خلاصه محتوا:
حوادث عالم، اتفاقات تصادفی و بیمعنا نیستند، بلکه هر حادثه حامل پیام، قاعده و سنت الهی است. انسانِ دارای بصیرت میتواند از ظاهر حوادث عبور کند و به باطن آنها راه یابد. این عبور، یک مسیر معرفتی منظم دارد. در تحلیل حوادث، ابتدا قاعدهها کشف میشوند؛ از جمله قاعده علیت، سنخیت و تناسب. هیچ حادثهای بدون علت نیست و هر بلا، بیماری یا نعمت، متناسب با صفات روحی، اعمال و ملکات انسان نازل میشود. بلاها و نعمتها صرفاً مجازات یا پاداش نیستند، بلکه ابزار تربیت، تنبیه، پالایش و هدایت الهیاند. ورای قاعدهها، سنتهای الهی قرار دارند. سنتها، شیوههای تدبیر و مدیریت خداوند در عالم هستند که بر اساس حکمت الهی شکل گرفتهاند. سنتها هدفمند، هدایتشده و متناسب با انتخاب و اختیار انسانها هستند؛ بهگونهای که نوع انتخاب فرد یا امت، نوع سنت الهیِ حاکم را تعیین میکند.
در مرتبه عمیقتر، حکمتهای الهی قرار دارند و در باطن حکمتها، اسماء الهی جلال و جمال جاریاند. در حقیقت، مبادی اصلی تمام حوادث عالم، اسماء الهی هستند و سنتها، حکمتها، قواعد و حوادث، همگی مظاهر تنزلی اسماء الهیاند. نهایت این سیر معرفتی، وصول از اسماء به ذات واحد الهی است.
با استناد به آیه «فَاعتَبِروا یا أُولِی الأَبصار» توضیح داده می شود که عبرت یعنی عبور: عبور از حادثه به قاعده، از قاعده به سنت، از سنت به حکمت، از حکمت به اسماء الهی و نهایتاً به ذات الهی.
در این چارچوب توحیدی، جایگاه حضرت زهرا (ع) تبیین میشود. خلقت آن حضرت، نتیجه یک حادثه ساده تاریخی نیست، بلکه مسیر تنزل اسماء خاص و حتی اسماء مستأثره الهی است. اسماء مستأثره، اسمائی هستند که از دسترس عموم و حتی بسیاری از اولیای الهی خارجاند و برای تجلی آنها، ظرفی بینهایت پاک، کامل و فاطمی لازم است. روح فاطمی، عالیترین ظرف وجودی برای پذیرش و نمایش اسماء مستأثره الهی است. هم خلقت حضرت زهرا (ع) و هم رحلت ایشان، هر دو بیان و تجلی اسماء مستأثره الهی در عالماند. خداوند این وجود نورانی را میآفریند، پرورش میدهد و آماده میسازد تا این تجلی خاص الهی محقق شود. در نتیجه، حضرت زهرا (ع) نه تنها یک شخصیت تاریخی یا قدسی، بلکه مظهر عالیترین تجلیات اسمائی الهی و حلقه اتصال میان اسماء مستأثره و عالم خلقت است. ادامه این بحث، به جلسات بعدی موکول میشود.
آغاز محتوا:
- نگاه بصیرت محور به حوادث عالم:
حوادثی که در عالم اتفاق میافتد، نیازمند نگاهی حکیمانه و بصیرت محور است. انسانی که دارای بصیرت باشد، میتواند بسیاری از حقایق عالم را از دل حوادث درک کند؛ چه از افعال مخلوقات، چه از صفات آنها و چه از ذات اشیاء. این درک، نیازمند دقت، لطافت روح و تمرکز است. حوادث، صرفاً اتفاقات ظاهری نیستند، بلکه حامل واقعیتها و حقایقیاند که با تأمل در دل آنها قابل کشف است.
- کشف قواعد در دل حوادث:
در هر حادثهای، قواعد و اصولی نهفته است. این قواعد بیانکننده سنتهایی از سنتهای الهی هستند. قاعدهها، صورت ظاهری سنتها هستند و سنتها، روح حاکم بر قواعداند. سنتهای الهی، شیوههای مدیریت و تدبیر حق تعالی در عالم هستند. برای مثال، وقتی بلایی یا بیماریای نازل میشود، این حادثه بر اساس یک قانون و قاعده مشخص شکل گرفته است. یکی از این قواعد، قاعده علیت است. هیچ حادثهای در عالم بدون علت نیست و اصل علیت در سراسر هستی جاری است. بیماری و بلا نیز معلول علتی خاص هستند، هرچند شناسایی دقیق ارتباط میان هر گناه و نوع بلای متناظر با آن، در شأن معصوم است.
- قاعده سنخیت و تناسب در بلاها و نعمتها:
همراه با علیت، قاعده سنخیت نیز در حوادث جاری است. هر بلایی که بر انسان یا امت نازل میشود، متناسب با ملکات روحی و اعمال آنهاست. اگر زبان انسان آلوده باشد، آثار آن بهگونهای در وجود او ظاهر میشود که با همان صفت سنخیت دارد. اگر فکر انسان آلوده باشد، بیماری یا بلایی متناسب با همان آلودگی فکری بروز میکند. همچنان که پاداش اعمال نیک نیز با حقیقت همان اعمال سنخیت دارد، کیفرها هم بر اساس تناسب و سنخیت نازل میشوند. این همان قاعده تناسب است که در نظام الهی حاکم است.
- سنتهای الهی و پیوند آنها با حکمت:
در پس این قواعد، سنتهای الهی قرار دارند. سنتها هدفمند هستند، هدایتشدهاند و متناسب با انتخاب فرد یا امت تحقق پیدا میکنند. سنتها بر اساس حکمت الهی پایهگذاری شدهاند؛ چه سنتهای جلالی همچون تنبیه و بلا، و چه سنتهای جمالی همچون نعمت و رحمت. هر سنتی، متناسب با نوع انتخاب انسانها ظهور میکند. انتخاب انسان، زمینه ساز تجلی سنت خاصی از سنتهای خداوند میشود.
- اسماء الهی؛ مبادی اصلی حوادث:
در عمق سنتها، حکمتهای الهی قرار دارند و در عمق حکمتها، اسماء الهی جلال و جمال جاریاند. اسماء الهی، مبادی و ریشههای اصلی حوادث هستند. سنتها، تجلی اسماء الهیاند و حکمتها، ظرف ظهور آن اسماء محسوب میشوند. در حقیقت، اسماء الهی برای ظهور، تجلی و اعمال سلطنت خود، به دنبال بسترهایی در عالم میگردند و این بسترها در قالب نعمتها، بلاها و حوادث مختلف پدیدار میشوند؛ حوادثی که تماماً متناسب با اراده، اختیار و انتخاب انسان شکل میگیرند.
- مسیر معرفتی عبور از حادثه تا ذات الهی:
اگر روح انسان، روحی فاطمی شود، میتواند این مسیر معرفتی را طی کند: در دل حادثه، قاعده را کشف میکند؛ در دل قاعده، سنت را میبیند؛ در دل سنت، حکمت را درمییابد؛ در دل حکمت، اسماء جلال و جمال را مشاهده میکند؛ و در نهایت، از اسماء به ذات واحد الهی میرسد. همه حوادث عالم، در نهایت به اسماء الهی ختم میشوند و اسماء الهی، تجلی ذات حق هستند. این همان معنای آیه شریفه «فَاعتَبِروا یا أُولِی الأَبصار» است؛ یعنی عبور کنید، نه توقف.
- خلقت حضرت زهرا (ع) بهمثابه تنزل اسماء مستأثره:
با این نگاه توحیدی و باطنی به حوادث، خلقت حضرت زهرا (ع) نیز معنا پیدا میکند. آفرینش آن حضرت، مسیر تنزل اسماء خاص الهی است؛ بلکه فراتر از آن، مسیر تنزل اسماء مستأثره الهی است. اسماء مستأثره، اسمائی هستند که حقیقت آنها در حجاب خاص الهی قرار دارد و تجلی آنها نیازمند عالیترین ظرف وجودی است. روح فاطمی، همان عالیترین ظرف و پیکر وجودی است که قابلیت تجلی این اسماء را داراست.
- روح فاطمی و ضرورت آن برای تجلی اسماء مستأثره:
برای تجلی اسماء مستأثره الهی، آفرینش روح فاطمی ضروری، بدیهی و قطعی است. خداوند حضرت زهرا (ع) را میآفریند، میپروراند و شکل میدهد تا این وجود نورانی بتواند اسماء مستأثره الهی را دریافت کرده و آنها را در عالم نمایش دهد. هم خلقت حضرت زهرا (ع) و هم رحلت ایشان، هر دو بیان و تجلی اسماء مستأثره الهیاند. اسماء مستأثره، در زمانی مستأثر و در قالب وجودی فاطمی ظهور پیدا میکنند و تار و پود روح فاطمی بر اساس این اسماء شکل میگیرد.