آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • حقیقت(وجود و ماهیت) در حکمت متعالیه

حقیقت(وجود و ماهیت) در حکمت متعالیه

خلاصه محتوا:

در این محتوا به تبیین حقیقت «وجود و ماهیت» در حکمت متعالیه پرداخته می شود. طبق مبانی ملاصدرا، وجود در خارج مساوی با تحقق شیء است؛ یعنی اگر چیزی در خارج باشد، حتماً موجود است و هرگز ممکن نیست شیئی در خارج تحقق داشته باشد اما موجود نباشد. ماهیت و وجود در خارج متحدند و هیچ تقابل یا تقدم و تأخری میان آنها نیست، اما در ذهن این دو از هم جدا می‌شوند و ماهیت بر وجود ذهنی تقدم دارد؛ زیرا در ذهن ماهیت موضوع است و وجود صفت آن.

ماهیت در خارج به خودیِ خود تحقق ندارد، بلکه تحقق آن در پناه وجود است. ماهیت یا در ذهن تحقق دارد با وجود ذهنی یا در خارج با وجود خارجی. ماهیت همواره تابع وجود و قائم به آن است. همچنین هیچ واسطه‌ای میان وجود و عدم نیست، زیرا معدوم ذاتی ندارد تا طرفِ نسبت قرار گیرد، و تحقق هر واسطه‌ای نیازمند دو طرف موجود است.

در بحث اعیان ثابته و ثابتات علمی، توضیح داده می شود که اینها صور علمیِ الهی‌اند و نه در خارج موجودند و نه معدوم، بلکه ثابت‌اند در علم حق و امکان ظهور خارجی ندارند. تجلیات آنها ظهور می‌یابند، اما خودشان از مقام علمی خود خارج نمی‌شوند.

سخنران سپس قاعده «ثبوت شیء لِنَفسه ضروری» را توضیح می‌دهد و بیان می‌کند که هر شیء برای خودش ضرورت وجود دارد و نمی‌توان وجود چیزی را از خودش سلب کرد. این قاعده در مرتبه اعلی درباره خداوند به معنای ضرورت ذاتی و ازلی وجود حق است؛ وجودی که «فی نفسه»، «لنفسه» و «بِنفسه» است و به چیزی قائم نیست.

در ادامه، وجود به دو قسم «رابط» و «رابطی» تقسیم می‌شود. وجود رابط تحقق مستقل ندارد و نفسیت ندارد، اما وجودِ رابطه‌دار یا جوهر است یا عرض. جوهر وجودش «لنفسه» است و عرض وجودش «لغیره» و قائم به جوهر. تنها خداوند موجودی است که وجودش «فی نفسه» و «بِنفسه» است، برخلاف جوهر و عرض.

در پایان، تأکید می‌شود که ماهیت در مقام ذات صرفاً «خودِ خود» است و ارتباطی با وجود خارجی یا ذهنی ندارد؛ ولی در مقام تحقق، یا ذهنی است یا خارجی و احکام آن تابع نحوه وجودش خواهد بود.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

وجود مساوق با شیء است؛ یعنی امکان ندارد چیزی در خارج باشد اما موجود نباشد. هرگاه گفته می‌شود «چیزی موجود است»، به معنای آن است که تحقق دارد و از خارجیت برخوردار است.

  • وحدت وجود و ماهیت در خارج:

چیستی و هستی در خارج با یکدیگر عینیت دارند و هیچ‌گونه دوگانگی ندارند. ماهیت از آن جهت که «خودِ خود» است، در ذهن انسان استقرار دارد و تحقق ذهنی پیدا می‌کند. منشأ انتزاع ماهیت ذهنی همان ماهیت خارجی است و اگر عالم خارج وجود نداشته باشد، ذهن نمی‌تواند ماهیت را انتزاع کند. بنابراین، انتزاع ذهنی بر اساس شیء خارجی شکل می‌گیرد.

  • عدم استقلال ماهیت در خارج:

در ادامه تأکید می‌شود که ماهیت موجودِ جوهریِ مستقل در خارج نیست؛ بلکه تنها در پناه وجود تحقق پیدا می‌کند و قائم به وجود است. ماهیت جدای از وجود در خارج تحقق ندارد. در ادامه به موضوع «ممتنعات عرفانی» یا «ثابتات علمی» اشاره می‌شود و توضیح داده می شود که این‌ها صور علمیِ الهی‌اند، نه اینکه وجود خارجی داشته باشند. اینها اعیان ثابته‌اند که به حق قائم‌اند، اما هرگز در خارج تحقق نمی‌یابند. تنها تجلیات آنها ظهور می‌کند، در حالی که خودشان از مقام علمی خویش خارج نمی‌شوند. همان‌گونه که ماهیات ذهنی در نفسِ ما صورت علمی‌اند ولی خارجیت پیدا نمی‌کنند، اعیان ثابته نیز ثابت در علم الهی هستند و ظهور خارجی ندارند.

  • عدم امکان واسطه میان وجود و عدم:

هیچ واسطه‌ای میان وجود و عدم نیست، زیرا معدوم ذاتی ندارد تا دو طرف یک نسبت قرار گیرد. واسطه ‌بودن نیازمند آن است که هر دو طرف نسبت دارای تحقق باشند. بنابراین، میان وجود و عدم هیچ حائل و واسطه‌ای قابل تصور نیست.

  • تفاوت جایگاه وجود و ماهیت در ذهن و خارج:

در ذهن، وجود مقابل ماهیت قرار می‌گیرد، اما در خارج میان وجود و ماهیت تقابل وجود ندارد؛ بلکه وحدت میان آنها برقرار است. در ذهن، ماهیت بر وجود تقدم دارد و رابطه میان آنها رابطه عارض و معروض است؛ بدین معنا که ماهیتْ موصوف، و وجودْ صفت و عارض بر ماهیت است. بنابراین عروض و اتصاف مربوط به ذهن است.

  • تحقق ماهیت در نشئات ذهنی و خارجی:

ماهیت در هر نشئه‌ای تابع وجود همان نشئه است. در خارج به وجود خارجی قائم است و در ذهن به وجود علمی. ماهیت خاص با وجود خاص تحقق می‌یابد و وجود خاص نیز قائم به وجود عام است که همان فیض منبسط یا منوسط الهی است. بنابراین، ماهیت همواره تابع وجود است و معیت ماهیت با وجود امری همیشگی است.

  • قاعده ثبوت شیء لنفسه:

در ادامه به قاعده «ثبوت شیء لِنَفسِه ضروری» اشاره می شود و توضیح داده می شود که وجود هر شیء برای خودش امر قطعی و ضروری است. سلب وجود از یک شیء نسبت به خودش محال است. در مرتبه اعلی، وجود خداوند برای خودش ضرورت ذاتی و ازلی دارد. وجود حق «فی نفسه»، «لِنَفسِه» و «بِنفسه» است؛ یعنی وجود او قائم به ذات خویش است، نه قائم به غیر.

  • نظر فلاسفه درباره وجود و عدم:

برخی مانند «قائلان به تدرّج» معتقدند میان وجود و عدم واسطه وجود دارد، اما ملاصدرا این سخن را نمی‌پذیرد. وجود مساوق با شیء است و امکان ندارد شیئی در خارج باشد اما موجود نباشد. همچنین وجود خارجی بر وجود ذهنی تقدم دارد، زیرا تا وجود خارجی نباشد، ذهن ماهیت را انتزاع نمی‌کند. اما نسبت به ماهیت خارجی، وجود خارجی تقدم ندارد؛ بلکه میان آنها وحدت برقرار است.

  • اعیان ثابته و علم الهی:

ماهیات ازلی متعلق علم الهی هستند و از آنها به اعیان ثابته تعبیر می‌شود. این‌ها در خارج تحقق ندارند و نه موجودند و نه معدوم؛ بلکه ثابت در علم الهی هستند. این ماهیات ممکنه‌اند و علم الهی به آنها تعلق می‌گیرد. عالم هستی تعطیل ‌بردار نیست و نظام آن همواره در جریان است.

  • دو اعتبار درباره ماهیت:

ماهیت دو اعتبار دارد:

1. اعتبار ذات: در این مقام، ماهیت «خودِ خود» است و ارتباطی با وجود ذهنی یا خارجی ندارد. 

2. اعتبار تحقق: در این اعتبار، ماهیت یا ذهنی است یا خارجی و تابع احکام وجود ذهنی یا خارجی می‌شود.

  • تقسیم وجود به رابط و رابطه‌دار:

وجود یا «رابط» است یا «رابطی». وجود رابط نفسیت ندارد و تحقق مستقل ندارد. وجود رابطه ‌دار یا «جوهر» است یا «عرض». جوهر وجودش «لنفسه» و قائم به خود است، اما عرض وجودش «لغیره» است و قائم به جوهر. هیچ‌یک از جوهر و عرض وجود «بِنفسه» ندارند. تنها خداوند وجود «فی نفسه»، «لنفسه» و «بِنفسه» دارد.