افعال و صفات خویش را توصیف میکند، اما کنه ذات را توصیف نمیکند.
- تنزیه مطلق ذات و کبریایی الهی:
«سبحان الله عما یصفون» یعنی خداوند منزه از هر توصیف است. توصیف خداوند مستلزم احاطهٔ وجودی و علمی بر ذات الهی است، و مخلوق هرگز چنین احاطهای نخواهد یافت. پس او قابل توصیف نیست. «الله اکبر» یعنی او بزرگ تر از آن است که توصیف شود. او دارای کبریایی و عظمت است.
- اشاره به صفات الهی که بر نامتناهی بودن ذات دلالت دارند:
صفات الهی همچون صمدیت، غنی بودن، قیّوم بودن، هستی و ذات خداوند همگی نشان میدهند که ذات او نامتناهی و قابل توصیف نیست. نامتناهی بودن نیز نه صفتی در کنار صفاتی همچون سمیع و بصیر است، بلکه حقیقت خود ذات است. سمیع و بصیر از احکام مرتبهٔ واحدیتاند، اما اطلاق از احکام ذات است؛ نه به عنوان یک صفت افزوده، بلکه عین حقیقت وجود اوست. هستی او تمامیت هستی است و اطلاق او، اطلاق ذاتی است.