خلاصه محتوا:
تمدنسازی شیعی تنها هنگامی معنا مییابد که بر محور اسماء الهی و نگرش توحیدی استوار شود. ابعاد اجتماعی دین، هویت تمدنی دارند و اگر ساختار اجتماعی دین استخراج، دستهبندی و نظاممند شود، زمینه لازم برای تمدنسازی فراهم میگردد. عرفان نظری نیز هنگامی که امتداد اجتماعی و حاکمیتی آن مشخص شود، میتواند در پایهگذاری تمدن الهی نقش ایفا کند.
اسماء الهی دارای دو ساحت «رحمانی» و «ادراکی» هستند. هنگامی که این اسماء از مرتبه ذات الهی به عرصه عینیت و تحقق خارجی وارد شوند، قابلیت تمدنسازی پیدا میکنند. از این منظر، تمدنسازی امتداد اجتماعی اسماء الهی و گستردهشدن صفات الهی در جامعه انسانی است؛ به گونهای که هم حوزه فردی (سلوک، اخلاق، عبودیت) و هم حوزههای اجتماعی (عدالت، نظم, معرفت، کرامت انسان) را شامل میشود.
پایههای تمدن اسلامی ـ شیعی را چنین شمرده می شود:
عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، عقلانیت، اخلاق، انسانیت، شناخت انسان و جهان (شامل انسانشناسی، هستیشناسی و ایرانشناسی)، و رشد علمی و فناوری. همه این مؤلفهها ریشه اسمائی دارند؛ مثلاً کرامت انسان، تجلی اسم «کریم» است، عقلانیت تجلی اسم «علیم» است، عدالت اجتماعی تجلی اسم «عدل» است و آرامش اجتماعی تجلی اسم «مطمئن».
در بخش دیگری از محتوا، نسبت میان هوش مصنوعی و حرکت جوهری صدرایی تبیین میشود. بیان میشود که جهان در حرکت به سمت تجرد است و ظهور هوش مصنوعی در زمانه ما نمونهای از همان حرکت به سوی تجرد مثالی است.
شکلگیری تمدنها در تاریخ، ظهور و بروز سنن الهی است و این سنن، همان تجلیات اسمائی در گستره اجتماع هستند. در نتیجه، نظامهای اجتماعی، حاکمیتها، و ساختارهای تمدنی باید بر اساس ظهور اسماء الهی تحلیل و طراحی شوند. عالِم دینی نیز در این عرصه نقش «مجاهد علمی» دارد؛ زیرا روشن سازی ساختارهای تمدنی، ظهور اسم «علیم» در حوزه اجتماع است.
در پایان تأکید میشود که هرگونه بازشناسی یا بازسازی دینی باید از مسیر تمدنسازی انجام شود و بنیانهای نظری تمدن اسلامی باید بر هستیشناسی، انسانشناسی و توحیدشناسی صدرایی استوار گردد. از نگاه او، اسماء الهی اساس و محور تمدنسازی شیعیاند و باید پژوهشهای جدی و تخصصی بر این مبنا شکل گیرد.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
در این محتوا، نکاتی مختصر درباره تمدنسازی بر اساس اسماء الهی مطرح میشود. اساس و بنیان تمدنسازی شیعی باید بر مبنای اسماء الهی و نگرش توحیدی شکل گیرد. تمدنسازی را باید با نگاه توحیدی و با نگرش اسمائی تبیین کرد.
- ابعاد اجتماعی دین و نقش آن در تمدنسازی:
ابعاد اجتماعی دین، هویت تمدن سازی دارند. اگر جنبههای اجتماعی دین را استخراج کنیم، فهرست بندی نماییم و ساختارهای آن را مشخص سازیم، این ساختارها نحوه تشکلیابی جامعه دینی را روشن میکنند. این فرایند، زمینه لازم برای تمدنسازی شیعی را فراهم میکند.
از سوی دیگر، اگر امتداد و گستره حاکمیتی و اجتماعی عرفان نظری نیز تبیین شود، عرفان میتواند بر آن اساس نقش تمدنی ایفا کند.
- جایگاه اسماء الهی در تمدنسازی:
اسماء الهی دارای دو هویت رحمانی و ادراکی هستند و میتوانند در تمدنسازی نقشآفرین باشند. هنگامی که اسماء از مرتبه ذات الهی تجلی یابند و به عرصه بیرونی و عینی وارد شوند، قادر خواهند بود در شکل دهی تمدن نقش ایفا کنند.
امتداد اجتماعی توحید در تجلی اسماء الهی همان تمدن سازی است. به بیان دیگر، تمدن سازی، گسترده شدن و ظهور اجتماعی اسماء و صفات الهی است. این اسماء هم ناظر به سیر فردی انسان هستند و جنبه سلوکی دارند و هم در ساحات اجتماعی متجلی میشوند.
- پایههای تمدنسازی اسلامی ـ شیعی:
پایهها و ارکان تمدنسازی عبارتاند از:
عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، عقلانیت، اخلاق، انسانیت، شناخت (شامل انسانشناسی، هستیشناسی و ایرانشناسی)، و رشد علمی و فناوریهای نوین. این مجموعه، اساس تمدن اسلامی و تمدنسازی شیعی را تشکیل میدهد.
این ارکان، ریشه اسمائی دارند. برای نمونه:
توجه به حقوق عامه انسانها همان کرامت انسان است و تجلی اسم «کریم» است.
عقلانیت، یکی از پایههای تمدنسازی، تجلی اسم «علیم» است.
محوریت اخلاق، نمود بندگی و عبودیت است و این نیز مرتبهای از اسماء الهی است.
حفظ آزادی بیان و تحقق عدالت اجتماعی، تجلی اسم «عدل» الهی است.
آسایش و آرامش جامعه، ظهور اسم «مطمئن» است.
از این رو، تمام پایههای تمدنسازی اسلامی و شیعی، زیرساخت اسمائی دارند و اسماء الهی در قالب آسایش، آرامش، عبودیت، اخلاق، عقلانیت و کرامت به ظهور میرسند.
- نسبت علوم و فناوریهای جدید با حکمت صدرایی:
در دوران معاصر، علوم و فناوریهای جدید باید با نگرشی نوین فهم شوند. میان هوش مصنوعی و حرکت جوهری صدرایی نسبتی برقرار است. ظهور هوش مصنوعی، مؤید اصل حرکت جوهری در حکمت ملاصدرا است که براساس آن، عالم به سمت تجرد پیش میرود. هوش مصنوعی در واقع نسبت و سنخیتی با تجرد مثالی دارد و جهان در موضوع هوش مصنوعی به سوی تجرد حرکت میکند.
- ظهور سنن الهی در تاریخ تمدنها:
شکلگیری تمدنها در تاریخ بشر، همان ظهور سنن الهی است و ظهور سنن الهی نیز همان تجلیات اسمائی در عرصه تاریخ و تمدن بشری است. اسماء الهی هرچه به عرصه بیرونی نزدیکتر و عینیتر شوند، زمینه تمدنسازی و ایجاد نظامهای اجتماعی را فراهم میکنند.
نظامهای اجتماعی و شکلگیری حاکمیتها بر اساس اسمائی شکل میگیرند که در عرصه تمدنسازی به صورت خارجی و عینی ظهور یافتهاند.
- جایگاه عالِم دینی و تبیین ساختارهای تمدنی:
عالِم دینی در این عرصه، نقش «مجاهد علمی» را ایفا میکند. تبیین ساختارهای تمدنی، تجلی اسم «علیم» الهی است. توضیح اینکه حقایق تکوینی چگونه در ساحات اجتماعی ظهور و تجلی مییابند، اینکه اسماء الهی چگونه در قالب تمدنسازی متجلی میشوند، و اینکه اسماء الهی چگونه در قالب احکام اعتباری و احکام شریعت ظاهر میشوند، همگی از حوزه فعالیت عالِم دینی است.
بازشناسی و بازسازی دینی نیز تنها از مسیر تمدنسازی امکانپذیر است.
- ضرورت بازگشت به مبانی صدرایی:
مبانی و ساختارهای تمدنی باید بر اساس هستیشناسی صدرایی، انسانشناسی صدرایی و توحیدشناسی صدرایی طراحی شوند. درک نظامهای سیاسی و اجتماعی نیز باید بر پایه دیدگاه اسماء الهی صورت گیرد.
- نتیجه :
در جمعبندی، تأکید میشود که اسماء الهی اساس و بنیان تمدنسازی شیعی هستند. باید این نگرش به درستی فهم شود و زمینههای پژوهشی و تخصصی در این حوزه فراهم گردد.