خلاصه محتوا:
در این محتوا، به تبیین جایگاه حضرت حجت (ع) بهعنوان خاتمالائمه و بقیّهالائمه میپردازد و این دو عنوان را از منظر معرفتی و توحیدی توضیح میدهد. ابتدا یادآوری میشود که هر یک از ائمه (ع) مظهر جامع اسماء الهیاند و هیچ مخلوقی، چه انسانی و چه ملکی، در جامعیت و اطلاق تجلی اسماء الهی به پای آنان نمیرسد. اهلبیت (ع) در سیر عبادی و ارادی خود، با تکیه کامل بر شریعت، به عالیترین مراتب قرب الهی، توحید و فنای الهی میرسند و نتیجه این سیر، عصمت مطلق، علم غیب و ولایت معنوی است. در عین حال، شرایط روحی، عبادی و حتی اعتدال مزاج ائمه یکسان نیست؛ هرچند همگی دارای عصمت مطلق و جامعیت اسمائیاند، اما در شدت و ضعف نورانیت و مراتب تجلی اسماء الهی میان آنان تفاضل وجود دارد. این تفاضل به معنای اختلاف در اصل فضیلتها نیست، بلکه به تفاوت در غلبه برخی فضائل اخلاقی بازمیگردد؛ بدین معنا که همه فضائل اخلاقی در همه ائمه وجود دارد، اما در هر امام، برخی فضائل غلبه بیشتری دارد و همین غلبه، منشأ تفاوت در تجلیات اسمائی و نورانیت آنان میشود. سپس بیان میشود که امامی که در پایان سلسله امامت قرار دارد، باید جامع تمام مقامات، فضائل، کمالات و مراتب ائمه پیشین باشد. از این رو، حضرت مهدی (ع) دارنده تمام مقامات توحیدی، اخلاقی و ولایی همه ائمه پیش از خود است و به همین معنا، بقیّهالائمه شمرده میشود؛ یعنی هیچ مقام و فضیلتی در امامان پیشین وجود ندارد که در حضرت مهدی (ع) موجود نباشد. از این جهت، ایشان وارث همه ائمه، همه انبیا، همه رسولان، اولوالعزم و غیر اولوالعزم و همه اولیای الهی است. در ادامه، رابطه «بقیّهالائمه بودن» با «خاتمالائمه بودن» توضیح داده میشود. چون امامت حضرت مهدی (ع) امامتی اطلاقی و جامع است، امامت به ایشان ختم میشود؛ هر امر اطلاقی، مقتضای ختم و تمامیت است. بنابراین، پس از ایشان امام معصومی ظهور نخواهد کرد و دایره امامت به پایان میرسد. این مقام خاتمیت، اسم مستأثر حضرت مهدی (ع) است و همانگونه که نبوت و رسالت به پیامبر اکرم (ص) ختم شد، امامت و ولایت نیز به حضرت مهدی (ع) ختم میگردد. در نهایت تأکید میشود که ختم نبوت ناظر به ختم حاکمیت اسم ظاهر الهی است و ختم ولایت و امامت ناظر به ختم حاکمیت اسم باطن الهی.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
در این محتوا توضیح مقام خاتمالائمه بودن حضرت مد نظر است.
- جامعیت اهلبیت (ع) در اسماء الهی:
هر یک از ائمه (ع) مظهر کاملترین اسماء الهی و مظهر الوهیت هستند. آنان مظهر همه اسماء الهیاند و این حد از تجلی، نه در هیچ مخلوق انسانی و نه در هیچ موجود ملکی تحقق پیدا نکرده است. علاوه بر اصل ظهور اسماء، جامعیت اطلاقی این تجلی نیز در هیچ مخلوقی وجود ندارد. بنابراین، اهلبیت (ع) مظهر جامعه و اطلاقی اسماء الهیاند؛ هم تمام اسماء در آنان متجلی است و هم هر اسم در کاملترین مرتبه خود ظهور یافته است.
- سیر عبادی، توحیدی و نتایج آن در اهلبیت:
اهلبیت (ع) در سیر صعودی عبادی و ارادی خود، با پشتوانه شریعت، به عالیترین مراتب قرب الهی، توحید و مقامات فنای الهی نائل میشوند. این مسیر، مسیری آگاهانه، اختیاری و مبتنی بر عمل کامل به شریعت است. نتیجه این سیر معنوی، دستیابی به علم غیب، عصمت و درجات عالی ولایت معنوی است. در این مسیر، لطف الهی نیز بهطور همهجانبه شامل حال آنان میشود؛ زیرا حرکت آنان حرکتی ارادی و مبتنی بر عبودیت است.
- تفاوت شرایط روحی و عبادی ائمه و تفاضل مراتب:
با وجود عصمت مطلق همه ائمه، شرایط روحی، عبادی و اعتدال مزاج آنان یکسان نیست. هرچند همه دارای اعتدال مزاجاند، اما درجات این اعتدال یکسان نیست. همین امر در عبادت و حتی در عصمت اطلاقی نیز بهصورت تفاوت در شدت و ضعف ظهور مییابد. این تفاوتها موجب تفاضل مراتب نورانیت میان ائمه میشود. حتی در مقامات نهایی توحید، اگر همه ائمه به مقام فنای مطلق رسیدهاند ـ که چنین است ـ در همان فنای مطلق نیز اختلاف درجه و مرتبه وجود دارد. بنابراین، تشکیک و تفاضل میان آنان در نورانیت است، نه در اصل جامعیت؛ زیرا همگی جامع همه اسماء الهی و واجد نورانیت اطلاقیاند، اما نورانیت اطلاقی آنان نسبت به یکدیگر متفاوت است.
- رابطه فضائل اخلاقی با تجلیات اسمائی:
در جامعه فضائل اخلاقی، همه اهلبیت (ع) واجد تمام فضائلاند؛ همه آنان اهل صبر، یقین، تواضع، صدق، حلم، صلح و سایر فضائل اخلاقیاند. هیچ فضیلتی نیست که در یکی از اهلبیت باشد و در دیگری نباشد. اما این فضائل در شدت و ضعف و میزان غلبه متفاوتاند. در یکی صدق غلبه دارد، در دیگری حلم، و در دیگری احسان یا ویژگیهای دیگر. این غلبه فضائل سبب تفاوت در تجلیات اسمائی و الهی بر روح آنان میشود. جامعیت مقامات توحیدی در همه آنان یکسان است و این جامعیت حاصل جامعیت فضائل اخلاقی است، اما غلبه برخی مقامات توحیدی که همان غلبه نورانیت است، به تفاوت در غلبه فضائل اخلاقی بازمیگردد. این همان تفاضل و تشکیکی است که در اهلبیت علیهمالسلام وجود دارد.
- جامعیت امام آخر و معنای بقیّهالائمه:
حال امامی که آخرین امام است، باید تمام مقامات ائمه پیشین را دارا باشد. یعنی آخرین امام، فضائل روحی، اخلاقی و مقامات توحیدی همه ائمه قبل از خود را بهطور کامل در اختیار دارد. ازاینرو، حضرت مهدی علیهالسلام جامع تمام مقامات اهلبیت است و به همین دلیل بقیّهالائمه نامیده میشود. معنای بقیّهالائمه بودن آن است که هیچ مقامی از مقامات ائمه معصومین وجود ندارد مگر اینکه امام زمان (ع) آن را داراست و هیچ فضیلتی در ائمه نیست که در ایشان موجود نباشد. بدین ترتیب، حضرت مهدی (ع) وارث همه ائمه، وارث همه انبیا، وارث همه رسولان چه اولوالعزم و چه غیر اولوالعزم و وارث همه اولیای الهی است. بلکه او وارث هر مؤمنی نیز به شمار میآید و مظهر مطلق اسم اعظم «وارث» است.
- بقیّهالائمه و خاتمالائمه بودن حضرت مهدی (ع):
بقیّهالائمه بودن حضرت مهدی (ع) اسم مستأثر او و اختصاصی ایشان است. امامت به ایشان ختم میشود؛ زیرا امامت حضرت، امامت اطلاقی است و هر حقیقتی که به اطلاق برسد، ختم پیدا میکند. ازاینرو، پس از ایشان امام دیگری نخواهد آمد و دایره امامت به پایان میرسد. مقام خاتمیت در امامت، مختص حضرت مهدی (ع) است و هیچ معصومی پس از ایشان ظهور نخواهد کرد. ایشان نهتنها خاتمالائمه، بلکه خاتم ولایت نیز هستند. خاتمیت از اسم مستأثر حضرت مهدی (ع) است.
- قیاس ختم امامت با ختم نبوت:
بقیّهالائمه بودن مربوط به روح امامت است، به این معنا که امامت در حضرت مهدی (ع) بهصورت اطلاقی و جامع ظهور کرده است. همین جامعیت و اطلاق، مقام خاتمیت را رقم میزند. همانگونه که رسول اکرم (ص) بقیّهالنبوه و بقیّهالرساله هستند و تمامیت نبوت و رسالت در ایشان تحقق یافته و بدین سبب نبوت ختم شده است، تمامیت امامت نیز در حضرت مهدی (ع) ظهور یافته و به همین دلیل، ایشان خاتمالائمه و خاتم ولایت به شمار میروند. نبوت و رسالت به رسول خدا ختم شد و امامت و ولایت نیز به حضرت مهدی (ع) ختم میشود. ختم نبوت ناظر به ختم حاکمیت اسم ظاهر الهی است و ختم ولایت و امامت ناظر به خاتمیت اسم باطن الهی است.