در این بخش، توضیح داده می شود که انسانیت در خارج، امری واقعی و عینی است و نباید آن را صرفاً یک مفهوم ذهنی دانست. همانگونه که درباره کلی طبیعی سخن گفته میشود، حقیقت نوعی انسان نیز در افراد انسانی حضور دارد و این حضور، حضوری اعتباری و صرفاً ذهنی نیست، بلکه در متن واقعیت تحقق دارد. بنابراین، هر فرد انسانی بهنحوی دارای حقیقت انسانیت است و این حقیقت در او به صورت کلی طبیعی قابل بررسی است.
- اطلاق حقیقت نوعی در افراد انسانی:
در ادامه بیان میشود که کلی طبیعی در خارج، در هر فرد به نحو اطلاقی حضور دارد؛ یعنی هر فرد انسانی تمام حقیقت نوعی را به شکلی در خود دارد، هرچند این حضور ممکن است از حیث شدت و ضعف متفاوت باشد. به همین جهت، نمیتوان گفت که انسانیت در یک فرد هست و در فرد دیگر نیست، بلکه باید گفت این حقیقت در همه افراد موجود است، اما مراتب تحقق آن یکسان نیست.
- تشکیک در ظهور انسانیت:
در ادامه بحث، بر این نکته تأکید میشود که ظهور حقیقت انسان در افراد، تشکیکی است. مقصود از تشکیک آن است که یک حقیقت واحد میتواند در مراتب مختلف و با شدت و ضعفهای گوناگون ظهور کند. از این رو، انسانیت در افراد مختلف به یکسان آشکار نمیشود، بلکه هر فردی بهرهای خاص و مرتبهای ویژه از این حقیقت دارد. این تفاوت، تفاوتی در اصل حقیقت نیست، بلکه در نحوه ظهور و مرتبه تحقق آن است.
- مثال طبیعت آب برای توضیح کلی طبیعی:
برای روشنتر شدن این معنا، سخنران مثال طبیعت آب را مطرح میکند. آب در همه مصادیق خود دارای یک طبیعت واحد است، اما در افراد مختلف ممکن است نحوه حضور و ظهور آن تفاوت داشته باشد. این مثال کمک میکند تا فهمیده شود که چگونه یک حقیقت میتواند در افراد متعدد بهصورت واحد حضور داشته باشد، بیآنکه کثرت افراد، وحدت آن را از بین ببرد. از این مثال برای توضیح جایگاه کلی طبیعی در خارج استفاده میشود.
- حرکت جوهری و کمال تدریجی انسان:
سخنران سپس بحث را به حرکت جوهری صدرایی میکشاند و توضیح میدهد که هر انسان در ذات خود دارای حرکتی جوهری است که او را به سوی فعلیت یافتن استعدادها و شدت یافتن وجود سوق میدهد. در این نگاه، انسان فقط در عرض و ظاهر تغییر نمیکند، بلکه در متن وجود خویش در حال حرکت و دگرگونی است. این حرکت، سبب میشود که مراتب وجودی فرد به تدریج کاملتر شود و انسان به سوی کمال وجودی بالاتری پیش رود.
- تأثیر حرکت جوهری بر انسانیت:
در ادامه بیان میشود که این حرکت جوهری تنها بر وجود خارجی فرد اثر نمیگذارد، بلکه بر انسانیت او نیز تأثیر دارد. به این معنا که با حرکت وجودی انسان، مرتبه انسانیت او نیز کاملتر میشود. پس کمال انسان، صرفاً افزایش در ویژگیهای ظاهری یا مادی نیست، بلکه کمالی در حقیقت انسانی او نیز رخ میدهد. در نتیجه، انسانیت نیز مانند وجود، دارای مراتب و شدت و ضعف است و در مسیر حرکت جوهری به فعلیت نزدیکتر میشود.
- عدم جدایی وجود و ماهیت انسان:
در جمعبندی مباحث مطرحشده، سخنران نتیجه میگیرد که در خارج، وجود و ماهیت انسان از یکدیگر جدا نیستند. حرکت جوهری هم در ساحت وجود و هم در ساحت ماهیت یا انسانیت اثر میگذارد. بنابراین، انسان موجودی نیست که ماهیتش ثابت و جدا از وجودش باشد، بلکه در فرآیند تحقق خارجی، این دو در هم تنیدهاند و همزمان دستخوش کمال و تحول میشوند.
- تعمیم بحث به حیوان:
در پایان نیز اشاره میشود که همین الگو را میتوان درباره حیوان نیز مطرح کرد، با این تفاوت که مرتبه و نحوه تحقق در آن متفاوت است. یعنی همانگونه که انسان در مسیر حرکت جوهری به سوی کمال میرود، حیوان نیز در مرتبه خاص خود دارای نوعی تحقق و حرکت است، اما طبیعتاً این بحث در هر موجودی متناسب با مرتبه وجودی او معنا میشود.