آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • تأثیر خوراک مادی و معنوی بر جسم و روح انسان – بخش یازدهم

تأثیر خوراک مادی و معنوی بر جسم و روح انسان – بخش یازدهم

خلاصه محتوا:

در این محتوا، بحث «خوراک» از منظری عمیق و جامع بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که خوراک صرفاً امر مادی و جسمانی نیست، بلکه هر آنچه وارد حریم وجود انسان می‌شود، چه مادی و چه معنوی، اثر فراگیر بر جسم و روح دارد. هر غذایی که انسان مصرف می‌کند، در تمام بدن انعکاس پیدا می‌کند؛ این انعکاس نه‌تنها در اندام‌ها، بلکه در صوت، چهره، سیمای ظاهری و حتی کیفیت روح انسان ظهور می‌یابد. غذاهای مختلف می‌توانند صوت انسان را نرم یا زمخت کنند و چهره را زیبا یا نازیبا سازند و این امر به حلال یا حرام بودن، لطافت یا کثافت، و مزاج غذا وابسته است. سپس بیان می‌شود که خوراک مادی، علاوه بر بدن، بر روح نیز اثر می‌گذارد؛ زیرا روح انسان حریمی دارد که با ورود غذا تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اثر غذا در روح، در ادراکات، تخیلات، ملکات، ایمان و نیات انسان آشکار می‌شود. در ادامه، پنج جهت اصلی بررسی هر خوراک بیان می‌شود: خلق و خصلت غذا، ساختار مادی آن، مزاج (سردی، گرمی، تری و خشکی)، خاصیت و فایده زیستی، و حکم شرعی (حلال یا حرام). این جهات مجموعاً نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت جسم و روح انسان دارند. در بخش بعدی به خوراک‌های معنوی پرداخته می شود؛ یعنی معارف، ادراکات، ملکات اخلاقی، نیت‌ها و اعمال. این امور به عنوان «مأکولات معنوی» وارد حریم روح می‌شوند و بر تمام مراتب آن اثر می‌گذارند. همان‌گونه که غذای مادی صورت، صوت و مزاج بدن را تغییر می‌دهد، خوراک معنوی نیز در کلام، نگاه، چهره، صدا، خواب‌ها و حتی نظام تدبیر بدن تأثیر می‌گذارد. فضیلت‌ها و رذیلت‌های اخلاقی به‌عنوان ملکات روحی، نقش مستقیمی در اعتدال یا عدم اعتدال مزاج بدن دارند. فضیلت‌ها موجب لطافت صوت، زیبایی سیما، آرامش بدن و تعادل مزاج می‌شوند، در حالی که رذیلت‌ها بدن را از اعتدال خارج کرده، صوت را زمخت و چهره را خشن می‌سازند. حتی قوام یا زوال بدن، تحت تأثیر حالات روحی مانند خوف، امید، نشاط و یأس قرار دارد. در نهایت تأکید می‌شود که جذب در خوراک معنوی، همانند خوراک مادی، کامل و یکسان نیست؛ انسان تنها بخشی از معارف و ملکات را جذب می‌کند و میزان اثرگذاری آن‌ها وابسته به ظرفیت روح و نحوه دریافت است. بنابراین خوراک مادی و معنوی هر دو در سلامت، تعادل، هدایت و رشد انسان نقش اساسی دارند و نیازمند مراقبت و توجه جدی‌اند.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

هنگامی که بحث جذب و دفع در خوراک مطرح می‌شود، انسان به نکات معنوی عمیقی در زمینهٔ هدایت نفس ناطقه دست می‌یابد.

  • انعکاس خوراک در سراسر بدن انسان:

هر غذایی، هر نوع خوراکی که وارد بدن ما می‌شود، یعنی هر معکولی که توسط انسان خورده می‌شود، دارای یک ظهور و انعکاس است. این ظهور و انعکاس نه در بخش خاصی از بدن، بلکه در سراسر بدن انسان تحقق پیدا می‌کند. زمانی که انسان آب می‌نوشد، یا میوه، سبزی، گوشت و سایر غذاها را مصرف می‌کند، انعکاس این خوراک در کل بدن آشکار می‌شود. این اثرگذاری به گونه‌ای است که حتی در صوت انسان نیز ظاهر می‌گردد. آن صوت و کیفیت نهفته در غذا، در صدای انسان ظهور پیدا می‌کند و همچنین در صورت و چهرهٔ انسان و دیگر اعضای بدن نمود می‌یابد. برخی از غذاها موجب تغییر در طنین صوت می‌شوند و صدا را ضخیم‌ تر می‌کنند، و برخی دیگر صوت را نرم و لطیف می‌سازند. بنابراین، معکول انسان در ضخامت و انعطاف‌پذیری صوت تأثیر مستقیم دارد.

  • تأثیر خوراک بر چهره و سیما:

خوراک نه‌تنها بر صوت، بلکه بر چهره و سیمای انسان نیز اثرگذار است. غذا می‌تواند صورت انسان را زیبا یا زشت کند و این امر به حلال یا حرام بودن آن غذا بستگی دارد. غذاهای حرام موجب زشتی چهره می‌شوند و غذاهای حلال، زیبایی چهره را افزایش می‌دهند. غذاهای لطیف، صوت را لطیف می‌کنند و غذاهای زمخت، صوت را خشن و سنگین می‌سازند. از این‌رو، خوراک و معکول انسان بر صوت، سیما و بر کل بدن او اثرگذار است. این تأثیر منحصر به اعضای جسمانی نیست، بلکه خوراک در مجموع وجود انسان اثر می‌گذارد.

  •  تأثیر خوراک مادی بر روح انسان:

اثر خوراک تنها به بدن محدود نمی‌شود، بلکه معکول انسان در روح او نیز تأثیرگذار است. این تأثیر، همهٔ حریم روح را در بر می‌گیرد. بدن انسان حرم است و روح انسان نیز حرم است. هنگامی که غذای مادی وارد بدن می‌شود، نه‌تنها در جسم، بلکه در روح انسان نیز اثر می‌نهد. معکول مادی در ادراکات روحی، ملکات روح، اعیان روح و نیز در تخیلات و توسلات انسان اثرگذار است. بنابراین یکی از قواعد بنیادی این است که هر غذایی که انسان مصرف می‌کند، هم در بدن او و هم در روح او تأثیر می‌گذارد.

  • ابعاد پنج‌گانهٔ بررسی خوراک:

وقتی انسان به خوراک توجه می‌کند، این توجه از چند جهت قابل بررسی است. هر غذا دارای پنج جهت اساسی است که باید مورد ملاحظه قرار گیرد. نخست آن‌که هر غذا دارای یک خُلق و صفت است؛ یعنی با خود یک ملکه و ویژگی خاص به همراه می‌آورد. دوم آن‌که هر غذا دارای یک ساختار مادی است که در فرآیند جویدن شکسته می‌شود، اما محتوای آن همچنان باقی می‌ماند. سوم آن‌که هر غذا دارای طبیعت و مزاج خاص خود است؛ سردی، گرمی، تری یا خشکی، که به هر حال با یک مزاج مشخص همراه است. چهارم آن‌که غذا دارای خاصیت و فایده است؛ مانند ویتامین‌ها و آثار زیستی که در بدن انسان ایجاد می‌کند. پنجم آن‌که هر غذا دارای حکم شرعی است؛ یعنی یا حلال است یا حرام. بنابراین، هر خوراک از این پنج جهت مورد بررسی قرار می‌گیرد و به همین دلیل است که غذایی که وارد بدن می‌شود، هم در حوزهٔ جسم و هم در حوزهٔ روح تأثیرگذار است.

  • تأثیر حلال و طیب بودن غذا بر جسم و روح:

غذا از جهت حلال یا حرام بودن، در جسم انسان اثر می‌گذارد؛ به‌ویژه در صوت و سیما. از جهت طیب و پاکیزه بودن، در چهرهٔ انسان تأثیر دارد و همین طیب بودن، در روح انسان نیز مؤثر است. غذا از جهت طبیعت و مزاجی که دارد، هم جسم را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هم روح را. غذای معتدل، روح انسان را به اعتدال می‌رساند و جسم را نیز معتدل می‌سازد. طبع غذا در جسم و روح اثرگذار است. همچنین غذای مصرف‌شده، خلقی را با خود به همراه می‌آورد که همان خلق و ملکات آن غذاست و این ملکات هم در جسم انسان اثر دارد و هم در روح. برای مثال، هنگامی که انسان گوشت حیوانی با حرمت خاص را مصرف می‌کند، خلق آن حیوان در روح انسان اثر می‌گذارد و این اثر در جسم نیز نمود پیدا می‌کند و در سیما قابل مشاهده است.

  • شمول اثر خوراک در کل وجود انسان:

هر خوراکی که وارد بدن انسان می‌شود، در کل بدن انعکاس دارد. این نکته بسیار مهم است که کل بدن از غذای مادی تأثیر می‌پذیرد و کل روح نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این انعکاس متناسب با نوع غذایی است که انسان دریافت می‌کند و ظهوری که در بدن و روح ایجاد می‌شود. این پنج ویژگیِ خوراک طبع، خلق، خاصیت، ساختار و حکم حلال یا حرام  همگی با غذا وارد بدن می‌شوند و در سراسر بدن و روح انسان انتشار پیدا می‌کنند.

  • نسبت جذب و دفع در خوراک:

یکی از مسائل بسیار مهم در بحث خوراک این است که دفع، متناسب با جذب است. متناسب با خوراکی که وارد بدن می‌شود، دفع معنا پیدا می‌کند. تفاوت در نوع و میزان دفع فضولات به نوع خوراکی بستگی دارد که وارد بدن شده است. هر غذایی به یک اندازه جذب نمی‌شود. سبزیجات، صیفی‌جات، آب‌ها، گوشت‌ها و میوه‌ها میزان جذب یکسانی ندارند. بنابراین، معکولات مختلف، جذب و دفع یکسانی ندارند و درصد دفع آن‌ها متفاوت است. این اصل، نه‌تنها در مسائل جسمانی، بلکه در مسائل معنوی نیز جریان دارد و این همان نکته‌ای است که بحث خوراک معنوی را نیز شامل می‌شود.

  • تبیین مفهوم خوراک معنوی و ورود آن به حریم روح:

در مسائل معنوی نیز همین نکات جاری است و این مسئله در خوراک معنوی کاملاً جریان دارد. معارف ما، ادراکاتی که انسان به دست می‌آورد، ملکات روحی، نیات و اعمال ما، همگی معکولات معنوی هستند و به‌عنوان خوراک معنوی محسوب می‌شوند. این خوراک معنوی وارد حریم روح می‌شود؛ روح انسان حرم است و ملکات و نیات نیز حرم هستند. نیت انسان وارد حرم روح می‌شود و ملکات نیز وارد حرم روح انسان می‌گردند. هر خوراک معنوی که در حریم روح جای می‌گیرد و وارد عالم روح می‌شود، بر کل روح انسان اثرگذار است و بر تمام مراتب روح تأثیر می‌گذارد. به این معنا که معارف ما، ادراکاتی که انسان پیدا می‌کند، در تمثلات روحی اثرگذار هستند. این معارف در روح انسان مؤثرند، در فهم و ادراک انسان اثر دارند و در مدرکات انسان ظاهر می‌شوند.

  •  اثر معارف و ادراکات در خواب، خیال و قوا:

ادراکاتی که انسان به دست می‌آورد، در خواب‌های او مؤثر است و در تمثلات روحی ظاهر می‌شود. این آثار در فهم، خیال و قوا بروز می‌کند. بنابراین، هنگامی که انسان معارف و مدرکات را به‌عنوان غذا و خوراک دریافت می‌کند، در حقیقت فهم انسان، خوراک انسان است. انسان علم را اخذ می‌کند و آن را می‌خورد؛ این‌ها معکولات معنوی هستند که در روح انسان اثر می‌گذارند.

همچنین، ملکات روحی غذای روح هستند و در روح اثر دارند. نیات انسان نیز همین‌گونه‌اند. این امور همگی در خواب‌های انسان اثر دارند. ملکات روحی در صوت انسان اثر می‌گذارند و در چهره و سیمای او نیز مؤثر هستند. در حقیقت، ملکات، نیات و ادراکات انسان در قوای او و در مراتب روحی او تأثیرگذارند.

  • تأثیر متقابل خوراک معنوی بر جسم و روح:

این تأثیرگذاری تنها به روح محدود نمی‌شود، بلکه در جسم انسان نیز ظهور دارد. هنگامی که انسان معرفتی پیدا می‌کند، آن معرفت در روح او اثر می‌گذارد و وقتی در روح اثر گذاشت، ادراک انسان تغییر می‌کند و این تغییر در جسم نیز اثرگذار می‌شود. همان‌گونه که خوراک مادی در روح انسان مؤثر بود، خوراک معنوی که شامل ادراکات و ملکات است، در جسم انسان نیز اثر دارد. خوراک معنوی و فهم انسان در صوت او اثر می‌گذارد. ملکات و مدرکات در چهره و سیمای انسان مؤثرند و در کلام و بیان انسان ظاهر می‌شوند. ادراکات، ملکات و نیات انسان هر کدام طبیعت خاص خود را دارند، مزاج خاص خود را دارند و با ویژگی‌های مخصوص به خود همراه‌اند.

  • نقش ملکات روحی در شکل‌گیری سیما و صوت:

ملکات روحی انسان در سیما و چهره اثر می‌گذارند و چهره را تغییر می‌دهند. انسان متناسب با ملکات روحی خود، چهره و سیما می‌سازد. نفس انسان بر اساس ملکات خود، سیما و چهره می‌سازد و همچنین بر اساس ملکات روحی خود، صوت را شکل می‌دهد. همان‌گونه که ملکات چهره را تغییر می‌دهند، صوت انسان را نیز دگرگون می‌کنند. ادراکات انسان نیز در صوت و سیما اثرگذار هستند. متناسب با نوع ملکات و نوع فهم، صوت و سیمای انسان تغییر می‌کند. فضایل و رذایل، چهرهٔ انسان را تغییر می‌دهند و همچنین صوت انسان را متحول می‌سازند. صوت متناسب با فضیلت وجود دارد و صوت متناسب با رذیلت نیز وجود دارد. همچنین سیما و چهرهٔ متناسب با فضیلت و سیما و چهرهٔ متناسب با رذیلت داریم. فضایل، چهرهٔ انسان را لطیف می‌کنند و صوت او را نیز لطیف می‌سازند. در مقابل، رذایل، چهره را زمخت می‌کنند و صوت را نیز زمخت می‌نمایند. بنابراین، ملکات این‌گونه اثرگذار هستند.

  • تأثیر فضایل و رذایل بر مزاج و تعادل بدن:

ملکات روحی، مزاج بدن را نیز تغییر می‌دهند. به تعبیر دیگر، فضایل مزاج را تغییر می‌دهند و رذایل نیز مزاج را دگرگون می‌سازند. فضایل مزاج را به اعتدال می‌برند و رذایل مزاج را از اعتدال خارج می‌کنند. بنابراین، فضایل موجب ایجاد اعتدال می‌شوند و رذایل بدن را از حالت اعتدال خارج می‌سازند. این تأثیر فضایل و رذایل، در مزاج، در صوت و در سیما کاملاً مشهود است. حتی ملکات در قوام و زوال بدن نیز اثر دارند. برای مثال، خوف در بدن اثر دارد، نشاط در بدن اثر دارد، امید داشتن در بدن مؤثر است و یأس نیز بر بدن تأثیر می‌گذارد. قوام بدن و زوال بدن، تحت تأثیر ملکات و حالات نفسانی قرار می‌گیرد.

  • لطافت ادراکات و انعکاس آن در ظاهر انسان:

هر اندازه ادراکات انسان لطیف‌تر باشند، سیمای او را لطیف‌تر می‌کنند و صوت او را نیز لطیف‌تر می‌سازند. این اثر ادراکات در چهره و صوت انسان است. ملکات روحی هر اندازه لطیف‌تر شوند، همان لطافت در صوت و صورت انسان ظاهر می‌شود.

به‌ویژه ادراکات توحیدی، هرچه لطیف‌تر شوند، مخصوصاً اگر حضوری و شهودی باشند، صوت انسان را تغییر می‌دهند، سیما را لطیف می‌کنند و کلام و بیان را لطیف می‌سازند. اگر علم حضوری انسان وسعت پیدا کند، نظام تدبیر بدن نیز تغییر می‌کند؛ زیرا تدبیر بدن بر اساس علم حضوری موهبی شکل گرفته است.

  • نقش علم حضوری و تمثلات روحی در تدبیر بدن:

نظام تدبیر بدن بر اساس علم حضوری دارای گردش و جریان خاصی است. این مسئله نشان‌دهندهٔ تأثیر علم و ادراک در بدن و در نفس انسان است. تمثلات روحی انسان نیز در نظام تعادل بدن اثرگذارند و در تدبیر بدن نقش دارند. تدبیر بدن حتی بر اساس خواب‌ها شکل می‌گیرد. تمثلات روحی در تعادل بدن، در تدبیر بدن، در آسایش و آرامش بدن نقش دارند. این تمثلات روحی در صوت و سیمای انسان نیز اثرگذار هستند. متناسب با خواب‌هایی که انسان می‌بیند، صوت او تغییر می‌کند؛ صوت می‌تواند نرم یا خشن شود. همچنین سیمای انسان تغییر می‌کند و ممکن است به سمت حیوانیت یا به سمت انسانیت حرکت کند.

  • ارتباط تمثلات روحی با زشتی و زیبایی چهره:

زشتی و زیبایی چهرهٔ انسان از تمثلات روحی نیز تأثیر می‌پذیرد. نوع تمثلات روحی در سیما، در خواب‌ها و در صوت انسان مؤثر است. خواب‌ها در صوت و سیمای انسان اثر می‌گذارند؛ زیرا جسم و روح ارتباط بسیار قوی و روحانی با یکدیگر دارند. به همین دلیل، احوال روحی انسان در بدن او انعکاس پیدا می‌کند. طبع بدن و خلق خوراک، در روح انسان مؤثر است. غلبهٔ برخی از ملکات موجب می‌شود که مزاج در حالت اعتدال باقی بماند و غلبهٔ برخی دیگر از ملکات باعث می‌شود که مزاج از اعتدال خارج شود.

  • تأثیر نوع ملکات بر مزاج و خلق انسان:

برخی ملکات، مانند ملکاتی که خلق تند دارند، مزاج را تند می‌کنند. ملکاتی که معتدل هستند و دارای خلق نرم‌اند، مزاج را نیز نرم و معتدل می‌سازند. بنابراین، نوع ملکات انسان در خلق او اثر دارد و خلق را به سمت اعتدال یا تندی سوق می‌دهد. ملکات، مزاج را تغییر می‌دهند؛ زیرا ملکات صفاتی مجرد هستند و بر جسم احاطه دارند و در آن اثر می‌گذارند. در حقیقت، ملکات یا مزاج را ایجاد می‌کنند، یا مزاج موجود را تکمیل می‌نمایند، یا آن را به سمت خشکی، نرمی، اعتدال یا تندی سوق می‌دهند.

  • جمع‌بندی اثر خوراک معنوی بر جسم:

این اثرگذاری ملکات و ادراکات در مزاج، چهره و صوت انسان کاملاً مشهود است. بنابراین، دریافت خوراک‌های معنوی، مانند ملکات و ادراکات، بر جسم انسان نیز اثرگذار است. همان‌گونه که انسان همهٔ خوراک‌های مادی را به‌طور کامل جذب نمی‌کند و بخشی از آن‌ها دفع می‌شود، انسان همهٔ حقایق را نیز به‌طور کامل درک نمی‌کند، هرچند به آن‌ها توجه داشته باشد. متناسب با نوع جذب معکولات معنوی، آثار آن‌ها نیز در انسان ظهور پیدا می‌کند.