خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین مسئلهٔ «تفاضل اهلبیت (ع) در عین نور واحد بودن» میپردازد و با رویکردی عرفانی ـ فلسفی، مبتنی بر حقیقت محمدیه، قوس نزول و قوس صعود، و نظریهٔ اسماء و صفات الهی، تمایز وجودی ائمه را توضیح میدهد.
همهٔ اهلبیت (ع) نور واحدند و از یک حقیقت نوری سرچشمه گرفتهاند. این وحدت نوری مربوط به قوس نزول است؛ یعنی مرتبهٔ انشائی و موهوب الهی که همان حقیقت محمدیه در مراتب احدیت، واحدیت و تجرد عقلی است. در این مرتبه، اختیار، اراده و مجاهده معنا ندارد و تمام ارواح معصومین یک حقیقت وجودی واحد هستند که مظهر همهٔ اسماء و صفات الهی است و باطن همهٔ عالم هستی را تشکیل میدهد.
اما در قوس صعود، یعنی پس از تعین این نور واحد در قالب وجودهای شخصی و بشری، سیر و سلوک اختیاری، عبادت، مجاهده، همت و امتثال شریعت معنا پیدا میکند. در این مرحله، هر یک از ائمه علیهمالسلام به میزان سیر عبادی و موقعیت تاریخی خویش، با آن نور مطلق ارتباط برقرار میکنند و بدین ترتیب، تفاضل نوری میان آنان پدید میآید. این تفاوت هرگز به معنای کمال و نقص نیست، بلکه تفاوت در شدت و غلبهٔ نورانیت و ظهور اسماء الهی است.
تمام اهلبیت علیهمالسلام در جامعیت اسماء الهی مشترکاند و همگی ولایت مطلقه دارند، اما در خودِ اطلاق ولایت نیز اختلاف درجات وجود دارد. این اختلاف ناشی از غلبهٔ برخی اسماء الهی در هر امام است. این غلبه گاه حاصل سیر عبادی و اختیاری امام، گاه به جهت نیاز خاص امت در هر عصر، و گاه ترکیبی از مجاهدهٔ امام و لطف خاص الهی است.
سپس پنج دلیل برای اثبات تفاضل نوری ائمه ارائه میشود. نخست، اصل تعدد و تکرار امامان است؛ اگر همه در تمام مراتب کاملاً یکسان بودند، تکرار دوازدهگانه معنایی نداشت. دوم، رجوع دادن یک امام به امام دیگر برای رفع نیازی خاص که نشاندهندهٔ تفاوت در کمالات نوری است. سوم، تجربهٔ شهودی اولیای الهی که دریافتهاند هر امام پاسخگوی نوع خاصی از نیازهای معنوی است. چهارم، اعترافات و بیانات خود اهلبیت در کلماتشان و تفاوت مضامین زیارات ایشان. پنجم، شواهد روایی و زیارتی مانند تعبیر «بعضکم من بعض» در زیارت جامعهٔ کبیره که صریحاً بر تفاضل وجودی و رابطهٔ واسطهگری فیض میان آنان دلالت دارد.
در ادامه، با استناد به عناوینی چون «اشرف الانبیاء» و «أَتَمّ المرسلین» برای پیامبر اکرم (ص)، بیان میشود که حتی در میان معصومان نیز تفاوت رتبهٔ نوری و ولایی وجود دارد. وحدت در راه، هدف، توحید و دین، منافاتی با تفاضل در مراتب ولایت ندارد. همانگونه که اختلاف درجهٔ ولایت، موجب تفاوت در نبوت و رسالت میشود.
در پایان، تأکید میشود که همهٔ اهلبیت (ع) معصوم، حجت الهی، برخوردار از علم غیب، و شریک در جامعیت اسماء الله هستند، اما تمایز آنان در غلبهٔ اسماء و شدت نورانیت است، نه در اصل کمال. جمعبندی نهایی آن است که اهل بیت نور واحدند، اما این نور واحد در قوس صعود دارای مراتب و شدتهای متفاوت است و همین تفاضل نوری اساس فهم صحیح امامت و ولایت است.
آغاز محتوا:
- وحدت نوری اهلبیت (ع) در قوس نزول:
در این محتوا بیان می شود: معتقدیم که همهٔ ائمه نور هستند و همگی نور واحد میباشند؛ «کُلُّنا نورٌ واحد». سرچشمهٔ ایشان نور واحدی از حقتعالی است. هم مبدأ ایجادی آنان نور واحد است و هم خود آنان در حقیقت نور واحدند. البته این نور واحد بودن مربوط به مقام قوس نزول است، نه مرتبهٔ قوس صعود.
یعنی حقیقت همهٔ اهلبیت که همان حقیقت محمدیه است، یک حقیقت واحد است. حقیقت محمدیه در سه مرتبه معنا پیدا میکند: مرتبهٔ احدیت، مرتبهٔ واحدیت و مرتبهٔ تجرد عقلی. به تعبیر دیگر، ارواح همهٔ ائمه یک حقیقت وجودی واحد هستند که خداوند آن حقیقت وجودی را موهبت کرده و انشاء نموده است. این حقیقت، مظهر همهٔ اسماء و صفات الهی است و همان نور یگانهٔ حق است. این مرتبه، مرتبهٔ انشائی حق است؛ مرتبهای که در آن اختیار و اراده معنا ندارد و باطن همهٔ ائمه همان مقام است. آن مقام، باطن تمام تنزیلات الهی و باطن کل عالم هستی است.
- آغاز تفاضل در قوس صعود و سیر اختیاری:
اما در قوس صعود، هنگامی که این حقیقت انشاء و ایجاد میشود، آن نور الهی و نور یگانه در نطفهٔ این ذوات مقدسه قرار میگیرد. در اینجا سیر و سلوک آغاز میشود؛ سیری که همراه با عبادت، جذبه، مجاهده، همت، اراده و اختیار است. ائمه (ع) با عمل، التزام به احکام شریعت و مجاهدهٔ عبادی، به مقامات توحید و نورانیت دست مییابند و با آن مقام نور مطلق و نور واحد مرتبط و متحد میشوند. در این سیر صعودی، هر یک از اهلبیت به میزان متفاوتی سهمی از نورانیت پیدا میکنند. بنابراین، در قوس صعود میان آنان تفاضل وجودی پدید میآید. تفاوت و تمایز آنان نه در اصل نورانیت، بلکه در شدت و مرتبهٔ نورانیت است. از همین جهت نسبت به یکدیگر غلبهٔ وجودی پیدا میکنند.
- جامعیت اسماء الهی و غلبهٔ اسمایی:
همهٔ اهلبیت (ع) مظهر همهٔ اسماء و صفات الهی هستند. اشتراک آنان در جامعیت اسماء الهی مسلّم است و همگی دارای ولایت مطلقه میباشند، اما در همان ولایت مطلقه نیز تفاوت وجود دارد. تمایز آنان در نورانیت است؛ بدین معنا که صفات توحیدی و اسماء الهی در هر یک از ایشان غلبهٔ متفاوتی دارد. در هر امام، یک یا چند اسم الهی ظهور و غلبهٔ بیشتری دارد و همین غلبه منشأ تفاضل نوری است. این تفاوت به معنای کمال و نقص نیست؛ همهٔ ایشان کاملاند، همگی ولایت مطلقه دارند و همگی نور هستند. تفاوت صرفاً در غلبهٔ اسماء و صفات است، نه در اصل دارایی کمال.
- عوامل غلبهٔ اسماء در ائمه (ع):
غلبهٔ برخی فضائل و اسماء در یک امام گاه به سبب سیر معنوی، همت، عبادت و تلاش اختیاری خود اوست. نوع عبادت، کیفیت سیر و سلوک، مزاج معنوی و نحوهٔ عبودیت هر امام، موجب غلبهٔ برخی صفات اسمایی در او میشود.
نکتهٔ دوم آن است که گاهی غلبهٔ صفات به جهت نیاز امت در هر زمان است. هر عصر نیاز خاصی دارد و خداوند برخی ویژگیها را در وجود امام آن زمان غلبه میدهد تا نیاز امت برطرف شود. این غلبه از جانب خداوند است، هرچند زمینهٔ دریافت آن در وجود امام، به سبب عبودیت و بندگی کامل، فراهم شده است.
نکتهٔ سوم آن است که در برخی موارد، غلبهٔ صفات نتیجهٔ سیر اختیاری امام همراه با لطف الهی است. در این صورت، هم همت و مجاهدهٔ امام دخیل است و هم عنایت خاص خداوند. این سه نحوه، تبیینکنندهٔ چگونگی تفاضل نوری در ائمه (ع) است.
- دلیل اول تفاضل نوری: تعدد ائمه:
نخستین دلیل بر تمایز نوری ائمه، خودِ تعدد و تکرار دوازده نور است. اگر همهٔ ائمه در همهٔ مراتب ولایت اطلاقی و اسمائی کاملاً یکسان بودند، چه نیازی به این تکرار بود؟ ظهور یک نور در دوازده بدن نشاندهندهٔ تفاوت مراتب وجودی در نورانیت است. تکرار، نشانهٔ تفاوت مراتب است، نه تشابه مطلق.
- دلیل دوم: رجوع امام به امام دیگر:
دلیل دوم آن است که در مواردی امام، مؤمن یا سالک را برای پاسخگویی به نیازش به امام دیگری ارجاع میدهد. اگر مقام این دو امام از هر جهت کاملاً یکسان بود، چنین ارجاعی معنا نداشت. این رجوع نشاندهندهٔ آن است که کمال خاصی در امام دیگر وجود دارد که پاسخگوی آن نیاز ویژه است و این خود دلیل بر تفاضل نوری آنان است.
- دلیل سوم: تجربهٔ شهودی اولیای الهی:
دلیل سوم، تجربهٔ شهودی اولیای الهی است. آنان در سلوک خود دریافتهاند که هر امام نوع خاصی از نیازهای معنوی را پاسخ میدهد. این تجربهٔ شهودی، گواه روشنی بر تفاوت مراتب نوری اهلبیت (ع) است.
- دلیل چهارم: اعترافات و کلمات خود اهلبیت:
چهارمین دلیل، کلمات و اعترافات خود اهلبیت (ع) است. آنان در بیانات خویش، مقامات خود را متفاوت توصیف میکنند. تفاوت مضامین در زیارات ائمه نشان میدهد که مقام نورانیت آنان یکسان نیست؛ زیرا اگر چنین بود، همه دارای زیارتی واحد با مضمون کاملاً یکسان بودند.
- دلیل پنجم: شواهد زیارتی و روایی:
در زیارت جامعهٔ کبیره آمده است: «أرواحکم و نورکم و طینتکم واحده… بعضکم من بعض». بخش اول این تعبیر مربوط به قوس نزول و حقیقت محمدیه است؛ یعنی آنجا که همه نور واحدند. اما تعبیر «بعضکم من بعض» ناظر به رابطهٔ وجودی و واسطهگری فیض میان آنان است. این تعبیر نشان میدهد برخی از آنان از برخی دیگر نور دریافت میکنند و این خود دلالت صریح بر تفاضل وجودی و رتبهای آنان دارد.
- تفاضل پیامبر اکرم (ص) با سایر معصومان:
از دیگر شواهد تفاضل نوری، عناوینی است که در احادیث و ادعیه برای پیامبر اکرم (ص) آمده است؛ مانند «اشرف الانبیاء» و «أَتَمّ المرسلین». همهٔ انبیاء طیب و طاهرند، اما رسول خدا برترین و کاملترین آنان است و معیار سنجش سایر انبیاء به شمار میآید. این عناوین نشان میدهد که حتی میان معصومان نیز تفاوت رتبهٔ نوری وجود دارد.
- اشتراک در هدف و اختلاف در درجات ولایت:
همهٔ انبیاء و معصومان در راه، هدف، دین و توحید مشترکند، اما در درجات ولایت اختلاف دارند. اختلاف در درجهٔ ولایت، موجب تفاوت در درجات امامت، نبوت و رسالت میشود. معصومان وحدت وجود بدنی ندارند و در قوس صعود وحدت نوری مطلق نیز ندارند، بلکه دارای تفاضل در نورانیتاند.
- اشتراک در عصمت و تمایز در غلبهٔ نور:
همهٔ معصومان در عصمت، حجیت، علم غیب و جامعیت اسماء الهی مشترکاند. تعبیر «نحن اسماء الله» شامل همهٔ اهلبیت میشود. با این حال، تمایز آنان در غلبهٔ اسماء و شدت نورانیت است. قرآن نیز با تعبیر «لا نفرق بین أحد منهم» به وحدت راه و هدف اشاره دارد، و با تعبیر «تِلکَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بعضَهُم علی بعض» بر تفاضل مراتب آنان دلالت میکند.
- تقدّم نوری اهلبیت و توسل انبیاء:
توسل انبیاء به پنج نور مقدس، دلالت بر خلقت نوری و تقدم وجودی اهلبیت (ع) دارد. این تقدم نوری نشاندهندهٔ وسعت فیض و برتری نوری آنان نسبت به سایر انبیاء است. آنان به نور اهلبیت توسل میجویند، زیرا آن حقیقت نوری پیش از عالم خلق شده و منشأ فیض است.
- معنای طیب بودن و اَتَمّالمرسلین:
طیب بودن هم به معنای حلال بودن و هم به معنای پاکی ظاهری و باطنی است. رسول خدا (ص) «أَتَمّالمرسلین» است؛ یعنی پاکترین از حیث جسم، روح و حقیقت وجودی. این طهارت کامل، نشانهٔ اوج نورانیت و کمال ولایی ایشان است.
- جمعبندی:
تمام اهلبیت (ع) نور واحدند، اما در همان نورانیت دارای تمایز و تفاضلاند. این تفاوت نه به کمال و نقص، بلکه به شدت و غلبهٔ نورانیت و اسماء الهی بازمیگردد.